شما اینجا هستید: خانهگزارش

 زمستان خود را  کنار اجاق روشن کرده و عصر، لای نفس‌های نوزادی که قرار است تا چندساعت دیگر به زندگی سلام کند؛ پاورچین پاورچین تیک می‌خورد. لحظاتی که مادر ماه‌ها به انتظار، همه‌ی رؤیاهای فردایش را گره زده؛ در راه است. باد کلون در را به هم می‌زند و پیچک‌های خانه پنجره را درآغوش می‌گیرند. جیغ زن، همسرش را که تا عصر با زمینی سفت و زمخت دست و پنجه نرم کرده به اتاق می‌کشاند. خستگی از تن می‌گیرد وقتی متوجه می‌شود زمان تولد فرارسیده است.

 از منظر سخن‌دوستان و اهالی فرهنگ بین نگاه کردن و دیدن تفاوت‌هاست. در راستای تفسیر عام از این بینش می‌توانیم بگوییم که بین کار و احساس وظیفه تفاوت فاحشی وجود دارد. لازمه‌ی موفقیت و رضایت‌ خاطر و وجدان انسان در دو حرفه‌ی؛ معلمی و پرستاری، عشق عمیق می‌باشد.

مقدمه: سال‌هاست فضاهای داخلی موزه‌ها را با محتوای مردم‌شناسی، صنایع دستی و هنرهای سنتی طراحی و اجرا می کنم. تا کنون در استان‌های لرستان، کرمانشاه و ایلام ۹ موزه را شکل داده و مورد بهره‌برداری قرار داده‌ام. این موزه‌ها با پژوهش بر شواهد به جای مانده از انسان‌ها که در برگیرنده باورها و اعتقادات، مراسم و آیین‌ها، فن‌آوری و کار، دست سازه‌ها و دست بافته‌های آن‌هاست، شکل گرفته‌اند.

 سیف‌اله غضنفری: انقلاب در حال شکل‌گیری است و حکومت‌نظامی هرگونه تجمع را ممنوع کرده است. مدرسه را تعطیل کرده و به خیابان ریخته‌ایم. پسری لاغر و میانه‌اندام هم‌گام جمعیت شعار «مرگ بر شاه» سرمی‌دهد. مأموران از راه می‌رسند و راه را بر ما سد می‌کنند. صدای نفیر گلوله در فضا پیچیده می‌شود. تظاهرکنندگان از هم پراکنده می‌شوند. همه به یک‌طرف هجوم می‌برند. شهر ما نیز اولین شهید خود را نثار راه آزادی و انقلاب می‌کند.

 برادر... انتصاب به‌جا و شایسته‌ی شما را ...تبریک می‌گوییم.
کسی نیست که در شهر و استان من زندگی کند و برای هزاربار هم که شده چشمش به  گل روی این عبارت نخورده باشد. عبارت‌هایی هم‌قلو و کلیشه‌ای یعنی هم‌متن که انگار تنها جای اسم رئیس‌های منتصب شایسته‌اش تنها وجه تمایز آن‌هاست.

امسال هفته‌ی بهداشت روانی را با شعار «پیش به سوی آینده‌ای مطمئن در سالمندی با سرمایه‌گذاری در سلامت روان دانش‌آموزان» نام‌گذاری کردند. به همین خاطر تصمیم گرفتم تعدادی از دانش‌آموزان را به دیدار سالمندان ببرم. 25نفر از بچه‌های ششم را انتخاب کردم. خانم اکبری، یکی از معلمان پایه‌ی ششم نیز در این سفر مرا همراهی می‌کرد. مانده بودم چگونه 25پسربچه‌ی حدوداً‌ 12 ساله‌ی بازی‌گوش و پر ازجنب و جوش را در این سفر کوتاه، کنترل کنم! همین که از در مدرسه راه افتادیم، بچه‌ها فوری تقاضای آهنگ کردند؛ «خانم اجازه! آقای راننده آهنگ بذاره؟ خانم اجازه! می‌تونیم دس بزنیم، خانم اجازه...»

یک استاد رشته علوم ارتباطات اجتماعی گفت: اگر طرح دکتر معتمدنژاد در مورد آزادی مطبوعات اجرایی شود، انحصار رادیو و تلویزیون برای همیشه در ایران می‌شکند. ممکن است بگویند که در قانون اساسی در مورد این دو رسانه چیز دیگری نوشته شده اما در قانون اساسی در مورد بانک و بیمه هم گفته شده که باید در انحصار دولت باشند پس چه شد که آقایان رفتند سراغ خصوصی ‌سازی؟ چون نفع مالی داشت. پس این اتفاق در این مورد هم امکان‌پذیر است.

از آن جايي كه آيين مرقومه و عريضه نويسي ساليان درازي است كه دراين مرزو بوم، جاري و ساري است و از روزي كه «مجلس شوراي ملي» بنا نهاده شد و «رعيت» به «ملت» تغيير نام يافت و «دولت» پديدار شد؛ مردمِ از بدبختي و فلاكت به تنگ آمده از ناگزيري هراز چندگاهي دست به قلم مي بردند

پدرم می‌گفت:« فرزندم همیشه خانه‌ات را جایی انتخاب کن که از دست‌ْرس آدمی‌زاد دور باشی

 سیمره- گروه اجتماعی: من سپیده را می‌بینم، سپیده‌ای که منجر به صبح روشنایی خواهد شد، مردم ما حتما آن صبح را خواهند آفرید. من توسعه را برای سال آینده‌ی کشور می‌بینم.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال دهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، چهار راه بانک، کوچه‌ی شهید جلال سرباز