شما اینجا هستید: خانهگزارشتنگه‌ی باستانی «شیرز» یکی از ژئوپارک‌های طبیعی ایران

تنگه‌ی باستانی «شیرز» یکی از ژئوپارک‌های طبیعی ایران

یکشنبه, 05 شهریور 1396 ساعت 12:31 شناسه خبر: 2850 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
seymare seymare

تنگه‌ی باستانی «شیرز» در 45 کیلومتری شمال شرق کوهدشت و بر سر راه رودخانه‌ی سیمره واقع شده است. این جاذبه‌ی طبیعی و شگفت‌انگیز در منطقه‌ای به نام اولادقباد قرار دارد و دارای طبیعتی زیبا و چشمه‌های جاری با آب فراوان، صخره‌های تند و تیز و میوه‌های وحشی است.


طول این تنگه حدود 5 کیلومتر است و رود کوچکی از میان آن عبور می‌کند. رودی با سراب‌ها و چشمه‌های زُلال که در مسیر خود آبشارهای زیبایی را به وجود آورده، می‌رود تا در دهانه‌ی ورودی شیرز به رودخانه خروشان سیمره ملحق شود.
این تنگه که پُر است از درخت‌های کوهی میوه از جمله انگور، انجیر و گلابی درمیان دو کوه شگفت‌انگیز «وره‌زرد» در استان لرستان و «زردلان» در استان ایلام قرار گرفته است. بر سینه و کمرکش این دو کوه غارهایی زیبا جا گرفته که گویای سکونت بشرغارنشین در این منطقه است. این منطقه‌ی بکر که همواره حس شگفتی بازدیدکنندگان را برانگیخته، محل بازدید و تفریح تابستان مردم لرستان و گردشگران است و طبیعت‌گردان زیادی روزهای تعطیل می‌روند تا خستگی‌های روزمره‌شان را کنار آبشارها و سایه‌ی وسیع چتر درختانش جا بگذارند. زیبایی موجود در تنگه‌ی «شیرز» بیش از آن است که در این جملات بتوان آن را توصیف کرد؛ باید به این تنگه‌ی زیبا با دره‌های ناشناخته آن رفت و حیرت‌انگیزترین صحنه‌هایی را که طبیعت توانسته است در این جا تصویرگری کند، دید.
تنگه‌ی شیرز در حال حاضر به یکی از ژئوپارک‌های طبیعی ایران تبدیل شده و می‌توان بهترین جاذبه‌های ژئوتوریستی را در صخره‌های برافراشته و بی‌نظیر آن مشاهده نمود.

**
اشاره: متن زیر بخش اول سفرنامه‌ی نویسنده‌ی خوش‌ذوق و فرهیخته‌ی لرستانی آقای محمدحسین آزادبخت است. این سفرنامه با نام «از سیمره تا کشکان» در ماه‌نامه‌ی «آسو» (شماره‌ی تیرماه 1380) به سردبیری کیانوش رستمی دهه‌ی هفتاد در کوهدشت منتشر می‌شد. بازنشر این سفرنامه در سیمره که حاوی نکات خواندنی و ارزشمندی است شاید برای خوانندگان خالی از لطف نباشد...

زندگي در شيرز چيز ديگري است

محمدحسين آزادبخت: ساعت 12 است. در ابتداي تنگه‌ی شيرز جمع شده‌ايم .آقاي رضايي دبير هيئت كوه‌نوردي استان توضيحات لازم را در مورد مسيري كه بايد طي كنيم مي‌دهند. كوه‌نوردان وسايل شخصي خود را آماده مي‌كنند. لباس‌هاي مناسب كوه پيمايي را مي‌پوشند، هيئت كوه‌نوردي بانوان استان لرستان با شركت 11 نفر از اعضاي خود همراه ما هستند.
كوله‌پشتي‌هاي رنگارنگ بر دوش‌ها كشيده مي‌شوند. جلودار و عقب‌دار ستون از همراهان كوهدشتي انتخاب مي‌شوند. كوه‌پيمايان در ستوني منظم به حركت در مي‌آيند. سفر ما به قلب كوهستان آغاز مي‌گردد.
رودخانه‌اي با آب زُلال بر بستر دره‌ي شيرز از آن دور دست‌ها مي‌آيد اين رودخانه از آخرين پله‌هاي سنگ‌چين بستر خود فرو مي‌لغزد تا خود را در آغوش سبز فام سيمره رها سازد و سفر ديگري را تا دريا آغاز كند. سفرمان را از جايي كه او به پايان رسانيده است، آغاز مي‌كنيم. از سنگ‌چين عرض رودخانه مي‌گذريم تا در جهت مخالف آن به راهمان ادامه دهيم.
صخره‌اي سوزني شكل به ارتفاع حدود سي‌متر همانند تنديسي سنگي كه در ورودي  شهري نصب شده باشد، در ابتداي دره‌ي شيرز بر‌فراز ديواره‌ي سمت چپ خودنمايي مي‌كند. گرچه به اين پديده‌ی طبيعي دودكش جن مي‌گويند ولي من بيش‌تر مايلم اين تنديس موهوم را نگاهبان اساطيري دره‌ی شيرز بدانم. شايد اين حجم عظيم با استقرار استوارش بر ثقل زمين، پايداري و استقامت را به ما كه وارد دره‌ي شيرز مي‌شويم، بشارت مي‌دهد.
كوه‌نوردان از سر بالايي تيزي بالا مي‌روند تا طبق نظر راه‌نمايان محلي راهي مناسب بيابند. قصد بر اين است كه دره‌ي شيرز را تا انتها بپيماييم. در ابتداي راه دو نفر از كوه‌نوردان به نمايندگي از طرف هيئت كوه نوردي بانوان استان به هر كوه‌نورد آب‌ميوه‌اي همراه با يك كيك مي‌دهند. خستگي ناگهاني ناشي از شيب تند آغاز راه رغبت خوردن آب‌ميوه و كيك را از اغلب همراهان  مي‌گيرد.
ستون كوه‌پيمايان راه خود را يافته‌اند و در دره به پيش مي‌روند. زيبايي‌هاي دره همه هم‌راهان را محسور كرده است. ديوارهاي صخره‌اي دو طرف دره به طرز اعجاب آوري فرم هاي زيبايي يافته اند. كوه‌نوردان از اين‌كه نمي توانند بمانند و با فراغت اين همه جلوه و زيبايي را ببينند، تاًسف مي خورند.. راه طو لاني است. هيچ‌كس حق ندارد از حركت باز‌بماند.
صداي ريزش آب بر بستر سنگلاخي دره و پژواك آن در ديوارهاي جانبي با صداي پرندگان بومي درمي‌آميزد و موسيقي سحر آميزي را مي‌آفريند. ستون كوه نوردان در زير تونلي از درختان مو، چنار و بلوط و زال زالك در جهت شرق به پيش مي‌رود. توده‌هاي ابر سفيد، كومه كومه آسمان تنگ بالاي دره را انباشته اند. شكل ابرها با حجم‌هاي صخره‌اي هماهنگي حيرت‌آوري دارند.
«اين صخره‌ها مرا كشته‌اند» اين واگويه‌ي همراه قبل از من است. او شديداً تحت تاثير اين پديده‌هاي شگفت‌انگيز طبيعي قرار گرفته است. او مرتباً سر بر مي‌گرداند تا آن‌چه را سير نديده است، باز ببيند.
بوي خوش‌آيندي از گل‌هاي وحشي، همراه با نسيمي كه بوي قارچ با خود دارد گذرگاه كوه‌نوردان را آكنده است. هوا كمي گرم‌تر از آن‌چه هست كه انتظار مي‌رود. تراكم ابرها بيش‌تر مي‌شود .صداي خوشايند ترانه‌اي كه كوه‌نوردي مي‌خواند، همه را به وجد آورده است. پرنده‌اي بومي با تك خواني حيرت‌آوري اين ترانه دل‌نشين را هم‌راهي مي‌كند.
اي دوس ئه‌ر هاتي پِم باوَر دسمال.(1)
گروهي به خاطر خواننده‌اي كه ترانه را مي‌خواند دست مي‌زنند. صداي باد كه بر فراز صخره‌ها مي‌وزد شنيده مي‌شود.
در پايين دره اثري از باد نيست. اما باد در آن بلندي‌ها، هاي و هوي به راه انداخته است. صداي يك نواخت رودخانه بر بستر سنگلاخيش و همهمه‌ي باد، فضاي وهم‌آلودي آفريده‌اند.
شمارش ستون از ابتدا آغاز شده است. صداي شماره‌ها نزديك و نزديك‌تر مي‌شود، با شمارش 33 از من مي‌گذرد و در آخر با شماره 54 به پايان مي‌رسد.
مونگ شعله كيشياي و سر كلاوان
                 تمرز يه ليله مچو و باوان. (2)
اين‌بار نيز خواننده‌ي خوش صداي گروه آسو، ترانه‌ي ديگري را آغاز كرده است. زندگي در اين‌جا چيز ديگري است. سازگاري و با هم‌زيستن، درسي است كه درختان دره‌ي شيرز به ما آدميان مي‌آموزند. در اين‌جا درختان مو به چنارهاي ستبر تكيه داده‌اند و انجير بنان بر قامت درختان بلوط چنگ آويخته‌اند و در بالا دست، چتري سبزدرسبز از انواع برگ‌ها در كنار هم گسترانيده‌اند. دوستي و يگانگي مفهوم مي‌يابد. ما آدميان نمي‌توانيم از كرده‌ي خود كه با تبر، قامت ستبر چنار‌هاي شيرز را بر خاك انداخته ايم، شرم‌گين نباشيم.
 تعداد زيادي از درختان چنار و بلوط دره‌ي شيرز را قطع كرده اند. در مسيري كه آمده‌ايم بارها از روي جنازه‌ي درختان ستبر چنار كه بر خاك افتاده بودند گذشتيم.
ستون هم‌چنان در دره به پيش مي‌رود. از زير بالكان صخره‌اي با شكوهي مي‌گذريم. طول اين بالكان به 100 متر مي‌رسد. انگار اين بالكان موج عظيمي است كه با برخورد با ساحل به سنگ تبديل شده است. يكي از هم‌راهان به شوخي مي‌‌گويد: « تا اين ديواره پايين نيامده است زودتر از آن بگذريم.»
      يك ساعت از آغاز سفر در دره را سپري نموده‌ايم. هم‌چنان صداي ممتد رودخانه بر بستر ناهموارش، موزيك متن حركت به پيش است.
ريت وا لام كو، ريت والام كو
بازنه دسمال حرير ،... (3)
طنين خوش آهنگ اين ترانه در قيف حلزوني بالكان صخره‌اي باز تاب شگفت انگيزي مي‌يابد. اين پژواك سحر آميز تنها در شيرز شنيده مي‌شود.
خستگي در چهره اكثر افراد مشاهده مي‌شود. نياز به توقفي كوتاه احساس مي‌شود. اين تقاضا با سر پرست كوه نوردان در ميان گذاشته مي شود. راه‌نمايان محلي مي‌گويند تا «پل خدا» راهي نيست. در آن‌جا براي صرف نهار و استراحت اطراق مي‌كنيم.
 
ادامه دارد...

پي‌نويس‌ها:
1- اي دوست اگر آمدي برايم دستمالي به همراه بياور.
2-يار به خانه‌ي پدري مي‌رود پنداشتم ماه است كه از پس تپه ماهورها برآمده است.
3-رويت را به من برگردان رقصنده‌ي دستمال حرير.

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال دهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، چهار راه بانک، کوچه‌ی شهید جلال سرباز