شما اینجا هستید: خانهگزارشتنگه‌ی باستانی «شیرز» یکی از ژئوپارک‌های طبیعی ایران(بخش پایانی)

تنگه‌ی باستانی «شیرز» یکی از ژئوپارک‌های طبیعی ایران(بخش پایانی)

دوشنبه, 13 شهریور 1396 ساعت 12:01 شناسه خبر: 2866 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)
seymare seymare

به يكي از زيباترين قسمت‌هاي دره‌ي شيرز مي‌رسيم. عبور آب از مقابل ديواره‌هاي آهكي حفره‌هاي طاقچه مانند كم‌نظيري در سطح ديواره‌ها ايجاد كرده است. رودخانه‌ی سمج بر بستر سخت سنگي راه خود را چون شيار كاردي بر پنير باز كرده است.

تشتك‌هاي سنگي در مسير ريزش آب از آبشاري كم ارتفاع ايجاد شده اند. آبي زلال در استخري طبيعي كه يك پارچه از سنگ است جمع شده است. آب درون اين استخر به رنگ يشم است. با خود مي‌انديشيم لابد اين صفحه‌ی سنگي كه كف دره و بستر رود را فرش كرده است بايد نرم باشد كه اين چنين جريان ملايم آب آن را سوده است. اما وقتي جدال صدها هزار ساله‌ي سيلاب‌هاي خروشان با اين صفحه سنگي را متصور مي‌شوم كه خرسنگ‌ها را بر اين بستر غلتانده است، اين بستر هر چند هم سخت باشد به ناگزير به رودخانه راه داده است تا به راه خود برود. بر جاي جاي اين صفحه سنگي هنگامي كه رود راه يافته است گودال‌هايي ايجاد نموده، كه هم اكنون به آن  گودال‌ها «ديگ جن» مي‌گويند .در كنار اين ديگ‌ها‌ي جن ميدان‌گاه با شكوهي كه يك‌پارچه از سنگ صاف و صيقلي است با شيبي ملايم به طرف رودخانه ايجاد شده است. به اين قسمت«گوشت بهره» مي‌گويند، وقتي دليل نام‌گذاري را از راهنماي محلي پرسيدم. گفت: «مي‌گويند در زمان‌هاي بسيار قديم هنگامي كه ساكنين اين دره حيوانات بزرگي را شكار مي‌كردند،  آن‌ها را به اين‌جا مي‌آورده و بر روي اين سنگ فرش صيقلي قطعه قطعه و بين هم‌ديگر قسمت مي‌كرده‌اند، به همين خاطر اين منطقه را «گوشت بهره» يعني تقسيم گوشت ناميده‌اند.» شايد اين بخش از شيرز يكي از بي‌نظير‌ترين مكان‌هاي طبيعي جهان است كه مي‌توان در آن شكارهاي دسته جمعي را به عمل آورد و گوشت‌هاي بسيار بين صاحبان سهم تقسيم نمود. بر گرداگرد اين ميدان‌گاه پلكاني سنگي هم‌چون نيمكت هاي ميادين ورزشي به صورت طبيعي ايجاد شده است. براي لحظاتي در دنياي خيال به ما قبل تاريخ مي‌روم، لاشه‌ی گرازهاي بي‌شماري را مجسم مي‌كنم كه از دو سوي پرت‌گاه بر اين ميدان‌گاه سقوط كرده‌اند، شكارگراني بدوي را مي‌بينم كه با ابزاري كند به پوست كندن گرازها مشغولند. هيكل‌هاي زمخت و تنومند با دلوهايي از پوست از ديگ‌هاي جن آب برمي‌دارند تا گوشت‌هاي خون‌آلود را بشويند. بر گرداگرد نيمكت سنگي كودكان شادمان و پيراني ناتوان به نظاره ضيافتي بزرگ نشسته‌اند،لابد شكارگران تنومد سهمي بيش‌تر از بهترين گوشت‌ها برمي‌دارند و در آن ميان كساني هستند كه سهم كودكان و پيران را خواهند داد، لابد در پايان آن‌چه پس مانده است مي‌شويند تا ميدان‌گاه براي تقسيم گوشت ديگري آماده شود. زنان و كودكان كه سهم خود را دريافته‌اند غريو شادي سرداده‌اند و مردان پيروز اين كار زار آوازي دسته جمعي خوانده‌اند، آن‌سان كه گروه همراهي ما آوازي دسته جمعي مي‌‌خوانند به خود مي‌آيم به خاطر نوشتن اين ستور از ستون كوه‌پيمايان عقب مانده‌ام. هم‌راهان از دروازه‌ی طبيعي بي‌نظيري كه به خاطر ريزش صخره‌ها ايجاد شده است عبور كرده‌اند. مي‌روم تا خود را به ستون برسانم.
‌ «پل خدا» يكي ديگر از جلوه‌هاي كم نظير دره‌ي شيرز است، در بخشي از بستر رود كه در دره‌ي شيرز جاري است تونلي زيرزميني شكل گرفته است طول اين تونل حدود 70 متر است. در اين قسمت رودخانه به صورت زير زميني از اين تونل طبيعي مي‌گذرد. اين تونل مانند غاري آهكي است. از سقف اين تونل رسوبات آهكي آويخته است. با توجه به رسوبات موجود در سقف اين غار مي‌توان قدمت آن را ده‌ها هزار سال تخمين زد، براي عبور از اين تونل تاريك بايد از چراغ قوه استفاده كرد. عمق آب در اين تونل در گودترين قسمت به 150 سانتي‌متر مي‌رسد.
‌ فرصت عبور از اين رودخانه‌ي زيرزميني براي هيچ‌كدام از كوه نوردان فراهم نشد. چون براي دست‌يابي به تونل مي‌بايست از كانالي عميق پايين رفت و براي عبور از آن وقت زيادي صرف نمود. با نگاهي گذرا و شنيدن توضيحات هم‌راهاني كه قبلاً از آن گذشته بودند از بالاي اين رود خانه‌ي زيرزميني كه انگار پلي است، گذشتيم.
‌ آفتاب به وسط دره رسيده است. قرار بود در پل خدا، براي صرف نهار بمانيم اما چون در اين مكان درخت به اندازه‌ي كافي نيست و آفتاب داغ مستقيم از بالاي سر مي‌تابد و سايه‌اي مناسب براي استراحت نسيت به ناچار محل استراحت را براي صرف نهار به جاي ديگري موكول مي‌كنيم. حدود 500 متر بالاتر از پل خدا بعد از گذشتن از پيچ ملايمي در سايه درختان چنار مكان مناسبي براي استراحت انتخاب مي‌شود. اعلام مي‌گردد يك ساعت و نيم براي استراحت، نهار و نماز در نظر گرفته شده است.
 افراد، گروه گروه در سايه‌ي درختان و صخره‌هاي محل اتراق مي‌كنند. صداي شكستن شاخه‌هاي خشك كه جمع‌آوري شده‌اند از هر جايي شنيده مي‌شود. همه تلاش مي‌كنند تا در وقت مقرر همه چيز انجام پذيرد. ستون‌هاي متعدد دود بر‌مي‌خيزد، بوي سوختن چوب‌هاي مختلف در فضاي دره مي‌پيچد، خنكاي سايه‌ي چنار با وزش نسيمي ملايم و رطوبت دل‌پذير علف‌هاي بلند خستگي را از تن‌ها به در مي‌كند. 
‌حجمي عظيم از ديواره‌ي صخره‌اي دره بيرون زده است. اين حجم انگار آسمان خراشي اساطيري است. اين آسمان خراش سايه‌ي خود را بر قسمتي از دره انداخته است. عده اي در سايه اين آسمان‌خراش با شكوه، بساط نهار خود را گسترده‌اند. بادي تند كه از دالان هزار توي اين دره مي‌آيد، براي چند لحظه كاسه كوزه‌ي سفره‌هاي گسترده را به هم مي‌ريزد.
فرصتي مناسب پيش آمده است تا افراد با دقت بيش‌تري صخره‌هاي خوش تراش را مشاهده كنند. آدمي در حيرت مي‌ماند كه چگونه اين احجام شگفت‌انگيز اين‌گونه با مهارت شكل گرفته‌اند. شايد اين صخره‌هاي اعجاب‌انگيز در كشاكش مداوم سيلاب‌ها و فرسايش مداوم آب‌ها ايجاد شده‌اند. آدمي احساس مي‌كند در قالب هر فرمي روحي اساطيري و مرموز نهفته است.
‌ يك ساعت است كه استراحت مي‌كنيم در گوشه‌ي تنها در زير سايه‌ي درخت چناري‌‌ نشسته‌ام بيش‌تر تنهايي را به اين خاطر برگزيده‌ام تا مطالب گزارش اين سفر را راحت‌تر بنويسم. نسيمي خنك از لابلاي علف‌هاي بلند مي‌وزد و خستگي را از پاهاي برهنه‌ام مي‌زدايد.
  ‌بر گرداگرد ستون دودي كه به آسمان بلند شده است، جمعي به خوردن چاي مشغولند.، ترانه‌اي كردي توسط يكي از كوه‌نوردان خوانده مي‌شود. اين ترانه آهنگي دل‌نشين دارد بيتي از اين ترانه آدمي را به فكر وامي دارد.
دنيا شش دونگه، يكي ليش باده
اوله كسي كه وي دنيا شاده(1)
       باد چون روحي سرگردان بر فراز صخره‌هاي دره حضور خود را اعلام مي‌كند. درختان ستبر چنار و بلوط در مقابل آن سر خم مي‌كنند. به خود مي‌آيم، خودم را بايد براي راهي كه ادامه مي‌يابد آماده كنم. بعد از استراحت و صرف نهار و چاي حركت در جهت طي دره را آغاز مي‌كنيم.
  هوا مقداري گرم‌تر شده است، هم‌چنان در ستوني منظم در دهليز دره به پيش مي‌رويم. ديوارهاي دو سوي دره با حداقل ارتفاع 100 متر پويندگان دره را مسحور خود كرده‌اند. در قسمتي از دره فاصله عرض آن به حداقل مي‌رسد. شايد در نزديك‌ترين قسمت فاصله‌ي دو ديواره از هم به كم‌تر از 5 متر مي‌رسد. هم‌سرايي ترانه «سيت بيارم» توسط عده‌اي از كوه‌نوردان با صداي ريزش آب بر بستر ناهموارش سمفوني باشكوهي از صداها را در اين تنگ‌ترين قسمت دره مي‌آفرينند.
 كم كم از ارتفاعات ديواره‌هاي صخره‌اي در دو سوي دره شيرز كاسته مي‌شود، انگار ديواره‌هاي سنگي به زيرلايه‌اي از تپه‌هاي سنگلاخي خزيده‌اند. ارتفاع صخره‌ها به حداقل مي‌رسد، به نحوي كه در دوسوي دره ديگر از صخره‌هاي خوش تراش خبري نيست. عرض دره عريض‌تر شده است. احساس مي‌كنيم به انتهاي دره‌ي شيرز رسيده‌ايم. صداي زنگوله‌اي از دور شنيده مي‌شود. صداي گوسفندي كه شايد بره‌اش را براي شير‌دادن فرا مي‌خواند به گوش مي‌رسد .اين صداها فرياد حيات و زندگي انسان در اين مكان را اعلام مي‌كنند. ساعت 4 عصر است يقين يافته‌ايم كه ديگر شيرز به انتها رسيده است. ولي رودخانه‌ی بستر دره هم‌چنان پرخروش از دور دست‌ها مي‌آيد. با خود مي‌گويم اگر دره به انتها رسيده است پس چرا رودخانه نيز به انتها نمي‌رسد؟! چون راه درازي در پيش داريم مطمئنم به نقطه‌اي خواهيم رسيد كه رودخانه نيز در آن‌جا به انتها خواهد رسيد. سه سياه چادر با آرايشي مناسب در شيبي ملايم كه در آن‌جا باد كم‌تري خواهد وزيد به ميخ كشيده شده‌اند. بعد از چهار ساعت راه پيمايي اولين كانون زندگي انسان را مشاهده مي‌كنيم. ساكنين اندك سياه چادرها كه انگار غافل‌گير شده‌اند در مقابل سياه چادرهاي خود به نظاره صف طولاني كوهنوردان ايستاده‌اند يكي از همراهان محلي ما از ستون كوه‌نوردان جدا مي‌شود و به بالاي تخته سنگي مي‌رود و براي چادرنشينان از دوردست تكان مي‌دهد. او با اين كار مي‌خواهد نظر آنان را به خود جلب كند بعد در حالي كه لبخند مي‌زند با احترام از دور سلام مي‌دهد همراه محلي ما مي‌گويد «دارند با دوربين ما را نگاه مي‌كنند، مرا مي‌شناسند، براي اين‌كه خيالشان را راحت كنم، مي‌خواهم خودم را به آن‌ها بشناسانم» انگار چادرنشينان همراه ما را شناخته‌اند، از دور دعوت به پذيرايي مي‌كنند با تكان دادن دست و فرياد كشيدن از آنان تشكر مي‌كنيم. صف كوه‌نوردان از ديدرس چادر نشين‌ها دور مي‌شوند. دوباره سكون و آرامش بر قلمرو چادر نشينان حاكم مي‌شود.
       بعد از طي مسافتي در محلي به نام «ديارگه» از مقابل چند خانه‌ي روستايي مي‌گذريم. ساكنين اين روستا هر كدام در مقابل خانه‌هاي خود به تماشاي ستون در حال حر كت كوه‌نوردان ايستاده‌اند. راهنمايان محلي و بعضي از كوه‌نوردان به پرسش‌هاي اين تماشاگران متعجب پاسخي مي‌دهند. زنان و دختران اين روستا از مشاهده زنان كوه‌نورد به وجد آمده‌اند و سعي مي‌كنند با لبخند و بيان جملاتي كوتاه از دور، با زنان كوه‌نورد همراه ما ارتباط برقرار كنند. تمام آب‌هاي هم‌راهان در هنگام صرف نهار و چاي و طي مسافتي طولاني به اتمام رسيده است. رفع خستگي ناشي از راه، نوشيدن آبي خنك از چشمه‌ي ديارگه فرصتي فراهم مي‌آورد تا همه همراهان 15‌دقيقه در كنار چشمه بياسايند. چشمه آبي بسيار خنك دارد. هم‌راهان آب مي‌نوشند و آب مورد نياز را از چشمه برمي‌دارند و دوباره كوله‌پشتي‌ها به دوش كشيده مي‌شوند و به راه خود ادامه مي‌دهيم. به ارتفاع تپه‌اي مي‌رسيم ساعت 5  عصر است پشت به آفتاب در جهت قله‌ي هنجس به راه خود ادامه مي‌دهيم. ديگر از دره‌ي شيرز بيرون زده‌ايم. در جاده‌اي مالرو به پيش مي‌رويم. در كنار مزارع دو طرف جاده، دو سياه چادر در زميني هموار بر پا شده اند. سگ‌هاي چادرنشينان با پارس كردن به استقبالمان مي‌آيند. در ستوني منظم از مقابل ديدگان مبهوت چادر نشينان كه شايد هيچ گاه اين همه آدم بي‌كار را نديده‌اند، عبور مي‌كنيم، شايد در ذهن آن كودك خردسال عبور اين ستون رنگارنگ براي سال‌ها به يادگار بماند. فرياد كودكي كه مي‌گويد «مِ بچينونه را كو(2)» با پاسخي گنگ بي‌‌جواب مي‌ماند پس از سپري كردن منطقه‌اي هموار باز مسير همان رودخانه‌اي را كه در دره‌ی شيرز جاري بود پي مي‌گيريم. دوباره وارد دره‌اي مي‌شويم شايد اين دره ادامه دره‌ي شيرز است كه با شيبي ملايم ادامه مي‌يابد. ساعت 6 در محلي به نام «چنار گره» توقفي كوتاه مي‌كنيم. در اين‌جا بستر دره پهن‌تر مي‌شود. در اين دره بيدهاي كهن‌سالي روييده‌اند. پشه‌هايي ريز چون توده‌اي از غبار در مقابل تابش خورشيد برق مي‌زنند و با رقصي مواج تاب مي‌خورند.
سر پرست كوه‌نوردان توصيه مي‌كند، در اين مكان با دماغ تنفس كنيم تا پشه ها وارد حلقمان نشوند. آفتاب مي‌رود تا در پس ارتفاع كنار دره پنهان شود. كوه‌نوردان بر چمن‌زار بستر دره آرميده‌اند. هوا ملايم شده است كم كم احساس مي‌شود بايد بر تن‌پوش‌هايمان بيافزاييم. 15 دقيقه از استراحت‌مان گذشته است. سوت پايان استراحت نواخته مي‌شود. برمي‌خيزيم. كوله ها را بر دوش مي‌نهيم تا به راه خود ادامه دهيم.
         پایان 
پي‌نويس‌ها:
1- دنيا شش دانگ است يكي از آن شش دانگ باد است.
ديوانه كسي است كه دلش را به اين دنيا خوش كرده است.
2- مي‌خواهيد به كجا برويد؟

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال دهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، چهار راه بانک، کوچه‌ی شهید جلال سرباز