شما اینجا هستید: خانهگزارشما و این همه نگرانی؛ زنان، کودکان و دختران

ما و این همه نگرانی؛ زنان، کودکان و دختران

شنبه, 06 آبان 1396 ساعت 10:02 شناسه خبر: 2994 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
seymare seymare

آزار جنسی دختر دانش‌آموز در یکی از مدارس کشور مصداق و سندی بر تایید این گفته است تا گفته شود در شرایط کنونی که به‌سر می‌بریم و فاصله بین اتفاقات هولناکی پیرامون دختران و کودکان که نفس را در سینه‌ی جامعه حبس می‌کند و حس انزجار جمعی را در پی‌ دارد آن‌قدر کوتاه شده است که برای هر کدام از ما آرشیوی‌ تر و تازه است تا لیستی از قربانیان را ردیف کنیم.


افکار عمومی هنوز به آن حد از فراموشی نرسیده که دخترکان سرزمین‌مان «آتنا» و «بنیتا»ها را از یاد برده باشد دخترانی که در آغاز راهی سخت و پرفراز و نشیب که در بهترین حالت سقف شیشه‌ای برای خوش اقبال‌هایشان در بزرگ‌سالی متصور است پر پر می‌شوند.
چه فرقی دارد «کیمیا» باشی یا «ستایش» یا آتنا یا بنیتا هر ساله که باشی نیازی نداری و نخواهی داشت که در تقویم روزی به نامت کنند اما نیاز داری با امنیت و آرامش در کوچه و خیابان‌های شهرت گذر کنی و می‌پنداری که می‌توان به سرایدار مدرسه‌ات که روزگارانی بابای مدرسه نام داشت اعتماد کنی.
اما چه بر سر اخلاق، اعتماد و انسانیت و سایر سرمایه‌های اجتماعی‌مان آمده است که بابای مدرسه هم با دیدن بچه‌ها به‌جای این‌که احساس زیبای حامی و پشتیبانی و حمایت که تنها بخش کوچکی از حس فاخر پدری است نیت‌های پلید دیگری به ذهنش خطور می‌کند!
 تنها اشاره‌ای به آن‌ها کافی است تا سناریوی تلخ‌شان برای تک‌تک‌مان مرور شود از سعید ـ ط ها گرفته تا سرایدار مدرسه‌ای در گوشه‌ای دیگر از این سرزمین که دیگر جایی برای افتخار به گذشته کهنش باقی نمانده وقتی حتا به اهورای دوساله هم رحم نمی‌شود.
تا بنیتای هشت ماهه! همین ابتدای راه دختر بودن و بار سنگین نبود آرامش و امنیت را تمام یک‌جا تجربه می‌کند باری سنگین که جسم‌های نحیف آتناها و بنیتا از پس آن برنمی‌آید و رهایی و آزادی را سهم خود می‌کنند.
بنیتا؟! اگر بزرگ‌تر هم می‌شدی خطری مشابه سرنوشت آتنا دست از سر تو برنمی‌داشت و آتنا؟! تو هم اگر بزرگ‌تر می‌شدی و از این واقعه جان سالم به‌در‌می‌بردی اما باز هم برای تو سرنوشتی هم‌چون بسیاری از زنان و دختران که قربانی این سه جمله کوتاه می‌شوند وجود داشت؛ فرد مورد نظر را تنها دیدم، نیت شیطانی به ذهنم رسید، آن را عملی کردم!
واقعیت کوچه و خیابان‌های شهرمان تماماً در سرنوشت‌های تلخ شما خودنمایی می‌کند اما ما در تقویم‌های ساختگی‌مان هیچ کم نگذاشته‌ایم و از شیرخوار تا دختر و پسر و زن و مرد و جوان و پیر روز نام نهاده‌ایم تا جای خالی نداشته‌هایی را به ظاهر پر کرده باشیم.
موج اخبار و حوادثی که حول دختران و کودکان به راه افتاده است این گفته را متصور می‌کند که این روزها نفس دختر و کودک بودن فارغ از همه چیز، هزینه بر شده است، هزینه به قیمت جانت! و هزینه‌های نبود امنیت روح و روانی که لازمه‌ی جامعه خشن و شتاب‌زده امروزمان است برای زنان، دختران و کودکان آسیب‌زا تر است.
اتفاقات و حوادث هولناکی که نه فقط نزدیکان و خانواده‌های قربانیان را درگیر خود می‌کند بلکه وجدان و روح جمعی را متاثر می‌کند افکار جمعی را به سمتی پیش می‌برد که خود در جایگاه محاکمه و قضاوت مجرمان به این جرائم خواهان اشد مجازات باشند تا آن‌جا که اگر مجالش را داشته حتا خود انتقام این حوادث هولناک و فجیع را می‌گرفتند که همه این‌ها بیان‌گر خشم مردم است.
خشمی که علاوه بر چرخش چرخ خشم در جامعه منتج می‌شود می‌تواند طبیعی باشد وقتی وجدان جمعی این‌گونه تحلیل می‌کند که چرا باید یک مجرم باسابقه با قرار وثیقه آزاد شود و بعد از تجربه دوران زندان نه تنها بهبودی در رفتار او حاصل نشده است بلکه مرتکب جنایات سنگین‌تری هم می‌شود.
وجدان جمعی گاه در موضع مدعی‌العموم بر خود واجب می‌بیند وارد عمل شود تا این چرخه‌ی خشونت و حوادث تلخ که در روز روشن و جلو چشم همگان رخ می‌دهد بعید نیست به حریم او هم وارد شود و همین احساس خود نقطه‌ای برای شکل‌گیری اضطراب‌ها، تشویش‌ها و نگرانی‌های همراه با خشمی شود که به صلاح سلامت روان جامعه نیست و در رفتار آن‌ها اثرات کوتاه مدت و بلند مدت خود را برجا خواهد گذاشت.
حوادث مقطعی و موج‌گونه بر سر مردم می‌ریزند اما شاید این‌گونه تصور شود که به همان اندازه و سرعت که از آتنا گذشت و به بنیتا رسید- بماند در این مابین موارد دیگری اما از جنس دیگری موجب خشم افکار عمومی از اتفاقاتی که به‌گونه‌ای دیگر روان فرد را ویران می‌کند؛ از چادرهای نمایشی گرفته تا ژن‌های خوب و بد- عبور کند و به واقعه‌ی دیگری معطوف شود اما اثرات ماندگارشان را نباید غافل شد.
بنا بر مطالعات رسمی سیمای سلامت ایرانیان در میان جمعیت 80 میلیونی ایران حدود 13 میلیون نفر نشانه‌هایی از اختلالات روانی دارند که از این بین حداقل 2 میلیون و دویست هزار نفر در سال 95 به مراکز روان‌شناسی مراجعه داشته‌اند.
همان حس انزجار از زندگی در چنین جامعه‌ای که هر از گاهی نه بلکه همواره در معرض برملا شدن اخبار هولناکی از جنس تجاوز و قتل به حتا کودکان هشت‌ماهه و و دو ساله و هفت ساله و 12 ساله و 15 ساله و...هست کفایت می‌کند که زمینه‌ای برای انباشت انواع بیماری‌های روحی وروانی و جسمی را تسریع دهد.
حوادث این‌چنینی که به نظر می‌رسد هرکدام دیگری را قطع می‌کند تا حواس‌ها به سمت آن دیگری رود ولی واقعیت عمیق‌تر از این است هرکدام تا مدتها در اذهان مردم باقی می‌مانند و در حس امنیت و آرامش روح و روان جامعه آن تاثیر عمیق خود را به جا می‌گذارند و این‌جای ماجرا را باید مدیریت کرد ما و کودکانمان در کوچه و خیابان‌های همین جامعه خشن ناگزیریم زندگی کنیم و آرامش و امنیت جسم و روان تنها خواسته‌مان است.

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال دهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، چهار راه بانک، کوچه‌ی شهید جلال سرباز