شما اینجا هستید: خانهگزارشبرف‌آباد میزبان زنده‌یاد دکتر علی‌اکبر نقی‌پور

برف‌آباد میزبان زنده‌یاد دکتر علی‌اکبر نقی‌پور

جمعه, 10 آبان 1392 ساعت 21:12 شناسه خبر: 349 1 نظر
این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)

 دیشب دوست عزیزی که 34 سال پیش در اسلام‌آباد غرب با هم استخدام شدیم و در مدرسه‌ای شبانه روز زندگی‌مان را با هم سپری می‌کردیم زنگ زد و پس از حال و احوال خبر درگذشت دکتر علی اکبر نقی‌پور متخصص جراحی عمومی و جراحی پلاستیک سوختگی‌ها وشاعر و نویسنده‌ای توانا در تاریخ اجتماعی ایران را به من داد. در سه کیلومتری اسلام‌آباد غرب و مقابل کارخانه قند روستای برف‌آباد، محل تولد دکتر نقی پور بود.

دو سال بود که به سرطان خون مبتلا شده و وصیت کرده بود جسدش را در زادگاهش برف‌آباد به خاک بسپارند. امروز پنج‌شنبه (یکم آبان‌ماه 92) برف‌آباد شاهد تشییع جنازه و خاک‌سپاری باشکوه دکتر نقی‌پور بود. هر چند از سال 58 در تهران مشغول فعالیت طبابت و نوشتن کتاب های تاریخی بود، اما هیچ‌گاه کیسه‌ای برای جمع‌آوری پول ندوخت. در مصاحبه‌ای که آقای ناصری از روزنامه ایران با او می‌کند، می‌پرسد:«آیا از لحاظ  درآمدی، رشته‌ی پزشکی برای شما جالب توجه است؟ وی در پاسخ  می‌گوید:«من به خاطر خدمت به مردم این رشته را انتخاب کردم. من از پزشکی استفاده‌ی مادی نکردم.» خوب به یاد دارم یکی از هم‌کاران که دبیر ورزش بود، دچار سوختگی شدید شد؛ به طوری که همه پزشکان از او قطع امید کردند، اما دست روزگار او را به سوی دکتر نقی‌پور کشاند. دکتر با علم و درایتی که در وجود محدود پزشکانی است، او را چنان معالجه کرد که بیش‌تر به اعجازی شبیه بود. باری در طول ده، پانزده سالی که با پزشکانی سابقه‌ی دوستی داشته و دارم به این نتیجه رسیده‌ام که آن دسته از پزشکان که با ادبیات و شعر و فرهنگ، محشور هستند پزشکانی موفق و کارآمدند.
زنده یاد دکتر امینیان که پنج سال پیش شبی در خواب، گرفتار سکته شد و فردایش جسم سرد و بی‌روحش را در بستر یافتند و کار از کار گذشته بود! این پزشک شریف، پس از هفده سال طبابت نه تنها سرپناهی از خود نداشت؛ بلکه مستأجر بود و جز به بیمارش به چیزی نمی اندیشید؛ مطب که تعطیل می‌شد به اتفاق دوست شاعری تا نیمه شب از حافظ و مولانا و شعر فارسی ما را بی‌نصیب نمی‌گذاشت.
باری با نمونه‌های دیگر که باعث اتلاف وقت می‌شود بر بنده مسلم شده که پزشکان ادیب فرزانگان بی‌بدیلی هستند که وجودشان چشمه‌ی جوشانی از علم و ادب و فرهنگ می‌باشد. زنده‌یاد دکتر ساعدی نیز از این تبار بود.
دکتر نقی‌پور، فرزند مرحوم خان‌بابا که در روستای برف‌آباد اسلام‌آباد غرب متولد شد. به قول خودش می‌گوید:«پدرم در آن زمان نزدیک به یک قرن پیش از معدود افرادی بود که سواد داشت. و از بزرگان ایل کلهر بود که دیانت وقار و متانت از خصایص بارز آن مرحوم بود.»
دکتر نقی‌پور تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در کرمانشاه دنبال می‌کند و در همان زمان در سال اول دبیرستان داستان‌های کوتاهی را می‌نویسد که هم اکنون هم قابل توجه هستند. با روزنامه‌های آن زمان مثل روزنامه‌ی (کرمانشاه) و (خاک خسرو)هم‌کاری می‌کند و به لحاظ داشتن ذوق شعری عضو دو انجمن ادبی کرمانشاه می‌شود. شاعر بلند آوازه کرمانشاه و ایران زمین استاد یدالله بهزاد دبیر ادبیات او بود و تأثیر عمیقی روی او داشت؛ به طوری که خود دکتر نقی‌پور اعتراف می‌کند توجه پدرانه و مخصوص استاد بهزاد نسبت به من و راهنمایی‌های او باعث شد که هر آن‌چه از شعر و شاعری دارم، از همان دوران است. دو مجموعه شعر دکتر که یکی در قالب شعر کهن و دیگری اشعار نیمایی است، از یک سو و تصحیح و بازخوانی پنج نسخه شاهنامه با کمک چندین نفر از دوستانش که منجر به تدوین شاهنامه‌ای می شود که افراد زیر دیپلم هم بتوانند به راحتی آن را بخوانند و به مشکلی بر نخورند. به قول خودش با این کار یک‌جور تقویت هویت ملی می‌کنیم و شاهنامه را به میان مردم می‌بریم، اما از اجازه نشر آن اطلاعی در دست نیست.
«قصه‌ی دیو دروغه» که در حوزه‌ی ادبیات داستانی کودکان می‌گنجد - «کدخدا را ببین ده را بچاپ» با الهام از سخن (جومو کنیاتا) نوشته شد. او گفته بود هنگامی که مبلغان مسیحی به آفریقا پا گذاشتند، ما آفریقایی‌ها صاحب زمین بودیم و آن‌ها فقط انجیل را داشتند. به ما یاد دادند که با چشمان بسته دعا کنیم. وقتی که چشمان خود را باز کردیم، زمین مال آن‌ها بود و ما فقط یک انجیل داشتیم.
دکتر اعتقاد داشت که باید از تاریخ درس گرفت، با خواندن تاریخ می‌توانیم بفهمیم که علل شکست‌ها و پیروزی‌های ما چه بوده است. فهمیدن این علل جز با خواندن و تحلیل کردن تاریخ به دست نمی‌آید. نقی‌پور تألیفاتی هم‌چون یارمحمدخان سردار مشروطه- تاجی بر تارک تاریخ معاصر - نوآوری در شعر فارسی و هشت کتاب در یک کتاب به زیور طبع آراستند. آخرین رمان او«کوچ» نام دارد که با الهام از فراموشی امروزی‌ها از آداب و رسوم اجدادمان و زنده نگه‌داشتن آن آداب و سنن روستاییانی که به شهر مهاجرت می‌کنند، به نگارش در می‌آورد و در سفری به زادگاهش ذهن او را به کوچ با صفای آن زمان به ییلاق و قشلاق و مقایسه آن با امروز مشغول می‌دارد که مزید بر علت نوشتن این رمان چهار صد صفحه‌ای شد.
 آن‌چه فراموش شد؛ این‌که دکتر پس از گرفتن دیپلم از کرمانشاه در سال 1337 دو دانشگاه در ایران رشته پزشکی داشتند تهران و تبریز؛ نقی‌پور تا سال 1343 در تبریز بود و دکترای خود را از آن دانشگاه گرفت و تخصص جراحی عمومی را در دانشگاه فردوسی مشهد سپری کرد. ضمن این‌که جراحی سوختگی و پلاستیک ترمیمی را نیز در آن‌جا کار کرد. یادش گرامی باد!  با سپاس از دوست گران قدر آقای سعدالله حیدری و یوسف ناصری، خبرنگار روزنامه ایران  

 

 

 

1 نظر

  • پیوند نظر  سعداله حيدري سعداله حيدري جمعه, 10 آبان 1392 ساعت 22:44

    سلام وعرض ادب خدمت تمامي دست اندركاران هفته نامه سيمره

    وسلامي گرم به برادرعزيز و گرانقدرم آقاي خداكرمي
    اززحمات بي شائبه شما كه بنده را مورد لطف خود قرار داديد كمال تشكر وقدرداني را دارم . قلم شيوا ونگارش پر محتواي شما چه درعرصه فرهنگي وادبي و چه در عرصه مسائل اجتماعي همواره به من روحي تازه مي بخشد وهميشه از اينكه دوست عزيزي چون شما راداشته ودارم به خود مي بالم . انشاء ا... كه دستانت پرتوان وقلمت رسا باشد .
    به اميد ديدار

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004