شما اینجا هستید: خانهگزارشسریع‌القلم در همایش نظریه‌ی توسعه‌ی ایران:حکم‌رانی و مدیریت اصول دارد

سریع‌القلم در همایش نظریه‌ی توسعه‌ی ایران:حکم‌رانی و مدیریت اصول دارد

چهارشنبه, 27 تیر 1397 ساعت 12:08 شناسه خبر: 3700 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
seymare seymare

سیمره/ گروه گزارش: همایش نظریه‌ی توسعه‌ی ایران باحضور دکتر سریع‌القلم ساعت 10 صبح پنج‌شنبه 21 تیرماه جاری در سالن آمفی تئاتر اتاق بازرگانی لرستان برگزار شد.
در این همایش که با استقبال بی‌نظیر فرهیختگان، دانشگاهیان و علاقه‌مندان به توسعه‌ی ایران برگزار شد، دکتر سریع‌القلم در باره‌ی نظریه‌ی توسعه‌ی ایران سخن‌رانی کرد. در پایان این همایش که حالت کارگاهی نیز داشت، تعدادی از حاضران پرسش‌هایی را از دکتر سریع‌القلم در موضوعات مختلف از جمله: توسعه، سیاست، اقتصاد و ... داشتند. در این‌جا برای طولانی نشدن بحث چکیده‌ای از سخن‌رانی ایشان را می‌آوریم. متن اصلی سخن‌رانی در تارنمای سیمره بارگذاری خواهد شد.



حسین سلاح‌ورزی تاکید کرد:
لزوم توجه به توسعه و ضرورت گفت‌وگو
نائب رییس اتاق بازرگانی ایران پیش از سخنان دکتر سریع‌القلم، با اشاره به این‌که از ابتدای سال تصمیم گرفتیم موضوع توسعه را پی‌گیری نماییم، گفت:«در صدد هستیم با توجه به شرایط حال حاضر کشور و منطقه، لزوم توجه به موضوع توسعه از یک‌سو و ضرورت گفت‌وگو از سوی دیگر چه در سطح ملی، چه در سطح استانی را پی‌گیری و اجرا کنیم.»
دکترحسین سلاح‌ورزی با بیان این‌که توسعه از منظر اقتصاد مهم است، افزود:«نظریه‌ی توسعه آمیزه‌‌ای از تئوری‌ها و نگاه عام است.»
سلاح‌ورزی با تاکید بر این‌که برای بهترکردن وضعیت جامعه، سه مکتب اساسی و کلان در حوزه‌ی توسعه وجود دارد، اظهار کرد:«در مکتب نوسازی کلاسیک، کلاسیک‌ها معتقدند، عوامل درونی کشورهاست که می‌تواند توسعه‌یافتگی یا عدم توسعه‌ی جامعه را به وجود بیاورد؛ یعنی تا در داخل کشورها دگرگون نشود نمی‌توان انتظار تحقق توسعه را داشت.»
وی مکتب وابستگی و نظریه‌ی جهانی را در مقابل مکتب نوسازی کلاسیک عنوان و تصریح کرد:«این افراد معتقدند که در سایه‌ی تعامل با کشورهایی که دارای ثبات هستند، می‌توان توسعه را تجربه کرد.»
 سلاح‌ورزی در پایان سخنان خود از آقای دکتر سریع‌القلم به عنوان یکی از اندیشمندان و صاحب‌نظران معاصر ایران یاد کرد و گفت:«ایشان کتاب‌ها، مقالات و سخن‌رانی‌های زیادی در زمینه‌ی توسعه داشته‌اند که عمده‌ترین آن‌ها کتاب عقلانیت و توسعه‌‌یافتگی است که ایشان توسعه‌یافتگی را یک دست‌آورد بشری و امری جهان شمول می‌دانند.»

باید به بحث توسعه جهانی نگاه کرد
*باید به بحث توسعه جهانی نگاه کرد. کشور ما یک مورد خاص نیست بلکه می‌توانیم از تجربه‌ی بشری بیاموزیم.
* معتقدم اگر مدیری یا یک فرد دانشگاهی، یا کسی که می‌خواهد در عرصه‌ی عمومی و علمی کار کند که به نحوی کارش با توسعه ارتباط دارد اگر تاریخ توسعه‌ی اروپا را نخوانده باشد، شاید کم‌تر بتواند به عمق توسعه‌یافتگی برسد.
*تا زمانی که ما درک عینی و علمی را از موضوع توسعه‌ی اروپا پیدا نکنیم، نمی‌توانیم توسعه‌ی چین، برزیل، ویتنام، ترکیه و کشورهای دیگر را متوجه شویم.

همه چیز از ذهن انسان شروع می‌شود
* ما در ایران هنوز مسائل فلسفی توسعه را حل نکرده‌ایم. توسعه، اول از ذهن انسان آغاز می‌شود؛ زمانی که من بپذیرم که حق دارم متفاوت باشم و اگر کسی متفاوت‌تر از من فکر کرد او هم حق دارد. متفاوت بودن حقِ انسانی است. هر وقت این را متوجه شدیم، می‌توانم به تدریج روابط مدنی خود را گسترش بدهم.

بزرگ‌ترین کار یک حکومت منطقی کردن ناخوداگاه انسان‌هاست
*نکته‌ی پیچیده‌ی در رابطه با روان‌شناسی انسان این است که 95 درصد انسان‌ها به چیزی که اعتقاد دارند، نمی‌دانند بلکه در قسمت ناخودآگاه ذهنشان است. اگر من ناگهانی عصبانی می‌شوم دست خودم نیست زیرا در ناخودآگاه شخصیتم است. اگر یک نفر از من نقد می‌کند و واکنش منفی نشان می‌دهم در ناخودآگاه من است که این گونه بارآمده‌ام و تربیت شده‌ام. به همین دلیل فلاسفه معتقدند بزرگ‌ترین کاری که یک حکومت می‌تواند انجام بدهد معقول و منطقی کردن ناخوداگاه انسان‌هاست، زیرا انسان‌ها رفتاری از خود نشان می‌دهند که در ناخودآگاه‌شان وجود دارد. ما با ناخودآگاه‌مان زندگی می‌کنیم، ناخودآگاهی که از خانواده، جامعه، حکومت، رسانه‌ها و ... به ما منتقل می‌شود.

باید بپذیریم که دیگران شهروند هستند
*هرکسی که بتواند 50 صفحه درباره‌ی خودش بنویسد این فرد بر ناخودآگاه خودش مسلط است. من باید بپذیرم که دیگران شهروند هستند. اول باید معنای شهروندی را متوجه بشوم، ما قبل از هرچیزی باید حقوق خود و دیگران را به رسمیت بشناسیم و به آن احترام بگذاریم.

هنوز مبانی فلسفی خود را حل نکرده‌ایم
*بیش از 170 سال است که ما ایرانیان در بین خود بحث داریم که توسعه پیدا بکنیم یا نه؟ با دنیا ارتباط برقرار کنیم یا نکنیم؟ صنعتی بشویم یا نشویم؟ آیا اصلاً ما می‌خواهیم به طرف جهان حرکت کنیم یا نه؟ متاسفانه تمام این مسائل حل نشده است و مسئولان کشور در سخن‌رانی‌ها با هم حرف می‌زنند؛ امروز مسئولی حرف می‌زند فردا مسئول دیگری پاسخ او را می‌دهد!  این نشانه‌ی آن است که ما هنوز مسائل فلسفی خود را حل نکرده‌ایم.
*آلمان اقتصاد چهارم جهان است، حدود 5 هزار میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی دارد. اما همین کشور قانونی دارد که ساعت 5 بعدازظهر تمام افراد جامعه از صدرعظم گرفته تا یک فرد عادی به خانه‌های‌شان می‌روند و این نشان می‌دهد که کشور برنامه دارد؛ اما در کشور ما تا ساعت 11 شب جلسه می‌گیرند  چون مسائل فکری روشن نشده هنوز، و این هم نشان می‌هد که در کشور ما قواعد حکم‌رانی نمی‌کند بلکه این افراد هستند که کارها را انجام می‌دهند.

توسعه یک تجربه‌ی بشری است
*امروزه توسعه‌یافتگی جنبه‌ی فرمولی و ریاضی پیدا کرده‌است؛ یعنی اگر کشوری تصمیم به توسعه بگیرد حتا در حد یک فرمول‌های ریاضی کار سختی نیست و می‌دانند که باید چه کار کنند. بسیاری از مسايل توسعه تا حدی پیش‌رفت کرده‌است که قابلیت گوگل شدن دارد و می‌توان بحث‌های توسعه را در گوگل جست‌وجو کرد.
*تصمیم‌گیری در سطح نخبگان ابزاری است؛ نخبگان ابزاری همان هیئت دولت و مدیران یک کشور هستند که ابزارها را در اختیار دارند.
*توسعه دو راه دارد: یا از طریق جامعه است یا نخبگان، از طریق جامعه بسیار طولانی و زمان‌بَر است که در اروپا سه‌ قرن و نیم طول کشید.
*توسعه در چین یک‌تصمیم‌گیری بود؛ در این کشور، حزب کمونیست تصمیم گرفت که باید به توسعه برسند و رسیدند. فراکسیونی به این استنتاج رسیدند که تا کی ما با کاشت لوبیا، برنج و ... می‌خواهیم  شکم یک میلیارد جمعیت را سیرکنیم؟ آن‌ها به این نتیجه رسیدند که باید وارد نظم جهانی بشوند و به سوی صنعتی شدن بروند. اکنون همه‌ی کشورها 20 تا 80 درصد تجارت خود را با چین انجام می‌دهند. آمریکا و چین 467 میلیارد دلار با هم تجارت دارند. کشور ویتنام نیز با همین سازوکار به توسعه رسید.
*در کشور هند500 میلیون نفر شناسنامه و خانه ندارند، آن‌ها در خیابان‌ها زندگی می‌کنند. مودی نخست‌وزیر هند در برابر این افراد احساس مسئولیت کرد و به همین دلیل گفت ما باید ارزش‌افزوده را در کشورمان بالا ببریم تا بتوانیم مسائل جاریمان را تامین کنیم. برای همین روی نرم‌افزار که یکی از مزیت‌های نسبی این کشور است، تمرکز کرده، شهر بنگلر را فعال و روی آن کار می‌کنند؛ پس از ده سال این شهر به مرکز آی تی مهم جهان تبدیل شد. بنگلر را به شمال کالیفرنای آمریکا – مرکز آی تی جهان- وصل می‌کنند. امروز هند سالانه 125میلیارد دلار نرم‌افزار می‌فروشد، چیزی حدود 5/2 برابر درآمد نفت ما.
*آقای مودی در جلسه‌ای در داوس برای دانشجویان، گفت: «دنیا کشور ما را خیلی جدی نمی‌گرفت چون ما با دنیا مسائل‌مان را حل نکرده بودیم و گاهی به سمت فرانسه یا انگلیس یا کشورهای دیگر می‌رفتیم اما زمانی که گفتیم می‌خواهیم با جهانِ صنعتی کار کنیم دنیا ما را جدی گرفت و این شروع تیک‌آف صنعتی ما بود.»

حکم‌رانی و مدیریت جامعه اصول دارد
* کشوری که در افکار و فلسفه‌ تکلیف خودش را روشن نکرده باشد هم در درون خودش عذاب می‌کشد هم با بیرون از خودش مشکل دارد.
*همان‌طور که سلامت و بهداشت اصولی دارد؛ حکم‌رانی، توسعه و مدیریت جامعه نیز اصولی دارد، تابع افراد نیست، افراد اصول را می‌گیرند و آن را اجرایی می‌کنند نه این که خودشان بخواهند آن را ابداع کنند.

2 قرن است که به ثبات فکری نرسیده‌ایم
*ما هر هشت سال، یک بار در کشور می‌گوییم: عدالت و آزادی یعنی این و توسعه یعنی آن و تعریفمان را از انگلیس، آمریکا، فرانسه و روسیه عوض می‌کنیم. ما باید به یک جمع‌بندی برسیم که ذات نظام بین‌الملل چیست و به ثبات فکری برسیم و نزدیک به 2 قرن است که ما این مشکل را داریم.
* زمانی که در یک جامعه روندهای مختلف و متضاد وجود دارد جمع‌بندی به عهده‌ی نخبگان است و اگر به این مهم دست پیدا کنند کشور را سریع‌تر به توسعه می‌رساند که این اتفاق در هند، کره‌جنوبی، ژاپن در 140 سال پیش افتاده است.
*ایران و ژاپن هم‌زمان نزدیک به 160 سال پیش به سمت مدرنیته رفتند؛ ژاپنی‌ها مسیر خاصی را رفتند و اما ایرانی‌ها از یک مسیر دیگر. اتفاقی که در ژاپن افتاد این بود که بین مردم و نخبگان یک جمع‌بندی صورت گرفت و به تدریج پیش‌رفت کرد. اما در کشور ما با توجه به فراز و نشیب‌های سیاسی این روند اتفاق نیفتاد.

کشورهای توسعه‌یافته، صنعت و بوروکراسی کارآمد دارند
 *توسعه‌یافتگی اصول ثابتی دارد. هر کشوری که توسعه‌یافته است صنعتی هم هست، بوروکراسی کارآمد هم دارد. یعنی وقتی به یک اداره دولتی می‌رویم و کارمان را می‌گوییم اگر مسئول بگوید طبق آیین‌نامه و مقررات باید این‌گونه انجام شود درست است ولی اگر بگوید به اتاق بغلی برو و با فلان شخص صحبت کن تا شاید انجام شود غلط است. هروقت مسائل با افراد انجام شد ما مشکل داریم. این شاغول‌ درستی و نادرستی قضیه است. ژاپن این مسئله را 140 سال پیش حل کرده است و طبق شایسته‌سالاری پیش می‌رود و کارها را به افراد کاردان می‌سپارد تا حل کنند.
* هماهنگی بین سه قوه، توزیع عادلانه‌ی امکانات، دانشگاهای حل‌المسائلی، محوریت تولید و فناوری، تصمیم‌گیری اقتصادی غیرسیاسی، مفاهیمی هستند که قابل استخراج از تجربه‌ی افراد است. هرکشوری که توسعه پیدا کرده به این مسائل رسیده‌است، از سنگاپور تا برزیل، از فرانسه تا چین و ..  این مسائل را حل کردند. مانند علم پزشکی که در همه جا یک‌سان شده، توسعه هم همین‌گونه است.
*ما در کشور هرسال چندبار کنفرانس مبارزه با فساد برگزار می‌کنیم، چند وزیر، ده استاد دانشگاه و کارشناس صحبت می‌کنند به همه هم یک کیف می‌دهند و تا همایش بعدی به همین صورت. خوب اگر هدف مبارزه با فساد است که موضوع بسیار روشن است. مثلا در سوئد به کسی که می‌خواهد وزیر شود می‌گویند دولت پول ندارد که برای شما ماشین بخرد یا خودتان بخرید یا با مترو رفت‌وآمد کنید. یا در دانمارک با دوچرخه به سر کار می‌روند. یک بار شخصی در نشست داوس به من گفت همه‌ی مسئولین جهان نهایت با سه تا 4 نفر می‌آیند اما وقتی مسئولی از ایران ‌می‌آید 60 نفر دنبال او می‌آیند! چرا این گونه است؟ و من با این‌که پاسخ را می‌دانستم جوابی ندادم.

کاریزما از بین رفته/ جهان، جهان توانایی است
*یکی از اتفاق‌های خوبی که در دنیا افتاده این است که کاریزما از بین رفته است. هرکس چیزی بلد است بیاید مدیر بشود. به‌خاطر این است که جهان، جهان توانایی است.
*هر کشوری که توانایی داشته باشد می‌تواند وارد این میدان جهانی بشود و کار کند. اصلاً اسم و مذهبش مهم نیست مهم توانایی است. مثلاً 400 نفر برای ریاست اوبر ثبت نام کردند و بین آن‌ها 4 نفر انتخاب شدند، از بین آن‌ها یک نفر توانست قبول بشود که یک ایرانی به نام خسروشاهی است. داوران حتا نمی‌توانستند اسم او را تلفظ کنند اما به‌خاطر رزومه و مهارتش او را از بین سه آمریکایی انتخاب کردند. پس مهم توانایی، مهارت و تفکر است.
*ما ایرانی‌ها ذهنمان چندجا پخش است و می‌خواهیم هم‌زمان در چند حوزه فعالیت کنیم. ما باید ببینیم تمرکزمان در چه حوزه‌ای است و می‌توانیم ارزش‌افزوده و سرمایه ملی تولید کنیم:
قفل شدن به کشورهای دیگر، بین‌المللی شدن، فعالیت متمرکز و تخصصی، تفکیک قدرت اقتصادی از قدرت سیاسی
تبادل با بازارهای کار، سرمایه و فناوری، پشتیبانی طبقه متوسط و اقشار حرفه‌ای جامعه.
چالش‌های مهم حکم‌رانی:
اول، مدیریت، بعد تفاوت بین درآمدها و سوم رشد همراه با اشتغال، چهارم رقابت ژئوپلتیک که مضر است برای کشورها و ما می‌بینیم که چینی‌ها در تلاش هستند که رقابت‌های ژئوپلتیک را با ژاپن و آمریکا و کره کم کنند که بتوانند به اصل حکم‌رانی یعنی اقتصاد بپردازد.
*مشکل آب و محیط‌زیست چالش بعدی حکم‌رانی است و اولین راه‌کار که نه تنها برای ما بلکه برای همه‌ی کشورها وجود دارد مدیریت است.
*مدیر کسی است که نگاه جهانی داشته باشد. اگر تاریخ ایران را بخوانیم می‌بینیم که ما مردمان جهان‌مداری هستیم. ما 600 سال پیش با شهر ونیز ایتالیا تجارت داشتیم و چون ما یک ذهن امپراتوری داریم جهانی هستیم. در کجای دنیا مانند ایرانی‌ها زبان‌های خارجی را خوب یاد می‌گیرند. این نشان از استعداد بالای ایرانی‌هاست اما آن چیزی که مشخص نشده همان فکر و مدیریت است. و مسئله‌ی دیگر معاشرت و هماهنگی است.
*سوالی که پیش می‌آید این است که کانونی‌ترین هدف کشور ما توسعه است یا نه؟ ما اهداف موازی باهم در کشور زیاد داریم. آیا قبول داریم که ما خیلی بخشی نگاه می‌کنیم. و این دیدگاه در همه‌ی حوزه‌ها وجود دارد.
*آیا ما در کشور یک اتاق فکر داریم؟ اولویت اول ما چیست؟ و همین دانستن اولویت اول بسیار کلیدی است که همان تمرکزی است که قبلا گفتم. ما هنوز متوجه قدرت فکر نشدیم.

حکم‌رانی باید یک مکتب فکری داشته باشد
*جلسات در هیئت دولت در آلمان چند هفته یک بار است اما در کشور ما هفته‌ای دوبار. ما تولید ناخالص داخلیمان 370 میلیون دلار است و آن‌ها 5 هزار میلیارد دلار است. درآن‌جا هماهنگی صورت نمی‌گیرد و آن‌ها از این مسئله گذشته‌اند. بنابراین اگر ما اولویت نداریم پس این وضعی که داریم طبیعی است چون ما در انبوهی از تناقضات گرفتاریم.
*یکی دیگر از مسائلی که در کشور ما وجود دارد در حوزه‌ی حکم‌رانی انواع تفکرات وجود دارد. حکم‌رانی باید یک مکتب فکری داشته باشد. مکاتب فکری برای دانشگاه است نه حکم‌رانی.
*چالش‌های فکری در ایران یکی این است که ما ایرانی‌ها با هم یک نظر واحد از نظام بین‌المللی نداریم. مثلا من نظام بین‌الملل را فرصت می‌بینم و یکی دیگر توطئه می‌داند و تا زمانی که به یک جمع‌بندی نرسیم هیچ کاری نمی‌شود کرد. تمرکز در اهداف و اولویت‌بندی‌ها بسیار مهم است.
*اختلاف در بین جریانات مختلف کشور خوب است اما در سطح سیاست‌گذاری نه در سطح فکری.
ما ایرانی‌ها تخصص را در خیلی جاها قبول داریم و برای هر بیماری حتماً سراغ متخصص آن می‌رویم اما در حکم‌رانی تخصص را قبول نداریم و هرکس که به سمتی می‌رسد، افراد نزدیک به خود را به دلیل اعتماد می‌آوریم نه برای تخصصش. درصورتی که حکم‌رانی یک کار تخصصی است و افراد باید حتماً آموزش لازم را دیده باشند. این مسائل در دنیا کم و بیش حل شده‌اند، اما در کشور ما نه.

 پرسش و پاسخ
دکتر محمود سریع‌القلم در پاسخ پرسش یک استاد دانشگاه در خصوص کشور ایران با این‌که نیمه مستعمره‌ی کشورهای خارجی بوده است اما نسبت به کشورهای مستمره عقب‌مانده‌تر است، گفت:«من وقتی به کشورهای آسیایی مثل کره، اندونزی و ژاپن سفر می‌کنم، از هم‌دلی که این کشورها با هم دارند غبطه می‌خورم. قبلاً فکر می‌کردم که مردم ما در ایران خیلی به معاشرت با هم‌دیگر تمایل ندارند اما در خارج از کشور می‌بینید که ایرانی‌ها از هم فرار می‌کنند و تمایلی به دوست‌یابی از هم‌وطنان خود ندارند که این یک لایه از فرهنگ و شخصیت ما ایرانی‌ها را نشان می‌دهد. شاید اگر ما در زمان قاجار با هم هم‌دل بودیم انگلستان به فکر استعمار ما نمی‌افتاد و حتا برای ما نخست‌وزیر انتخاب نمی‌کرد.»
سریع‌القلم با بیان این‌که ما ایرانی‌ها خودمان در قضیه‌ی عهدنامه‌ی ترکمانچای و گلستان مقصریم، افزود:«در زمان قاجار وقتی دیدند که شاه‌عباس دارد پیروز می‌شود، خود شاهزادگان برنامه‌ی نقشه‌ی جنگ را به روس‌ها فروختند.»
وی ادامه داد:«انگلستان به نروژ نزدیک است، این کشور 5 میلیون و 200 هزار نفر جمعیت، و 370 میلیارد دلار تولید ناخالص ملی دارد. ولی شما در تاریخ می‌بینید که این‌ها انسجام داخلی داشتند.»

عدم انسجام داخلی عامل نفوذ بیگانگان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی عدم انسجام ما را زمینه‌ی نفوذ و خروج خارجي‌‌ها دانست و عنوان کرد:«در یادداشتی که از کتاب پهلوی خواندم، محمدرضا شاه در آذرماه 52 به اعلم می‌گوید دانشگاه‌ها خیلی شلوغ شدند. فکر می‌کنم مسکو دستور داده و اعلم هم این احتمال را تایید می‌کند، و اضافه می‌کند، اعلی‌حضرت این را در نظر داشته باشند که اگر زمینه‌ی داخلی نباشد، مسکو نمی‌تواند دخالت کند. این حرف خیلی مهم است. نزدیک به 28 سال است که در کشور مشغول به کار هستم اما حتا یک بار ندیدم که وزرات خارجه‌ی این کشور از من بپرسد خلیج‌فارس جنوب ایران است یا در شمال (در حد یک سوال)، اما هیئت دولت استرالیا من را دعوت می‌کند شما چه سناریوی برای توسعه‌ی چین دارید.»
محمود سریع‌القلم با اشاره به این‌که در ایران دو قرن اخیر هر حکومتی که به روی کار آمده، یک بخشی از جامعه را قبول نداشته و افراد خاصی را قبول داشته،گفت:«مثلاً محمدرضا شاه می‌گفت مارکسیس‌ها را قبول ندارم و حقوقی ندارند و جای آن‌ها در زندان است، یا هر کس نمی‌خواهد عضو حزب رستاخیز باشد می‌تواند پاسپورتش  را بگیرد و برود، آیا باید با شهروندان خود این‌گونه رفتار کنند؟»
وی افزود:«ما ایرانی‌ها حسی که باید نسبت به هم داشته باشیم را نداریم و این زمینه‌ی دخالت خارجی‌ها را در ایران فراهم می‌کند. کشور کویت که بسیار کوچک است، تنها کشور عربی است که هرکس نظر متفاوت دارد حق و حقوقی دارد و به آن‌ها ساختمان داده شده  که کار کنند و حتا چند روزنامه دارند که با بقیه کشور از نظر تفکر و نظر متفاوت است.»
به گفته‌ی سریع‌القلم باید نسبت به هم حس هم‌وطنی داشته باشیم و شهروندان را درجه‌بندی نکنیم و هرکس که ایرانی است در این کشور حق دارد. وقتی دانشجویی در خارج کشور می‌بینند که بدون این‌که به اسم‌شان توجه شود برای تخصص و سوادشان به آن‌ها احترام گذاشته می‌شود، حس صمیمیت با کشور خود را از دست می‌دهد.
این پژوهش‌گر حوزه‌ی توسعه و علوم سیاسی در پاسخ به این پرسش که آیا راهی برای بیرون رفت جامعه از این آشفتگی وجود دارد، اظهار داشت:«ما هم می‌خواهیم در حوزه‌ی منطقه‌ای یک قدرت باشیم و هم در دنیا ارتباط اقتصادی داشته باشیم که هردو نمی‌شود و باید یکی را انتخاب کنیم و چون این انتخاب صورت نمی‌گیرد، این است که با کشورها دیگر درگیر هستیم.»
وی افزود:«متاسفانه روابط بین‌المللی ما درگیر با قدرت‌های جهانی است و مشخص نیست چرا ما با کشورهای قدرتمند درگیر می‌شویم، آیا هدف این است؟ و ما به دنبال چه هستیم؟ و تا زمانی که این مسائل فکری حل نشوند نمی‌توانیم از این درگیری‌ها کناره بگیریم.»
این استاد توسعه تقابل دین و مدرنیته را در  توسعه‌نیافتگی بی‌تاثیر ندانست و بیان کرد:«تا آن‌جایی که متون دینی و توسعه خوانده‌ام. مبانی فلسفی متون توسعه از لیبرالیزم می‌آیند و من معتقدم لیبرالیزم با اسلام حلقه‌ی وصل محدودی دارد. لیبرالیزم مکتب فکری جهانی است. اندیشه و جهان‌بینی اسلامی چارچوب خودش را دارد این دوتا با هم قابل جمع نیستند و این مسئله از دوران مشروطه تا به امروز وجود داشته که باید بین گروه‌های مرجع و دانشجویان حل بشود. من معتقدم روشن‌فکری دینی معنا ندارد. ما می‌خواهیم به زور این دو مسئله را به هم وصل کنیم در صورتی که این‌ها دو دایره هستند که نقطه‌ی مماسی با هم ندارند.»
سریع‌القلم هم‌چنین در پاسخ به این پرسش که نخبگان بی‌انگیزه و تا حدی بایکوت شده‌اند، گفت:«دانشگاهیان نخبه در جریان سیاست‌گذاری‌ها نیستند و این یک حقیقتی است که وجود دارد و این مدیران هستند که بااحساس نیاز به این نخبگان می‌توانند انگیزه‌ی آن‌ها را برگردانند.»

آموزش یکی از اولویت‌های جامعه است
استاد دانشگاه شهید بهشتی در خصوص این‌که آموزش پایه و اساس توسعه‌ی هر جامعه است، تصریح کرد:«آموزش یکی از اولویت‌های جامعه است که باید دید چقد برای ما مهم است. تدریس در جهان دچار انقلاب بزرگی شده است. به عنوان مثال درس توسعه‌‌ای که من در ایران تدریس می‌کنم با تدریس در آمریکا بسیار متفاوت است. در آمریکا دانشجو سه هفته تئوری می‌خواند و بعد باید بقیه‌ی درس را به‌صورت کیس استادی بخواند. استادها و دانشجوهای ما باید بین‌اللملی باشند. اگر وزیر و مدیر ما در حد بین‌المللی کار کنند، آن وقت متوجه می‌شویم که در کجای جهان ایستادیم.»
راه توسعه در ارتباط با جهان است
وی با تاکید بر این‌که ما باید با جهان کنونی ارتباط برقرار کنیم تا بتوانیم راه‌های توسعه را یاد بگیریم، خاطرنشان کرد:« فکر می‌کنیم که همه‌ی دنیا علیه ما هستند اما این‌گونه نیست و ما باید این مسائل را برای خودمان حل کنیم، همان‌طور که خیلی از کشورها برای خودشان حل کردند و به مسلمانان کشورشان احترام می‌گذارند. باید سفر کنیم و دنیا را ببینیم تا به درک درستی از جهان برسیم.»
رشد و مزیت نسبی هر کشور تابع ارتباط با سایر کشورهاست/ باید بر روی توسعه‌ی ایران تمرکز کنیم
استاد داشگاه شهید بهشتی در کتاب عقلانیت و توسعه‌یافتگی خود ایران را جهان چهارمی خوانده و در خصوص این‌که با توجه به شرایط اجتماعی و اقتصادی حال حاضر کشور، هم‌چنان جهان چهارمی هستیم یا به سمت جهان سوم می‌رویم، اظهار داشت:«کلید توسعه‌ی کشور حل و فصل مسائل جامعه‌ی ما با جهان بین‌الملل است و اگر ما وارد این زمینه نشویم کشورمان روز به روز ضعیف‌تر و فقیرتر می‌شود. این مسئله بسیار روشن است، مزیت نسبی و رشد یک کشور تابع ارتباط با کشورهای دیگر است. همان‌طور که می‌بینیم تمام کشورهای که پیش‌رفت کردند و توسعه‌یافتند با سایر کشورها در تعامل هستند و اگر ما می‌خواهیم جزو کشورها جهان چهارمی نباشیم باید مسائلمان را در حوزه‌ی امورخارجه با جهان حل کنیم و تمرکزمان را بر روی توسعه‌ی ایران و مردم ایران بگذاریم.»
در اقتصاد اسلامی اصول هست اما مدل‌سازی نه!
وی با اشاره به این‌که تمام نظام‌ها، اتحادیه‌ها و تشکل‌های ایران به سمت تشکیل اتاق بازرگانی می‌روند،  در پاسخ به این پرسش که آیا نظریه‌‌ای مانند نظریه‌ی آقای نهاوندیان که یکی از بنیانگذاران اقتصاد اسلامی بود می‌تواند از موانع توسعه مبرا باشد، گفت:«متونی در رابطه با اقتصاد اسلامی نوشته شده که خیلی از آن‌ها در عرصه‌ی عمل به کار گرفته نشده و دلیلش این است که آن اصول باید مدل‌سازی بشوند. ما در اقتصاد اسلامی اصول داریم، اما مدل‌سازی انجام نشده است.»
دکتر محمود سریع‌القلم عنوان مشاور رییس‌جمهور بودن را رد کرد و افزود«من 22 سال در مرکز تحقیقات استراتژیک با آقای روحانی همکاربودم، اما بعد از آن هیچ سمت مشاورتی و اجرایی ندارم. شاید گاهی نظری از من گرفته شده اما هیچ رابطه‌ی اجرایی با دولت نداشتم. زیرا اگر آدم بخواهد دانشگاهی باشد و راحت نظرش را بگوید نمی‌تواند در حوزه‌ی اجرایی فعالیت داشته باشد و این‌ها فقط حواشی رسانه‌ای است.»
این نظریه‌پرداز توسعه با بیان این‌که قانون اساسی هرگونه سلطه‌پذیری را رد می‌کند، پس ما چگونه می‌توانیم هم با آمریکا رابطه داشته باشیم و زیر سلطه‌ی او نرویم، خاطرنشان کرد:«درست است که استراتژیک کنونی آمریکا بردن ایران به سمت صادر نکردن نفت و نداشتن تولیدات ملی است اما باید ببینیم هدف آمریکا چیست، آن‌ها معتقدند تا زمانی که ایران با کشورهای دوست و متحد آمریکا دشمن است، دشمنی آمریکا هم وجود دارد. آمریکا قبلاً با مکانیزم‌های دیگر این کار را انجام می‌داد حالا با مکانیزم اقتصادی انجام می‌دهد،  آن‌ها به خاطر سیاست‌های خارجه‌‌ با ایران دشمن هستند. زیرا اصول ایران با منافع آن‌ها در تضاد است. تا زمانی که ما در تضاد با آن‌ها هستیم نمی‌توانیم از امکانات جهان بین‌المللی بهره ببریم. تمام مسائلی که با یورو و دلار انجام می‌شود دست آمریکاست و تا زمانی که با متحدین او مشکل داریم نمی‌توانیم در حوزه‌ی بین‌المللی فعالیت داشته باشیم.»
وی افزود:«:«کشوری که قدرت و امکانات بیش‌تری دارد می‌تواند زور بگوید و این نظام بین‌الملل  است. دو کشور انگلستان و آمریکا خیلی به هم نزدیک‌اند اما در مسائل مختلف رقیب هم هستند. حالا چه منطقی باشد یا غیرمنطقی چه حق باشد چه باطل.  ما باید ببینیم این اصولی که ما در پیش گرفتیم به نفع کشور هست یا نه و چه جاهای باید برای نفع کشور این مسائل را حل کنیم.»
سریع‌القلم با تاکید بر این که باید منافع ایران  را در نظر بگیریم، ادادمه داد:«چین در 25 سال گذشته 14 بار در قانون اساسی کشور خود تجدید نظر کرده، هند از سال 1985 تا حالا 123 بار در قانون اساسی خود متمم اضافه کرده، خوب آن‌ها شرایط را سنجیده‌اند و بر روی برخی از مبانی خود تجدید نظر کردند و اگر ما می‌خواهیم از نهضت‌های آزادی‌خواه در دنیا دفاع کنیم نباید به دنبال رشد اقتصادی باشیم چون دوتا در کنار هم میسر نیست.»
استاد دانشگاه شهید بهشتی در خصوص استقلال در توسعه، اظهار داشت:« در تعریف اقتصادتوسعه آمده، اقتصاد در توسعه یعنی یک کشور هرچقدر که بتواند تولید کند و مزیت نسبی داشته باشد، استقلالش نیز بالا می‌رود. مردم نروژ با نرخ تورم 1 تا 5/1 درصد، 8 درصد از درآمد خود را پس‌انداز می‌کنند، خوب این به کشور نروژ بسیار کمک می‌کند، آن‌ها تنها 4 درصد از درآمد نفت خود را به بودجه‌ی عمومی کشور اختصاص می‌دهند و بقیه‌ی آن را برای نسل‌های آینده پس‌انداز می‌کنند.»
وی در جمع‌بندی سخنان خود، گفت:«ما نمی‌توانیم هم توسعه داشته باشیم و هم با نظام بین‌الملل بجنگیم. ما باید یکی را انتخاب کنیم که ما جنگ با نظام جهانی را انتخاب کردیم و وارد لانه‌ی زنبور شدیم. ما از غرب هواپیما و صنعت و .... می‌خواهیم اما فرهنگ، فلسفه و دانشگاه او را قبول ندارم، خوب معلوم است که آن‌ها هم این را قبول نمی‌کنند و به فکر دشمنی با ما می‌افتد.»

کلیدواژگان سخن‌رانی دکتر سریع‌القلم در باره‌ی توسعه‌یافتگی حول محور موضوعات زیر بود:
توسعه‌یافتگی امری جهان شمول است؛
توسعه‌یافتگی جنبه‌ی ریاضی و فرمولی دارد؛
توسعه‌یافتگی: تصمیم‌گیری در سطح نخبگان ابزاری
توسعه‌یافتگی: قابلیت گوگل شدن
استاد توسعه دانشگاه شهید بهشتی تهران در باره‌ی سیاست خارجی مطلوب نیز پیشنهادهایی ارایه داد از جمله:
1-ضرورت حرکت سیاست خارجی در ریل الزامات رشد و توسعه‌ی اقتصادی
2-کشورهای دیگر از رشد و پیش‌رفت ایران، هراسی نداشته باشند
3- محیط بین‌المللی: فرصت، یادگیری، اثرگذاری و اثرپذیری
4-معاشرت نظامیان با نظامیان کشورهای مختلف در سطح جهان
5-مناظره در سطح دانشگاه‌ها، رسانه‌ها و مؤسسات تحقیقاتی پیرامون مسائل کلیدی سیاست خارجی
6-عبور از چالش‌های امنیتی با همسایگان
7-تفکیک بین تبلیغ و تحلیل در دستگاه دیپلماسی کشور
8- تعطیلی هیجان، احساسات و عصبانیت در ادبیات و رفتار سیاست خارجی
9- پرهیز از استفاده واژگانی مانند «حتماً» «یقیناً» «صد در صد» و «بی تردید» در سیاست خارجی
10-تحلیل تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی بر اساس FACT

وی در پایان سخن‌رانی خود، اصول نهایی نظریه‌ای برای توسعه‌ی ایران را در موارد زیر خلاصه کرد:
1-حاکمیت در مقام میانجی‌میان جریان‌ها
2-حاکمیت علاقه‌مند به کشور و آینده‌ی شهروندان آن
3- اختلاف فقط در سطح سیاست‌گذاری‌ها
4-فهم دقیق محیط بین‌المللی
5- مدیریت کارآمد و تخصصی شدن حکم‌رانی

محمود سریع‌القلم (متولد ۱۳۳۸ در تهران)، پژوهشگر حوزه‌ی توسعه، علوم سیاسی و تاریخ معاصر ایران که او نایب رییس مرکز پژوهش‌های علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه، عضو هیئت علمی و استاد تمام گروه علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی است. وی در کلاس‌های آزاد مؤسسه پرسش نیز تدریس می‌کند.

*چاپ شده در سیمره 458(26 تیرماه 97)

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004