چاپ کردن این صفحه

سفری به شیرز(1)

چهارشنبه, 08 آبان 1398 ساعت 08:32 شناسه خبر: 4672 1 نظر
این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)
دکتر شفیع‌زاده دکتر شفیع‌زاده

طبیعت یک سمفونی است، همه‌ی چیزهایی که در آن وجود دارد فراز و فرود است.(ویکتورهوگو)

ساعت 7 صبح روز جمعه19 مهرماه تدارک دیدار یکی از پدیده‌های بکر ژئوتوریستی لرستان و ایران به همت گروه گردشگری خرم‌افلاک خرم‌آباد و با مدیریت و قافله‌سالاری فاضل ارجمند جناب حسن حسینی آغاز گردید.

 

مقصد، دره‌ی شیرز یا نگین سبز لرستان واقع در 55 کیلومتری شمال شهر اسطوره‌ای کوهدشت بود. گروه گردشگر متشکل از خانواده‌های علاقمند، بانوان و جوانانی بود که با شور و اشتیاق به تدریج در خیابان مولوی اجتماع کرده‌بودند، پس از طی حدود یک‌صد کیلومتر و ورود کاروان مشتاق به کوهدشت بعد از صرف صبحانه در پارک آزادگان این شهر و طی یک ساعت مسیر به بخش زردِلان و اولاقوا (اولادقباد) در دامنه‌ی کوه سَرسُورِن (سَرسُرخِن) واقع در 15 کیلومتری شمال غربی کوهدشت رسید. اولادقباد یکی از دهستان‌های شمالی کوهدشت متشکل از طوایف (جافر، صالح، کرم‌ویس) است، گویش اهالی لکی کرمانشاهی است؛ انعکاس طلایی رنگ خورشید در سینه‌کش کوه وره‌زرد در حاشیه رود سیمره(2) نشان از روستاهای زیتون و وره‌زرد می‌داد. روستای زیتون متشکل از طوایف(خدارحم، علی‌محمد، جعفرخان) شانه به شانه‌ی رود سیمره محل اطراق ایلات دلفان بوده و رویشگاه درختان کهنسال زیتون با قدمت 1000-700 سال است که به لحاظ ژنوتیپ همواره اهمیت فراوانی داشته‌اند. درخت زیتون(3) هم‌چون سایر درختان مقدس لرستان از قبیل (تایی، برالیک، ارژن، گیریچ) از لحاظ تُوتِم پرستی در باور بومیان محلی دارای منزلت خاصی است. کوه سرسورن دارای نمادهایی از خاستگاه‌های اسطوره‌ای انسان یعنی غارپناه‌های صخره‌ای میرملاس(واقع در ضلع جنوبی) و هومیان 1 و 2 (ضلع شمالی) و برد سفید(برد اِسپی) در دو کیلومتری هومیان می‌باشد. پناه‌گاه‌های مذکور نخستین بار در سال 1346 به همت استاد فقید زنده‌یاد حمید ایزدپناه و همکاری آقایان حمید خسروی و غلامحسین عباسی به وزارت فرهنگ و هنر وقت معرفی شد و سه سال بعد گروهی باستان‌شناس از دانشگاه کمبریج انگلستان متشکل از پروفسور مَک بُورنی و خانم کِلرمیت گاف، قدمت این مکان‌ها را به 148هزار سال قبل (دوره‌ی موسترین) و قدمت حضور انسان نئاندرتال در آن‌ها را به 60 تا 70 هزار سال پیش (دوره پالئولیتیک میانی) نسبت دادند. هم‌چنین نقش‌نگاره‌های پناهگاه میرملاس به دوره‌ی نوسنگی (نئولیتیک) و پناهگاه هومیان به دوره‌ی پالئولیتیک گمانه‌زنی گردید. مشابه این نقوش سنگی هم اکنون در غارهای کرکس و لاسکوی فرانسه و آلتامیرای اسپانیا (مربوط به 35 هزار سال پیش) وجود دارد که بر خلاف غارهای میرملاس و هومیان  در محفظه‌های شیشه‌ای حفظ و نگه‌داری می‌شوند. بعد از عبور از روستای جعفرآبادِ زیتون در سمت چپ مسیر، صدای آرام سیمره‌ی رازآلود به گوش می‌رسد. سیمره با نام‌های باستانی (اُوکنو و کواسِپس) به طول حدود 775 کیلومتر از رودهای  الوندکوه، گاماسیاب نهاوند، خُرم‌رود، غزل‌رود کنکاور و رودهای صحنه و بیستون و از رود قره‌سوی کامیاران کرمانشاه به موازات کبیرکوه و در مرز ایلام و لرستان جریان یافته و پس از پیوستن به آب‌‌ رودهای تنگه‌ی شیرز و تنگ سی‌آو و کوه مِلَه در حاشیه‌ی شمالی در محل پُل گاومیشان به کشکان رود پیوسته و در دزفول به کَرخِه رود تغییر نام می‌دهد. دلتای رود سیمره در دوران‌های مختلف تاریخ خاستگاه تمدن‌های فراوانی بوده به گونه‌ای که در دوران پیش از تاریخ هم‌چون کاسیان و تشکیل اولین دولت ماد، هخامنشیان، اشکانیان، ساسانیان(4) و دوران اسلامی (مرکز مهرگان‌کده یا مهرجان قذق) بوده و در روایتی شاهوردی‌خان (آخرین اتابک لرستان) در 1006 هجری‌قمری به دستور شاه‌عباس صفوی در این منطقه به قتل رسیده است.

در مسیر ورود به تنگه‌ی شیرز گورستانی به نام چراغ‌خُو(چراغ‌خان) وجود دارد. این گورستان به نقل از استاد محمدحسین آزادبخت: دارای سنگ‌نگاره‌های تقریباً مثلثی شکل به ارتفاع حدود یک متر بوده که در دو طرف آن مشخصات زندگی و مرگ فرد شاخص متوفی نگاشته شده و به باور برخی اهالی، چراغ‌خان شاید نام سردار بومی نادرشاه در این منطقه بوده است.

سرانجام به تنگه‌ی شیرز با شگفتی‌های فراوان واقع در حدفاصل کوه‌های وره‌زرد(در شرق) و زردلان (در غرب) سیمره در 55 کیلومتری شمال کوهدشت که فقط چند کیلومتر  آخر آن خاکی است، می‌رسیم. حس بدیع سفر به اعماق تاریخ توام با شنیدن آخرین نفس‌های گرم تابستان در خنکای نسیم صبحگاهی نوید روزی فرح‌بخش را می‌دهد.

 این دره‌ی اسرارآمیز به نوعی شاید مشابه‌ی دره‌ی گراندکنیون ایالت اریزونای آمریکای شمالی با رود کلرادو است.

 آن چه اعجاب همگان را دو چندان می‌کرد وجود دیواره‌های عظیم رسوبی و تاق‌دیس‌های سنگ آهکی لایه‌لایه نامتقارن به ارتفاع حدود 150 تا 200 متر و وجود تندیسی برجی شکل بود که طی میلیون‌ها سال شکل گرفته و به نوعی خود نمادی از شهر کوهدشت محسوب می‌شود. 

پوشش جنگلی منحصربه‌فرد با آبشارهایی کوچک و بزرگ همراه با چشمه‌های آب معدنی فراوان و رود زیبایی که در وسط تنگه جریان داشت زیبایی این منطقه را صد چندان می‌کرد، سر چشمه‌ی این رود چشمه‌ای در فرا دست روستای علی‌حسین آباد زَرون و سرابی در روستای گِدارگَه بود، زلالی و کم ‌عمقی رود و سنگ‌های خزه‌آلود کف آن امکان آب نوردی را با کفش مخصوص برای گروه فراهم می‌کرد. در مسیر آب نوردی درختان بلند و سرسبز ارژن، بلوط، چنار، گلابی و بادام وحشی و مو همراه با گیاهان و درختچه‌هایی بابرگ‌های رنگارنگ سر به هم فرو کرده و در بعضی از نقاط امکان دیدن آسمان را مشکل می‌نمود و رنگین‌کمانی از زیبایی و بدایع طبیعت را فراهم می‌ساخت.

بی اختیار فرازی از شعر باغ بی برگی مهدی اخوان ثالث(م. امید) را به یاد آوردم:

باغ بی برگی که می‌گوید که زیبا نیست

باغ بی برگی خنده‌اش خونی است

اشک آمیز

جاودان بر اسب یال‌افشان زردش می‌چمد در آن

پادشاه فصل‌ها

پاییز

آن سو، ترنم آواز پرندگانی که با هیاهو به تماشای اشتیاق گروه گردشگر آمده بودند، جلوه‌ای دل‌پذیر داشت.

سرانجام بعد از یک‌ساعت آب‌نوردی برای صرف نهار در محلی به نام بَردَه بئر(تخته سنگ پهن محل صرف غذا) در سایه‌سار درختان رسیدیم و سپس دیدار از طاق و تونل آهکی- رسوبی متشکل از سنگ‌واره‌های رسوبی قرون و اعصار به نام پل‌خدا میسر شد.

این تونل طبیعی که تشابهاتی با تونل برفی شهرستان ازنا دارد به طول حدود 50 متر دارای استالاکتیک‌های فراوان با قدمت میلیون‌ها سال آویزان از سقف داشت که بدون نور چراغ امکان عبور از مسیر آبی آن مشکل می‌نمود.

کم کم زمان دیدار از پل خدا و تنگه‌ی شیرز به انتهای غروب نزدیک می‌شد و گروه با خاطره‌ی یک روز سفر در دل تاریخ و طبیعت راه بازگشت را در پیش گرفت و اما آن‌چه در راستای تحقق شعار مدیران محترم استان که لرستان نه معبر بل مقصد گردشگری است، می‌بایست در راستای اشتغال‌زایی و معرفی جاذبه‌های خدادادی استان اتفاق افتد، صرف نظر از یک پارکینک نسبتاً مناسب، تامین امنیت، فقدان زیرساخت‌هایی از قبیل سرویس‌ بهداشتی، تابلوهای راهنما، فروشگاه، رستوران، احداث خانه‌های بوم‌گردی و تعبیه سطل‌های زباله در مسیر تنگه‌ی شیرز است که امید می‌رود این نواقص در جهت حفظ اکوسیستم منطقه و حفظ جایگاه ژئوتوریستی و ژئوپارکی تنگه‌ی شیرز تحقق یابد. به امید آن روز...

زین بحر هم‌چون باران بیرون شو و سفر کن

زیرا که بی سفر تو هرگز گهر نگردی (عطار)

 

پی‌نوشت‌ها:

1- به روایت استاد محمدحسین آزادبخت، واژه‌ی شیرز شاید به معنی شیر هِیز (محل برخاستن و زندگی شیر) بوده‌است.

2- به روایت برخی سی مره به این معناست که خروشانی آب سیمره به حدی است که سگ را که شناور قابلی است نیز با خود می‌برد. 

 به روایت دیگر سیمره نام بانویی عرب است که لشکریان اسلام پس از عبور از قلل کبیرکوه به این رود نهادند.

3-  به روایت استاد محمدحسین آزادبخت اهالی محل درخت زیتون را کُلین حضرت فاطمه(س) می‌نامند. 

4-به روایت استاد عطا حسن‌پور(دکترای باستان‌شناسی) در اوایل دهه‌ی 1390در محوطه‌ی قلعه گوری رماوند واقع در 70 کیلومتری جنوب غربی کوهدشت در تراس آبرفتی سیمره، بقایای شهری باستانی از یادگارهای عصر ساسانی به نام (بَرزقاوِلَه) وجود داشت که با احداث سدی بر این رود در یکی از تنگه‌های کوه سی‌پیر به نام (کفنیلا) در بخش هِندمِینی شهرستان بدره‌ی ایلام، شوربختانه این محوطه‌ی باستانی ارزشمند در زیر آب مدفون گردید.

*چاپ شده در سیمره511(2آبان‌ماه98)

 

 

 

 

 

 

 

1 نظر