شما اینجا هستید: خانهگفت‌و‌گوروزنامه‌نگاری یعنی فهم، جسارت و تحول

روزنامه‌نگاری یعنی فهم، جسارت و تحول

چهارشنبه, 18 اسفند 1395 ساعت 17:32 شناسه خبر: 2492 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
seymare seymare

اشاره: «محمود مختاریان» ۶۵ ساله و متولد تهران است. از دوره‌ی نوجوانی و جوانی عاشق کتاب خواندن و دانستن بوده و پاتوق همیشگی‌اش، کتاب‌خانه‌ی نزدیک خانه‌شان بوده‌است. مختاريان از دانش‌آموخته‌هاي رشته‌ي تبليغات و رسانه است.
وي در 18 سالگی پایش به نشريات مطرح و قديمي کشور هم‌چون کيهان باز می‌شود و سال‌ها با این روزنامه همکاري می‌کند.

خودش می‌گوید: «سال ۱۳۴۸ وارد روزنامه‌ی کیهان شدم.  تقریبا ۸ سال در بخش‌های مختلف روزنامه کار کردم. از قسمت آگهی و تبلیغات گرفته تا بخش توزیع روزنامه. من سه ماه شب تا صبح کار می‌کردم. چون روزنامه باید به سراسر کشور پخش می‌شد.»
مدتی هم به انگلستان می‌رود. در لندن بیش‌تر در نشریات کار صفحه‌آرایی روزنامه را انجام می‌دهد. اين استاد باتجربه‌ي روزنامه‌نگاري سال‌ها در روزنامه‌هاي معروف و پرتيراژ جهان ازجمله «يوميوري ژاپن» و «الاهرام مصر» همکاري داشته و عضو هيئت تحريريه‌ي اين نشريات بوده‌است. مختاريان به زبان‌هاي عربي و انگليسي تسلط دارد. وي دست‌کم40 سال است به صورت مستقيم و عيني کار روزنامه نگاري مي‌کند. هيچ دانشجويي در کلاس او احساس خستگي نمي‌کند. به رغم این که تند تند حرف می‌زند اما به دل می‌نشیند؛ حرفهايش همه نو وتازه است. نگاه نافذی دارد. آمار و ارقام را دقیق می‌دهد. اول از من خواست تا دو صندلی که در کنار تابلو بود برداشته شوند. او به «روزنامه‌نگاری که صندلی ندارد» نام‌برداراست. در این باره می‌گوید: «هیچ‌وقت در روزنامه صندلی نداشتم. سرکلاس هم هیچ‌وقت ننشستم و هیچ‌وقت صندلی نداشتم!»
در دانشگاه درسِ روزنامه‌نگاري مي‌دهد و هم بي‌شمار کارگاه و کلاس درباره‌ي فتوژورناليسم، چاپ و گرافيک و صفحه‌آرايي در کارنامه‌اش دارد. بارزترين ويژگي اين مرد بزرگ ساده بودن و افتادگي اوست. از این استاد فرهیخته دعوت کردیم تا روزهای چهارشنبه و پنج‌شنبه‌ی هفته‌ی گذشته سه کارگاه عملی را در خرم‌آباد برگزار کند. فرصتی پیش آمد تا با ایشان گپ‌و‌گفتی در باره‌ی مسایل رسانه داشته باشیم. این مصاحبه بیش‌تر حول محور سواد بصری و رسانه‌ای می‌گردد تا دیگر نکات روزنامه‌نگاری. آن‌چه می‌خوانید حاصل این گپ‌وگفت صمیمی است.

* جنای آقای مختاریان می‌دانید که تغییرات در دوران ما شتاب گرفته است و ما اینک شهروندان دورانی هستیم که دانش و فناوری با سرعتی فوق تصور تغییر می‌کند لذا طبیعی است که تغییر تعریف سواد، از جمله‌ی اولین دگرگونی‌های این عصر باشد، نظر شما در این باره چیست؟
- تعریف سواد کاملاً عوض شده، رسانه‌ها تفکرات ما را در 5 سال به اندازه‌ی 500 سال عوض کرده‌اند. ما در آینده شاهد شتاب بیش‌تر تغییرات اجتماعی خواهیم بود. ما در عصر رسانه‌سالاری هستیم.
*سواد بصری و سواد رسانه‌ای از گونه‌های سواد امروزی هستند، چقدر این نوع سواد برای مدیران رسانه‌های ما لازم و مهم هستند؟
- کسی که سواد رسانه‌ای و سواد بصری نداشته باشد نباید در رسانه کار کند. اثرات کاربلد نبودن در رسانه بسیار خطرناک است.
*رسانه‌های مکتوب ما چقدر به مقوله‌ی سواد بصری و رسانه‌ای توجه دارند؟
- متأسفانه اکثر کسانی که در رسانه کار می‌کنند یکی از این دو مقوله را خوب بلد نیستند. کار در رسانه، آموزش روزانه، تمرین خوب دیدن و چگونه دیدن و چگونه دیده شدن می‌باشد.
*عمده‌ترین ضعف رسانه‌های ما از نظر سوادبصری و رسانه‌ای چیست؟
- نشریه باید دیدنی باشد و خواندنی که متاسفانه هردو مشکل دارند. سردبیر در نشریه باید موج‌سازی، ایجاد فضای رسانه‌ای، چینش و ریتم‌سازی بلد باشد. این‌که نشریات ما خوب نیستند نیاز به تجدید نظر دارد. دایم باید کارگاه‌های مختلف داشته‌باشیم. نیروهایمان را به‌روز کنیم و تحول رسانه‌‌های جهان را زیرچشم داشته‌باشیم و بگوییم سهم ما از سیطره‌ی رسانه‌ی جهان چقدر است؟
*صفحه‌ی اول نشریات اروپایی- آمریکایی چقدر با صفحه‌ی اول نشریات ما از لحاظ بصری تفاوت دارند؟
- نشریات اروپایی و آمریکایی اکثر عکس محور هستند و تیترهای کوتاه دارند. صفحات آن‌ها شلوغ نیست، شاداب صفحه‌آرایی می‌شوند. چاپ و لیتوگرافی بهتری دارند. خواننده جذابیت بصری می‌بیند و لذت بصری می‌برد. آن‌ها پر از نقد و تحلیل هستند چون کالای اندیشه هستند و تولید فکر می‌کنند و مسئولان آن‌ها را جدی می‌گیرند.
* شما جایی گفته بودید که بیشینه‌ی نشریات ایران«گرید» ندارند. لطفاً در این‌باره بیش‌تر توضیح بفرمایید. چرا صفحه‌آرایی بیشینه‌ی نشریات مکتوب ما عموماً غیرحرفه‌ای است و جذابیت بصری ندارند؟
- مجلات ما دچار مشکل روی جلد، صفحه فهرست، ریتم می‌باشند. گرید، اغلب موجود نیست؛ گرید یعنی(مهندسی صفحات مجله و روزنامه) مجلات ما تا نصف هستند و از نصف می‌افتند و مطلبی برای خواندن ندارند. ما می‌گوییم چه وقت یک نشریه در دست می‌ماند یعنی چه مقدار قدرت دارد که مخاطب را جذب کند. نشریات باید دیدنی باشند، شاداب باشند نه عبوس، مفصل‌نویسی درد مشترک تمام نشریات ماست. شبکه‌های مجازی اکثراً برای اوقات فراغت هستند، رسانه‌‌ی مکتوب برای نقد است و تحلیل و تفکر.
* اگر لوگوی بیشینه‌ی نشریات ما را بردارند، انگار یک نفر همه‌ی مطالب آن‌ها را گردآوری کرده است! چرا این‌گونه است؟ تیتر، عکس و مطلب چقدر در جذب مخاطب تأثیر گذارند؟
- این نشریات زندگی‌ جاری مردم در آن‌ها نیست در نتیجه تیتراژ ندارند و با عدم استقبال مخاطبان روبه‌رو هستند. نشریه باید جذابیت بصری داشته باشد، دعوت به خرید و خواندن ایجاد کند. نشریه دقیقاً مثل غذا باید دعوت به اشتها کند.
* چرا کشور ما رسانه‌ای در قد و قواره‌ی جهانی ندارد؟
- برای این که نیروی انسانی کارکشته نداریم هم در زمینه‌ی محتوا و هم در زمینه‌ی شکلی. ما 8 میلیون ایرانی در خارج از کشور داریم در حالی که هیچ رسانه‌ای برای آن‌ها نداریم! آمریکایی می‌گویند ایرانی‌های مهاجر 58 درصد تحصیلات عالیه دارند ولی آمریکایی 40درصد. ژاپنی‌ها ساعت به ساعت برای یک‌و نیم میلیون ژاپنی در آمریکا روزنامه چاپ می‌کنند! اما ما چی؟!
البته روزنامه‌ی خوب در اکثر نقاط ایران منتشر می‌شوند؛ در مشهد، شیراز، اصفهان. ما باید اعتمادسازی کنیم روی مخاطبان تا زندگی خودشان را در نشریات ببینند. کار زیادی پیش‌رو داریم.
* نظر شما درباره‌ی رسانه‌های اجتماعی(فضای مجازی) چیست؟ آیا حضور گسترده‌ و پرقدرت رسانه‌های اجتماعی باعث فرارسیدن مرگ نشریات مکتوب شده است؟
- رسانه‌های مجازی یک حقیقت است؛ از در و پنجره مثل طوفان در تمام خانه‌ها آمده‌است. آن‌ها فرصت هستند نه تهدید، ما باید آن‌ها را در خدمت خودمان بگیریم. آن‌ها کمک‌کننده‌ی رسانه‌های مکتوب هستند. ماجرای گورخواب‌ها اول در نشریه‌ی شهروند چاپ شد و سپس شبکه‌های مجازی را به دنبال خود آورد. باید تلاش کنیم رسانه‌ی مکتوب از خودسانسوری نجات پیدا کند.  این رسانه مجازی اخلاق و رفاقت و چهارچوب ندارد و همین رسانه کارهای بزرگی کرده است. اردوغان را همین شبکه‌های مجازی نجات داد! برای مثال فیس‌بوک تمام رسانه‌ها را متلاشی کرد.
* چرا حضور مردم ایران این‌قدر در فضای مجازی پررنگ است؟
- اکثر کسانی که در فضای مجازی هستند برای پر کردن اوقات فراغت به این فضا روی آورده‌اند. رسانه‌ی ملی ما ( صدا و سیما) و دیگر رسانه‌ها قادر به پرکردن این فضا نیستند. رسانه‌های ما صنعت سرگرمی‌سازی بلد نیستند.
* مهم‌ترین آسیب/ آسیب‌های نشریات محلی ایران؟ مطبوعات محلی لرستان از منظر سواد بصری در چه وضعی هستند؟
- نشریات محلی و نشریات لرستان نیروی متخصص می‌خواهند باید نیروی متخصص تربیت کنیم؛ باید تقویت شوند و مورد حمایت کامل مادی و معنوی قرار گیرند. نشریات لرستان آگهی ندارند. نیازمند تجدید نظر در ارائه‌ی بهتر نشریات باشیم چه محتوایی و چه شکلی.
* چه باید کرد تا رسانه‌های ما به ویژه مکتوب به جایگاه واقعی خودشان برسند؟
- نیازمند سردبیرهای قدر و باسوادی هستیم، سردبیری که چینش و موج‌سازی بلد باشد و فضای رسانه‌ای و تیم‌سازی ایجاد کند، تیمی که بتواند یک رسانه را خوب اداره کند. این سردبیر باید خیلی خوب گرافیگ را بشناسد. یعنی سسی که می‌خواهیم روی ساندویچ بریزیم توی عکس، تیتر، رنگ و ویترین‌سازی نشریه است. همان جذابیت بصری. اگر سواد بصری داشته باشیم می‌توانیم دیدن و خوب دیدن را به مخاطبان‌مان منتقل کنیم.
*استاد به خودتان برگردیم چطور شد روزنامه‌نگار شدید؟
- روزنامه‌نگاری یعنی فهم، جسارت و تحول؛ روزنامه‌نگاری بازنشستگی ندارد و شغل متفاوتی است و بسیار سخت و مشکل و روی شمشیر راه رفتن دائمی.  
برای کارورزی به مصر و دیگر کشورها رفتم و هنوز در حال یادگیری هستم. روزنامه‌نگاران باید باسواد و به‌روز باشند. دائم بر روی خودشان سرمایه‌گذاری کنند؛ باید گوش و چشم جامعه باشند تا مردم به وجود آن‌ها افتخار کنند.
* تجربه‌ی کار کردن در این دو رسانه بزرگ و پرتیتراژ چقدر در رشد سواد بصری و رسانه‌ی شما تأثیرگذار بوده است؟
- مثل فوتبالیستی است که در تیم‌های خارجی کار کند. جهان‌بینی ما را عوض می‌کند. در الاهرام همه‌ی سردبیرها موسفید و آدم‌های باتجربه قدری بودند. مردم به آن‌ها بها می‌داند. ما باید به روزنامه‌نگارانمان بها و ارزش بدهیم ولی هیچ گاه این کار را نکرده‌ایم.
* برگزاری کارگاه‌های آموزشی چقدر در راستای ارتقای سطح سواد رسانه‌ای خبرنگاران شهرستانی موثر است؟
- ما وظیفه داریم همواره دانش‌مان را به‌روز کنیم. روزنامه‌نگاری یک آموزش روزانه است. حادثه‌ی پلاسکو و گورخواب‌ها برای ما یک کلاس آموزشی بود. چه تیترها و عکس‌های قوی و جذابی در صفحات اول نشریات ما چاپ شد. این را هم بگویم الان گرافیک روزنامه‌های ما در خاورمیانه بی‌رقیب است.
* اگر نکته‌ای یا توصیه‌ای برای روزنامه‌نگاران جوان دارید بفرمایید؟
- روزنامه‌نگاری در سراسر جهان به معنی فهم، جسارت و تحول است. یعنی چقدر منِ روزنامه‌نگار خطوط قرمزم را بلدم و چقدر در خدمت منافع ملی هستم؛ چقدر در خدمت تحول هستم؛ چقدر در خدمت نقد هستم؛ نقد به معنی مرور هست، مرور و یادآوری خوبی‌ها و بدی‌ها.
*گفت‌و‌گو از کیانوش رستمی

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004