شما اینجا هستید: خانهگفت‌و‌گوبررسی «تاثیر فضای مجازی بر انتخابات»

بررسی «تاثیر فضای مجازی بر انتخابات»

سه شنبه, 12 ارديبهشت 1396 ساعت 11:12 شناسه خبر: 2592 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
seymare seymare

عصر روز پنج‌شنبه بیست‌و‌چهارم فروردین‌ماه جاری میزگرد«تاثیر فضای مجازی بر انتخابات» در دفتر هفته‌نامه‌ی سیمره برگزار شد. در این میزگرد شش تَن از کارشناسان رسانه و علوم اجتماعی گرد هم آمدند تا درباره‌ی پیامدهای فضای مجازی و رسانه‌های اجتماعی و اثرات منفی و مثبت این شبکه‌های نوظهور در انتخابات اخیر ریاست جمهوری و شوراهای اسلامی تبادل نظر و بحث و بررسی کنند. این میزگرد حدود دوساعت و نیم به درازا کشیده شد. میهمانان از دو منظر به موضوع پرداختند: یکی فرصت‌های فضای مجازی برای روشن‌گری مردم و ترغیب آن‌ها به انتخاب گزینه‌های اصلح و دیگر تهدیدهای فضای مجازی و گمراه کردن مردم و... .ماحصل این نشست را با هم می‌خوانیم:


کیانوش رستمی (دکترای روزنامه‌نگاری): 
در آستانه‌ی برگزاری دوازدهمین دوره‌ی انتخابات رییس‌جمهوری و پنجمین دوره‌ی شورای شهر هستیم. هدف این میزگرد بررسی تأثیر فضای مجازی (رسانه‌های اجتماعی) بر انتخابات است. این‌جا سوالاتی پیش می‌آید که تفاوت فضای مجازی (رسانه‌های اجتماعی) با فضای واقعی (رسانه‌های سنتی) در ترغیب و تشویق مردم به شرکت در انتخابات و گزینش نامزد اصلح چیست؟ آیا رسانه‌های اجتماعی می‌توانند مردم را به سمت و سوی خاصی هدایت کنند؟ آسیب‌ها یا تهدیدها و مزیت‌های رسانه‌های اجتماعی در انتخابات پیش رو چیست؟
در این نشست می‌خواهیم به این نتیجه برسیم که آیا رسانه‌های مجازی این قدرت را دارند که مردم را به سمت و سوی خاصی ترغیب و تشویق کنند ویا آن‌ها را به اهداف اصلی‌شان برسانند؟
برای آغاز بحث صحبت‌های آقای اسفند کرم‌اللهی را می‌شنویم.
اسفند کرم‌الهی (کارشناس ارشد علوم ارتباطات و روزنامه‌نگار): امروزه چه بخواهیم و چه نخواهیم فضای مجازی همه‌ی ابعاد زندگی فردی، اجتماعی و خانوادگی ما را تحت تأثیر خود قرار داده ‌است. معمولاً با ورود تکنولوژی‌های نوین به زندگی انسان‌ها جمع محدودی به عنوان پیشتازان که اکثراً از اقشار جوان و نوجوان هستند استفاده از محصولات نو را آغاز می‌کنند. بعد از این افراد موج استفاده از امکانات و ابزارهای نوین فزونی یافته و نهایتاً با همه‌ی مقاومت‌ها و مخالفت‌ها، تمامی اقشار جامعه به‌صورت جبری خود را در معرض استفاده از این پدیده‌های نوظهور قرار می‌دهند.
شاید اگر مارشال مک‌لوهان زنده بود این فضای رسانه‌ای جدید را پس از کهکشان‌های گوتنبرگ و مارکنی، کهکشان مجازی می‌نامید. چرا که دنیای انسان‌ها چنان تحت تأثیر این پدیده قرار گرفته است که نمی‌توان آن را با هیچ دوره‌ای از زندگی انسان‌ها مقایسه کرد.
رشد روزافزون ضریب نفوذ سخت‌افزارها و نرم‌افزارهای فضای مجازی در جامعه‌ی ما نیز نشان می‌دهد که امروزه جامعه‌ی ایرانی در سطح وسیع درگیر استفاده از این ابزار ارتباطی شده است. اما به چند دلیل آینده‌پژوهی و برنامه‌ریزی در این حوزه بسیار سخت بوده و تشخیص پیامدهای این فضا بر زندگی ما بسیار مشکل به‌نظر می‌رسد.
اولین دلیل این ابهام، نو بودن فضای مجازی است. به هر حال این سطح از دست‌رسی و این ضریب نفوذ تاکنون در هیچ دوره‌ای تجربه نشده است و برای اولین‌بار است که انسان‌ها در این ابعاد خود را در فضایی همگانی و سریع می‌بینند.
دومین مسئله سرعت سرسام‌آور تغییرات در این عرصه است. روند پرشتاب تغییرات در دنیای ارتباطات به حدی است که نمی‌توان امسال را با چند و یا حتا یک سال گذشته مقایسه نمود. به‌راستی چه کسی باور می‌کرد ابزار ارتباطی هم‌چون یاهو مسنجر و یا ابزار متأخر‌تری هم‌چون فیس‌بوک به این سرعت طرف‌دارانش را از دست داده و خیل کاربران به سمت استفاده از فضای ابزارهای ارتباطی موبایل کوچ نمایند.
سومین دلیل مبهم بودن آینده‌ی این فضا گستردگی آن است. چرا که اساساً فضای مجازی با تمامی شئون زندگی ما انسان‌ها در ارتباط بوده و هر چقدر که ابعاد زندگی ما پیچیده‌تر و گسترده‌تر باشد، این فضا نیز گسترده‌تر و غامض‌تر خواهد شد.
بر این اساس ما بسیار نیازمندیم که با دقت تغییرات و ویژگی‌های این حوزه را بسنجیم و تحقیقات و پژوهش‌های جامعی در این زمینه انجام دهیم تا بتوانیم بر اساس چنین شناخت علمی دست به برنامه‎ریزی و سیاست‌گذاری بزنیم. از طرفی گستردگی این فضا باعث می‌شود که ما حتا زمانی که در مورد یکی از زیرشاخه‌های آن (به عنوان مثال، ارتباط میان فضای مجازی و انتخابات) بحث می‌کنیم، زمینه‌های متعدد و متنوعی برای بحث کردن داشته باشیم. مثلاً فضای مجازی و نوع تبلیغات کاندیداها و یا مباحث حقوقی این عرصه و... لذا پیشنهاد می‌کنم که اگر می‌خواهیم در این زمینه بحث کنیم آن را به اندازه‌ی کافی تحدید کرده و در هر جلسه بخشی از آن را تحلیل کنیم.
سوالی که آقای دکتر رستمی در زمینه‌ی تاثیر فضای مجازی در روند انتخابات مطرح فرمودند، باید عرض کنم که بله، قطعاً فضای مجازی بر انتخابات تأثیر خواهد گذاشت. همان‌گونه که بر تمام اجزای زندگی و حتا فرهنگ ما تأثیر می‌گذارد. تجربه‌ی کوتاه‌مدت ما در انتخابات مجلس سال گذشته نیز نشان می‌دهد که این تأثیر بسیار پررنگ و تعیین کننده است. کما این‌که در جریان انتخابات مجلس دیدیم که یک جریان سیاسی با استفاده از این ابزار و پیام تعدادی از شخصیت‌های کاریزماتیک خود، تمامی نمایندگان شهر تهران را از لیست مورد نظر خود انتخاب نمود.
کیانوش رستمی: جناب دکتر ترکارانی نظر شما نسبت به صحبت‌های آقای کرم‌اللهی پیرامون نقش فضای مجازی در انتخابات چیست؟
مجتبی ترکارانی(دکترای جامعه‌شناسی): خوش‌حالم در این جمع هستم و امیدوارم چنین میزگردها و مباحثی تداوم پیدا کند. بحث‌های نظری راجع‌به تأثیرگذاری رسانه‌ها بر انتخابات و به‌عبارت کلی تاثیر رسانه‌ها در عرصه‌ی سیاسی از مباحثی هستند که در دهه‌ی 50 و 60 میلادی در آمریکا و اروپا بسیار انجام شده و هم‌چنان در حال انجام هستند. نتایج مطالعات نشان داده است که این رسانه‌ها تاثیرگذار هستند ولی آن‌چه مهم‌تر است وجود رسانه‌های نوظهور الکترونیکی است. این رسانه‌ها به‌خاطر خصوصیات ویژه‌ای که دارند مانند در دست‌رس پذیری آسان و جذابیت بالا و امکان تعاملی، توده‌های زیادی را در جوامع دست‌خوش تغییر نموده و باعث شده‌اند که پدیده‌ای گریزناپذیر باشند و به خاطر سرعت در تولید اطلاعات و گستره‌ی پوشش و استفاده از تکنولوژی‌های مدرن ابعاد دیگر زندگی را نیز تحت تأثیر خود قرار دهند. اما اگر در مورد ایران بخواهیم صحبت کنیم باید گفت که حوزه‌ی نفوذ فضای مجازی در جوامعی مانند ایران بیش‌تر از فضای واقعی شده است. به این معنا که در جامعه‌ی ما خیلی کارها را در فضای مجازی انجام می‌دهیم که توان و امکان انجام آن را در فضای واقعی نداریم. ارتباطات ما با افراد دیگر به لحاظ شدت و پیوند دچار تغییر شده است ولی با افراد زیادی درگیر ارتباط و پیوند لحظه‌ای شده‌ایم. لحظه به لحظه در دنیای دیگران سرک می‌کشیم و دیگران هم به دنیای ما سر می‌زنند. بنابراین به‌واسطه‌ی این فضای مجازی تغییرات زیادی ایجاد شده است.  این فضا عرصه‌ی عمومی را گسترش داده است. تولید و گردش اطلاعات سریع‌تر شده، افراد و شهروندان عاملیت پیدا کرده‌اند و هر شهروند یک رسانه دارد که حرف خودش را می‌زند. 

در حالی‌که این قبلاً نبود و هرکس برای انتشار گفته‌هایش باید مطلبی با نُرم‌های روزنامه‌نگاری می‌نوشت و منتظر می‌ماند تا از فیلترهای خاص یک سردبیر یا سایت خبری عبور کند. ‌اکنون این وضع تغییر یافته است.
ولی امروز مردم حتا با یک صبح به‌خیر گفتن عاملیت خود را نشان می‌دهند و با این کار هویت خود را برای دیگران تعریف می‌کنند. ولی این سوال جدی وجود دارد که آیا این فضای مجازی می‌تواند منجر به این شود که انتخابات بهتری داشته باشیم؟ آیا می‌تواند فضای دموکراتیکی به‌وجود بیاورد؟ آیا می‌تواند عرصه را برای خلق یک گفتمان اخلاقی فراهم کند؟ آیا باعث شده کنترل خبری بازتر بشود و با فضای آزادتری در عرصه‌ی عمومی مواجه باشیم؟
پاسخ اولیه و به نوعی پاسخ شهودی من این است که این فضا عرصه‌ی عمومی را گسترش داده است ولی به دموکراتیک کردن فضا کمک نکرده، بلکه نوعی پوپولیسم و بازی سیاسی را برای تخلیه حاکم کرده است. این بازی البته کارکردهای مثبتی دارد ولی نتوانسته است در جهت دموکراتیک کردن زمینه‌ی بازی و انتخابات قدم‌های محکمی بردارد. چرا می‌گویم دموکراتیک نشده است. برای این‌که این فضا نتوانسته است تکثر واقعی را در جامعه ایجاد کند و معمولآ این تکثر بیش از آن‌که واقعی باشد شبه واقعی است. دوم این‌که در بین این تکثر موجود در فضای مجازی به دلایل مختلف مانند عدم اعتماد و پنهان بودن هویت و ترس از پیامدها کم‌تر گفت‌وگو و رقابت واقعی صورت می‌گیرد و فضای مجازی در دست عده‌ای است که صدای بلندتر و حتا شخصیت ستیزه جویانه‌تری دارد باقی می‌ماند.
به‌عنوان مثال در همین گروه‌های تلگرامی شما با اقشار مختلفی مواجه هستید. ورزشکار، هنرمند و نجار و راننده و معلم و جامعه‌شناس. از این‌که‌ این‌ها در کنار هم هستند نکته بسیار خوبی است. ولی وقتی بحثی در مورد موضوع اجتماعی پیش می‌آید، متخصص ما به همان اندازه اقتدار علمی و تخصصی دارد که دیگران دارند و این جفا به گفتمان علمی و دموکراتیک است و تازه صدای متخصص در بین قیل و قال‌های پوپولیستی گروه گم می‌شود. بسیاری از این متخصصان در گروه زیاد حرف نمی‌زنند اما یک‌سری عادت کرده‌اند به حرف زدن در مورد همه‌ی مسایل که ‌تخصص هم ندارند  و نسبت به کسی که علوم سیاسی یا جامعه‌شناسی خوانده است آن‌ها بیش‌تر حرف می‌زنند. احساس می‌شود فضا را آن‌ها می‌چرخانند. بارها این سوال برای من پیش آمده است که آیا این فضا یک فضای گفت‌وگوی دموکراتیک است؟ به نظرم پاسخ منفی است. نه.
زیرا فضای دموکراتیک شرایطی دارد که آدم‌ها با استدلال می‌توانند آن‌جا حرف بزنند. آن‌جا بنده‌ی تحصیل‌کرده احساس می‌کنم نباید حرف بزنم و با آن‌ها وارد بحث بشوم چون جایگاه من تضعیف می‌شود. بنابراین سوال جدی  دیگری که مطرح می‌شود این است که آیا فضای مجازی توانسته گفتمان این فضا را دموکراتیک‌تر بکند؟
پاسخ بنده منفی است. چون فضای دموکراتیک یک معیار و شرایطی دارد که آدم‌ها آن‌جا حرف بزنند، وقتی بر فرض بنده می‌گویم جامعه‌شناس هستم تعریف‌هویت شده و بقیه می‌پذیرند که باید به‌عنوان جامعه‌شناس حرف‌شان پذیرفته بشود، ولی آن‌جا نگاه فرق می‌کند؛ می‌گویند آقا هرکسی هستید باش، حالا دو تا کتاب خوانده‌اید که چی بشود. این باعث می‌شود من و دیگر متخصصان گفت‌وگو نکنیم و کاملاً منفعل و نظاره‌گر باشیم و صحنه‌گردانان گروه‌ها آدم‌های عادی باشند تا افراد نخبه.
این نشان می‌دهد اولاً فضای مجازی در کوتاه مدت به دموکراتیک شدن عرصه‌ی عمومی کمک نکرده است و نشان‌گر آن است که هنوز در اول راه هستیم. دوم این‌که آیا این فضا به اطلاع‌رسانی و آگاهی به شهروندان، خوب عمل کرده است؟ درعین حال که در این حوزه‌ی باز مشکلاتی وجود دارد ولی در مجموع مثبت بوده است چراکه خبرها و تحلیل‌هایی را پخش نموده است که کم‌تر از مسیر کانال‌های رسمی امکان عبور دارند. هم‌چنین دروازه‌بانی خبر نداریم و هرکس هر خبری را می‌تواند پخش کند. خب این هم مشکلات خاص خودش را دارد. مثلأ آقای رستمی چون یک نشریه‌ی رسمی دارد باید محدودیت‌های رسمی را بپذیرد ولی یک کانال مجازی لزوماً این محدودیت‌ها را ندارد و می‌تواند آزادانه‌تر خبرها و تحلیل‌هایش را منتشر کند. بنابراین خبرهای غیرمعتبر و گاه نادرستی در جامعه پخش می‌شود و حتا گونه‌ای ادبیات لومپنی و نوشتار سخیف و واژه‌های ابداعی سطح پایین در جامعه رایج می‌شود که از آفات همین فضای مجازی هستند. در مجموع می‌توان گفت فضای مجازی با اینکه نقاط مثبتی ایجاد کرده است و نتوانسته نقاط پایداری ترسیم کند که هنوز فاصله‌ی زیادی با وضع مطلوب داریم.
کیانوش رستمی: توضیح کوتاهی راجع‏به فضاهای مجازی بدهم و سپس در ادامه‏‌ی میزگرد به سخنان دکتر اسماعیل‏‌زاده گوش می‌دهیم. ما در حال گذر از فضای مجازی هستیم. قطعاً این فضا آسیب‌هایی دارد و چون جامعه با دانش رسانه‏‌ای کم‌تر آشنا هستند اگر در معرض انبوهی از این اطلاعات قرار بگیرند نمی‏‌توانند سره را از ناسره تشخیص بدهند. برای مثال پیامی را که آقای دکتر ترکارانی در فضای مجازی منتشر می‏‌کند با پیام یک شهروند عادی بسیار تفاوت دارد. بنابراین متأسفانه هنوز فرهنگ استفاده‏‌ی درست از رسانه‌های اجتماعی را یاد نگرفته‌ایم و یا نخواسته‌ایم یاد بگیریم. به دیگر سخن برای دروازه‌‏بانی خبر باید دانش رسانه‏‌ای داشته باشیم که خود یک مهارت است و به ما می‏‌گوید از میان پیام‏‌های رسان‌ه‏ای کدام را برگزینیم و کدام را برنگزینیم. دوستان اگر در خصوص گفته‏‌های آقایان کرم‏‌اللهی و ترکارانی صحبتی دارند، بفرمایند.

حسن‌اسماعیل‏‌زاده(دکترای جامعه‌شناسی): خوش‌حالم در خدمت دوستان و اساتید هستم. امیدوارم همان‏‌طور که دکتر ترکارانی گفتند جلسات دیگری در رابطه با دیگر مسایل و پدیده‏‌ها یا آسیب‌های اجتماعی داشته باشیم.
رستمی: طبیعتاً این آخرین میزگرد نیست. شاید هر ماه یا دو ماه یک‌بار این چنین برنام‌ه‏ای داشته باشیم.
اسماعیل‏‌زاده: با توجه به سوالاتی که در ابتدا فرمودید، آیا رسانه‌های مجازی می‏‌توانند هدایت یا گم‏راه کنند و آیا آسیب یا تهدید هستند، با توجه به این‏‌ها ویژگی‏‌هایی که رسانه‏‌ها دارند به  نکاتی اشاره می‏‌کنم. اگر به یک‌سری ویژگی‏‌ها دقت کنیم باعث می‏‌شود به تأثیر رسانه‏‌ها در انتخابات و یا نسبت به دیگر مسایل اجتماعی بتوانیم تحلیل بهتری ارائه بدهیم. یکی این‌که باید بحث گسترش روز افزون رسانه‏‌ها مد نظرمان باشد. طبق آمار در سال 2006 حدود 10 تا 12 میلیون نفر از فضای مجازی استفاده کرده‌اند که این آمار در سال 2016 به بیش از نیمی رسیده است که از فضای مجازی استفاده می‏‌کنند. از ویژگی‏ های این فضا در دست‌رس بودن و ارزان بودن آن است که هرکسی می‏‌تواند با هزینه‏‌ای ارزان به این فضا دست‌رسی پیدا کند و از آن استفاده نماید. ویژگی‏‌های دیگری نیز هستند که باعث می‏ شوند بهتر ببینیم فضای مجازی تأثیرگذار بر پدیده‏‌های اجتماعی هست یا نه. جامعه‏‌ی ما یک جامعه‏‌ی توده‏‌ وار است و در این جوامع انسان حرف اول را می‏‌زند و قدرت رسانه‏‌های جمعی به حدی است که هر پیامی را با هر گونه‏‌ای بخواهند به مخاطب منتقل می‏‌کنند و در جامعه‏‌ای مثل ما که سواد رسانه‏‌ای متاسفانه پایین است به‌راحتی می‌شود به افکار عمومی در راستای درست یا غلط جهت داد. بحث سواد رسانه‏‌ای یکی از مهم‌ترین مباحثی است که باید به آن پرداخته شود و در موردش کار کرد. ویژگی دیگر بحث، روشن‏فکری زمان و مکان است که یکی دیگر از ویژگی‏‌های رسانه‌ها محسوب می‌شود که باعث می‌شود راحت‌تر سراغ‌اَش رفت. در ضمن لازم نیست که تعامل مستقیم هم‌زمان یا در یک مکان باشد. با افراد مختلف در زمان و مکان‌های مختلف می‌توانیم در تعامل باشیم که انتخابات یکی از آن است. ویژگی بعدی گم‌نامی در فضای مجازی است. در این فضا می‏‌بینیم که افراد معمولأ ناشناخته هستند و در بحث انتخابات می‏‌بینیم افراد با هویت‌های مجازی در گروه‌هایی وارد می‌شوند و حرف‌ها و برچسب‌هایی می‌زنند که نباید زده شود. این بر می‌گردد به ویژگی گم‌نامی که یکی از پیامدهای استفاده از فضای مجازی است و این پدیده می‌تواند در جامعه‌ی ما که ساختارش تقریبأ بسته است خیلی تاثیرگذار باشد و زمینه‏‌ی حرف‏‌ها یا تحلیل‌هایی که افراد به انسان‏‌ها ارائه می‌دهند. دیگر نبود احزاب است در جامعه‌ی امروز حزب نداریم و آن‌چه امروز داریم بیش‌تر باندهای سیاسی است تا حزب. با نبود احزاب قدرت رسانه‌ها بر انتخابات چند برابر می‌شود. ویژگی بعدی استفاده از فضای مجازی در بحث انتخابات جهت‌دهی است که آقای رستمی نیز فرمودند. این جهت‌دهی آن‌طور که باید تحقق پیدا نمی‌کند و در کنارش باید به نقص سواد بصری و سواد رسانه‌ای اشاره کرد. همه‏‌ی این‌ها باعث می‌شود در راستای سوأل دومی که گفتید آسیب و نیازها... . در نظر گرفتن همه‌ی این عوامل باعث می‌شود نگاه ما به رسانه نگاهی بینابین باشد یعنی نه بدبینانه نه خوش‌بینانه. می‌توانیم نگاه واقع‌بینانه داشته باشیم. این‌که فضای مجازی می‌تواند برای ما فرصت یا تهدید باشد، بسته به این است که نگاه ما واقع‌بینانه، خوش‌بینانه یا بدبینانه باشد که داشتن نگاه واقع‌بینانه باعث می‌شود از فضای مجازی بهتر استفاده کنیم و آن چالش و تهدیدهایی که ممکن است با ورود رسانه به زندگی‌مان وجود داشته باشد را به فرصت تبدیل کنیم. بحث شباهت‌هایی که آقای کرم‌اللهی گفتند برایم جالب است چرا که همه مثل هم هستند. فضای مجازی در بحث انتخابات که مهم‌ترین دلیل‌اَش copy paste است که برمی‌گردد به بحث ضعف سواد رسانه‌ای، چراکه سواد رسانه‌ای ما بسیار پایین است. ما توانایی تولید پیام رسانه‌ای نداریم. بیش‌تر مصرف کننده و کپی‌کار هستیم. مخصوصاً در انتخابات و کمپین‌هایی که راه می‌اندازند، می‌بینیم افراد به‌راحتی برچسب می‌زنند، قضاوت می‌کنند بدون این‌که پشتوانه‌ای علمی یا مستند وجود داشته باشد؛ چون یکی از عواملی که باعث می‌شود در فضای مجازی copy paste وجود داشته باشد یا یک‌جور برچسب زنی برمی‌گردد به ساختارهای جامعه‌ی ما. وقتی من قدرت تحلیل و تفکر و نقد نداشته باشم به‌راحتی برچسب خواهم زد، چون یکی از عواملی که در هنگام انتخابات باعث برچسب زدن می‌شود نداشتن قدرت تحلیل است و نمی‌توانیم یک تحلیل واقع‌بینانه یا یک تحلیل علمی داشته باشیم. به‌راحتی با زدن برچسب قضاوت می‌کنیم که در فضای مجازی در زمان انتخابات معمولأ پررنگ است. به‌نظر من فربهی‌ای که فضای مجازی در جامعه‏‌ی ما دارد برمی‌گردد به محدودیت‌هایی که از نظر ساختاری و سیاسی و امنیتی در جامعه‌ی ما وجود دارد، باعث شده است که از فضای واقعی گریزان بشویم سرمایه‌ی اجتماعی فردی بوده و آن امنیتی است که در حیطه‌های مختلف داریم مانند امنیت شغلی، جانی و مالی فرقی نمی‌کند. سرمایه‌ی اجتماعی پایین باعث می‌شود که فضای مجازی به شدت فربه شود. در جهان سوم که ما یکی از آن‌ها هستیم اگر آمار را مقایسه کنیم که درستی آن را دقیق نمی‌دانم 13 درصد از مردم آمریکا از فضای مجازی و گوشی‌های اندروید استفاده می‌کنند. اما در کشور ما بیش از نیمی از مردم بدون داشتن سواد لازم از فضای مجازی استفاده می‌کنند. آن فنون و چیزهایی که دکتر رستمی به آن اشاره کردند برای جهت‌دهی به افکار عمومی در آن سمتی که می‌خواهند. مورد بعدی این‌که آیا می‌توانیم با تکیه بر فضای مجازی انتخاب خوبی داشته باشیم؟ جواب مثبت است. ولی چگونه باید به آن عواملی که می‌شود این‌گونه جهات را مثبت کرد که انتخاب خوبی داشته باشیم اشاره کنیم، چون با نگاه به فضای مجازی می‌توان گفت این فضا تبدیل شده است به تریبونی برای صدای حاشیه‌ها، برای کسانی که تریبونی برای صدای‌شان ندارند. می‌توانیم اشاره کنیم به کسانی که تریبون رسمی در اختیار ندارند که می‌توانند از آن به‌راحتی استفاده کنند برای صدای‌شان. خوش‌بختانه تفکر انتقادی که در جامعه وجود دارد از طریق فضای مجازی دارد یواش یواش جا می‌افتد هر چند در ابتدایش هستیم و درگیری‌هایی در این فضا به‌وجود می‌آید ولی می‌تواند به رشد جامعه‌ی انتقادی کمک کند. می‌توانند جایگزین خوبی برای احزاب باشد. به شرطی که آن را به‌سوی طایفه‌گرایی و تفکرات سنتی سوق ندهیم.
کاندیداها در معرفی اولین چیزی که می‌نویسند دارای وابستگی طایفه‌ای بودن است. می‌خواهیم به سمت عقلانیت و خردورزی در انتخابات برویم یعنی ابزاری است که هم می‌شود استفاده مثبت یا منفی از آن کرد. منتهی نکته مهمی که به‌وجود می‌آید بحث این است که هویت‌های موجود در فضای مجازی بیش‌تر جعلی هستند که باعث می‌شود بعضی افراد زیاد وارد نشوند. حضور افرادی که ترجیح می‌دهند در فضای واقعی بیش‌تر حرف بزنند تا فضای مجازی همین عدم اعتماد است. در حالی‌که نکات مثبتی نیز در فضای مجازی داریم مانند کمپین‌های محیط زیستی که باعث سرمایه‌ی اجتماعی مجازی شده است و شایعه سازی در فضای مجازی هنگام انتخابات شکل بگیرد ساختاری است که جامعه‌ی ما دارد و در فرصت مناسب در مورد آن حرف خواهم زد.
رستمی: جناب دکتر اسماعیل‏‌زاده به موضوع خوبی اشاره کردند که واقعاً طایفه‌گرایی آفت است. به‌نظر بنده انتخابات دوازدهم ریاست جمهوری و پنجم شورای شهر نسبت به دوره‌های قبل مجازی‌ترین انتخابات ایران است. وفور گروه‌های تلگرامی این را به خوبی نشان می‌دهد، هرکس در فضای مجازی پررنگ‌تر باشد احتمال موفقیت‌اَش در انتخابات بیش‌تر هست.
در ایران صدهزار کانال تلگرامی با بیش از یک‌میلیون و 200 هزار مطلب وجود دارد و هر مطلب به‌طور متوسط روزانه 500 هزار مرتبه دیده، بیش از 40 میلیون ایرانی گوشی هوشمند دارند و فعالیت 30 میلیون ایرانی در شبکه‌های اجتماعی. ایرانیان چندین میلیون فالووِر در اینستاگرام دارند و در هر 24 ساعت بیش از 2 تا 3 هزار کامنت می‌خورند. بعضی از اخبار در این شبکه ها 50 هزار لایک می‌خورند. در حالی که شبکه‌های پرطرفدار ایرانیان در ردیف شبکه‌های اول دنیا قرار ندارند اما بیش‌ترین استقبال را کاربران ایرانی دارند به‌دلیل این‌که ما در رسانه‌های سنتی مانند مطبوعات محدودیت داریم، آن‌چه در فضای مجازی می‌گوییم در فضای واقعی نمی‌توانیم بگوییم ... بنابراین بارها گفته‌ام واقعی‌ترین فضا در ایران فضای مجازی است چون محدودیتی نداریم و هرچه دل تنگت می‌خواهد می‌گویی.
تعداد کاربران ایرانی در تلگرام 24 میلیون تَن، واتس‏آپ 12میلیون، اینستاگرام حدود 12 تا 14 میلیون برآورد اعضا می‌شود. با استناد به این آمار در تأثیرگذاری آن شکی نیست که مردم ایران حضوری پررنگ دارند در انتخابات اما آیا این تاثیر طبق گفته‌ی دکتر ترکارانی منجر به یک انتخاب درست و مثبت خواهد شد یا نه باید دید که نظر دوستان چیست.

پرویز گراوند (کارشناس ارشد پژوهشگری علوم اجتماعی): دوستان اگر اجازه بدهید فضای مجازی را اول از منظر مارکس نگاه کنیم. بحث زیربنا و روبنا که او معتقد است تعارض بین روبنا و زیربنا منجر به تغییر می‌شود و زیربنا که اقتصاد است. نظام اقتصادی متأثر از شرایط تولید است و این شرایط با ابزار تولید ارتباط مستقیم دارد. مثلاً وقتی که گاوآهن درست می‌شود نظام کشاورزی عوض می‌شود، فئودالیته عوض می‌شود، بعد از گاوآهن و تولید ماشین‌آلاتی که با موتور درون‌سوز کار می‌کنند این تغییرات اقتصادی منجر به تعارض بین نظام اقتصادی جدید و نظام فرهنگی درمانده‌ی قبلی می‌شود. از این نظر فضای مجازی را به‌عنوان ابزار تولید اطلاعات نگاه کنیم که اینترنت یک ابزار برای تولید است. مثلاً ابزار تولید از زمان برده‌داری یا از زمان فئودالیسم تا زمان انقلاب صنعتی با تغییر ابزار تولید، نظام اقتصادی هم تغییر پیدا کرد و با تغییر شرایط تولید نظام اقتصادی تغییر کرد و نظام سرمایه‌داری ایجاد شد. چون به‌جای برده ماشین کار می‌کرد. نظامات فرهنگی و حقوقی هم تغییر کردند. ارزش‌ها هم تغییر کردند. تا زمانی که برده‌ها کار می‌کردند نمی‌شد گفت برده‌داری بد بوده است چون کارکرد داشته است ولی امروزه با این تغییرات برده‌داری چیز بدی به‌حساب می‌آید. با جایگزینی تراکتور و کمباین و ماشین‌آلات صنعتی به‌جای نیروی کار، برده‌داری شکل غیر انسانی است.
اینترنت و فضای مجازی ابزار تولید اندیشه است و تأثیرش از روبنا شروع می‌شود و روی نظامات فرهنگی و حقوقی و ارزش‌ها اثر می‌گذارد و باید به شکلی منتظر تحولات و تغییرات جدیدی در جهان سوم که با تأخیر تاریخی روبه‌رو شده‌اند و حدود یک قرن نسبت به تمدن غرب عقب هستند، باشیم. این ابزار تولید اندیشه می‌تواند تحولات زیادی را ایجاد کند. مانند انتخابات دو سال پیش که توانست حوزه‏ی عمومی را به قدری قدرتمند کند که بتواند حوزه‌ی حکومتی و دولتی را شکست دهد. یکی از حسن‌های فضای مجازی تقویت حوزه‌ی عمومی در مقابل حوزه‌ی حکومتی است.
تکنولوژی و مدرنیته قهری است و هیچ کشور جهان سومی نمی‌تواند در مقابل مدرنیته ایستادگی کند. چون باید با جهان داد و ستد کند، کارشناسان اقتصادی، سیاسی و امنیتی تربیت کند و... . ناگزیر مجبور است تکنولوژی را بپذیرد و فضای مجازی هم قهری است. خیلی از ما اداری هستیم و کارمان مکانیزاسیون اداری دارد و خیلی از کارهای ما با اینترنت و به‌صورت مجازی انجام می‌گیرد. یعنی حکومت‌ها مجبورند فضای مجازی را بپذیرند و نتیجتاً این است به دلیل قهری بودن پذیرفته می‌شود. در جهان سوم که حوزه‌ی عمومی‌اَش ضعیف است حوزه‌ی عمومی به چند دلیل قدرتمند می‌شود، تعداد عامل‌ها در مقابل این ساختار زیاد می‌شود، تاثیرگذاران زیادند، مشارکت بالا می‌رود و این مشارکت می‌تواند در روندها و جریان‌ها نقش داشته باشد. بنابراین از خوبی‌های فضای مجازی می‌گویم چون آدم سیاسی هستم و دیدگاه مثبتی دارم.
یکی از مشکلات جهان سومی‌ها این است که حکومت‌ها خیلی قوی و فربه‌اَند و بخش عمده‌ی اقتصاد در دست آن‌هاست. حوزه‌ی عمومی به‌خاطر نداشتن مطبوعات مستقل، نبود سندیکاها، ضعیف است منتهی فضای مجازی به‌دلیل ویژگی خاصی که دارد زیاد قابل کنترل نیست.
یورگن هابرماس بحثی دارد با نام جهان حیاتی و اجتماعی. جهان اجتماعی همان ساختارهای اجتماعی است که ما را بار آورده‌اَند چگونه لباس بپوشیم، حرف بزنیم و... که شامل حکومت‌ها، رسانه‌ها‌، احزاب‌ها و... می‌شود. مجموعه‌ای از ساختارهای فرهنگی، امنیتی، سیاسی، اقتصادی شکل گرفته که گاهی جهان حیاتی آدم‌ها تغییر می‌کند و عاملیت آدم‌ها را کم می‌کنند. فکر کنم در آمریکا جریان حقوق بشری جوری شکل گرفته بود که بخشی به فکر حقوق بشری بودند و فضای مجازی کمک کرد که آقای ترامپ خواسته‌های آمریکا را مطرح کند، مانند دخالت در فلان کشور و شرکت‌های چندملیتی و نظامیان و اُمرای بازنشسته و... . جامعه‌ی آمریکا به این نتیجه رسیده‌اند که تا کی برای فلان کشور خرج کنیم باید به خودمان برسیم. آقای ترامپ این‌ها را شناخته بود و از طریق فضاهای مجازی اجتماعی خواسته‌های مردم را شعار خود کرد و یکی از دلایل موفقیت ترامپ همین بود.
یکی از تهدیدهای ما در فضای مجازی این است که سواد رسانه‌ای پایین است. هر پدیده‌ای وقتی تازه می‌آید دِژ کارکرد منفی‌اَش ممکن است بیش از کارکرد مثبت‌اَش باشد که این کارکرد منفی را در ایران دارد، به‌ویژه در لرستان به‌دلیل طایفه‌ای بودن خیلی‌ها پنداشته‌اَند ابزار خوبی برای رأی جمع کردن است و حتا در جاهایی باعث بازتولید ساختارهای فرهنگی گذشته بشود. در مجموع کارکردهای مثبت فضای رسانه‌ای بیش از کارکرد منفی این فضاست. این‌که ادبیات لومپنی در فضای مجازی بیش‌تر است خیلی از حرف‌ها و مطالب سطحی است و بیش‌تر از این‌که ناشی از مشکل فضای مجازی باشد ناشی از مشکل فرهنگی ماست چون یک جامعه‌ی استبداد زده هستیم و نتوانسته‌ایم تمرین تعامل و گفت‌وگو و آزادی بکنیم. عقلانیت و مهارت‌های اجتماعی ما کم و بیش‌تر کنش ما احساسی است. حس ابراز وجود و قدرت بیان و مهارت نوشتن در جامعه‌ی ما کم است و باعث شده در فضای مجازی مقداری دژ کارکرد و ادبیات لومپنی داشته باشیم. مدتی بگذرد این فضای لومپنی کم‌تر و کارکردهای فضای مجازی بیش‌تر خواهد شد. فضای مجازی برای کشوری مانند ایران که در حال گذار و حرکت به سمت دموکراسی هست یک نعمت است.

امین ماسوری(روزنامه‏نگار و کارشناس ارشد پژوهش هنر): اگر اجازه بفرمایید بنده با گفته‌ای از دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن آغاز کنم. ایشان می‌‏گویند: « ما ایرانیان در استفاده از چیزهای جدید یا تکنولوژی‌های نوین ابتدا سعی می‏‌کنیم راه‌کارهای استفاده‌ی منفی را از آن یاد بگیریم.» این گفته درباره‏‌ی فضای مجازی نیز صدق می‏کند. باید گفت فضاهای اینترنتی و به‌عبارتی فضای مجازی امروزه در زندگی مردم نقش مهمی دارد که فعالیت‏های روزمره‏ی انسان، بدون کمک از قابلیت‌های شبکه‏های وِب با مشکل مواجه خواهد شد. همان‌طور که دوستان گرامی اشاره کردند دست‌رسی آسان و بدون دردسر، سهولت ارتباط، ارتباط با افراد مختلف و هویت پنهان و... ویژگی‏‌های منحصر‎به‎فردی است که افراد گوناگون را به استفاده‌ی هرچه بیش‌تر از این رسانه هدایت می‌کند.
بنابر نظر کارشناسان اینترنتی شدن روابط اجتماعی در جامعه‌ی امروز ایران به‌گونه‏ای ناباورانه بیان کننده‌ی این واقعیت است که گپ‌وگفت‌ها در دنیای مجازی در حال تبدیل شدن به فرهنگی پذیرفته شده است. اینترنت و سایت‌های اینترنتی، مرزها و تعاملات گذشته را شکسته و این امکان را به کاربران داده است تا با ورود به دنیای مجازی، بدون هیچ محدودیتی به ایجاد ارتباط و تبادل اطلاعات با یک‌دیگر بپردازند. فضای مجازی مانند سکه‌ای است که باید دو روی آن را با هم دید. مانند همان چاقوی دو لبه‌ی پزشکی که دکتر رستمی پیش‌تر اشاره کردند. رویی که کارکرد مثبت دارد و روی دیگر که کارکرد منفی این فضا را نشان می‏دهد.
آن هنگام که فضاهای مجازی همه‌گیر نشده بود در اصطلاح عامیانه به جوانان اَلاف در خیابان‏ها وِل‏گرد می‌گفتند که همان ول‏گردهای گذشته را امروز باید وِب‏گردی نام نهاد. این جوانان پَلاس نیز با آمار و ارقام میلیونی در فضای مجازی وِب‏گردی می‌کنند. نخبگان سیاسی و فرهنگی، مشاوران نامزدهای انتخاباتی می‌توانند با زیرکی خط فکری خود را به این طیف منتقل کنند و حتا اگر شده غیرمستقیم با تأثیرگذاری بر افکار عمومی جوانان وِب‏گرد تأثیر بگذارند. گاهی وجود یک موج در فضای مجازی می‌تواند امتیازهای چشم‌‏گیری برای یک نامزد انتخاباتی داشته باشد. کماینکه در انتخابات دور پیشین در مناظره‌ی تلویزیونی آقای روحانی در دقیقه‏‌ی نود توانست با ایجاد یک موج به پیروز انتخاباتی دست یابد.
فضای مجازی می‌تواند جولانگاهی باشد برای نامزدهای انتخاباتی. بسته به این‌که کدام یک بتوانند بهترین اثرگذاری را بر افکار عمومی داشته باشند. فضای مجازی می‌تواند بسته به نوع استفاده‏‌ی ما از این فضا نیک باشد یابد.
رستمی: این شبکه‌ها می‌توانند به عنوان محلی برای تضارب آرا و نظرات سیاسی و اجتماعی باشند یا در جهت ایجاد موج‌های حمایتی- انتقادی حتا اپوزیسیون علیه نظام‌های دولتی عمل کنند. بدین روی تأثیر این شبکه‌ها بر جریانات سیاسی حاکم بر اجتماع و روند تأثیرگذاری بر این جریانات به‌ویژه در انتخابات قابل توجه است.
اما این فضا که در مرحله‌ی گذار است چگونه باید از آن بهره‌برداری کنیم و چه‌طور از این فرصت‌ها بهره ببریم؟ در عرصه‌ی ارتباط سیاسی انواع ارتباط داریم که انتخابات یک نمونه‌ی بارز آن است. امروزه فضای مجازی بیش از رسانه‌های سنتی کارکرد دارند و موثرتر هستند. اگر رسانه‌ها را به دو دسته‌ی سنتی و مدرن تقسیم‌بندی کنیم به دو دلیل فضاهای مجازی بر سنتی در تأثیرگذاری بر انتخابات قوی‌تر هستند. زیرا دروازه‌بانی خبر کم‌تر آن‌جا هست و واقعیت‌ها بیش‌تر در آن فضا منتشر می‌شود و علت اقبال مردم یکی همین آزادی بیان در فضای مجازی است. بعد پیام‌ها بسیار تنگاتنگ مبادله می‌شوند و هم‌زمان ارتباط دوسویه و تعاملی برقرار می‌شود. به مخاطب مستقیماً پیام ارسال می‌شود و افرادی که در گروه اجتماعی عضو هستند بیش‌تر از مخاطبان رسانه‌ی سنتی با هم ارتباط دارند. مثلأ در نشریه‌ی چاپی سیمره وقتی آقای دکتر ترکارانی از شورا می‌نویسد مخاطبانی دارد که آن‌ها ممکن است اصلأ با آقای دکتر ارتباطی نداشته باشند. یعنی تعامل سریع نیست. اما در رسانه‌های مجازی به سرعت تعامل اتفاق می‌افتد و سرعت حرف اول را می‌زند. خبرها سریعاً منتشر می‌شود و بعد اخبار آن را اعلام می‌کند. فضای مجازی به این دلیل می‌تواند تأثیر بیش‌تری نسبت به رسانه‌های چاپی و سنتی در امر برگزاری انتخابات داشته باشد.

اسماعیل‌زاده: در بحث انتخابات یکی از عواملی که باعث می‌شود دچار آسیب بشویم ضعف حوزه‌ی عمومی است که فضای مجازی باعث تقویت این حوزه‌ می‌شود، مورد بعدی بحث جامعه اجتماعی‌هابرماس است که ویژگی‌‌های خاص جامعه ما باعث شده ارتباطات جامعه‌ی ما واقعی نباشد و که تصمیمی هم بر مبنای این نوع ارتباطات صورت می‌گیرد و پیام‌هایی که توسط این نوع ارتباطات رد و بدل می‌شود تصمیمی واقعی نباشد. در رابطه با ارجحیت رسانه‌های جدید نسبت به سنتی که آقای دکتر رستمی گفتند یکی خصلت تعاملی بودن این فضاست در قسمت اول صحبت‌هایم بدان اشاره کردم. با توجه به موضوع بحث، فضای مجازی می‌تواند در انتخابات تأثیر‌گذار باشد یکی این است که دقت و وسواس بیش‌تری در انتخاب کلمات، جملات و برنامه‌ها وعده‌هایی که داده می‌شود باعث می‌شود افراد وسواس بیش‌تری داشته باشند چون این‌ها مستند می‌مانند و بعدها به این‌ها استناد می‌شود و همین باعث شده افراد در بحث انتخابات دنبال کسانی بروند که تخصص داشته باشند و به عنوان مشاور از آن‌ها استفاده کنند. این تأثیر مثبت فضای مجازی است که در انتخابات دارد. ویژگی بعدی که به نظرم خیلی مهم است فراهم کردن فرصتی است که فضای مجازی برای بعضی افراد فراهم کرده که توانایی ورود به مباحث انتخاباتی را نداشتند که در رأس این‌ها زنان هستند و این فضا باعث شده راحت وارد فضای انتخاباتی بشوند.
گراوند: نقش زنان را افزایش داده است.
اسماعیل‌زاده: بله، خیلی بیش‌تر. مورد بعدی که باعث اقبال بحث انتخاباتی شده هزینه‌ی کم‌تری است که دارد، چند نفر به‌راحتی می‌تواننند یک گروه چند هزار نفری راه بیندازند که روش سنتی پیامدهای منفی بیش‌تری به دنبال داشت و باعث وامدار شدن کاندیداها و افرادی می‌شد که جلساتی برای آن‌ها برگزار می‌کردند. هرچند آن‌ها از بین نرفتند ولی فعلاً باعث شده آن‌گونه جلسات کم‌رنگ بشود و تا حدودی فضای مجازی جایگزین شده است.
مورد بعدی که آقای گراوند به‌خوبی اشاره کردند بازتولید باورهای غلط است که همه‌اش آسیب و چالش است و اگر این‌ها را بدانیم بهتر می‌توانیم فرصت‌ها را بیش‌تر و آسیب‌ها را کم‌تر و چالش را به فرصت تبدیل کنیم. در بحث طایفه‌گرایی باید به سمت تقویت خردورزی و تفکر عقلایی در انتخاب‌هایمان برویم نه ادبیات لومپنی که آقای گراوند اشاره کرد.
اسماعیل‌زاده: البته ما باید وارد زندگی واقعی مردم بشویم چون نشستن زیر پتو و کمپین تشکیل دادن یکی از آسیب‌های فضای مجازی است.
یکی دیگر از مباحث درباره‌ی فضای مجازی و انتخابات این است که این فضا معیارهای درست انتخاب را در اختیار افراد قرار می‌دهد. چون از طریق همین گروه‌ها و بحث‌هایی که شکل می‌گیرد با موافقان و مخالفان یک کاندیدا آشنا می‌شویم. یکی از مهم‌ترین عواملی که می‌تواند به من در انتخابم کمک کند تا انتخاب درستی داشته باشم این است که بفهمم هواداران یک نامزد چه کسانی هستند و از طریق هواداران، جذب آن  نامزد می‌شوم.
عامل دیگر این‌که فضای مجازی کمک می‌کند که سوابق اجرایی افراد به راحتی در دست‌رس قرار ‌گیرد از این  طریق ما پی می‌بریم که این فرد چه نقاط قوت و ضعفی داشته و با دادن این داده‌ها و معیارها می‌تواند به من کمک کند تا سنجش و ارزیابی درستی داشته باشم و با کمک آن اهدافی که برای انتخاب مد نظرم است انتخاب سالمی داشته باشم.
کرم‌اللهی: تقریباً دکتر ترکارانی به‌رغم این‌که نقاط مثبت و منفی فضای مجازی را گفتند، نسبت به تأثیر فضای مجازی در ایجاد یک نظام دموکراتیک کمی بدبین هستند؛ ولی آقایان گراوند و دکتررستمی تا حدودی بیش‌تر موافق فضای مجازی هستند و باید به دوستان موافق بپیوندم زیرا خیلی من به فضای مجازی خوش‌بینم. با چالش‌هایی مانند این‌که فرستنده‌ی پیام می‌تواند جعلی باشد و سطح ادبیات نازل باشد با همه‌ی این چالش‌ها مزایای زیادی در این مدت کوتاه در فضای مجازی داشتیم. دوستانم در مراکز علمی و دانشگاهی تحقیقی کرده بودند که فضای مجازی باعث شده جوک‌های قومیتی کم بشود ولی جوک‌های سیاسی زیادتر شده بود که نتیجه‌ی خوبی هم دارند مانند حقوق‌های نجومی و املاک نجومی که از ضرب شست‌های فضای مجازی است. در واقع با از بین بردن یک جزیره‌ی اَمن، این حاشیه‌ی امنیت را از بین برده؛ حریم خصوصی خیلی‌ها را از بین برده؛ وزیر لویی شانزدهم جمله‌ی جالبی درباره‌ی افکار عمومی دارد که«افکار عمومی است که بدون ارتش و اسلحه برای دربار پادشاهان تصمیم می‌گیرد.» خیلی خب وقتی ابزاری بیاید و این افکار را جهت‌دهی بکند قطعاً پادشاهان هم از آن پیروی خواهند کرد. ضمن این‌که فضای مجازی اصلاً کارکردی نداشته باشد همین که مردم آن‌جا خودشان را تخلیه می‌کنند به عنوان سوپاپ اطمینان باز یک کارکرد است. حتا آدم عادی هم بیاید و اعتراض خودش را نشان بدهد در واقع می‌توان بگوییم در پایین‌ترین سطح هم یکی از کارکردهای فضای مجازی است. بسیاری از دانشمندان طبق تحقیقاتی که انجام داده‌اند معتقدند که بیش‌تر قدرت اصلی فضای مجازی در ایجاد جعل است. موج افکار عمومی، فضای مجازی در این مورد بسیار موفق است. در عوض در بحث مستند بودن و رسمیت داشتن ضعیف است. همه معتقدیم مانند یک چاقوی دو لبه عمل می‌کند. می‌تواند هم مفید عمل کند هم مضر. چه کسی می‌تواند تعیین کند چه کارکردی داشته باشد؟ این مهم است. چه کسی باید از این چاقو استفاده کند؟ باز برمی‌گردد به اول عرایضم که نخبگان و دانشمندان و دل‌سوزان واقعی جامعه بیایند و این فضای عمومی را تحت تأثیر قرار بدهند، نه صرفاً آدم‌های سیاسی و خود مردم که شاید خیلی مصالح اجتماع‌شان را در نظر نگیرند و فقط مصالح شخصی را در نظر بگیرند. قطعاً فرمایش شما را تأیید می‌کنم که بعضی گروه‌ها در شأن اساتید نیست که بیایند و اظهار نظر کنند. ولی مشارکت صرفاً حضور و صحبت در گروه‌ها نیست. یکی این اقدامی است که آقای رستمی بیاید و یک سری آدم کارشناس بیاورد متن و محتوایی تولید بشود. لزوماً آن نیست که وارد بشوید و بحث بکنید. قطعاً تأثیر شما نمودش همان جاست که سطح سواد رسانه‌ای مردم را بالا ببرد و درک آن‌ها را از فضای مجازی بالا ببرد که پیام‌ها را گزینش کنند، هر پیامی را قبول نکنند و پیام‌ها را از کسانی بپذیرند که هویت‌شان محرز شده است. در بحث طایفه‌گرایی فضای مجازی قطعاً موثر است؛ گروه‌ها را همین الان تفکیک بکنید 80 درصد این گروه‌ها طایفه‌ای است. مثلاً گروهی که برای کاندیدایی در شمال شهر تشکیل شده است غالباً از طایفه‌ی فلان است.
رستمی: ممکن است فضای مجازی طایفه‌گرایی را تشدید بکند؟
کرم اللهی: جهت‌گیری کاندیداها این است تشدید بکنند، چرا که رمز بُرد بردشان است. چون حوزه‌ی رأی‌شان همان است. چه در فضای حقیقی چه مجازی تلاش خواهند کرد. اما در فضای مجازی یک سری محدودیت دارند، سعی می‌کنند قیافه‌ی روشن‌فکری بیش‌تری بگیرند و شاید کتمان کنند ولی در نهایت برآیند آن صفر می‌شود و مانند حالت حقیقی می‌شود و خیلی در نتیجه‌ی انتخابات تأثیر خاصی نخواهد داشت.
ترکارانی: یعنی طایفه‌گرایی را در انتخابات تقویت نمی‌کند؟
کرم اللهی: به نظرم نه.
ترکارانی: دوستان به نکات خوبی اشاره کردند. حالا در باره‌ی دو موضوع صحبت می‌کنم. واقعیت این است بنده در کوتاه مدت بدبین هستم که شاید  نوعی بدبینی روشن‌فکرانه و انتقادی باشد.
شاید وظیفه‌ی ما این است بیش‌تر نکات منفی و نقاط قابل بهبود را بگوییم تا این‌که تعریف و تمجید بکنیم. در این‌که فضای مجازی می‌تواند در بهبود فضای دموکراتیک و گفت‌و‌گوی همگانی کمک کند متأسفانه درعین داشتن پتانسیل خوب به دلایلی این کمک را نکرده است. نمی‌خواهم بگویم که ما هیچ‌وقت دموکراتیک نخواهیم شد اما اکنون با توجه به شرایط اجتماعی که داریم ایدئولوژی حاکم‏ و شرایط فرهنگی جامعه امکان این‌که فضای مجازی بتواند تغییرات هدفمند و مطلوبی را ارائه کند کم است. زیرا همین فضا یک سری چیزها را از ما می‌گیرد. شما نگاه کنید ما قبلاً مجلات و روزنامه‌ها و کتاب را می‌خریدیم و می‌نشستیم ساعت‌ها می‌خواندیم اما الان دو دقیقه مطلبی را که می‌خوانیم زود خسته می‌شویم و می‌بندیم و می‌گوییم بعداً می‌خوانیم و مطمئنم بعداً هیچ وقت نخواهد آمد. به عبارتی داریم سطحی می‌شویم. بعدهم این‌که  گفت‌و‌گو هم صورت نمی‌گیرد. ما عضوگروه‌های مجازی هستیم کم‌تر گفت‌و‌گویی به وجود می‌آید. گفت‌و‌گو درفضای مجازی اعتماد می‌خواهد، روحیه خاص، توانایی بیان تفکر به زبان نوشتاری و اندیشیدن و نوشتن می‌خواهد در حالی که ما این مهارت‌ها را نداریم. و این باعث شده خیلی از افراد خودشان را وارد این فضاها نکنند.
صحنه‌گردان‌های این فضاها کذایی می‌شوند و کسانی دارند پیام تولید می‌کنند که واجد شرایط تولید پیام  نیستند، مثلأ ما نمی‌گویم فلان غیرمتخصص حق بیان ندارد اما صحنه‌ی تولید محتوا نباید در اختیار آن‌ها باشد. ما توی گروه‌هایی عضو هستیم که 30 یا 40 درصد آن‌ها تحصیل‏‌کرده هستند ولی آن‌ها درحال سکوت هستند و جولان گروه در دست کسانی افتاده که لیاقت تولید محتوای آن را ندارند. جای تحلیل‌های قوی افراد نخبه خالی است!

گراوند: شاید دنیای اجتماعی ما با دنیای حیاتی یا جهان اجتماعی فاصله‌ی زیادی دارد ولی در آمریکا یا فرانسه این فاصله کم است ولی در ایران برعکس است. شاید فضای مجازی از این طریق مقصر است که خیلی جلو است.
ترکارانی: فرمایش‌تان درست، فاصله‌ی بین فضای رسمی ما با فضای غیررسمی خیلی زیاد است. در این دو فضا قواعد بسیار متفاوتی حاکم است. در فضای مجازی که تا حدی فضای غیررسمی ماست قواعدی متفاوت و غیرمرتبط با فضای واقعی برقرار است. این باعث شده حتا هویت دوگانه‌ای در این دو فضا شکل بگیرد.
رستمی: ما دچار یک بی‌هویتی شدیم.
ترکارانی: دقیقاً. مثلاً افراد در فضای مجازی می‌توانند ارتباط عاطفی با دیگران برقرار کنند، ارتباط دوستانه برقرار کنند، ولی در بیرون نمی‌توانند! بنابراین این دوگانگی فضا باعث شده کم‌تر ارتباطی بین این فضاها باشد، فضای مجازی باید سرریز خود را در واقعیت جامعه بریزد و از آبشخورهای جامعه تغذیه کند. مثلاً در حوزه‌ی سیاست اول باید حزب وجود داشته باشید که نتایج بحث‌های فضای مجازی بیاید در حزب سیاسی و خودش را مطرح کند و تأثیرگذار باشد، به قول دکتر اسماعیل‌زاده همه‌ی فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی مجازی کمپین زیر پتو است و هر وقت یک نشست و فعالیت واقعی می‌خواهد شکل بگیرد هیچ‌کس نیست!
گروه‌های صد یا دویست نفره داریم که افراد در گروه حرف می‌زنند ولی نشست که می‌گذاریم 10 نفرشان هم نمی‌آید. بنابراین به‌خاطر رابطه ضعیف دنیای واقعی و مجازی و محدودیت‌های دنیای واقعی کم‌تر توانسته‌ایم یک نیروی اجتماعی ایجاد کنیم که این نیرو بتواند تغییرات اجتماعی مطلوب ایجاد کند. برای همین است من تاحدی خوش‌بین نیستم.
نکته‌ی دوم این است که طایفه‌گرایی موجود در جامعه لرستان هر 4 سال یک‌بار  توسط انتخابات شوراها و مجلس تقویت می‌شود. به عبارتی ما چون نهادهای مدنی و سیاسی قوی در جامعه نداریم در هنگامه انتخابات که فضا سیاسی می‌شود باز مجددا طوایف و گروه‌های خویشاوندی را به میدان مبارزه آورده وهم فضای سیاسی را طایفه زده می‌کنیم و هم سرمایه‌ی اجتماعی طوایف را از بین می‌بریم. و هم روح تازه‌ای به طایفه‌گرایی در حال افول در جامعه می‌دمیم. به عبارتی در دوران انتخابات دوباره فضای انتخابات مخصوصاً شوراها طایفه‌گرایی را تشدید می‌کند. امیدوارم بتوان در بلند مدت طایفه‌گرایی را تضعیف نمود ولی هنوز در نبود نهادهای اجتماعی، نبود احزاب، نبود نهادهای اقتصادی، نبود نهادهای مدنی هنوز طایفه کارکردهای جایگزین این‌ها را دارد که باعث شده روند نزول و افولش با سرعت زیادی نباشد و حتا روند ساخت جایگزین نهادهای مدرن برای طایفه‌گرایی هم با سرعت مطلوبی نباشد. و هر چند سال یک‌بار هم انتخابات روح تازه‌ای در کالبد رو به موت طایفه‌گرایی می‌دمد و در آن حیاتی تازه می‌دمد..
گراوند: از بحث‌های دوستان واقعاً استفاده کردم و در جمع‌بندی مباحث باید بگویم فضای مجازی باعث مشارکت اجتماعی می‌شود. در فضای مجازی تحلیل‌های عمیق کم پیش می‌آید و سطح تحلیل پایین می‌آید. در این فضا همه حضور دارد و مثلاً درباره‌ی احمدی‌نژاد یک تحلیل عمیق نشده است که هدفش از کاندیدا شدنش چیست؟ خودم قبلاً این خطر را حس کردم که فضای مجازی باعث می‌شود جلوی جریان‌سازی را بگیرد. مثلاً چند سال پیش سیمره جریان‌سازی می‌کرد ولی الان نقشش کم‌رنگ شده است. در کوتاه مدت شاید سرعت و شدت را بیش‌تر کند و کیفیت را کم‌تر.
ماسوری: ایران از جمله کشورهای قومیتی است که در کنار هم این اقوام سرزمین ایران را تشکیل می‌دهند. پس ناگزیر طایفه‌ای هستیم، زیرا نوع زندگی ما بسته به طایفه است. یکی از آسیب‌های اجتماعی در انتخابات به ویژه شورای شهر شاید همین طایفه‌گرایی باشد. هنگامی که یک طایفه در انتخابات پیروز می‌شود شاهد رشد بیش‌تر اشتغال، استخدام، و پیشرفت زیست‌بوم و وابستگان به آن نماینده هستیم. به عنوان مثال زیست بوم طایفه‌ی الف در زمان قدرت، رونق بیش‌تری نسبت به طایفه‌ی ب پیدا می‌کند. کما این‌که در زمان قدرت اصلاحات، تندروها به حاشیه می‌روند و در زمان قدرت تندروها، اصلاحات... .
اما اگر به این فرهنگ برسیم که فراقومیتی، حتا فرانژادی و زبانی بیندیشیم طبیعتاً نتیجه‏ای بهتر خواهیم داشت و روزی که بتوانیم به این سطح از عقلانیت دست پیدا کنیم بدون شک به دموکراسی نزدیک‌تر شده‌ایم.
رستمی: در تکمیل فرمایش دوستان باید گفت که فضای مجازی در حال حاضر پیام‌رسان است، جریان‌ساز نیست. اگر دانش رسانه‌ای مردم بالا برود که سره را از ناسره تشخیص دهند آن‌گاه فضای مجازی می‌تواند جریان‌ساز شود.
حضور آگاهانه‌ی مردم در شبکه‌های مجازی و رسانه‌های اجتماعی می‌تواند مسیر انتخابات را به‌شدت تحت تأثیر قرار دهد. از طرفی دیگر سواد رسانه‌ای مردم باید بالا برود برای درک عمیق‌تر پیام‌های رسانه‌ای.
دوستان اشاره کردند که فضای مجازی می‌تواند طایفه‌گرایی را تشدید کند، بله درست است به‌نظر من نباید به این زودی فاتحه‌ی طایفه‌گرایی را بخوانیم ولی شاید در درازمدت کم‌رنگ شود. ما در جامعه‌ای هستیم که با مختصر آشنایی و اولین برخورد به هم می‌گوییم از چه طایفه‌ای هستی؟
طایفه‌گرایی در نبود احزاب و نهادهای اجتماعی همان‌طور که مطبوعات چاپی این کار را می‌کنند و در کل کشور به جای احزاب حرف می‌زنند و جور احزاب را می‌کشند الان در جوامع کم‌‌تر توسعه‌یافته دارد این کار را انجام می‌دهد. به هر حال بر این عقیده‌ام که انتخابات اخیر در کشور و به ویژه در لرستان با دوره‌های قبلی کاملاً متفاوت است؛ از نظر ظاهری (تبلیغات) نیز فضا عوض شده است؛ حضور گروه‌های مختلف در فضای مجازی گواه این ادعاست.
به هر روی سپاس‌گزارم از دوستان عزیز و ارجمندم که فرصت ارزشمند خودشان را در اختیار ما گذاشتند، از خوانندگان فرهیخته‌ی سیمره نیز پوزش می‌خواهیم زیرا این میزگرد دراز دامن شد. امیدواریم در میزگردهای بعدی با موضوعات متفاوتی بتوانیم در راستای روشن کردن افکار عمومی گام‌های مثبتی برداریم.
بدرود تا درودی دیگر!
              

 

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال دهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، چهار راه بانک، کوچه‌ی شهید جلال سرباز