شما اینجا هستید: خانهگفت‌و‌گوپرواز همای در گفت‌وگو با سیمره:شیفته‏‌ی موسیقی محلی ایرانم

پرواز همای در گفت‌وگو با سیمره:شیفته‏‌ی موسیقی محلی ایرانم

یکشنبه, 07 خرداد 1396 ساعت 08:41 شناسه خبر: 2651 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
seymare seymare

شاره: گفت‌‏وگویی که پیش‌رویتان است با خواننده‏‌ی مطرح موسیقی ایرانی «پرواز همای» در دو بخش انجام شده است. بخش نخست این گفت‌‏وگو با نگاه به موسیقی ایرانی و بخش دوم با نگاه به موسیقی فولکلور لرستان تنظیم شده است. از ویژگی‏‌های این گفت‏‌وگو می‏‌توان به این نکته اشاره کرد که بیش از پیش با اندیشه‏‌ی خواننده‏ای مطرح در سطح موسیقی ایرانی آشنا می‏‌شویم و سپس گفته‏‌های وی را درباره‌‏ی موسیقی بومی لرستان از نگاه خواننده‏‌ی غیرلُر می‏‌شنویم.



جناب هُمای با کسب اجازه از شما گفت‏‌وگو را با نام مقدّس میهن‌‌- مِهین‏مان ایران آغاز کنیم. بفرمایید ایران چه جایگاهی در آثار و اندیشه‏‌تان دارد؟
درود بر شما. بنده هنرمندی کاملاً ناسیونالیست هستم و اولویتم در ساختن کارهای ملّی، میهنی و حماسی است و کسانی که با کارهای من آشنایند می‏‌دانند که همیشه قطعه‏‌ی «سرزمین بی‏کران» را در پایان کنسرت‏‌هایم می‏‌خوانم که این نشان از حس حماسی و ملّی‏اَم به ایران دارد.
اسم «سرزمین بی‏کران» را به میان آوردید، مضمون چکامه‏‌هایتان تا چه اندازه متأثر از زندگی روزمره‏‌‌‌ی شما و جامعه است؟
بنده زندگی پرفراز و نشیبی را پشت سر گذاشته‌‏اَم، بیش‌‏تر چامه‏‌ها و چکامه‏‌هایم بازتاب اتفاقات اجتماعی‏ای هست که برای من اتفاق افتاده است و هم در اجتماع دیده‏‌اَم. از نظر من هنرمند آیینه‏‌ی اجتماع است و در واقع بیش‌‏تر حرف‏‌هایی که می‏زند تصاویری است که در زندگی روزمره‏‌ی مردمانش می‏‌بیند و آن‏‌ها را به تصویر می‏‌کشد.
در ادامه با نگاه به چکامه‏‌ی «این چه جهانی ا‏ست» جهان را چگونه می‏‌بینید؟
اصولاً پاسخ به این سوال شما یک نگاه کاملاً فلسفی متفاوت دارد که تلاطم هستی و جهان را این اتفاقات ناهنجاری که در دنیا اتفاق می‏افتد این روزها به تصویر می‌کشد و هر کسی برداشت خودش را از آن دارد.
آشنایی شما با جهان فکری خیام تا چه اندازه است؛ آیا از خیام تأثیر پذیرفته‏‌اید؟
بله. نگاه کاملاً خیامی به هستی دارم و تمام شعرهای خیام را از بَر هستم و علاقه‏‌ی وافری به خیام دارم. دوست دارم در آثارم از رباعیات خیام بیش‏‌تر استفاده کنم؛ خودم رباعیاتی به سبک خیام سروده‏‌اَم و اجرا کرده‏‌اَم، هم‏‌چنین خیام را سقف ادبیات جهان می‏‌دانم.
بی‏‌پرده بخواهید بگویید، علاقه‏‌مندید چه طیف فکری مخاطب آثارتان باشد؟ چرا؟
اگر بخواهم بگویم در واقع دوست دارم تمامی‏ آدم‏‌ها از کوچک، بزرگ و همه‏‌ی‌ طیف‏‌ها مخاطبان آثارم باشند و فکر می‏‌کنم در این زمینه هم موفق هستم.
نسبت به آهنگ‏‌ها و ملودی آثارتان بیش‏‌تر با چکامه‏‌هایتان مطرح شده‏‌اید. علّت چیست؟
نه؛ فرقی ندارد. نگاه بعضی از ژورنالیست‏‌ها این‏‌جور است. همه‏‌ی شعرها، آهنگ‏‌ها و صدایم حاصلش شده است مطرح شدنم. حالا اگر شعرهایم خیلی به دل مردم نشسته‏‌اَند این نقطه‏‌ی قوت من است، ولی ترکیب این‏‌ها با هم شده‏‌اَند همای؛ در حالی که هیچ‏یک از این‏‌ها به تنهایی نمی‏‌توانست این آثار را به‏‌وجود بیاورد.
با وجود سنّت‏‌گرایان، در موسیقی و شعر ساختارشکنی کرده‏اید؟ اگر جواب‏تان مثبت است بفرمایید آن‏‌ها نیز تأیید می‏‌کنند؟
ساختارشکنی انجام نداده‏‌اَم. همان موسیقی ایرانی را با همان ادبیاتی اجرا می‏‌کنم که ادبیاتش ادبیات خودم است وگرنه موسیقی سنتی را با سازهای ایرانی با حال و هوای خودم اجرا می‏‌کنم. در واقع صداقت خودم را اجرا می‏‌کنم و حالا اگر مورد پسند قرار گرفته‏‌اَند دلیل بر ساختارشکن بودن نیست. فقط کارهای متفاوت و نویی ارائه داده‏‌ام وگرنه ساختار را دست نزده‏‌اَم.
بر اساس یکی از چکامه‌‏هایتان می‏پ‌رسم؛ آیا «خدا در روستای ما کشاورز است»؟
این نگاه در واقع یک نگاه کاملاً ادبیاتی سهراب‏‌گونه است که تمام اتفاقات روستاها و کشاورزها و مردم که
در هستی انجام می‏‌دهند از قبیل باد و باران و رشد گندم و برنج و... در دست خداست و خداوند خودش در این تکامل و رشد نقش دارد و خدا مانند مردم، یک کارگر است و این ارزش و عظمت کار کشاورزان و کارگرها را نشان می‏‌دهد و بالا می‏‌برد.
منظورتان از روستا اشاره به دهکده‏‌ی جهانی نیست؟
هر کسی برداشت خودش را دارد. اگر قرار باشد که بخواهم شعرهایم را تفسیر کنم که منظورم چیست آن‏‌ها را به نثر می‏‌نویسم و دیگر نیاز نیست که شعر بگویم.
نگاهی به دو قطعه از شما بیندازیم. منظورم «شعله‏‌ها» که برای شهدای آتش‏نشان و «گم‏نام» که برای ۱۷۵ شهید غواص ساخته‏اید می‏‌باشد. این دو قطعه نشان از آن دارد که بی‏‌تفاوت به اوضاع اجتماعی کشور نیستید. اگر نظر بنده درست باشد، بفرمایید چه چیز باعث شده است که «همای» بی‏تفاوت به اوضاع ایران نباشد؟
خب این‏‌که گفتید در واقع این یک چیز طبیعی است. هر انسانی که در هر کشوری زندگی می‏‌کند نباید نسبت به محیط پیرامونش بی‏‌تفاوت باشد. باید آن‏‌چه را که نشان‌گر ارزش‏‌های انسانی در جامعه است، به تصویر بکشد و چه انسان‏‌هایی والاتر از این شهیدان و چه سوژه‏ای از این زیباتر که انسان باکمال اقتدار و عشق و احساسش به آنان، این را بیان کند.
برگردیم به عقب‏‌تر، به گذشته‏‌ای نه چندان دور اما شاید ناراحت کننده برای شما. آن هشت سالی را می‏‌گویم که در محرومیت و دوری از صحنه به‌سر می‏‌بردید. همان ماجرای قناری و قفس. آیا آن سال‏‌ها روی شما اثر سوء داشت؟
نه؛ اثر سوء نداشت. در آن مدّت تلاش کردم و درس خواندم و کارهایم را انجام داده‏‌اَم. یک ذره بد بود که مردم در ایران شاید فکر کردند همای خواننده‏ای است که اجازه‏‌ی‌ اجرای برنامه ندارد. آن نیز به مرور برطرف شد.
باز به یکی از چکامه‏‌هایتان برگردم. روی سخن‏تان به «بشر کُش‏‌ها» چیست؟
مشخص است که دنیا را بر هم ریخته‏‌اند. این جنایت‏کاران بزرگ، جهان را برهم می‏‌ریزند تا به اهداف سیاسی‏شان برسند. شما می‏‌دانید و مشخص است آن‏‌ها چه کسانی هستند و لزومی نمی‏بینم بیش‏‌تر توضیح بدهم.
سال ۹۳ با استاد حسین علی‌زاده گفت‏‌ووگویی داشتم. اندک زمانی از روی کار آمدن دوره‏‌ی تدبیر و امید می‏‌گذشت. از ایشان پرسیدم در سالی که با نام فرهنگ رقم خورده آیا به تغییرات مثبت فرهنگی خوش‏بین هستید؟ اکنون در پایان دوره‏‌ی تدبیر و امید این سؤال را از جناب‏‌عالی می‏‌پرسم که به‏‏‌عنوان چهره‏ای هُنری عمل‏کرد دولت دوازدهم در حوزه‏‌ی فرهنگ و هنر را چگونه تشریح می‌‏کنید؟
خوش‏حالم که در این دوره مجدداً به صحنه برگشتم. از این بابت سپاس‏‌گزاری می‏‌کنم و عمل‏کرد این دولت را نسبت به هنر بسیار مثبت و درخشان دیدم. امیدوارم که دوباره روی کار بیایند تا این جریان که با هنرمندان مخالفت‏ها می‏شد جان دوباره نگیرد، اما دولت پشتیبان هنرمندان ماند که هم‏چنان ادامه دارد.
لغو کنسرت‏‌های موسیقی در دوران وزارت علی جنتی در دولت تدبیر و امید، چگونه امید هنرمندان را ناامید کرد؟
هیچ اتفاقی نیفتاد. یک موجی از لغو کنسرت‏‌ها ایجاد شد و دوباره برطرف شد. الآن همه‏‌چی رو به راه است و هیچ کنسرتی لغو نمی‏‌شود.
حرف‏‌ها بسیار است. دریغ از بی‏‌رحمی زمان. به‏‌عنوان پایان‏بخش این گفت‏‌ووگو در بخش نخست چه حرفی با افرادی دارید که به هنر و هنرمندان این سرزمین هنرپرور تنگ‏‌چشمی می‏‌کنند؟
با تنگ نظران حرفی نداریم. چه حرف بزنیم چه نزنیم هم‏چنان تنگ‏نظر خواهند بود و کار خودشان را انجام می‏دهند.

بخش دوم

باری، به کنسرت گروه مستان در کنسرت یک‌روزه‏‌ی خرم‏‌آباد بپردازیم. بفرمایید قطعاتی که گروه مستان اجرا کرد مربوط به گذشته بود یا قطعات جدید نیز در آن گنجانده شده بود؟
هر دو. هم از کارهای جدید هم از کارهای قدیم را اجرا کردیم. اجرای آهنگ‌‏هایی مانند: «شیرین لبی»، «دیوانه چو دیوانه بیند» و هم‌‏چنین آهنگ‏‌هایی از آلبوم «در شب گیسوان تو» را اجرا کردیم.
چرا سانس دوم کنسرت اجرا نشد؟
مانده‏‌اَم از این رفتار برنامه‌‏گذار کنسرت. احتمالاً آقای برنامه‏‌گذار به منافع خودش فکر کرده‌است و این کار را نکرد، وگرنه جمعیت پشت در مانده بودند و سانس دوم‏شان پُر می‏‌شد.
هُمای چه نگاهی به موسیقی محلّی ایران چگونه است؟
همیشه شیفته‏‌ی موسیقی محلّی ایران بوده‏‌اَم و هستم. هر وقت نیاز به شنیدن موسیقی محلّی پیدا می‌‏کنم و جای موسیقی در ذهن و دلم خالی می‌‏شود موسیقی محلّی گیلانی، آذری، لری، ترکمنی و خیلی وقت‏‌ها موسیقی خراسانی گوش می‏کنم.
با نگاه به موسیقی محلّی ایران، موسیقی محلّی لُری را چگونه می‏بینید؟‌
موسیقی لری مُهر و امضای خودش را دارد. هم‏چنین جایگاهی ویژه با موزیسین‏‌های بسیار بزرگی در موسیقی ایران دارد. سازها و فرهنگ خودش را با ریتم‌‏ها و رقص‏‌های موزون و بَک‏گراند[سابقه] چندین هزار ساله دارد.
در واقع یک موسیقی غنی و متفاوت است؛ افتخارم این است که آقایان علی‏پور[مسلم و میلاد] دو تا از نوازندگان لُر در گروهم هستند که با آن لهجه‏‌های محلّی بزرگ شده‏‌اَند.
اندیشیده‏‌اید موسیقی محلّی تلفیقی ایرانی کار کنید؟ برای نمونه تلفیقی از موسیقی محلّی لُری با شمالی؟ مانند همان موسیقی هندی و ایرانی که قبلاً ارائه داده بودید؟
سوال خوبی پرسیدید. بله؛ موسیقی‏‌های محلّی ترکیبی زیادی کار کردم. پیش‏تر موسیقی ترکمنی و خراسانی را با موسیقی گیلان آمیختم. بدم نمی‏‌آید موسیقی لُری را نیز با موسیقی گیلان آمیخته و اجرا کنم. به‌‏نظرم کار خیلی خوبی می‌‏شود.
چه‏ طور شد پذیرفتید در خرم‌‏آباد کنسرت برگزار کنید؟
چه جایی بهتر از خرم‏‌آباد که مانند گیلان است. شبیه حال و هوایی‏ست که در آن بزرگ شده‏‌اَم. مردمان بومی و بسیار خوش‌سلیقه و خوش ذوقی دارد. آرتیست‏‌های گروهم لُر هستند. یکی از اسطوره‏‌های من استاد فرج علیپور است که از دوستان نزدیکم می‏‌باشند. در کنسرت خرم‌‏آباد خیلی خوش گذشت و عالی بود.
انجمن موسیقی لرستان چه نقشی در جلب نظرتان برای این کنسرت داشت؟ اصلاً نقش داشت؟
نمی‌‏دانم چه نقشی داشت. فقط می‌‏دانم که یکی از اعضای آن‏جا برادر برگزار کننده‏‌ی کنسرت ما بودند که جهت اجرای برنامه دعوت‏مان کردند آن‏‌جا بیاییم. برای ما فرقی نمی‏‌کند چه کسی دعوت می‏‌کند. قاعدتاً اگر انجمن موسیقی نظارت داشته باشد کارها بهتر انجام می‏‌شود و اطمینان بیش‌‏تری به‏‌وجود می‏آید. دست‏شان درد نکند. فقط ناراحتی ما این است چرا در سطح شهر تبلیغاتی نکرده بودند؟ در شهری که می‏‌شد حدوداً دو هزار نفر به دیدن برنامه بیایند فقط شش‏صد یا هفت‏صد نفر در سالن بودند.
موسیقی بومی ایران به‏ویژه موسیقی زادگاه‏تان شمال در پیش‏رفت‏تان اثرگذار بوده است؟
صد در صد. رنگ و بوی صدای من کاملاً فولکلور است که با موسیقی ایرانی آمیخته شده است.
استقبال خرم‌‏آبادی‏‌ها از این کنسرت چگونه بود و دلیلش را چه می‏‌دانید؟
طرف‏داران خیلی زیادی در خرم‌‏آباد دارم. آن‏‌جا حال بسیار خوبی داشتم. مردمانی خوب که لطف داشتند و ما را حمایت کردند و مطمئن هستم که می‏شد حتا سه سانس اجرا داشته باشیم، اما برگزار کننده‏‌ی کنسرت متأسفانه حرفه‏‌ای نبود و به‏‌خاطر ترس و تردیدهای خودش برنامه را با کیفیتی برگزار کرد که یک سانس اجرا داشته باشیم. این‏‌را مطمئنم که مردم خرم‏‌آباد احساس خوبی به موسیقی من دارند.
جالب بود که ترانه‏‌ی لُری «شبانه» یا همان «یه شویی نصف شویی» را اجرا کردید. چه مدّتی تمرین داشتید که در خوانش واژه‏‌های لُری تسلّط و چیرگی پیدا کنید؟
آهنگ «یه شویی نصف شویی» را سال‌هاست بلدم و عاشق این ملودی و آهنگ هستم. حتا در بخشی از اُپرای «عشق و عقل و آدمی» از این ملودی استفاده کردم. به‏‌خاطر این‎که ما گیلانی‌‏ها لهجه‏‌مان به لُرها نزدیک است، یاد گرفتن لهجه‏‌اَش اصلأ سخت نبود به‌‏علاوه این‏که دو تا نوازنده‏‌ی لُر در گروه دارم که به‏‌راحتی به من یاد می‏‌دهند. خیلی این کار را دوست دارم و به‏‌راحتی خواندمش.
کیفیت محل برگزاری کنسرت، دکور صحنه، و آگوستیک صدایی مناسب بود؟
نه. در شهرستان‏ ها سالن‏‌های بهتر از این وجود ندارد و هرجور که باشد مجبوریم با همین سالن‏‌های کوچک یا ورزشگاه‏‌ها کنار بیاییم و برنامه اجرا کنیم. نمی‏‌شود گلگی کرد چون امکانات پایین است. سالن در همان سطح هم بد نبود. سالن آگوستیکی نداشت و خودمان صدابردار آورده بودیم. ما با همه‏ی این شرایط مدارا کردیم.
در پایان از شما برای مصاحبه و مردم خرم‏‌آباد سپاس‌‏گزارم که ما را حمایت و پشتیبانی کردند.

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال دهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، چهار راه بانک، کوچه‌ی شهید جلال سرباز