شما اینجا هستید: خانهگفت‌و‌گوناجی آب‌های ایران و قصه‌ی نجات 60 لرستانی از مرگ حتمی

ناجی آب‌های ایران و قصه‌ی نجات 60 لرستانی از مرگ حتمی

شنبه, 31 تیر 1396 ساعت 19:26 شناسه خبر: 2755 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
seymare seymare

نامش بهمن پرورش است و او را با القابی هم‌چون جادوگر آب‌های ایران، سوپر من زنده‌ی ایرانی، شهروند برگزیده‌ی کشور، اسوه‌ی جوان‌مردی و فداکاری و شهروند منادی وحدت می‌شناسند؛ انسانی که بدون هیچ توقع و چشم‌داشتی تاکنون جان تعداد زیادی را نجات داده و پیکر تعداد زیادی از غرق شدگان را در شرایط بسیار دشوار کشف کرده است.
بهمن پرورش غواص و امدادگر کرمانشاهی از 28 سال گذشته تاکنون توانسته است 99 نفر را در سوانح گوناگون از مرگ حتمی نجات دهد که حدود 60 نفر از این نجات یافتگان اهل لرستان بوده‌اند.‌


او هم‌چنین توانسته است پیکر تعداد زیادی از جان‌باختگان حوادث مختلف را در شرایطی بسیار دشوار در سرما و گرما و زمانی که همگان از یافتن اجساد آن‌ها ناامید شده بودند، کشف کند و تحویل خانواده‌های‌شان دهد که از این تعداد نیز 26 نفر اهل لرستان بوده‌اند.‌ پیش‌تر سیمره نیز در شماره‌ی خرداد ماه جاری گفت‌و‌گویی کوتاه با آقای پرورش درباره‌ی فعالیت‌های اشان داشت و چاپ کرد. آن‌چه می‌خوانید حاصل گفت‌و‌گوی خبرگزاری ایرنا در ارتباط با اهداف این ناجی، نحوه‌ی نجات جان انسان‌ها و اقدامات امداد و نجات وی در استان لرستان است:‌

* نخستین تجربه و سرآغاز نجات انسان‌ها توسط شما کی بود؟
از سال 68 در یکی از سراب‌های کرمانشاه شخصی را از غرق شدن نجات دادم که این کار سرآغازی برای نجات 99 نفر در سوانح گوناگون آب، کوه، آتش و تصادفات جاده ای بود.‌
از سال 79 تاکنون که 18 سال می‌گذرد بدون حقوق، پاداش و بیمه در اختیار سازمان‌های امدادی کشور قرار دارم و به مردم امدادرسانی می‌کنم به‌طوری‌که تاکنون به 22 استان بزرگ و 98 شهر ایران بارها و بارها تا سرحد جان امدادرسانی کرده و بیش از 30 هزار ساعت عملیات سخت، جان‌فرسا و خطرناک را در کشور با موفقیت انجام داده‌ام.‌
تاکنون 32 بار تا چند قدمی مرگ پیش‌ رفته که با دعای خیر مردم و لطف خداوند از مرگ رهایی یافته‌ام و با پیدا کردن غرق شدگان زیادی توانسته‌ام موجب رفع نگرانی هزاران خانواده داغدار در کشور شوم.‌
هرکدام از افرادی را که نجات داده و یا پیکرهای آن‌ها را یافته‌ام داستان منحصر به فرد خود و گاه داستان‌های ماورا طبیعه‌ای دارند که پرداختن به همه‌ی آن‌ها به مثنوی هفتاد من کاغذ تعبیر می‌شود. 
* نحوه‌ی همکاری شما با نیروهای نظامی چگونه بوده است؟
من امدادرسانی به اکثر نیروهای نظامی ایران را در پرونده خود دارم؛ سال 67 سرباز پایگاه هوایی شهید نوژه بودم یک روز قبل از عملیات مرصاد این پایگاه مورد تهاجم هواپیماهای عراقی قرار گرفت و باند هواپیمایی جنگنده اف چهار بمباران شد.
این بمب‌ها تنظیمی و تاخیری بودند که هر کدام در ساعت‌های متفاوتی منفجر می‌شدند که من به همراه چند نفر داوطلب شدیم پایگاه را پاک‌سازی کنیم.‌
بمب‌ها را در دست می‌گرفتیم و از هواپیماها دور می‌کردیم و آن‌ها را در مکانی دورتر قرار می‌دادیم و با اسلحه ژ سه آن‌ها را مورد اصابت قرار می‌دادیم که یکی از بمب‌ها منفجر شد و همگی مجروح شدیم اما اجازه ندادیم هیچ هواپیمایی مورد گزند قرار گیرد بدین صورت بود که من به عنوان ناجی اف چهار لقب گرفتم اما هیچ پرونده جانبازی هم تشکیل ندادم.‌
این ماجرا در کتاب نبرد ستارگان هوایی نوشته تیمسار ایلانلو در صفحه‌ی 117 نیز چاپ شده است.
یک بار نیز موفق به یافتن پیکر سه سراستاد خلبان و تمامی قطعات گرانبهای بالگرد کبری و بالگرد 206 در اعماق آب‌های کرمانشاه و اصفهان شدم.‌
30شبانه روز برای یافتن شهدای انتظامی غرق شده در سیمره تلاش کردم و به گواهی نیروی انتظامی در این راه 2 بار تا سرحد مرگ هم قرار گرفتم.‌
شهدای ارتش را در خاک عراق در بین میادین مین و رودخانه‌ی فصلی کنه کبود در زمستان سرد کشف و به ایران منتقل کردم و در نیروی هوایی، سپاه و بسیج نیز فعالیت‌های امدادگرانه داشته‌ام.
*در قبال نجات جان انسان‌ها دست‌مزد می‌گیرید؟
همه‌ی آن‌چه انجام داده‌ام بدون هیچ‌گونه توقع و چشم‌داشتی بوده است؛ تنها 2 بار از طرف برخی خانواده‌ها پاداش گرفتم که آن‌هم صرف امور خیریه کردم و یک‌بار که بر اثر انجام یک عملیات، لباس‌های غواصی‌ام تخریب و مستهلک شده بودند مبلغی به عنوان هدیه برای خرید لباس غواضی دریافت کردم.‌
در 28 سال گذشته حدود 500 میلیون ریال از امکانات شخصی‌ام نیز از بین رفته است؛ هرچقدر وسایل، ابزار و امکاناتم به روز باشند عملیات هنگام حادثه نیز به نحو مطلوب‌تری انجام می‌شوند ولی تاکنون از هیچ نهاد و یا سازمانی مورد حمایت قرار نگرفته‌ام و حتا بیمه نیستم‌.
هنگامی که شخصی غرق می‌شود افراد بیگانه و متفرق زیادی در محل تجمع می‌کنند که هیچ نسبتی با خانواده حادثه دیدگان ندارند لذا در این هنگام بارها وسایلم مفقود شده‌اند .
* میانگین سنی افرادی که نجات داده‌‌اید چقدر است؟
بیش‌تر افراد غرق شده که تاکنون موفق به نجات آن‌ها شده‌ام و یا پیکرهای افراد غرق شده بین 17 تا 25 سال و عموماً مرد بوده‌اند.‌
آب‌های آزاد کمین‌گاه مرگ است و اگر خانواده‌ها بدانند تاکنون پیکر چه جوان‌های ورزشکار و شناگران قهاری را از قعر آب‌ها بیرون کشیده‌ام هیچ‌وقت به فرزندان خود اجازه نخواهند داد در مسیر این آب‌ها شنا کنند‌.
* درخصوص عملیات‌های‌تان در لرستان توضیح دهید؟
در استان لرستان تاکنون بارها عملیات امدادی در شهرهای دورود، نورآباد، کوهدشت، الشتر، خرم‌آباد و دوره چگنی داشته‌ام که هر کدام به تفصیل حکایت خاص خود را دارند و استان لرستان از جمله استان‌هایی است که به دلیل چشمه‌ها و رودخانه‌های خروشان عملیات امدادی زیادی را در آن داشته‌ام.‌
در تاریخ بیستم تیرماه سال 84 تعداد 2 نفر از طایفه کاکاوند در سیمره غرق شده بودند که جسد نفر اول را پیدا کردم و هنگام جست‌وجو برای نفر دوم تعداد زیادی از زنان در حال شیون و گریه در قسمتی از تپه مشرف به قسمت عمیق رودخانه سیمره منتظر کشف غریق دوم بودند.‌
با احساس خطر از اینکه ممکن است یکی از این بانوان به داخل آب سقوط کند از ادامه کار دست کشیدم و به بزرگان طایفه گفتم تا زمانی که آن جمعیت کنار نروند کار جست‌وجو را ادامه نمی‌دهم که به فاصله چند ثانیه بعد از هدایت آن جمعیت به عقب، همان قسمت از تپه سقوط کرد.‌
فرماندار وقت کوهدشت 55 نفر از زنان نجات یافته در این حادثه را در آمار نجات یافته‌های پرونده من ثبت کرد و در بعد از ظهر همان روز پیکر غریق دوم نیز پیدا و تحویل خانواده او شد.
البته تعداد نجات یافتگان بر روی آن تپه بیش از 85 نفر بود که به احترام فرماندار وقت کوهدشت همان 55 نفر ثبت شد.
سال گذشته نیز جوانی در رودخانه کشکان غرق شد و بعد از یک هفته عملیات سخت در آب‌های خروشان کشکان توانستم جسد را پیدا کنم؛ 2 بار احتمال وقوع حادثه در این عملیات برایم وجود داشت.
در همان هفته افراد محلی زیادی برای پیدا کردن این جسد وارد آب شده بودند که برخی از آن‌ها را که مرگ سه نفر از آن‌ها حتمی بود را نیز از غرق شدن نجات دادم.
در یکی دیگر از عملیات‌هایم در لرستان جوانی سرکانی در آبشار بیشه غرق شده بود و پنج روز طول کشید تا جسد او را پیدا کنم؛ یک روز که در پی یافتن غریق بودم پنج نفر را مشاهده کردم که مشغول شنا در همان نقطه حادثه بودند به آن‌ها هشدار دادم که مراقب باشید ما در همین نقطه به دنبال غریق می‌گردیم ولی توجه نکردند و در همان روز 2 نفر از آن‌ها غرق شد که یک نفر درگذشت و با نجات فرد دیگر نام او را به عنوان پنجاه و نهمین نجات یافته لرستانی در پرونده‌ام ثبت کردم.‌
شصتمین فرد نجات یافته لرستانی مربوط به سال 94 در منطقه تنگ تاریخی سی پله سیمره بود؛ در حادثه‌ای یک دستگاه موتور آبی بر اثر سیلاب فصل بهار زیر آب رفته و مفقود شده بود که از من برای پیدا کردن آن دعوت شد، همان حین یکی از بستگان صاحب دستگاه که برای کمک به من وارد آب شده بود غرق شد که به سرعت وی را نجات دادم.‌
تمامی آمار 25 نفرغریقی که در شرایط بسیار سخت در لرستان توانستم پیدا کنم به صورت فهرستی برای ستاد مدیریت بحران لرستان و هلال احمر این استان ارسال شده است.‌
* آیا تاکنون در لرستان موردی بوده که نتوانسته باشید جسد غریق را پیدا کنید؟
در یک مورد که مربوط به شهریور سال 86 در دریاچه گهر بود با این‌که 14 روز به صورت شبانه روز مشغول تجسس و جست‌وجو در شرایط بسیار سخت و سرد منطقه بودم موفق به یافتن جسد نشدم.‌
در این عملیات در هفته نخست خانواده غریق من را همرانی کردند اما در هفته دوم به تنهایی به تلاشم ادامه دادم و به سختی با پارو زدن قایق را در نقطه حادثه ثابت و غواصی می‌کردم.‌
با توجه به این‌که هفته قبل از آن حادثه در مازندران عملیات سختی را انجام داده بودم و با توجه به شرایط بسیار دشوار امکان صرف زمان بیش‌تر در منطقه نبود و موفق به کشف جسد نشدم البته همان جسد بعد از 9 سال و 2 ماه از عمق آن آب‌های سرد بر اثر وزش‌های تند باد به سطح آب آمد.‌
با توجه به سردی آب آن منطقه تنها 30 درصد جسد تخریب شده بود که نشان می‌دهد من در چه شرایط آب و هوایی سخت و سردی به مدت 14 روز در همان نقطه به دنبال پیکر آن غریق بودم.
دوهفته پیش نیز به دنبال یک غریق در روستای چم آستان کوهدشت به لرستان دعوت شدم که بعد از چهار روز تلاش جسد او را پیدا کردم .
در زمستان سال 90 تعداد 2 نفر از شناگران بسیار حرفه‌ای در تنگه کفن‌‌اله سیمره غرق شدند، زمانی‌که برای یافتن آن‌ها به محل حادثه رفتم نیم متر برف روی زمین بود؛ لازم به ذکر است این دره به دلیل سخت گذر بودن مسیر به کفن‌اله نام‌گذاری شده است.‌
هوا در آن منطقه به قدری سرد بود که گاهی حس می‌کردم خون در بدنم منجمد شده است، در جریان تند آب و بین سنگ‌های بزرگ و تاریک عمق آب به دنبال آن 2 غریق بودم که توانستم آن‌ها را در مدت 2 روز از آب بیرون بکشم که بلافاصله بعد از این کار خود را به مجاورت نزدیک آتش بزرگی که با لاستیک‌های خودرو روشن شده بود، رساندم.‌
* آیا در حین عملیات نجات با مورد عجیب و شگفت‌انگیزی برخورد داشته‌اید؟
برخی عملیات‌ها حس و حال منحصر به فردی قبل، حیت و بعد از عملیات برایم دارند؛ در یکی از عملیات‌هایم در سال 80 فردی اهل لرستان را نجات دادم که داستان عجیبی دارد.
از چند روز قبل از انجام آن عملیات نامی خاص مدام در ذهنم تداعی می شد آن نام «سید جواد نظریان» بود، نامی که تا آن زمان نشنیده بودم.
در آن ایام با برادرم برای شنا به منطقه‌ی سراب نیلوفر در 20 کیلومتری کرمانشاه رفتم که یک نفر غرق شد و برای یافتن آن غریق از عمق 6 یا هفت متری وارد عمل شدم؛ بعد از چند ساعت عملیات جست‌وجو غریق را پیدا کردم خیلی عجیب بود پیکر وی خیلی سبک و راحت بالا آمد.
غریق که سربازی لرستانی بود از پادگان شهید رجایی کرمانشاه به همراه 2 نفر از هم خدمتی‌هایش به آن سراب آمده بود؛ زمانی که بلوز سربازی‌اش توسط یکی از هم‌خدمتی‌هایش به روی صورتش انداخته شد، نام سید جواد نظریان نظرم را جلب کرد یعنی همان نامی که روزها قبل ذهن مرا درگیر کرده بود.
در گرم‌ترین مواقع سال برای کشف پیکرهای غرق شدگان در تنگه‌های مخوف و رودخانه‌ی خروشان سیمره به لرستان آمده‌ام.
در یک مورد از این عملیات‌ها در تاریخ سی ام اردی‌بهشت ماه 1392 پیکر دختر خانمی را از سیمره بعد از چهار روز تلاش کشف کردم و در سال بعد از آن دقیقا در همان روز و در همان نقطه و بعد از چهار روز تلاش پیکر دختر جوان دیگری را پیدا کردم.
جالب است درحالی که با شما در حال مصاحبه بودم فردی پشت خط من آمد که مجبور به قطع تماس شما شدم و بعد از پاسخ دادن به وی متوجه شدم نوجوانی 15 ساله اهل لرستان در رودخانه‌ی کشکان غرق شده و بعد از 2 روز هنوز جسدش پیدا نشده است لذا باید در اولین فرصت خود را به محل حادثه برسانم.
* دلیل انگیزه‌ی بالای شما برای نجات جان انسان‌ها چیست؟ کسی را می‌شناسید که به اندازه‌ی شما جان دیگران را نجات داده باشد؟
در این وانفسایی که هر کسی به فکر خویش و به دنبال شهرت، ثروت و مقام است هدفم اشاعه‌ی فرهنگ خدمت به مردم و دولت است؛ اگر به دنبال پست و مقام بودم تا الان به خیلی جاها رسیده بودم اما افتخار می‌کنم که راه خدمت به مردم را برگزیده ام.
تاکنون کسی به اندازه‌ی من در نجات و یافتن جسدهای غرق شدگان اقدام نکرده است و قصد دارم سه رکورد یعنی تعداد پیکرهای کشف شده، تعداد ساعات عملیات امدادی و تعداد شهرهایی که در آن‌ها عملیات امدادی داشته‌ام را در گینس ثبت جهانی کنم.
من عنوان شهروند نمونه کشور را توسط نیروی انتظامی دریافت کرده‌ام و معتقدم خداوند این سعادت را نصیب من کرده است که خادم راستین مردم باشم.
هیچ چشم‌داشتی در ازای انجام کاری که می‌کنم ندارم ولی تاکنون آن‌گونه که باید دیده نشده‌ام و گاه احساس می‌کنم اقداماتی که من انجام می‌دهم به اندازه‌ی آن فوتبالیستی که سنجاقکی را از زمین فوتبال نجات داد، بازتاب نداشته است.
این جادوگر آب‌های ایران از این گلایه می‌کند که با این‌که از قوم لک است و عملیات زیادی در لرستان انجام داده اما هیچ‌گاه آن‌گونه که شایسته‌ی خدماتش بوده دیده و یا تجلیل نشده است.

*قدردانی مدیرکل مدیریت بحران لرستان از پرورش به دلیل همکاری با نیروهای امدادی این استان
رضا آریایی مدیرکل مدیریت بحران لرستان ضمن تقدیر از این غواص کرمانشاهی گفت:« پرورش در پیدا کردن پیکرهایی زیادی که در آب‌های استان لرستان غرق شده بودند به ما کمک کرده است و هر وقت با وی تماس می‌گیریم در اسرع وقت در محل حادثه حاضر می‌شود و در ازای کاری که انجام می‌دهند هیچ چشم‌داشت و دست‌مزدی هم قبول نکرده است.»
وی افزود:« پرورش، غواصی متخصص و متبحر است که در عمق‌های بسیار زیاد هم توانایی ورود دارد و تاکنون به صورت فی سبیل‌الله در پیدا کردن جسد غریق‌های در عمق آب‌های استان لرستان به ما کمک آمده است.»
مدیرکل مدیریت بحران لرستان با بیان این‌که این غواص توانایی و مهارت خوبی در این رشته دارد، اظهار کرد:« به عنوان نمونه تنگ هاله کوهدشت لرستان از عمق بسیار زیادی برخوردار است که هر غواصی توانایی ورود به این عمق را ندارد اما هر وقت در هر جای استان لرستان در پیدا کردن جسدی در عمق آب‌ها مشکل داشته‌ایم توانسته به ما کمک کند.»
وی گفت:« تاکنون برای پیدا کردن جسدهایی زیادی با وی تماس داشته‌ایم که همیشه حتا اگر چندین روز هم طول کشیده با ما هم‌کاری داشته است.»
پرورش متولد سال 1346 اهل کرمانشاه داری سه فرزند است که می‌گوید بیمه نیست و راه گذران زندگی‌اش مغازه‌ای اجاره‌ای است؛ فنون شنا را از مرحوم پدرش محمد پرورش از همان کودکی فرامی‌گیرد و به‌طور اتفاقی در سال 1368 فردی را که غرق شده بود نجات می‌دهد و از آن زمان تاکنون که 28 سال می‌گذرد این راه را با انگیزه و احساسی منحصر به فرد ادامه داده است.

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال دهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، چهار راه بانک، کوچه‌ی شهید جلال سرباز