شما اینجا هستید: خانهگفت‌و‌گوکیومرث امیری کُله‌جویی: هنوز از رو نرفته‌ام و می‌نویسم

کیومرث امیری کُله‌جویی: هنوز از رو نرفته‌ام و می‌نویسم

پنج شنبه, 27 ارديبهشت 1397 ساعت 08:55 شناسه خبر: 3538 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
seymare seymare

اشاره: «کیومرث امیری کله‌جویی» یا همان «لک امیر» معروف را اکثر کُردان مناطق کرماشان و... می‌شناسند. بسیارند کسانی که دکلمه‌های مؤثرش را در فضاهای مجازی شنیده‌اند. شعرهایی هم‌چون: بیستون و.. نه تنها در بین آنانی که لکی صحبت می‌کنند، بلکه در جغرافیای بزرگ زبان کردی مخاطبانی بی‌شمار دارد. از این چهره‌ی نام‌آشنا آثار قابل توجهی به صورت کتاب نیز منتشر شده که از آن میان می‌توان به کتاب معتبر «افسانه‌های لکی» اشاره کرد.


لک امیر در اولین سه‌شنبه‌ی اردی‌بهشت 97 خورشیدی مهمان هفته‌نامه‌ی صدای آزادی بود. هم گپ زدیم، هم تا دلتان بخواهد شعرهای خوب لکی از او شنیدیم. مصاحبه‌اش با صدای آزادی خواندنی است. اگر چه در حوزه‌ی شعرِ لکی نظرات خاص خود را دارد و با نظر بسیاری از صاحب‌نظران هم‌سویی ندارد، اما آگاهی از دیدگاه‌های این چهره‌ی ادب لکی، برای خوانندگان می‌تواند قابل تأمل و توجه باشد:


*در ابتدای این مصاحبه مشتاقیم که از خودتان بگویید و در ارتباط با کار شعر و ادبیاتِ لکی برای مخاطبان توضیح دهید؟
بی‌تعارف، خودم دارم تحلیل می‌روم، مثل بسیاری از هم‌وطنانم. یا بهتر است بگویم به نوعی خفقان گرفتارم. در چنین اوضاع و احوالی تنها من نیستم که دچار چنین حال و هوایی شده‌ام، اکثر مردم خوی و خصلت‌های‌شان عوض شده و در حقیقت بد شده. شفاف بگویم روزبه‌روز جامعه به سوی بدتر شدن پیش می‌رود. دروغ‌گویی، فقر و نداری، شکاف بزرگ طبقاتی تا جایی که اقلیتی از بس دارند نمی‌دانند دیگر چه کارهایی مانده است که باید بکنند و اکثریت در فقر و نداری و بی‌کاری و اعتیاد دست و پا می‌زنند و روز به روز هم وضع بدتر و بدتر می‌شود. من شاعر با احساسات و حساسیت‌های شاعرانه‌ام در این اوضاع هرج و مرج و بلبشو سرسام اگر نگرفته باشم، هیچ حال خوبی ندارم.؟! شعر هم بخواهی بگویی باید به نوعی گوشه‌ای از دلت خوش باشد.
 در چنین اوضاعی حتا شعر در من نمی‌جوشد و اگر هم گاهگاهی به سراغم می‌آید آفرینش را خطاب قرار می‌دهم و  یقه‌ی فلک را  می‌چسبم؟! زمانی که می‌بینم گوش شنوایی در مقابل این همه مصائب و مشکلات بشر نیست، واقعاً عذاب می‌کشم. این‌جاست که دیگر زبان تند و تیز و بی‌باک شعر لکی هم که من اشعارم را با آن می‌سرایم به فریادم نمی‌رسد. در این اوضاع زبان که باز می‌کنم از آن غم و شکوه فوران می‌کند و یک دل سیر گریه و اشک و آه است که سراسر شعرهایم را در بر گرفته است! به نوعی می‌شود گفت در این اوضاع و احوال که مردمان ناشادمانند، من هم شعرهایم را به نوعی گم کرده‌ام. شعر و ادبیات هم متاثر از محیط پیرامون خویش است. محیطی که امروزه متاسفانه به حدی تلخ و تار است و بسته که اجازه جولان نمی‌دهد و نیرویی نیست تشویق کننده‌ات باشد. با این حال هنوز از رو نرفته‌ام و می‌نویسم و شعر می‌سرایم.


*بدون تردید تأثیر و ردپای اشعار شما در زندگی مردمان لک و مناطق کرد، به خوبی نمایان است؛ یک شاعر چگونه می‌تواند هم در زمینه‌ی فرهنگ و ادبیات حرف‌های بسیاری داشته باشد و هم به این میزان از محبوبیت در میان مردم و مخاطبان خودش برسد؟
قبل از هر چیز ناچارم به این نکته‌ی مهم اشاره کنم که جامعه‌ای که ما در آن زندگی می‌کنیم متاسفانه جامعه‌ی بیماری است و حتا مسموم و ده‌ها مشکل و گرفتاری بغرنج را در درون و برون خود دارد. مشکلاتی که ریشه در قرن‌ها زندگی ما داشته و تدوام دارد. بی‌گمان اهل فرهنگ ما هم از برخی این مشکلات مصون نمانده است. می‌خواهم بگویم بسیاری از فرهیختگان ما قبل از آن‌که دغدغه‌ی انسانیت، فرهنگ و جامعه‌شان را داشته باشند، دغدغه‌ی خودشان را دارند و آمده‌اند در وادی فرهنگ و هنر و ادبیات دکان باز کرده‌اند. خوب قدر مسلم فقدان آن ذات و نهاد انسانی که ضروری‌ترین نیاز بشری برای یک فرهیخته می‌باشد. در بسیاری از مدعیان فرهنگی ما اثرات عمیقی را بر رفتار و عملکرد آن‌ها داشته و به این جهت نمی‌توانند عزیز دل توده‌های مردم باشند. از سوی دیگر کمبود دانش به ویژه دانش بومی و فرهنگ شفاهی و علوم عمیق که منجر به آن می‌شود تا مدعیان توان خلق آثار ماندگار را نداشته باشند. برای این‌که بتوانیم در امری پیش‌رفت کنیم و به نتیجه‌ی مطلوب برسیم علاوه بر آن‌چه اشاره شد، باید هزینه بدهیم. زحمت بکشیم و صادق باشیم. تردیدی نیست در دنیای فرهنگ و هنر بر خلاف دنیای مادیات و زندگی روزمره هر چیزی بهایی دارد و بهانه جایگاهی ندارد. آنان که ردای دروغین بر تن دارد، بی‌شک سر وکارشان با دروغ‌پردازان خواهد بود و متاسفانه ما شاعر و نویسنده‌ی متعهد و معتقد کم داریم. یا بهتر است بگوییم فرهیخته‌ی باذات و باغیرت کم داریم. لذا به قول معروف آن‌چه به‌کاری همان را درو خواهی کرد. نمی‌شود صادق نباشی و انتظار داشته باشی دیگران صادقانه و از صمیم قلب دوستت داشته باشند؟! نمی‌توان هنر نداشت و آثار ماندگار خلق کرد؟! می‌خواهم بگویم مشکلات در این زمینه به خود ما بر می‌گردد که حتا در لباس شاعر و هنرمند ریاکاری هم می‌کنیم. علاوه بر آن‌که جامعه نیز همان‌طوری که قبلاً نیز اشاره شد مشکلات حاد و بغرنج خودش را دارد و این مشکلات بر فرد و جامعه تاثیرگذارند.


*اگر ممکن است به پتانسیل‌ها و ظرفیت‌های ادبیات لکی اشاره کرده، بفرمایید نقش و جایگاه شعر لکی در استخوان گرفتن و پیش‌برد جریان‌های مختلف زبان کوردی در مناطق کرماشان و ایلام و لرستان تا چه اندازه بوده است؟
تا جایی که با ادبیات لکی کار کرده و سرکار مدوام داشته و دارم، تردید ندارم لکی زبانی منحصربه‌فرد به‌ویژه برای شعر است. به طوری که بسیاری از کلمات و جملات این زبان در ذات خود شعر هستند. از سوی دیگر لکی دارای قابلیت‌های منحصر به‌فردی در قیاس با دیگر زبان‌هاست. وجود واژگان بسیار زیبا در این زبان و نظم و انضباط خاصی که در هژمونی زبان لکی وجود دارد این زبان را از قابلیت‌های خاص و منحصر به‌فردی به‌ویژه در سرودن شعر برخوردار نموده است. از سوی دیگر چنان‌چه توجه کنیم شعر در گذر زمان در بخش زاگرس‌نشینان به طور کلی از خمیرمایه‌ی ادبیات لکی برخوردار بوده و تأثیر گرفته است. 
در یک نگاه کلی به شعر در میان زاگرس‌نشینان به ویژه بخش جنوبی آن هرچقدر به عقب برمی‌گردیم، مشاهده می‌کنیم که زبان زاگرنشینان به لکی نزدیک است تا هر زبان و گویش دیگری در این منطقه. یعنی همه‌ی اشعار گذشته‌ی ما به نوعی با ادبیات لکی شباهت دارد. بی شک این ویژگی‌ها در اصل ریشه در باورمندی مردمانی دارد که با این زبان گپ می‌‌زنند و تو گویی تا همین کم‌تر از دو قرن پیش بیان همه‌ی زاگرس‌نشینان با لکی مشترک بوده است. یعنی همان مردمانی که به باورهای عهد باستان خود هم پایبندند.
وجود باورمندانی از مردمان ایزدی، کاکه‌ای، زازایی و یارسان که همگام با آیین و رسومشان زبانِ کهن خود را نیز حفظ کرده‌اند این امتیاز را برای لکی که به نوبه‌ی خود از کهن‌ترین و قدیمی‌ترین‌ها در خطه‌ی زاگرس است، به‌وجود آورده که حرف نخست را در قدمت، زیبایی و شعرگونگی آن بزند و همین شعر لکی است که تاثیرات خود را امروزه هم بر شاعران خطه‌ی ایلام و گوران و کلهر و باقی گذاشته است.


*قطعاً بسیارند کسانی که دیدگاه‌های دیگری در این باره دارند و می‌توان بحث در این باره را به زمانی دیگر حواله کرد. حال از دیدگاه شما، استفاده از ساختارهای اسطوره‌‌ای زبان، افسانه‌های لکی، باورهای مردم لک و قدرت فولکلور، چگونه و تا چه حدی می‌تواند در عمق بخشیدن به اندیشه‌ی مخاطب و تقویت آثار شاعران و نویسندگان، موثر باشد؟
لکی را می‌توان در یک تعریف زبانی حماسی و اسطوره‌ای برشمرد. ساختار اسطوره‌ای این زبان در بیان حماسه‌ها و مور منحصربه‌فرد و بی‌نظیر است. وجود صدها افسانه و اسطوره و شعر در این زبان باعث غنایی هر بیش‌تر آن گردیده است. فولکلور قدرتمند لکی که پر است از اشعار هجو و هزل و از سوی دیگر مملو از تمثیل و زبان‌زد و گفتارِ پیشینیان، موجب آن گردیده که شاعرانی که با این زبان و یا دیگر شاعرانی که با زبان‌های مشترک و یا نزدیک به این زبان شعر می‌سرایند با دست مر و در فضایی بسیار گسترده و آزاد و رها پر و بال بگشایند و از حیث واژگان، افسانه‌ها و اسطوره‌ها در این زبان کم نداشته باشند. دارای اسطوره، افسانه و واژگان متعارف و متعادل فراوانی است و با پشتوانه‌ی این‌ها همه جا به‌ویژه در شعر قادر است توانایی و هویت خود را به زیبایی به رخ بکشد و نمایان سازد.
شاعران لکی سرا با چنگ زدن به فولکلور غنی این فرهنگ و با تکیه‌ بر افسانه‌ها و اسطوره‌های بسیار آن از یک سو و از سوی دیگر با تکیه بر اندیشه‌های پاک و انسانی که در جاجای باورهای مردم لک خودنمایی می‌کند و چون چراغ‌هایی پر نور می‌درخشند، می‌توانند اثر خود را عمق و ژرفای بیش‌تر ببخشند و در سرودن اشعار و خلق آثار از انبوه واژگان سود جسته و زلالی اندیشه‌ای پاک را درونمایه کار خود قرار بدهند.


*آیا شعر لکی در کرمانشاه توانسته است همگام با سایر مناطق غرب ایران رو به جلو قدم بردارد و خود را به مخاطبان متفاوت ادبیات معرفی کند؟ اهالی ادبیات در این مناطق تا چه اندازه توانسته‌اند با شعر لکی ارتباط بگیرند؟
اصولا می‌توان کرمانشاه را مرکز و معدن شعر لکی چه در گذشته و چه در عصر حاضر دانست. شعرایی چون سید یعقوب ماهیدشتی، و ... حرف نخست را در شعر لکی زده‌اند! ایلام نیز یکی از مراکز بزرگ شعر لکی بوده و هست. همان‌طوری‌که شعرای خطه‌ی لرستان نیز دست بلندی در شعر لکی داشته و دارند. امروزه باز هم می‌توان گفت شعر لکی از کرمانشاه جاری و ساری شده و می‌شود. البته هرگز نمی‌توان شعرای مناطق غرب کشور را جدای از هم ذکر کرد چرا که همه‌ی آن‌ها در هر کجای زاگرس که ساکن باشند خود را از یک خانواده و دودمان می‌دانند و احساس دوری و جدایی از یک‌دیگر را ندارند. شعر لکی در هیچ برهه‌ای از تاریخ مانند امروز خود را نشان نداده و مخاطبان خود را اقناع نکرده است و این موفقیت بزرگی برای مردم لک بوده و هست که جایگاه بالایی در شعر و افسانه دارند.


*با پاسخ‌‌هایتان در سوال قبلی هم‌سو نیستم. چون بر اساس همه‌ی مستندات و رفرنس‌ها آن‌چه از دیروز فرهنگ و زبان کُردی برجای مانده بیش از هر چیز «گورانی» است. همه گویش‌های کردی نیز در پروسه‌ای در حال حرکتی متوازن رو به جلو هستند و لکی نیز با جوانان پرشورش در حال تلاش و تکاپوست. حال آینده‌ی ادبیات لکی در دوران معاصر به سمت کدام افق‌ها در حرکت است؟
ببینید دوست من! اگر بخواهیم منصفانه و به قول خود شما بر اساس مستندات قضاوت کنیم، ما چیزی به نام زبان گورانی نداریم. و این یک برداشت کاملاً اشتباه از زبان است. نظر شخص من این است که گوران ایل بزرگی است که طرز صحبت آن‌ها از زبان لکی نشئت گرفته و اصلاً گوران‌ها لک زبان هستند! همان‌طوری که طرز حرف زدن مردم سنجابی نیز از این دست می‌باشد و چون هر دو ایل بزرگ و ریشه‌دار در حدوسط کُرد زبان‌ها قرار گرفته‌اند، تغییراتی در زبان آن‌ها به‌وجود آمده است. گویشوران گورانی را می‌توان به (مثلاً) گویشوران جلالوند و یا هرسینی که هرکدام تحت تاثیر عوامل پیرامون خود لکی را به شیوه‌ی خاصی گپ می‌زنند مقایسه کرد.
ادبیات لکی و به ویژه داده‌های شعر لکی در عصر حاضر راه خود را پیدا کرده است و می‌رود که مخاطبین خود را با هویت و اندیشه‌های انسانی و ارزشمند خود آشنا و سیراب نماید. امروزه جوانان و به‌طور کلی مردم لک در هر چهار استان کرمانشاه، ایلام، لرستان و همدان و حتا قزوین متوجه شده‌اند با بچه‌های‌شان بر خلاف گذشته‌ها با زبان مادری خود صحبت کنند و یاد گرفته‌اند درباره‌ی هویت واقعی خود فکر و جر و بحث کنند و بدان اهمیت فراوان بدهند و این‌ها به دست نیامده مگر با قدرت شعر لکی در عصر حاضر و از آن‌جایی که همه‌ی شعرای لک زبان از انسجام و اتحادی مشترک برخوردارند، در خلق آثارشان موفق عمل کرده‌اند. البته اشکالات و ایرادهایی هم وجود دارد که فرصت پرداختن به آن‌ها در این‌جا را نداریم.


*نیاز شعر و فرهنگ لکی امروز را بیش‌تر چه چیزی می‌دانید؟ در کدام زمینه‌ها باید بیش‌تر و دقیق‌تر کار شود؟
متاسفانه مقوله‌ی شعر و تا حدودی ادبیات به زبان لکی همه ما را سرگرم و مشغول خود کرده است در حالی که کسی در دیگر حوزه‌های هنرهای هفت‌گانه‌ی بشری فعالیت نمی‌کند و قدمی برنمی‌دارد و این نقصان بسیار بزرگی است و صدمات و لطمات جبران‌ناپذیری بر فرهنگ و هنر این عصر ما باقی خواهد گذاشت.
امید آن می‌رود با به میدان آمدن جوانان نخبه‌ این نقیصه بر طرف شود و نه تنها ادبیات بلکه دیگر هنرهای موجود نیز مدنظر قرار گیرد و با کار تخصصی در دیگر حوزه‌ها این مردم با هویت واقعی خود آشنا شوند و در همه‌ی زمینه‌های هنری و ادبی تا مرز رسیدن به جامعه‌ای پیش‌رفته تلاش کنیم. امروز باید شعر و فرهنگ لکی را نیز همانند شعر و فرهنگ کشور در بسیاری زمینه‌ها ضعیف و درعین حال نیازمند ذکر کرد. باید بگویم ما در کلیه زمینه‌ها ضعف فراوان داریم. در زمینه سینما، تئاتر، موسیقی و به‌طور کلی هنرهای هفتگانه ضعف فراوان داریم و بی توجه هستیم و نیازمند آن هستیم در همه این زمینه‌ها به صورت اصولی فعالیت کنیم تا فرهنگ جامعه ارتقا یابد و جهل و نادانی و عقب ماندگی برطرف شود.
*در پایان این مصاحبه، درباره‌ی آثار منتشر شده‌ی خودتان و کتاب هایی که اکنون روی آن‌ها کار می‌کنید یا آماده‌ی چاپ شده‌اند، برای مخاطبان صدای آزادی صحبت نمایید؟
تا کنون 5 عنوان کتاب از این‌جانب به چاپ رسیده است. «مرثیه‌ای برای تو» و «گورستان یخ‌زده» دو مجموعه‌ی قصه و سپس دیوان شعر «خریوه» به زبان لکی و افسانه‌های لکی و هم‌چنین این اواخر «دیوان لک امیر» که شعر لکی است از آثار چاپ شده‌ی این‌جانب به صورت کتاب بوده و کتاب «پاچال آیلکانه لکی» افسانه‌های کهن مخصوص کودکان، جلد دوم افسانه‌های لکی و برگردان رباعیات خیام به زبان لکی نیز آماده‌ی چاپ می‌باشند. روی چند اثر تاریخی هم مشغول تحقیق و کار هستم که اگر بتوانم به نتیجه برسانم. یک رمان بلند را نیز سالیان سال است که در دست تالیف دارم.      منبع: شماره‌ی523 صدای آزادی

*چاپ شده در سیمره450(20 اردی‌بهشت 97)

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004