شما اینجا هستید: خانهگفت‌و‌گودرگفت‌وگو با برادران فرهمند مطرح شد؛ضرورت نوآوری درفرهنگ وهنر عاشورایی

درگفت‌وگو با برادران فرهمند مطرح شد؛ضرورت نوآوری درفرهنگ وهنر عاشورایی

شنبه, 28 مهر 1397 ساعت 13:03 شناسه خبر: 3946 1 نظر
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
seymare seymare

اشاره: یک تَن شکوهِ رزمِ تو را شایگان نگفت         

 شایسته‌ی تو آن‌چه که بایست، آن نگفت!
هرکس که رفت بر سرِ منبر به نام تو            
 جز ناله‌های العطشت، داستان نگفت!
تا اشکِ خلق را به در آرَد ز چشمِ خشک         
جز مَشکِ آن سوارِ اَبَرقهرمان، نگفت!



محرم امسال هم مثل سال‌های گذشته تورهای گردشگری زیادی برای دیدن آیین‌های عزاداری سنتی استان‌های مختلف برگزار شد. فقط صدتوریست اسپانیایی سال گذشته برای دیدن آیین‌های عاشورایی وارد ایران شدند.
آیین‌های سنتی زیبایی که بعضی از آن‌ها با وجود قدمت چندهزار ساله هنوز برای خیلی از مردم ایران ناشناخته مانده‌اند.
بازنمایی عاشورا در فرهنگ و هنر بومی این امکان را ایجاد می‌کند تا در کنار تنوع، جذابیت و حفظ آیین های سنتی بستری برای رونق گردشگری فراهم کرده و از قدرت آن تریبونی برای تبلیغ و معرفی فرهنگ و باورهای دینی و ملی سرزمینمان به مردم دنیا ایجاد کنیم. از طرف دیگر هم می شود از این فرصت امکانی برای رونق گردشگری و کارآفرینی ساخت و به واقع با یک تیر دو هدف زد.
افسوس این‌که چرا استانی مانند هرمزگان با به کار بردن دمامه، ساز محلی خودشان در مراسم عزاداری عاشورا هر ساله تورهای گردشگری زیادی را جذب می‌کند اما لرستان به جای استفاده از سرنا و دهل که شاخصه‌ی فرهنگ کهن این سرزمین است و قابلیت استفاده در مراسم و جمعیت‌های بزرگ را دارد چشمشان به تهرانی‌هاست که ببینند چکار می‌کنند و همان را کپی‌برداری کرده، در دسته‌های زنجیر زنی و مراسم‌های عزاداری تکرار کنند. کاری که شوربختانه خیلی از استان‌ها انجام داده‌اند و با وانهادن آیین‌ها و سازهای بومی خود، از سنج و طبل و فلوت و موسیقی‌های یکسان استفاده می‌کنند که مبادا چیزی از پایتخت نشین‌ها کم بیاورند.
درود بر مردم اشترینان که نگاهبان گنجینه‌های فرهنگیشان بودند و هنوز هم در شب‌های آغازین ماه محرم ساز و دهل عزا می‌نوازند و به سبک چمری مردم را برای برگزاری عزاداری جمع می‌کنند. آیینی که قدمتی تاریخی در فرهنگ لرستان دارد. چرا این کار در سطح گسترده‌تری از استان انجام نشود؟
مگر گل‌مالی و چهل منبر تنها آیین‌های عزاداری سنتی در لرستان است؟! چرا نباید همه‌ی ظرفیت‌ها و شاخصه‌های بومی و فرهنگی را برای معرفی استانمان به مردم دنیا به کار بگیریم؟!
به امید ایجاد تحول و جریانی نو در این مسیر به سراغ برادران فرهمند رفتم که با دیدن چند کلیپ از هنرنمایی آن‌ها در هیئت باب الحوائج امید به چنین تحولی در دلم پا گرفت.
آقای اسد فرهمند که دستی توانا در سرودن اشعار لری و لکی دارد با همراهی برادرش شهرام که به عنوان یک خواننده‌‌ی سنتی شناسای مردم لرستان است، دست به تغییری در نوع نگرش به واقعه‌ی عاشورا زدند و تصمیم دارند به جای مرثیه‌سرایی و عجز و لابه، حماسه‌سرای پهلوانان کربلا باشند که بی‌شک با روح دلاوری و حماسی مردم لرستان عجین‌تر است.
اگر چنین حرکت‌هایی مورد حمایت مردم و مسولیت قرار بگیرد و جسارت و انگیزه‌ی این کار به مردم داده شود که موسیقی و سازهای محلی و دیگر آیین‌های سنتی را جایگزین آیین‌های عاریتی که متعلق به فرهنگ ما نیست، کنند می‌توان امیدوار بود که در سال های آینده ظرفیت های بزرگ فرهنگی و دینی استانمان را برابر چشم هزاران گردشگر داخلی و خارجی به نمایش بگذاریم.
با این امید با ما پای گفت‌وگوی برادران فرهمند بنشینید.

*شاید برای خیلی‌ها که شما را می‌شناسند جالب باشد که چطور شد وارد این مسیر شدید؟
شهرام فرهمند: تقریبأ 23 سال ست کار هنری انجام می دهم. کارم را با بازیگری آغاز کردم و بعد وارد عرصه موسیقی شدم. ولی از بچگی عاشق امام حسین بودم و برای امام حسین می خواندم. ته صدایی هم اگر قبل از فیلم نامزدی داشتم به خاطر مداحی برای امام حسین بود. بعد از فیلم نامزدی به‌خاطر محبوبیت ترانه ای که توی فیلم خواندم آوردم به آواز و ردیف خوانی و موسیقی لری و در کنارش به خاطر ارادت زیادی که به امام حسین و ائمه اطهار و یاران با وفای ایشان داشتم سعی کردم هر ساله در هیئت باب الحوائج کیو یا جاهای دیگر بخوانم.

*چقدر ادبیات بومی عاشورایی لرستان را می‌شناسید؟ آیا تاریخچه‌ی مشخصی دارد؟
اسد فرهمند: ادبیات بومی عاشورایی چیزی‌ است مثل ادبیات شفاهی ما که وجود دارد اما نه تاریخ مشخصی برایش بیان شده و نه تحقیقی در این مورد صورت گرفته که بتوان زمان آغازینش را بیان کرد. ولی احتمالاً از همان زمان آل‌بویه که عزاداری برای امام حسین(ع) در ایران انجام شروع شد (شاید هم دیرتر در زمان صفویه) مردم لرستان هم به خاطر شیعه بودن و علاقه خاصی که به امام حسین داشتند از همان موقع در شعرهای عامیانه و بومی ادبیات عاشورا شکل گرفت.

*محبوب‌ترین نوحه‌های لری در بین مردم لرستان کدامند؟
اسد فرهمند: قطعاً هر نوحه‌خوانی وقتی که چند تا کار انجام می‌دهد چند تا از آثارش به قول معروف گل می‌کند و شناخته می‌شود، به خاطر شعر خوبشان، به خاطر صدای خوبشان، مردم می‌پسندند. مداحانی مثل حاج حبیب داریم که یک تاریخچه به حساب می‌آیند خیلی از افراد را داریم که سال‌هاست با عشق برای اهل بیت مداحی می‌کنند و معمولاً هیئت‌ها را به نام مداحان می‌شناسند.
اما اغلب نوحه‌هایی که محبوب می‌شوند حماسی‌تر هستند. با توجه به آن روح حماسی که در بین مردم لرستان هست معمولاً نوحه‌هایی که ریتم‌ خوبی دارند و سینه‌زن می‌تواند به پای آن نوحه محکم‌تر سینه بزند مردم علاقه‌ی بیش‌تری به آن‌ها نشان می‌دهند.
شهرام فرهمند: به نظر من هم همین‌طور است. محبوب‌ترین نوحه‌ها حماسی و ضربی هستند. لرستان، کردستان و خوزستان و غرب کشور با ریتم‌های تند میانه خوبی دارند و در عزاداری هم بیش‌تر نوحه می‌خواندند تا روضه. به‌خاطر این‌که با روضه کم‌‌تر آشنایی دارند و همین شاید یکی از دلیل‌های باشد که آگاهی کم‌تری نسبت به عاشورا و واقعه کربلا دارند. خوش‌بختانه گرچه خودم سواد عاشورایی چندانی ندارم اما پشتونه‌ام سواد برادرم حاج اسد است که فوق لیسانس دینی و معارف دارد و شاعر توانایی‌ست. من هم چون کارم موسیقی است سعی می‌کنم ریتم کار جوری از آب در بیاید که به هدف و آرمانمان در این کار نزدیک‌تر باشد. یعنی به جای غم و اندوه، بیش‌تر حماسی باشد مخالفم با نوحه‌هایی که در عجز و ناتوانی اهل بیت باشد. آن‌ها 72 نفر بودند در مقابل هزاران نفر، یعنی هر کدام از آن‌ها پهلوان بودند. از علی‌اکبر که جوانی 13 ساله بود تا پیرترینشان. سعی داریم سال‌های آینده در این زمینه کارهایی انجام بدهیم که با نوحه‌های دیگر متفاوت باشد. هر چند که قبلاً هم خوانده‌ام. آن نوحه‌ای که می‌گوید: « کسی نومه ماوتی وه سالار عشق، لش ای کربلا بوتی سر ای دمشق»، شعر استاد عزیز بیرانوند که ریتمش ریتم مارش است. ریتمی که فرشته‌ها بالای سر امام حسین(ع) رژه می‌روند به احترام این بزرگی و عظمت. به نظر من یک پهلوان، پهلوانی که تک و تنها در مقابل دشمنان جنگیده و تا پای جان ایستاده، نباید برایش فقط گریه کرد. باید با شور و افتخار حماسی خواند که مردم عشق کنند و از این بزرگی لذت ببرند و یاد بگیرند.
مرحوم حاج حبیب نیک‌نام عزیز و داریوش رحیمی بزرگ و آقای کرمی و قهرمانی کارهای خاطره انگیزی ساختند. آقای قهرمانی و حاج حبیب در دستگاه ماهور می‌خوانند و به زیبایی در این دستگاه نوحه را اجرا می‌کنند. من خودم نوحه عباس جوان داریوش رحیمی را همیشه دوست دارم. «عباس جوونم برار رشیدم کو؟ تنیا منمه هی رو هی رو». این نوحه را هیچ وقت فراموش نمی‌کنم. خیلی نوحه‌های دیگر هم دارد مثل «دُر دریای کرم، سر سردار حرم، اصل تقوا و وفا». چون داریوش رحیمی بزرگوار قبلاً موسیقی و خوانندگی کار کرده‌اند و بعد وارد مداحی شدند و در این کار ماندگار شدند، به‌ خاطر همین ریتم خوبی برای اشعار انتخاب می‌کنند. آقای کرم‌الهی هم با موسیقی آشناست. در دستگاه ماهور که ما همیشه شاد می‌خوانیم گوشه‌ای به اسم راک دارد که حماسی‌ست. حاج حبیب در گوشه راک «روز عاشورا است یا عید قربان است» را خوانده که روح حماسی در آن وجود دارد. اما این‌گونه کارها گذرا و کم‌رنگ است و باید پررنگ‌تر شود. همان‌طور که از رستم با یک ملودی و ریتم باشکوه در شاهنامه یاد می‌شود: «چنین گفت رستم به اسفندیار...». من نظرم این است که باید سبک خواندن و محتوای نوحه‌ها تغییر کند و از حالت عزاداری دربیاید و حماسه‌ی کار بیش‌تر از حزن آن باشد. من این کار را در آینده خواهم کرد اگر زنده باشم.

*شور و استقبال مردم از فرهنگ عاشورایی در گذشته پررنگ‌تر و گرم‌تر بود. چرا؟
اسد فرهمند: من معتقد هستم که شور و استقبال مردم از عاشورا هم‌چنان زیاد است. اصلاً امام حسین مربوط به یک دوره و حکومت خاصی نیست که بخواهد یک زمانی کم‌رنگ و یک زمانی پر رنگ شود. مراسم عزاداری امام حسین تا زمانی که عزاداریش مردمی‌ست قطعاً با شکوه برگزار خواهد شد. اما اگر رنگ و بوی خاصی غیر از امام حسین به آن داده شود حساسیت ایجاد شده و مردم استقبالشان کم‌تر خواهد شد.
شهرام فرهمند: به نظر من به‌خاطر دنیای الکترونیک و سرگرم شدن مردم در فضای مجازی و کم شدن رفت و آمدها سردی و کم‌رنگ شدن شور و حرارت مردم در همه چیز از جمله فرهنگ عاشورایی کم‌تر شده. البته  فشارهای اقتصادی هم بی‌تاثیر نبوده. مردم شاید حوصله ندارند نه این که اعتقادشان را از دست داده‌اند. هر چند که می‌گوید اگر فقر از در وارد شود ایمان از پنجره بیرون می‌رود. مردم اگر داشته باشند، بی‌شک برای امام حسین خرج خواهند کرد.
از طرف دیگر چون عزاداری‌ها پولی شده، روی خلوص کار تاثیر گذاشت و کم‌تر مداحی دیگر توان برانگیختن احساسات مردم را دارد. بعضی از آن‌ها هفتاد- هشتاد نفر را جمع می‌کنند که همراهشان جلوی سن به سر و صورتشان بزنند و در خواندن همراهیشان کنند. در آخر هم از آن پولی که به آن‌ها می‌دهند سهم این افراد را می‌دهند. مثل یک گروه موسیقی. یا دو نفر روی سن می‌روند یکی نوحه می‌خواند و یکی دیگر در پس‌زمینه ی صدایش با حسین، حسین گفتن به کارش ریتم می‌دهد. یک حالتی مثل تکنو. که من با این‌جور کارها مخالفم. نه عزاداری‌ست نه حماسی.

*احساس می‌شود تکراری بودن نوحه‌ها و نبودن نوآوری و تنوع در اشعار باعث شده دیگر نوحه‌های نخ‌نمای گذشته توان تحریک هیجانات مردم را نداشته باشد. آیا ادبیات بومی ما در زمینه‌ی اشعار عاشورایی فقیر است یا مداحان ما به علت ناآگاهی سراغ کارهای جدید و ناب نمی‌روند؟
شهرام فرهمند: نه این‌که ندایم ولی خیلی کم است. به خاطر این‌که اغلب کارها شده میکس و مسترینگ صدا و شاعرها هم همکاری نمی‌کنند که نوحه‌های خوب بنویسند و باز هم بر می‌گردد به مشغله و فشارهای اقتصادی هنرمندان. باید به آ‌ن‌ها روحیه داد تا بتوانند این کارها را انجام دهند. مداح چطور می‌تواند یک آهنگ و ریتم خوب بسازد ولی زیر بنای کار که شعر است قوی و چشم‌گیر نباشد؟! دلیل دیگر ناآگاهی از موسیقی است بیش‌تر مداحان موسیقی را نمی‌شناسند و معمولاً آهنگی را انتخاب می‌کنند و شعری رویش می‌گذارند و می‌خوانند. این بدترین لطمه است و بدترین چیزی است که من دیده‌ام.
اسد فرهمند: ببینید عاشورا یک واقعه‌ی تاریخی است که اتفاق افتاده و هر سال افراد بسیاری در مورد آن نوحه می‌گویند. از نظر روایاتی یک داستان است که طی چند ماه اتفاق افتاده، از زمان حرکت امام حسین(ع) از مدینه تا زمان شهادتش در کربلا و بعد اسارت حضرت زینب و اهل بیت و رسیدن به شام و افشاگری امام سجاد در مسجد شام. کل ماجرا طی چند ماه اتفاق می‌افتد. از لحاظ تاریخی عاشورا همین است ولی از لحاظ فرهنگی عاشورا خیلی وسیع است. هر سال می‌توانیم یک تعبیر خاصی از عاشورا داشته باشیم. این‌که می‌گویند کل یوم عاشورا، کل ارض کربلا، این خیلی معنا دارد. ما می‌توانیم هر سال برای عاشورا نوحه خلق کنیم، حالا نه این‌که فقط نوحه خلق کنیم نوحه به معنای حزن و اندوه است خلق شعر کنیم، خلق ادبیات کنیم. تکراری بودن عیب نیست، ممکن است نوحه‌ای خوب باشد و سال‌ها خوانده شود و مردم هم از آن لذت ببرند و این هم خودش یک بحث است ولی نوحه‌ای که کلیشه‌ای و دم دستی باشد قطعاً همان سال اول هم که خوانده می‌شود کسی از آن استقبال نخواهد کرد. با توجه به این‌که دنیا هر روزه در حال پیش‌رفت است مردم به دنبال چیزهای تازه هستند. ورود افراد غیرمتخصص در عرصه‌ی مرثیه‌سرایی و مدیحه‌سرایی باعث شده هر کس از زاویه دید خودش نگاه کند. یعنی محتوای خیلی از نوحه‌ها برمی‌گردد به میزان اطلاعاتی که شاعر یا نویسنده یا مداح از عاشورا دارد. هر چقدر عمق اطلاعاتش بیش‌تر باشد قطعاً نوحه‌های پرمحتوا و پرمغزی به مردم تحویل داده می‌شود و هر چقدر اطلاعاتش از عاشورا کم‌تر باشد و قدرت تحلیل و تفسیر عاشورا را کم‌تر داشته باشد قطعاً در تولید نوحه‌هایی که به روز باشد ضعف دارند.

*آیا ادبیات بومی از نظر شاعران عاشورایی فقیر است یا مداحان ما به علت ناآگاهی سراغ آثار جدید و ناب نمی‌روند؟
اسد فرهمند: باز بر می‌گردیم به سوال قبل. یعنی ورود افراد غیرمتخصص و نداشتن سواد عاشورایی. در کنار این‌که ما اطلاعات تاریخی داشته باشیم، اطلاعات مذهبی داشته باشیم باید اطلاعات ادبی هم داشته باشیم که بتوانیم یک کلام فرهنگی تولید کنیم که مخاطب بتواند آن را درک کند.
از طرف دیگر ما فقط عادت کرده‌ایم به مرثیه‌سرایی. به شجاعت، دلاوری، مدیریت، سیاست و تدبیر و برنامه‌ریزی امام حسین(ع) برای قیام انقلابی‌اش اصلاً نگاه نمی‌کنیم. ما فقط چسبیده‌‌ایم به این‌که در عاشورا آب نبود. یعنی چه علی اکبر نرو، علی اکبر نرو؟! اصلاً امام حسین نیامد بگوید علی اکبر نرو. امام حسین اتفاقا گفت علی اکبر برو. تا جهان تو را ببیند تا تاریخ تو را ببیند. این نگاه مرثیه‌سرایی ما باعث شده که امام حسین را در حالت ضعف نشان دهیم. در یک حالتی که به قول معروف امام حسین را مرثیه کرده‌اند. امام حسین برای تشنگی نجنگید. مگر امام حسین چند روز تشنه بود؟ چند روز به آب دست‌رسی نداشتند؟! تا جایی که ما می‌دانیم فقط دو روز یا یک روز آخر بوده. حالا کل محتوا به این سمت حرکت کرده. مخاطب عام هم چون مطالعه ندارد همین محتوای نوحه‌ها به صورت ریتمیک در ذهنش می‌ماند. به نظر من باید این قضیه مدیریت بشود. یعنی ما اتاق فکری برای تولید نوحه داشته باشیم. بعضی از افراد هستند که به صورت جدی در عرصه‌ی مداحی دارند کار می‌کنند و نه تنها مفید نیستند بلکه مضر هم هستند. افکارشان، حرکتشان و نوحه‌هایشان تخریبی برای عاشورا ست. کافی ست هر کدام از این‌ها یک کلمه فقط یک کلمه‌ی اشتباه سالانه به واقعیت عاشورا اضافه کنند، چه فاجعه‌ای به بار می‌آید. پاک کردن این‌ها چقدر طول می‌کشد؟ اصلاً امکان‌پذیر هست یا نه؟
متأسفانه یکی از چیزهایی که خیلی خیلی جایش خالی است و هرگز به آن پرداخته نشده، آسیب‌شناسی محتوای نوحه‌هاست. وقتی بحث شعر می‌شود موضوع متفاوت است ولی وقتی بحث نوحه می‌شود، چون مخاطب عام است و شما دارید برای مردم تولید نوحه می‌کنید، تولید محتوا می‌کنید این محتوا می‌تواند خیلی عامیانه‌تر و ساده‌تر باشد. اما چه مفاهیمی، چه موضوعاتی و چه چیزی گفته شود؟ نحوه‌ی بیان هم خیلی مهم است و در کنار هم می‌تواند به کمال نوحه‌ها کمک کند.

*آیا مجموعه شعر یا منبعی هست که برای تولید نوحه‌های جدید که توان جذب مخاطبان امروزی را داشته باشد به مردم معرفی کنید؟
شهرام فرهمند: بله مجموعه کتاب‌ها و نوحه‌هایی وجود دارد که اغلب خوانده شده و بعد کتاب شده‌اند و دوباره خواندنشان فایده ندارد. متاسفانه یک مداح باید زحمت بکشد تا یک نوحه‌ی خوب پیدا کند، یا این‌که باید خودت مرثیه‌سرا باشی، شاعر باشی یا یکی مثل من که برادرم هست برایم می‌نویسد. البته خودم هم شاعر هستم ولی ترجیح می‌دهم از اشعار برادرم استفاده کنم که در این کار از من تواناتر است و آگاهی بیش‌تری دارد.
اسد فرهنمند: چند سال قبل کاری را سازمان تبلیغات انجام داد به عنوان چمری که با وجود این‌که خیلی از دوستان زحمت کشیدند ولی بنده خودم حتا مخالف اسمش هم بودم و مخالف محتوای اغلب نوحه‌ها، ولی بالاخره همین که اقدامی شد به نظرم کار خوبی ست. اما همین هم بعد از چند بار چاپ دیگر ادامه پیدا نکرد. با وجود کاستی‌هایی که داشت می‌بایست ادامه پیدا می‌کرد، باید حرکت می‌شد، باید سیاست‌هایی به کار گرفته می‌شد که افرادی هم که تمایل ندارند به سمت تولید هنری در این زمینه کشیده می‌شدند. اگر چنین اتاق فکری ایجاد شود در زمینه‌ی تولید نوحه‌هایی با محتوایی که مناسب مخاطب امروزی باشد می‌شود امیدوار بود ولی در شرایط کنونی بعید می‌دانم چنین اتفاقی بیافتد.

* شاید هرکس این جرئت را نداشته باشد که در حوزه‌ی موسیقی حرفه‌ای ادعای خوانندگی کند اما وقتی بحث مداحی می‌شود، همه خواننده‌اند. در چنین شرایطی که با یک بلبشو و بی‌نظمی در مداحی رو‌به‌رو هستیم چطور می‌شود کارهای حرفه‌ای و فاخر را به مردم معرفی کرد و به سمت تغییری که مد نظر شماست در ایجاد نوحه‌های حماسی رفت؟
شهرام فرهمند: مخاطب امروز دیگر مانند مخاطب گذشته نیست، درگذشته بدون بلندگو، بدون هیچ‌گونه سیستم صوتی خواننده می‌خواند و همه سینه می‌زدند اما الان جنگ سیستم است. شما ببینید هیئت‌‌ها و جایگاه‌هایی که سیستم خوبی دارند خواننده‌های آن‌ها بیش‌تر دیده می‌شوند. ولی سیستمی که صدای شما را خوب به گوش مردم نمی‌رساند کارتان هم هرچقد که قوی و نو باشد کم‌تر بخت دیده شدن دارد. البته ابزار تبلیغاتی هم نداریم. یعنی شما ببینید اگر کسی از شهرستان بیاید و بخواهد یک نوحه‌ی لری تصویری ببرد یکسری تصاویر از صدا و سیما هست که در فضای مجازی پخش شده که به درد بخور نیست. هیچ جایی، هیچ ارگانی نیامده چند تا مداح را جمع کند تا چند کار آبرومند ضبط کند و با نظارت وارد بازار کنند.
امروزه به خاطر هجمه‌ی موسیقی در بازار، آهنگ‌های سوزناک زیادی وجود دارد که خوراک اغلب مداحان شده. مثلاً یکی از مداحان هم استانی نوحه‌اش را روی ترانه‌ی فیلمی سوار کرده که سال‌ها ورد زبان مردم بود، که به نظرم استفاده نشود خیلی بهتر است. چون چنین آهنگ‌هایی کار خودش را کرده و دیگر تکرار یک اثر هرچقدر هم که قوی باشد کار درستی نیست و باید دنبال خلق آثار جدید بود. من خودم با تار و سه تار کارهایم را می‌سازم و سعی می‌کنم فضاها یا بختیاری باشد یا لری و لکی. مثل «ای برارم، سو سوارم ...». این ماهور است و فضایش پهلو به ترانه‌های لری نمی‌زند. ریتمی دارد که آدم ناخودآگاه با آن سینه می‌زند.
اسد فرهمند: ایجاد جاذبه‌های فرهنگی در عاشورا نیازمند رسانه است. البته چند سالی است که شبکه‌ی استانی و شبکه سراسری خیلی نگاه مثبتی به شیوه‌ی عزاداری مردم لرستان در عاشورا دارد و از خیلی از نقاط جهان برای دیدن این مراسم می‌آیند اما جا دارد باز هم روی این قضیه بیش‌تر کار کرد. از نظر زبانی هم تنوع داریم. گویش‌ها و لهجه‌های زیادی داریم که می‌تواند یک مشخصه باشند. مثلا گویش مردم بروجرد و گویش لری خرم‌آبادی، لری بالا‌‌گریوه و لکی با تمام زیر مجموعه‌هایش هم می‌توانند مشخصه‌ی فرهنگ لرستان باشند.
به نظرم سخت نیست که مثل آقای ایرج رحمانپور المان‌های فرهنگی و ادبیات بومی را نیز وارد کرد اما موضوع عاشورا یک موضوع خاص است چون امام حسین(ع) با وجود این‌که متعلق به همه‌ی بشریت است اما باید با احتیاط به این عرصه ورود کرد. چون عرصه‌ای نیست که بشود هر چیزی را وارد یا از آن خارج کرد.

* مداحی لرستان باید چه ویژگی‌ها و ساختار مشخصی داشته باشد تا هویت بومی و محلی خودش را حفظ کند و هرکس آن را شنید بداند متعلق به لرستان است؟
شهرام فرهمند: یه سری مداح‌ها نوحه‌های فارسی را با لهجه‌ی لری می‌خوانند. تنها لهجه برای ساخت هنر بومی کافی نیست. دستگاه و گوشه‌های موسیقی، سازهایی که انتخاب می‌شود و ویژگی‌های آوازی در کنار زبان و ادبیات اشعار اهمیت دارد. مثلا نوحه‌ی«زینب بی‌کس رو و خیمه تا نینی حسینت غلتو د خینه حوسینت غلتو د خینه » بر اساس این آهنگ خراسانی ساخته شده «هر جا که روم صاحب آن خانه تویی یا مولا دلوم تنگ اومده ...» و چند تا کار مشهور که از روی آهنگ‌های بندری ساخته شد. گرچه با استقبال رو به رو شدند اما از شاخصه‌های موسیقی بومی دور بودند. در فرهنگ عاشورایی لرستان گلمالی و چهل منبر را داریم که در کشور شناخته شده است ولی در مداحی تا الان نتوانسته‌ایم هویت بومیمان را به نمایش بگذاریم. استان‌های دیگر در حسینیه‌ها عزاداری می‌کنند اما در لرستان در خیابان‌ها. این ویژگی هم می‌تواند جنبه ی بومی داشته باشد که خوش‌بختانه تا الان حفظ شده.

*اغلب استان‌ها همه مثل تهرانی‌ها سنج و طبل و شیپور و سازهایی شبیه به هم استفاده می‌کنند. ولی بعضی استان‌ها هم مثل هرمزگان از سازهای محلی خودشان استفاده می‌کنند. آیا لرستان هم برای این‌که فرهنگ‌سازی کرده باشد و از این فرصت موقعیتی برای جاذبه‌های فرهنگی ایجاد کند نمی‌تواند از ابزارها موسیقی خاص خودش استفاده کند؟
شهرام فرهمند: لرستان هم می‌تواند مثل بندرعباس، مثل خراسان ساز و موسیقی محلی خودش را در هنر و آیین عاشورایی به کار بگیرد. ما سازهای مختص به خودمان داریم مثل سرنا و دهل که در مراسمات عزاداری هم استفاده شده ولی به‌خاطر این‌که استفاده از ساز را مکروه می‌دانستند کم‌تر جرئت و جسارت وارد کردن ساز و موسیقی محلی را داشتند و شاید همین باعث شد با استفاده‌ی تهرانی‌ها از سنج و دهل شهرهای دیگر هم به همین سازها رو بیاورند.
افرادی مثل من و امثال من که اهل موسیقی هستند باید کمک کنند ادارات مربوطه مثل صدا و سیما، ارشاد و حوزه‌ی هنری حامی ما برای وارد کردن موسیقی محلی در فرهنگ عاشورایی استان باشند وگرنه ما اهل فن و افراد با استعداد در این زمینه کم نداریم.
اسد فرهمند: اگر از نظر مدیریتی و اداری حمایت بشود شدنی است. متاسفانه ادارات فرهنگی کمیت را فدای کیفیت می‌کنند و بیش‌تر به دنبال بیلان کاری هستند تا این‌که بخواهند آن کیفیت مطلوب را پیگیری کنند. وگرنه ما هم مثل خیلی از نقاط ایران که هویت بومی خاص دارند در مراسم عزاداری عاشورا می‌توانیم از سرنا و دهل استفاده می‌کنیم. همان موسیقی چمرانه‌ای که در مراسم عزاداری محلی خودمان از آن استفاده کنیم. ریتم‌‌ها و مقام‌های عزاداری سنتی مثل خاصکم یا هوره‌ها و مویه‌ها که خاص مردم لرستان است می‌شود به کار برد و به غنی‌تر کردن فرهنگ عاشورایی کمک کرد.

*در مورد کارهای مشترکی که با هم در زمینه‌ی مداحی انجام دادید توضیح بدهید.
شهرام فرهمند: خوش‌بختانه حاج اسد، سواد عاشورایی خوبی دارد و اگر چیزی می‌نویسد با آگاهی کامل و مستندات می‌نویسد و اشعار لری و لکی را خوب کار می‌کند، هر کس هم شنید خوشش آمد. حالا شاید آن طور که باید به گوش مردم نرسیده باشند، به خاطر این‌که ما زیاد اهل سر و صدا و تبلیغات نیستیم.
اسد فرهمند: یکی از مهم‌ترین موضوعاتی که ما داریم روی آن کار می‌کنیم بحث خلق آثار حماسی به ویژه در زمینه‌ی مداحی ست. خلق و خوی ایرانی‌ها به ویژه مردم لرستان حماسی است. وجود شاهنامه و کتاب‌هایی مثل حمله حیدری روح حماسی را در ما اثبات می‌‌کند. من و آقا شهرام داریم تلاش می‌کنیم که سال‌های آینده‌ بانی یک تحول بشویم و به صورت جدی‌تری ریتم‌های ضربی و حماسی و موسیقی بومی را وارد عزاداری عاشورا کنیم. این خودش یک جریان است اگر اتفاق بیفتد.

*گفت‌و‌گو از: مریم نظری

*چاپ شده در سیمره 469 و 470 (21 و 26 مهرماه 97)

 

 

 

1 نظر

  • پیوند نظر  ئاگر (آتش)  حسنوند ئاگر (آتش) حسنوند چهارشنبه, 02 آبان 1397 ساعت 17:45

    زنده و پایدار باد این دو هنرمند ارجمند و فرهنگ دوست برادران فرهمند
    زنده و ماندگار باد هنرمندان و دوستداران فرهنگ و ادبیات لکی پایار بو لکستان زنده باد ایران

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004