شما اینجا هستید: خانهگفت‌و‌گوواپسین روزهای “دوشنبه”

واپسین روزهای “دوشنبه”

جمعه, 07 تیر 1392 ساعت 11:06 شناسه خبر: 51 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)

شاید حمل بر فضولی باشد ولی برای ما جالب است که چرا این‌جا سر گرم غذا پختن هستی؟ شما که برق ارزان دارید…

واپسین روزهای “دوشنبه” در حال سپری شدن است. هنوز استرس و شوک ناشی از زلزله‌‌‌ی دیشب از ذهنمان پاک نشده‌است. بدین روی تصمیم گرفتم با یکی از دوستان لحظات پایانی را غنیمت شمرده، از یکی دو مکان فرهنگی پایتخت تاجیکستان بازدید کنیم. در کوی رودکی در حال گشت و گذار بودیم، پیرزنی که مقابل در ورودی آپارتمانی آتشی با تکه‌های تخته چوب، بَر کرده بود، توجهمان را به خود جلب کرد. دیگی را روی آتش گذاشته بود. کمی آن طرف‌تر دو سینی بود یکی پر از تکه‌های گوشت و دیگری پر از حبوبات. این زن  ظاهراً در تدارک پختن آش بود.

کمی جلوتر رفتیم. سلام کردیم. پیرزن با خوش‌رویی که ویژه‌ی تاجیکی‌هاست پاسخ ما را داد: اَسلام. مرحمت! حس کنجکاوی‌مان به ما گفت که این زن یک زن معمولی نیست، و از”گونه‌ای” دیگر است. هم‌چنین پختن غذا داخل خیابان آن هم در یکی از محله‌های اعیان‌نشین شهر که محل رفت‌و‌آمد رهگذران بود، برای من خبرنگار جالب به نظر آمد. نمی‌دانم چه شد و چگونه با این پیرزن تاجیکی سر صحبت را باز کردیم. وقتی فهمید ایرانی هستیم خوشحال‌‌تر شد و با ما بیش‌تر هم‌کاری نمود. انگار یکی از بستگان گم شده‌ی خودش را پس از سالیان دراز یافته بود؛ آخر هرچه باشد تاجیکستان پاره‌ی جدا شده‌ی ایران است. چنان گرم گفت‌وگو بودیم که چیزی نمانده بود از پرواز تهران جابمانیم. سخنان نغز و شیرین این زن فرهیخته تاجیکی چنان بر دل می‌نشست که می‌ارزید ساعت‌ها پای صحبت‌‌هایش بنشینی و از اطلاعات و تجربه‌‌هایش بهره‌مند شوی. حدود ۴۵ دقیقه با او گفت‌گو کردیم. از ادبیات، تاریخ، فرهنگ و هنر حرف زدیم. با آرامش و صبر به پرسش‌های ما پاسخ داد؛ بی‌خیال مهمان‌ها و آش، اصلاً آش را فراموش کرد. وقتی به خود آمدیم. آتش به تلی از خاکستر بدل شده بود. او یک عاشق دل‌‌‌‌‌‌سوخته بود. نامش بحرالنسا بود. او از شاعران خوب دیار سامانیان بود. دارای مدرک فوق لیسانس اقتصاد از دانشگاه‌ ملی تاجیکستان است؛ علاوه بر این روزنامه‌نگار است و مدتی با مطبوعات تاجیکستان هم‌کاری داشته است. او هم‌‌ولایتی رودکی، پدر شعر فارسی، است. اهل پنجکی یا پنج رود است. همان جایی که شاعر “تیره چشم روشن دل” سمرقندی نشو و نما کرد. سه فرزند پسر دارد که هر کدام تحصیلات دانشگاهی دارند. یکی از پسرانش در رشته‌ی شرق‌شناسی درس خوانده و دیپلمات است. همین پسرش قرآن مجید، رباعیات خیام و آثار اقبال لاهوری را به زبان روسی به نظم درآورده‌است. هدف پسر بحرالنسا از به نظم در آوردن قرآن به زبان روسی آشنا کردن روس‌‌ها با عظمت قرآن بوده‌است.

بحرالنسا معلم خانگی است. یعنی کارش تعلیم سه تا فرزندش بوده که آن‌‌‌‌ها را به در جات عالی و دانشگاهی رسانده‌است. اهل مطالعه و کتاب‌خانه است. بحرالنسا می‌گوید اگر یک روز به کتاب‌خانه نرود مریض می‌شود. پسرانش او را به خاطر این کار شماتت می‌کنند. با اینترنت و رایانه میانه‌ی خوبی ندارد. می‌ترسد این‌ها وقتش را بگیرند و از کتاب‌ و کتاب‌خانه غافل شود.و…

آن‌‌‌چه در پی می‌آید حاصل گفت‌‌وگوی ما با اوست. او این مصاحبه را یک مصاحبه‌ی “سر دیگی” یا “کنار دیگی” خواند. چون داخل خیابان و در کنار دیگ آشپزی انجام شد.

 

شاید حمل بر فضولی باشد ولی برای ما جالب است که چرا این‌جا سر گرم غذا پختن هستی؟ شما که برق ارزان دارید…

-امروز مهمان دارم. چون تعطیل است. در تاجیکستان روزهای شنبه و یک‌شنبه تعطیل است. بنابراین اقوام به خانه یک‌دیگر می‌روند. می‌خواهم برایشان آش درست کنم. چون مزه‌ی غذای روی آتش با برق تفاوت دارد بنابراین تصمیم گرفتم با تکه‌های چوب غذای خوش‌مزه و لذیذی بپزم.

شغل‌تان چیست؟

- شاعر هستم مدتی هم روزنامه نگار.

شاعر؟

- بله

تحصیلات؟

-فوق لیسانس اقتصاد را در دانشگاه ملی تاجیکستان خوانده‌ام. استادانم مرا تشویق کردند تا در مقطع دکتری اقتصاد ادامه‌ی تحصیل بدهم اما چون به ادبیات علاقه‌مند بودم بنابراین از خیر اقتصاد گذشتم.

موضوع پایان‌‌نامه‌ات چیست؟

-جنبه‌های اقتصادی در آثار صدرالدین عینی.

صدرالدین عینی کیست؟ و اصلاً چرا این موضوع را برای پایان‌نامه‌ات برگزیدی؟

-بنیان‌گذار ادبیات و فرهنگ تاجیکستان است. او میان ادبیات پیش و پس از انقلاب اکتبر پیوند برقرار کرده‌است. او استاد و پدر ملت تاجیک است. به دلیل اهمیتش در تاریخ و فرهنگ تاجیک او را به این نام می‌شناسند. عینی برای رهایی و عقب ماندگی‌های فرهنگی و اقتصادی مردم تاجیکستان تلاش‌‌‌‌‌‌‌‌‌های بسیاری از خود نشان داد. عینی یک اقتصاددان هم هست؛ اگر آثارش را بخوانید متوجه این موضوع می‌شوید.

چه رابطه‌ای بین اقتصاد و ادبیات وجود دارد؟

- اقتصاد از جهت مادی انسان را تأمین می‌کند ولی ادبیات از جهت معنوی؛ البته این‌گونه نیست که اقتصاد فقط جنبه‌های مادی داشته باشد، بلکه جهت‌های معنوی نیز دارد ولی ما آن‌ها را درک نکرده‌ایم.

‌شاعران و نویسندگان مطرح معاصر تاجیک پس از صدرالدین عینی چه کسانی هستند؟

-می‌توان به استاد ابوالقاسم لاهوتی که یکی از یاران و همراهان استاد عینی بود، اشاره کرد. لاهوتی در راه پیش‌برد فرهنگ‌وهنر و ادب تاجیک تلاش‌های زیادی کرده‌است. سرود ملی ما، سروده‌ی اوست. او از جمله شاعران پیشروی بود که موضوعات انقلابی را از عرصه‌ی سیاست و اقتصاد بر می‌گرفت و در شعر تاجیکی وارد می‌کرد. مردم تاجیکستان هم قدر او را می‌دانند. تندیس بزرگ او را در کنار سالن آمفی تئاتری که به نام اوست حتماً دیده‌اید؟

ساتم الوغ‌زاده یکی دیگر از نویسندگان برجسته و پر کار تاجیکی است که در قلمرو داستان کوتاه، نمایش‌نامه و رسالات ادبی توانمند است‌. زبانش تازه و نغز است؛ آن‌چه گفته انگار برای امروز گفته است.

جلال اکرامی، رحیم جلیل، میرزا تورسون زاده، میرسعید میرشکر، بازار صابر، صفیه گل‌‌رخسار و…. از دیگر شاعران و نویسندگان مطرح تاجیک هستند. صفیه گل‌رخسار یکی از برجسته‌ترین شاعران زن تاجیکستان است که نام تاجیکستان را در سراسر دنیا معروف کرده‌است. هنر او از تازگی و عفت دخترانه و فروغ میهن‌پرستانه الهام گرفته است.

علاوه بر ابوالقاسم لاهوتی کرمانشاهی مردم تاجیکستان به کدام نویسنده یا شاعر ایرانی علاقه‌مند هستند و آثار آن‌ها را می‌خوانند؟

-نادر نادر پور

چرا اکثر مردم تاجیکستان نادرپور را دوست دارند و او را خیلی خوب می‌شناسند؟

-چون زبان نادرپور نرم و غزل‌هایش نمونه‌ی کامل ‌شعر غنایی است. علاوه بر این نادرپور شاعر تصویرگراست. او در اشعارش هم ظاهر را به تصویر می‌کشد و هم باطن را؛ البته هستند شاعرانی که فقط ظاهر را به تصویر می‌کشند. تخیلات نادرپور رومانتیک است.

من خودم به فروغ فرخ‌زاد، سیمین بهبهانی، شفیعی کدکنی و…. علاقه‌مندم و آثارشان را خوانده و لذت برده‌ام.

فروغ فرخ‌زاد را چگونه می‌بینید؟

-از وی خوشم می‌آید، چون جسارت شاعری بسیاری دارد. او شعر را اول برای خودش می‌‌‌سراید بعد برای مردم.

شفیعی کدکنی را نیز خیلی دوست دارم.[آهی می‌کشد و می‌گوید دلم پر است و می‌خندد...] شعری را از شفیعی خوانده‌ام که می‌گوید بنفشه می‌تواند از جایی به جای دیگر کوچ کند و خصوصیت آن‌جا را به خودش می‌گیرد این خیلی عالی است.

سیمین بهبهانی هم زبانی لطیف و صمیمی دارد مثل:

بر من منگر زان‌که به‌جز تلخی اندوه

در خاطر از آن چشم سیاه تو ندارم

اما از شاعران کلاسیک زبان فارسی کدام یک در تاجیکستان مورد اقبال هستند؟

-رودکی، چون پدر شعر فارسی است. او زبان فارسی را زنده کرد. فردوسی نیز هویت ما را زنده کرد. روح حماسی و دلیری را در ما جاری کرد. حافظ، سعدی و بیدل دهلوی و… از دیگر شاعران توانمند زبان فارسی هستند که در بین مردم تاجیک از جایگاه ویژه‌ای برخوردارند.

به بیدل اشاره کردید، چرا این شاعر سبک هندی در تاجیکستان و افغانستان ارج و ارز فراوانی دارد؟ به عبارتی دیگر همان اعتباری که حافظ در بین ایرانیان دارد بیدل نیز در تاجیکستان و افغانستان دارد؟

-چون دانشمند است. بیدل چیزی دارد که دیگر شاعران ندارند. با این‌که زبانش (مرکب) سخت است اما به‌خاطر مطرح کردن تمام مشکلات اجتماعی، فرهنگی و مناسبت‌‌های انسانی مورد توجه قرار گرفته است.

عذر می‌خواهیم که وقتتان را گرفتیم و سر پا خسته‌‌‌تان کردیم؛ برای رفع خستگی هم شده سروده‌ای از خودتان بخوانید.

-یک غزل عاشقانه می‌خوانم. چون زندگی خود یک غزل است. زندگی لحظه‌ای بیش نیست.

“لحظه‌های با تو بودن را شمردم

 لحظه‌های با تو بودن را سرودم

عمرم از صد رؤیا چون لحظه بگذشت

لحظه‌هایم از دلم چون لحظه بگذشت

ای که با تو بودنم از لحظه‌‌ای کم

ای که با تو ماندنم در لحظه‌ی جمع

لحظه‌ای یا زندگی را خواب دیدم

در حقیقت لحظه‌ای یا زنده بودم

‌موافق هستید از دنیای شعر و شاعری و ادبیات به دنیای روزنامه‌نگاری گریزی بزنیم؟

-بله.

‌آیا مطبوعات و رسانه‌های گروهی تاجیکستان در بیان عقاید و دیدگاه‌های خود آزاد هستند؟

-بله که آزادند! روزنامه نگار باید فکرش آزاد باشد. یعنی حتا احساسش آزاد باشد. فکرش تازه و تیز باشد. البته در جاهایی ممکن است محیط آزاد باشد اما درون روزنامه نگاری آزاد نباشد، این آزادی نیست. روزنامه‌نگاری که نتواند در پایان یک مقاله سیاسی و اجتماعی نظر و عقیده‌ی خود را ابراز کند، روزنامه نگار نیست. و آن جامعه جامعه‌ای آزاد نمی‌باشد.

‌شما برای کدام روزنامه مطلب می‌نوشتید؟

-برای روزنامه‌ی جمهوریت. ما گروهی بودیم که مشکلات را مطرح می‌کردیم. مثل امروز نبود که برخی روزنامه‌نگارها به مسایل پیش پا افتاده‌ای می‌پردازند که دردی را از جامعه دوا نمی‌کند. مثلاً فلان هنرمند چه می‌خورد، چه نوع لباسی می‌پوشد…..

‌در زمان شوروی سابق، وقتی تاجیکستان زیر سلطه‌ی کمونیست‌ها بود، آزادی بیش‌تر بود یا در حال حاضر؟

-البته یگان چیز مطلق نیست (همه چیز مطلق نیست) در زمان شوروی آزادی محدود بود. مثلاً ما نمی‌توانستیم در باره‌ی هویت ملی خود چیزی بنویسیم و یا بگوییم. نمی‌توانستیم در راستای هویت ملی خود بکوشیم و آن را احیا کنیم. اما امروزه چنین نیست ما آزاد هستیم و قدر این آزادی را می‌دانیم. زیرا آزادی از همه چیز واجب‌تر است؛ حتا از نان شب!

‌وضعیت اقتصادی آن زمان و این زمان را  چگونه می‌بینید؟

-‌در زمان شوروی وضع اقتصادی ما عالی بود. بی‌کار نداشتیم. منتها همان‌طور که گفتم آزادی به معنی واقعی کلمه نداشتیم. شکممان سیر بود. ولی با شکم گرسنه می‌شود زندگی کرد اما بدون آزادی زندگی جهنم می‌شود. چیزی را که نباید فراموش کرد این است که در زمان شوروی همه‌ی مردم را مجبور به تحصیل عالی می‌کردند. حدود ۹۵ درصد مردم تحصیلات عالیه دارند. تحصیل و دانشگاه رفتن هم از روی برنامه و طرح بود. پس از اتمام دوران دانشگاه فوراً استخدام می‌شدی. چون بین بازار کار و خروجی دانشگاه‌ها ارتباط بود. و ما را برای کار تربیت می‌کردند. اما اکنون این‌گونه نیست.

‌آیا روزنامه‌نگار زندانی در تاجیکستان هست؟

-من اطلاع ندارم.

‌چه توصیه‌ای به روزنامه نگاران جوان دارید؟

-روزنامه نگار باید برای آباد کردن کشورش بکوشد. ویران ساختن آسان است اما آباد کردن سخت است.

****

بیش‌‌تر از این نمی‌توانیم وقت بحرالنسا را بگیریم به ناچار باید او را بدرود گفت. او به سمت آتش می‌رود. دوباره آتش را برمی‌افروزد. کفگیر را داخل دیگ فرو کرده، آن را می‌گرداند. با خود می‌گوید:«شکم‌هایمان که با شعر و سخن سیر نمی‌شود. بهتر است ناهارمهمان‌ها را مهیا کنم.» اما ما می‌گویم:« سخن شما چنان نغز و دلرباست که آدم گرسنگی را فراموش می‌کند.»

می‌‌‌‌‌‌‌‌‌رویم تا وسایل‌مان را جمع کنیم و بار سفر را بربندیم و شهر دوشنبه را با تمام دل‌فریبی‌‌‌هایش بدرود بگوییم….

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004