شما اینجا هستید: خانهگفت‌و‌گویک‌تهیه کننده: کارهای بزرگ را به آدم‌های کوچک سپرده‌ایم!

یک‌تهیه کننده: کارهای بزرگ را به آدم‌های کوچک سپرده‌ایم!

شنبه, 19 بهمن 1392 ساعت 19:30 شناسه خبر: 545 1 نظر
این مورد را ارزیابی کنید
(2 رای‌ها)
علی امرایی علی امرایی سیمره

 اشاره: با فیلم داستانی «راه حسین» شروع کرد. موضوع این فیلم، ترور یک بسیجی به نام حسین بود. سال 58؛ همان زمان بود که قدم در مسیر پر فراز و نشیب فیلم‌سازی گذاشت. تا امروز این مسیر را ادامه داده است. می‌گوید فیلم باید برآیند نیازهای جامعه باشد. معتقد است رسانه باید به جامعه تلنگر بزند؛ تلنگر نارسایی‌ها و ناملایمات تا بشود نابه‌سامانی‌ها را اصلاح کرد. علی امرایی را همه می‌شناسند. سال‌هاست با رسانه، دردهای مردم و مشکلات این دیار را فریاد می‌زند.

شاه‌کارش، برنامه‌ی تلویزیونی «آخر هفته» بود؛ برنامه‌ای که به گفته‌ی امرایی، می‌خواست مردم خسته از جنگ را به سوی امید، شادی و اصلاح نارسایی‌ها هدایت کند. او دغدغه‌ی توسعه‌نیافتگی لرستان دارد. عوامل توسعه‌نیافتگی استان را نیز شرح می‌دهد. معتقد است برایش، هماره محبوبیت مهم‌تر از شهرت بوده است. خود را در کنار مردم محروم می‌داند و به نظرش، همین کافی است. گفت‌وگویی با علی امرایی ترتیب داده‌ایم که می‌خوانید: 
ـ کار رسانه را چه زمانی شروع کردید؟
به‌طور جدی کار رسانه‌ای را در سال 58 با ساخت فیلم کوتاه و داستانی «راه حسین» شروع کردم و همان سال به‌عنوان مسئول کمیته‌ی فرهنگی جهاد شهرستان کوهدشت منصوب شدم. فضا، فضای انقلاب و شور انقلابی در کشور حاکم بود و رادیو  تلویزیون نیز برآیند همین فضا بود.
من نیز متناسب با مسئولیتی که داشتم کار تلویزیونی را شروع کردم و سال 60 نیز به‌عنوان فیلم‌بردار جبهه راهی میدان دفاع شده و برای کانال‌های تلویزیونی یک و دو سیما فیلم می‌ساختم؛ البته فیلم‌های مستند جنگ که صحنه‌های دفاع از میهن را نشان می‌داد.
ـ برنامه‌ی تلویزیونی یا رادیویی خاصی هم در آن دوران داشتید؟
سال 60 برنامه‌ی «ارتش 20 میلیونی» را کلید زدم که رویدادهای جبهه و گزارش‌های میدان جنگ را به اطلاع مردم می‌رسانیدم و البته عاشقانه این کار را انجام می‌دادم.
ـ چه خاطره‌ای از آن دوران دارید؟
سال 60 برادر 13 ساله‌ام شهید شد. شاید باورتان نشود که خودم شخصاً جسد برادرم را به لرستان آوردم و بعد خانواده‌ام را مطلع کردم. این رویداد، یکی از ماندگارترین خاطرات من در آن دوران است.
ـ وقتی برادرتان سعید، شهید شد، شما چند سال داشتید؟
متولد 1344 کوهدشت هستم؛ سال 60 که برادرم شهید شد، من 16 سال داشتم.
ـ دوران جنگ تمام شد و پس از آن فعالیت‌هایتان را چگونه ادامه دادید؟
از سال 67 تهیه‌کننده و کارگردان برنامه‌های کودک شدم و می‌خواستم آرمان‌های نظام را متناسب با فضای پس از جنگ، به کودکان انتقال دهم.
ـ می‌دانیم که دوران پس از جنگ جهانی دوم کشورهایی چون ژاپن تلاش کردند با ساخت هدفمند فیلم و کارتن، امید و هم‌بستگی اجتماعی را به جامعه برگردانند؛ آیا شما هم چنین اندیشه‌ای در ذهن داشتید؟
معتقدم تبعات جنگ تا سال‌ها تداوم خواهد شد؛ تبعاتی از قبیل افسردگی و پرخاشگری حاصل دوران جنگ است و من می‌خواستم پس از جنگ، فضای امید و شادی و البته فرهنگ کار و تلاش را در جامعه به‌ویژه در ذهن کودکان که آینده‌سازان مملکت بودند ترویج کنم.
ـ چه برنامه‌ای برای کودکان ساختید؟
برنامه‌ی «شکوفه‌های انقلاب» را آن‌گونه که گفتم متناسب با فضای پس از جنگ برای کودکان ساختم و در مجموع، از سال 67 تا 70 در حوزه‌ی برنامه‌سازی کودک کار می‌کردم.
ـ به‌جز کار کودک، کاری دیگری در این دوران ساختید؟
بله؛ ویژه‌برنامه‌هایی درباره‌ی خاطرات جنگ می‌ساختم و همان‌طور که گفتم انگیزه‌ام پاسخ‌گویی به نیازهای آن زمان مردم و البته ترویج فرهنگ شادی و امید در جامعه بود.
ـ پس از برنامه‌سازی کودک، چه کار کردید؟
از سال 70 تا 72 برنامه‌ی «سیمای خانواده» را ساختم و تلاش کردم مخاطبان بیش‌تری برای برنامه‌هایم ایجاد شود.
ـ هدف‌تان از ساخت برنامه‌ی سیمای خانواده چه بود؟
انگیزه‌ام همان پاسخ‌گویی به نیازهای رسانه‌ای مردم و البته تقویت امید در جامعه بود و می‌دانستم که برنامه‌ای با مخاطب خانواده، اثربخش‌تر خواهد بود.
ـ می‌رسیم به شاه‌کار شما، یعنی برنامه‌ی تلویزیونی "آخرهفته" که به باور خیلی‌ها، ماندگارترین طنز تلویزیونی لرستان است.
ابتدا این را بگویم که بنیان‌گذار طنز تلویزیونی در استان لرستان، من هستم. رویکردم نیز طنز تلخ بود. طنزی که هم سرگرم می‌کرد و هم بیان مشکلات و دردهای اجتماعی بود.
ـ چرا آخر هفته این همه مورد توجه مردم قرار گرفت؟
به‌خاطر این‌که، طنز آخر هفته، لودگی نبود؛ به‌خاطر این‌که، آخر هفته مشکلات مردم را بیان می‌کرد؛ به‌خاطر این‌که طنز باید برآیند دردهای اجتماعی باشد و آخر هفته، این‌گونه بود.
ـ یک طنز خوب به‌نظر شما چه ویژگی‌هایی دارد و اساساً طنز با لودگی چه تفاوتی دارد؟
طنز خوب یعنی طنز تلخ؛ طنزی که می‌خنداند و تلنگر می‌زند و می‌خواهد نابه‌سامانی‌ها را با زبان طنز بیان کند. ما لودگی هم داریم که نباید با طنز اشتباه گرفته شود.
در برنامه‌ی آخر هفته، تلاش می‌کردیم گویش‌های لرستان را از موضع برتر نشان دهیم نه این‌که گویش‌ها را به کاراکترهایی «هالومانند» پیوند بزنیم!
ـ آن‌گونه که متوجه شدم شما اعتقاد دارید طنز نباید به تسمخر قومیتی منجر شود؛ درست است؟
ببینید! طنزی که هدف آن تمسخر گویش‌هاست اساساً طنز نیست؛ بلکه نوعی لودگی برای خنداندن مخاطب است. در مورد گویش‌ها نیز گاهی دیده می‌شود فیلم‌سازان کشور می‌آیند مثلاً شخصیت‌های هالو را متعلق به قوم لر نشان می‌دهند که این، طنز نیست بلکه فقط و فقط لودگی و تمسخر دیگران است.
ـ یعنی شما قائل به پیوند گویش و منزلت اجتماعی کاراکترهای برنامه‌های طنز هستید؟
نظرم این است که ما لرها، افراد بزرگی داریم که می‌توانند با همان گویشی که صحبت می‌کنند آدم‌های بزرگی هم در جامعه باشند و ما باید نشان دهیم که گویش می‌تواند برای کاراکترهایی منتقد در برنامه‌هایی که می‌سازیم به‌کار رود نه الزاماً برای تمسخر قومیتی!
ـ در برنامه‌ی آخر هفته، دیالوگ می‌نوشتید یا بازیگران براساس بداهه، بازی می‌کردند؟
متن نمی‌نوشتیم و اصولاً سوژه‌ها را تهیه می‌کردیم و بازیگران‌مان، خلاقانه و مبتنی بر بداهه، نقش خود را بازی می‌کردند.
ـ با این توضیحات، بداهه‌پردازی، خلاقیت می‌خواهد که بازیگران شما از آن برخوردار بودند؟
بله؛ کاملاً درست است. ما افرادی چون چنگیزیان، چگنی و دیگران را در اختیار داشتیم، فضا را آزاد گذاشته بودیم تا خلاقیت‌ها خود را نشان دهد و اگر فضای خلاقیت در کار طنز وجود نداشته باشد نمی‌توان طنز تلخ و خلاقانه را خلق کرد. در این‌جا باید از زنده‌یاد حسن لطفی هم یاد کنیم و البته همسر ایشان که من با ایشان شروع کردم و همواره باید یادشان را گرامی داشت.
ـ یکی از طنزهایتان که خیلی هم هواخواه داشت «طنز بودجه» بود؛ نظرتان درباره‌اش چیست؟
طنز بودجه هم مصداق همان طنز تلخ است که می‌خواهد معضلات را نشان دهد و البته مخاطب را بخنداند. در واقع این نوع طنزها هدف‌شان هم خنداندن است و هم تلنگرزدن.
ـ آخر هفته که بسیار مورد پسند مردم بود از 72 تا 77 ادامه داشت و بعد تعطیل شد؛ چرا؟
وقتی مدیران جابه‌جا می‌شوند ممکن است برنامه‌ها هم تغییر کنند یا حتا تعطیل شوند. زمانی که آخر هفته را می‌ساختیم مدیر تلویزیون لرستان عزت‌الله چنگایی بود که باید از حمایت ایشان واقعاً سپاس‌گزاری کرد؛ وقتی مدیران سیما در آن مقطع تغییر کردند برنامه‌ی آخر هفته هم به خاطره‌ها پیوست.
ـ چرا به این راحتی، برنامه‌‌ای که این همه طرف‌دار دارد بدون توجه به نظر مردم، کرکره‌اش پایین کشیده می‌شود؟
متأسفانه عدم ثبات مدیریتی و سلیقه‌ای عمل کردن معضل نظام مدیریتی ماست. سلیقه‌ی مدیر است که حاکم می‌شود و طبیعی است که ممکن است سلیقه‌‌ی مدیر جدید با مدیرپیشین، از زمین تا آسمان تفاوت داشته باشد. تداوم یا عدم تداوم برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی نیز کاملاً تابع سلیقه‌ی مدیران مربوطه است. 
ـ شاید برخی تنگ‌نظری‌ها مخالف هرگونه انتقادکردن باشد؟
درست می‌گویید؛ البته کار رسانه بیان مشکلات و نیازها و مطالبات مردم است و فراموش نکنید که انتقاد کردن، پویایی نظام سیاسی و پویایی مردم را به‌دنبال دارد.
ـ برخی مدیران معتقدند رواج انتقاد باعث تضعیف پایه‌های نظام جمهوری اسلامی می‌شوید؛ نظرتان در این‌باره چیست؟
شک نکنید که تقویت فرهنگ نقد، حفظ نظام را تضمین می‌کند و دفاع واقعی از انقلاب با گسترش فضای نقد، شدنی است. بنابراین نباید از انتقاد هراسید و باید مدیران تلاش کنند ضعف‌ها و کاستی‌ها را از بین ببرند.
ـ علی امرایی در حوزه‌ی نقد فرهنگی هم کارهای فراوانی کرده است؛ مثلاً این‌که شهروندان وقتی چراغ راهنمای سرچهارراه سبز است نباید از خیابان عبور کنند؛ این‌گونه نقد را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
باور کنید مردم ما هنوز کاملاً به حقوق و تکالیف شهروندی آشنا نیستند و نیاز است در این زمینه، آموزش و فرهنگ‌سازی را جدی گرفت. وقتی مشکلی فرهنگی در حوزه‌ی رفتار شهروندی وجود دارد باید به آن انتقاد کرد و برای اصلاحش تلاش نمود. مگر می‌شود بدون شهروندانی که به حقوق و تکالیف خود به‌درستی آشنا باشند به توسعه‌‌ی لرستان فکر کرد؟! تا زمانی که شهروندانی مطالبه‌گر و کاملاً آشنا به حقوق و تکالیف شهروندی نداشته باشیم محال است لرستان به پیش‌رفت همه‌جانبه برسد.
ـ در این زمینه موفقیت‌هایی هم در اصلاح امور داشته‌اید؛ شنیدن‌شان از زبان خودتان، شنیدنی‌تر است.
اگر یادتان باشد زمانی قصابی‌های شهر خرم‌آباد لاشه‌های گوشت را خارج از مغازه آویزان می‌کردند که هم از نظر بهداشتی و هم از نظر تجاوز به پیاده‌رو و هم از نظر نمای شهری، بسیار نامناسب بود؛ برنامه‌های تلویزیونی که در این زمینه تهیه کردم باعث شد امروز می‌بینیم قصابی‌ها لاشه‌های گوشت را داخل مغازه و درون یخچال‌های استاندارد قرار می‌دهند که ناشی از همین کارهای رسانه‌ای که به سرانجام مطلوب رسیده است.
یک نمونه‌ی دیگر، وضعیت نامناسب بسیاری از مطب‌های شهر بود که آن هم سوژه‌ی برنامه‌های تلویزیونی من بود و الان شاهد هستیم که مطب‌ها وضعیت‌‌شان بسیار بهتر شده است. در مورد چراغ‌قرمز هم که به آن اشاره کردید، همین‌طور بوده است.
ـ شما که سال‌هاست در برنامه‌هایتان دغدغه‌ی پیش‌رفت لرستان را دارید، توسعه‌نیافتگی استان را معلول چه عواملی می‌دانید؟
دقت کنید! لرستان ثروتمندترین استان کشور است؛ عوامل توسعه از جمله آب، هوا، خاک و نیروی انسانی و حتا ذخایر معدنی غنی هم داریم اما چرا به توسعه نرسیده‌ایم؟ این را بدانید تا زمانی که مردم این دیار، به حقوق‌شان آگاهی نداشته باشند هرگز توسعه را به چشم نخواهیم دید.
ـ چه عوامل دیگری در عقب‌ماندگی لرستان مؤثر بوده‌اند؟
عوامل مهمی نقش دارد از جمله: 1ـ تنگ‌نظری. 2ـ عدم ثبات مدیریتی و این‌که آدم‌های کوتوله را در مسندهای مدیریتی استان قرار داده‌ایم و این‌را هم بگویم که در استان لرستان، آدم‌های کوتوله به‌راحتی می‌توانند مدیریت کنند و لرستان نوعی کارگاه آموزشی برای مدیران است؛ وقتی کارهای بزرگ به آدم‌های کوچک سپرده می‌شود انتظار نداشته باشید به توسعه‌يافتگی برسیم.
ـ شاید هم مصداق همان سخنی شده‌ایم بر قانع بودن لرها تأکید می‌کند!
من، این جمله را که لرها مردمی قانع هستند نوعی توهین به قوم لر می‌دانم. مردم باید اطلاعات کافی در اختیار داشته باشند؛ باید به حقوق‌شان آگاه باشند؛ باید به‌طور پیوسته حقوق شهروندی را آموزش بدهیم و باید به‌طور صریح و بی‌پرده از نابه‌سامانی‌ها انتقاد کرد.
ـ وقتی می‌گویید بی‌پرده باید از مشکلات سخن گفت و از نابه‌سامانی‌ها و طبعاً عمل‌کرد مدیران انتقاد کرد لازمه‌اش استقلال رسانه است؛ درست است؟
بله؛ کاملاً درست است؛ وقتی رسانه‌ای چه نوشتاری و چه دیداری، از نظر مالی وابسته به دولت می‌شود طبیعی است که استقلال کاری خودش را از دست می‌دهد و چشم خود را بر مشکلات مردم می‌بندد. رسانه‌ها از جمله مطبوعات استان نباید وابسته به هیچ نهاد دولتی باشند و باید تنها و تنها همراه مردم باشند و عمل‌کرد مدیران را ارزیابی کنند.
ـ به‌نظر شما برای رسیدن به توسعه‌ی شهری، کار فرهنگی اولویت دارد یا برنامه‌های اجبارآمیز؟
بد نیست یک نمونه بیاورم تا پاسخ شما به‌درستی داده شود؛ در شهر خودمان خرم‌آباد، نصب سرعت‌گیرها روز به روز بیش‌تر می‌شود و به نظرم شهری که سرعت‌گیرهای فراوانی دارد حتماً مشکلات فرهنگی هم دارد؛ چرا که سرعت‌گیر واقعی باید در ذهن آدم‌ها نصب شود؛ رانندگان باید بدانند کجا سرعت‌شان را طبق قوانین راهنمایی و رانندگانی کاهش دهند و اگر این‌گونه شود دیگر، نیازی نیست این همه سرعت‌گیر در شهر نصب شود! پس، وقتی چنین مشکلاتی از نظر فرهنگی داریم اقدامات اجبارآمیز از قبیل نصب سرعت‌گیر به‌طور حتم، نتیجه‌بخش نخواهد بود.
ـ آیا رسانه‌های استان به رسالت خویش آن‌گونه که مدنظر شماست عمل کرده‌اند؟
هیچ‌گاه عمل نکرده‌اند! اگر عمل می‌کردند لرستان مثل اصفهان به استانی برخوردار تبدیل شده بود. وقتی به توسعه نرسیده‌ایم خود، گواه آن است که رسانه‌های لرستان به رسالت حقیقی خویش عمل نکرده‌اند؛ برای نمونه، برنامه‌ی 90 که از شبکه‌ی سوم سیما پخش می‌شود توانسته است فضای فوتبال را به طرف فضایی سالم‌تر رهنمون کند؛ زیرا همه‌ می‌دانند زیر تیغ نقد این برنامه هستند و تلاش می‌کنند وظایف خود را به‌خوبی انجام دهند.
اساساً وابستگی رسانه‌های استان به‌ویژه مطبوعات به دستگاه‌های اداری به مثابه‌ی نوعی سم مهلک و کشنده است.
ـ چرا رسانه‌های ما نسبت به ماهواره مخاطب کم‌تری دارند؟
به‌خاطر این‌که ما به تحقیق و پژوهش در برنامه‌سازی اهمیت نمی‌دهیم؛ یعنی برای فکر کردن، هزینه نمی‌دهیم. عادت کرده‌ایم همیشه ابتدا کار را انجام می‌دهیم بعد درباره‌اش فکر می‌کنیم! ما در صدا و سیما هم همین‌‌طور اهمیتی به برنامه‌سازی براساس تحقیق و پژوهش نمی‌دهیم و برنامه‌ها بیش‌تر برآیند سلایق‌اند تا این‌که برآیند تحقیق و پژوهش باشند.
ـ پخش موسیقی در سیمای افلاک تا چه حد آزاد است؟
سیمای افلاک محدودیت‌های خاص خود را دارد؛ برای نمونه ممکن است یک آلبوم از یک خواننده از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز گرفته باشد اما وقتی در سیمای افلاک مطرح می‌شود فقط دو یا سه آهنگ این آلبوم اجازه‌ی پخش پیدا می‌کند. در مورد مرحوم استاد سقایی نیز همین مشکل را داریم. شاید چندین آهنگ از سقایی در قالب آلبوم وجود داشته باشد اما سیمای افلاک فقط اجازه‌ی پخش دو سه آهنگ از ایشان را داده است.
ـ پس چه‌طور بسیاری از آهنگ‌ها از دیگر شبکه‌های تلویزیونی مانند شبکه‌ی "شما" به‌راحتی پخش می‌شود؟
ببینید! ما این مشکل را داریم که سیاست‌های صدا و سیما در زمینه‌هایی مانند موسیقی، یک بام و دو هواست! مثلاً آن‌گونه که گفتید برخی آهنگ‌ها در شبکه‌ی شما پخش می‌شود ولی همان آهنگ‌ها در شبکه‌ی افلاک لرستان اجازه‌ی پخش نمی‌گیرد! ما هم از این سیاست یک بام و دو هوای صدا و سیما ناراضی‌ایم. بالاخره قانون باید برای همه‌ یک‌سان باشد که در حال حاضر و در همین زمینه‌ی پخش موسیقی که اشاره کردید، یک‌سان نیست.
ـ شما تجربه‌ی عضویت در شورای شهر خرم‌آباد را هم دارید تا چه حد توانستید در رفع مشکلات شهر موفق باشید؟
این را بگویم که ما شورای شهرداری داریم نه شورای شهر! فکر می‌کنیم شورا فقط وظیفه‌اش مربوط به نهاد شهرداری است و بس. در صورتی‌که شورای شهر باید به دیگر امور شهر در زمینه‌های گوناگون اجتماعی و فرهنگی بپردازد که متأسفانه این‌طور نیست. من همیشه گفته‌ام که امکانات شهر باید متناسب به جمعیت در همه‌ی شهر توزیع شود نه این‌که امکانات فقط در مرکز شهر وجود داشته باشد.
مثلاً زمانی پمپ‌های بنزین فقط در خیابان شریعتی خرم‌آباد قرار داشت که با تلاش‌های فرهنگی و رسانه‌ای که انجام دادیم توانستیم به وضعیتی برسیم که الان می‌بینید در اغلب نقاط شهر پمپ‌بنزین داریم یا شیوه‌ی توزیع داروخانه‌ها نیز که در گذشته منحصر به مرکز شهر بود در حال حاضر، در نقاط مختلف شهر توزیع شده است که هم نتیجه‌ی کار فرهنگی و رسانه‌ای و هم برآیند مدیریت شهری است.
ـ زمانی که عضو شورای شهر خرم‌آباد بودید به‌طور مشخص چه فعالیت‌هایی انجام دادید؟
مسئولیت کمیسیون اجتماعی شورای شهر با من بود. اسم‌گذاری محله‌ها و خیابان‌ها برایم خیلی مهم بود. به‌نظرم اسم باید به‌گونه‌ای انتخاب شود که ماندگار و فرازمانی باشد؛ یعنی مختص به یک‌زمان و مکان خاص نباشد و به همین سبب مثلاً اسم فازیک کیو را به شیوه‌ای انتخاب کردیم که ویژگی فرازمانی و ماندگاری دارد. یا مثلاً اسم محله‌ی گلدشت به‌گونه‌ای است که مختص به یک‌زمان و مکان خاص نیست و از طرفی، اسم‌ها باید زیبا و بامسمی باشند نه این‌که پلیدی و پدیده‌های منفی را در ذهن مردم تداعی کنند.
ـ تا چه حد نقش شوراها در توسعه‌ی شهر را قبول دارید؟
شورا برآیند رأی مردم است و البته ما باید در انتخاب‌های‌مان ملاک شایستگی را مدنظر داشته باشیم نه خویشاوندگرایی یا طایفه‌گرایی را. این‌را هم بدانید که ما باید تمرین دمکراسی را جدی بگیریم و مرحله به مرحله پیش برویم. انتظار نداشته باشید یک‌شبه، به همه چیز برسیم. شورا هم تمرین دمکراسی است و آن‌گونه که گفتم باید در کنار مکانیزم شورا، آموزش شهروندی و فرهنگ‌سازی را جدی گرفت.
ـ به نظرتان چرا مشکلات این دیار، به‌طور اساسی برطرف نمی‌شود؟
معتقدم باید برای فکر کردن، تحقیق‌کردن و پژوهش سرمایه‌گذاری کرده که در این‌جا این مسئله به حاشیه رانده شده است. دستگاه‌های اداری ما اتاق فکر ندارند؛ آدم‌های کوچک کارهای بزرگ را مدیریت می‌کنند؛ چه‌طور کشور ژاپن که هیچ منابع طبیعی مانند منابع طبیعی ما هم ندارد دنیا را گرفته است؟ آن‌ها روی فکر کردن و تحقیق، سرمایه‌گذاری می‌کنند اما ما اول کار می‌کنیم بعد شروع به تحقیق و فکر کردن درباره‌ی درست یا نادرست بودن کار انجام شده می‌کنیم!
ـ بازگردیم به همان حوزه‌ی تخصصی‌تان؛ شما برنامه‌ی بازتاب را هم روی آنتن برده‌اید؛ چرا بازتاب ساخته شد؟
انگیزه‌ام فقط در کنار مردم بودن است؛ می‌خواهم دردهای استان را بیان کنم؛ می‌خواهم بازتاب مشکلات دیارمان باشم. بازتاب به مسئولان تلنگر می‌زند. من اساساً براساس نیازهای اجتماعی برنامه‌ می‌سازم. معضلات فعلی لرستان، بی‌کاری، فقر، آماری بالای طلاق، ضعیف بودن فرهنگ کار در استان، اعتیاد و امثال این‌هاست. من هم برنامه‌هایم را براساس توجه به این‌گونه مشکلات می‌سازم.
ـ به‌جز آخر هفته که می‌توان آن‌را شاهکار شما نامید، به نظرتان کدام برنامه‌هاتان شاخص‌تر‌اند؟
برنامه‌ی بازتاب و البته فیلم داستانی «گذرگاه» که آن‌را در سال 71 ساختم و در اولین جشنواره‌ی صدا و سیما کشور به عنوان فیلم برتر انتخاب شد و من نیز جایزه‌ی برترین کارگردان و تهیه‌کننده را از آن جشنواره گرفتم.
ـ شما که در فیلم‌سازی این‌گونه موفق شدید چرا ادامه ندادید؟
اعتقاد دارم نیاز جامعه‌ی ما فیلم‌سازی نیست؛ می‌توانستم به فیلم‌سازی و ساخت سریال روی آورم و وضع مالی‌ام نیز از این رو به آن رو شود اما دغدغه‌ام، بیان مشکلات مردم است و فرهنگ‌سازی. شاید باور نکنید ما برای ساخت هر برنامه‌ی بازتاب، 70 هزار تومان از سیمای افلاک می‌گیریم و این 70 هزار تومان باید بین 6 نفر عوامل برنامه توزیع شود.
ـ پس راهی که شما رفته‌اید آب و نان ندارد!
اصلاً ندارد؛ فقط عشق و علاقه می‌خواهد و بس.
ـ تا چه حد در کارهایتان از دیگران تأثیر پذیرفته‌اید؟ آیا الگوی خاصی دارید؟
از نظر زیباشناسی تأثیر می‌پذیرم اما از نظر محتوا به خلاقیت معتقدم و از دیگران تأثیر نمی‌پذیرم.
ـ شما که سال‌هاست کارگردانی می‌کنید مبلمان و زیبایی شهرهای استان به‌ویژه مرکز استان را چگونه می‌بینید؟
این را قاطعانه می‌گویم که لرستان، فاقد جاذبه‌های بصری است؛ شهرهای ما مبلمان استاندارد شهری و حتا نمای شهری به معنی حقیقی کلمه، ندارند و در این زمینه حرفی برای گفتن ندارند. یک مثال برای‌تان می‌زنم؛ پرنده جایی می‌نشیند که خوش آب و هوا باشد. ما وقتی می‌گوییم می‌خواهیم سرمایه‌گذار را جذب کنیم اطمینان داشته باشید سرمایه‌گذار جایی نمی‌آید که فاقد جاذبه‌های بصری و فاقد زیرساخت‌های لازم باشد.
در حال حاضر، مبلمان مکان‌هایی از قبیل بیمارستان‌ها و مدارس فقط سلیقه‌ای است و هیچ‌گونه مطالعات علمی در این زمینه نداریم یا اگر هم داریم مدیران ما براساس این مطالعات، عمل نمی‌کنند و برنامه‌ها را براساس سلیقه‌ی خویش دنبال می‌کنند.
ـ شوگار را هم شما ساختید و به نظر می‌رسد از کارهای ماندگارتان باشد.
بله؛ شوگار، فصل سوم و البته برنامه‌ای که اجرای مشترک با سایر استان‌ها بود از جمله کارهای شاخص‌ام است. این‌را هم بگویم که هدفم از ساخت برنامه‌ی اجرای مشترک با سایر استان‌ها، معرفی هرچه بیش‌تر لرستان بود.
ـ از جدیدترین برنامه‌تان بگویید؟
برنامه‌ی کاروان امید را به مناسبت دهه‌ی فجر داریم می‌سازیم و این برنامه نوعی جُنگ شادی است که شب‌ها از ساعت 9 و 30 تا 11 از سیمای افلاک پخش می‌شود. البته این برنامه با حمایت استاندار تهیه می‌شود. 
ـ چرا نامش را کاروان امید گذاشته‌اید؟
هم‌اینک دولت آقای روحانی روی کار آمده. تعامل خوبی با دنیا پیدا کرده‌ایم و تحریم‌ها نیز دارد تغییراتی ایجاد می‌شود. فضای اعتدال هم در جامعه حاکم شده است و مردم نیز امیدوار شده‌اند. وقتی مردم امید دارند کاروان هم همگام با مردم، کاروان امید خواهد بود.
ـ گفتی استاندار از این برنامه حمایت کرده است؛ چه‌قدر آقای بازوند را مفید به حال استان می‌دانید؟
ما از ابتدای انقلاب تا کنون 16 استاندار را در لرستان دیده‌ایم و هم‌چنان توسعه ‌نیافته‌ایم. هیچ‌گاه لرستان استاندار بومی نداشته است. اولین‌بار است که استاندارمان، بومی است و این خود یک مزیت است. برخی مردم هم باید تخریب‌ها وتنگ‌نظری‌ها را کنار بگذارند. حاشیه‌ها را به حاشیه‌ برانیم تا بتوانیم به پیش‌رفت برسیم.
ـ یعنی شما به بومی‌گرایی در مدیریت استان اعتقاد دارید؟
وقتی نیروی کاربلد بومی داریم، چرا که نه. ما در لرستان آدم‌های بزرگ داریم. ما هیچ دوره‌ای پس از انقلاب وزیر لر نداشته‌ایم؛ زیرا خودمان را باور نکرده‌ایم و به خودباوری نرسیده‌ایم. وقتی توزیع اعتبارات بر اساس شاخص‌های علمی نیست باید نفوذ خود را در عرصه‌ی مدیریتی کشور گسترش دهیم و یک‌دیگر را تخریب نکنیم. استاندار فعلی لرستان، نگاه عمرانی به لرستان دارد و نگاه سیاسی ندارد که از مزیت‌های وی محسوب می‌شود. هرکسی هم که خوب کار کرده است نامش در تاریخ لرستان ثبت می‌شود؛ زیرا مردم لرستان قدرشناس‌اند و قدردان هر کسی‌اند که خوب کار کند. مسئله این است که حاشیه‌ها را باید کنار بگذاریم؛ چرا که حاشیه، سرعت توسعه را کُند می‌کند.
ـ چه‌قدر شبکه‌ی افلاک شبکه‌ی لرستان است نه شبکه‌ی خرم‌آباد؟
خوش‌بختانه با روی کارآمدن مدیرکل جدید صدا و سیمای لرستان، زمینه‌ی ظهور و شکوفایی استعدادهای توانمند شهرهای مختلف لرستان در رادیو و تلویزیون لرستان فراهم شده است. همیشه معتقد بوده‌ام شبکه‌ی افلاک متعلق به همه‌ی استان است نه فقط خرم‌آباد. باید از توانمندی‌های بچه‌های همه‌ی شهرهای استان استفاده کرد. آقای بازوند‌ـ مدیرکل جدید صدا و سیمای لرستان ـ کاملاً نگاه استانی دارد و اطمینان دارم افلاک، از آن همه‌ی لرستان است.
ـ تعریف رسانه از زبان علی امرایی چیست؟
رسانه باید مطالبات مردم را بیان کند. رسانه باید همیشه هم‌گام با نیازهای مردم باشد. رسانه جدا از مردم نیست. رسانه به فرهنگ‌سازی و آموزش شهروندی اهتمام می‌ورزد. رسانه پرسش‌گر است و خودسانسوری نمی‌کند. رسانه صریح و بی‌پرده انتقاد می‌کند. این‌را هم اضافه کنم که عملکرد رسانه‌های استان از مقصران اصلی توسعه‌نیافتگی ماست.
ـ باز رسیدیم به عوامل توسعه‌نیافتگی استان؛ بالاخره چه کسی در توسعه‌نیافتگی استان مقصر است؟
به جرئت می‌گویم سه نهاد مقصر اصلی توسعه‌نیافتگی ماست: 1ـ آموزش و پرورش که باید دانش‌آموزانی مطالبه‌گر بار آورد و حقوق شهروندی را به اینان آموزش دهد. 2ـ رسانه‌های استان که به‌طور حتم خوب عمل نکرده‌اند. 3ـ آموزش عالی؛ می‌بینیم که دانشگاه‌های استان از نظر علمی بسیار ضعیف‌اند و حرفی برای همایش‌های علمی نداشته‌اند. رسانه‌های استان هم که شامل مطبوعات هم می‌شود هیچ‌گاه خوراک خوب تحویل مردم نداده‌اند و البته آموزش شهروندی جدی گرفته نشده است. مدیریت‌ها هم در لرستان، علمی نیست و اگر مدیریت، علمی باشد خیلی از مشکلات این دیار رفع خواهد شد.
ـ می‌توان گفت سلیقه در لرستان، حکم‌رانی می‌کند نه مدیریت علمی؟
کاملاً درست است؛ الان هیچ مسئولی در لرستان نمی‌داند چرا این استان توسعه‌ نیافته است! هر استانداری که می‌آید نمی‌داند ظرفیت‌ها و پتانسیل‌های لرستان برای توسعه چیست. تنگ‌نظری و عدم ثبات مدیریتی نیز از موانع مهم عقب‌ماندگی ماست. همان‌طور که پیش‌تر هم گفتم در لرستان، آدم‌های بزرگ بر مسند کارهای بزرگ نشسته‌اند و تا زمانی که وضعیت این‌گونه باشد به پیش‌رفت نمی‌رسیم.
ـ و سخن پایانی؟
مردم لرستان باید خودشان را باور کنند؛ به‌ویژه نسل جوان باید با حقوق و تکالیف شهروندی بیش از پیش آشنا شود و تخریب را هم کنار بگذاریم. مهم‌ترین نگرانی‌ام این است که مردم ما دنبال مطالبات و منافع فردی بروند نه منافع جمعی و ملی. ما به‌عنوان شهروندانی آگاه و مسئول، باید نگاهی ملی داشته باشیم نه این‌که مدام در پی تأمین منافع شخصی برویم. باید کارگروهی را تمرین کنیم. باید فرهنگ کار و تلاش را بیش از پیش ترویج کنیم. امیدوارم لرستان به آن‌چه شایسته‌اش است دست یابد.
ـ از این‌که وقت‌تان را در اختیار ما گذاشتید سپاس‌گزاریم.

گفت‌و‌گو از: شهرام شرفی

 

 

 

1 نظر

  • پیوند نظر  شيوا شيوا شنبه, 15 فروردين 1394 ساعت 11:32

    عالي عالي دوست داشتني هستيد امرايي

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004