شما اینجا هستید: خانهیادداشت

احداث مجموعه‌ی کشت وصنعت یا «مجتمع گوشت» در شهرستان خرم‌آباد، یکی از مجموعه طرح‌های تولیدی- صنعتی پیش از انقلاب بود. این طرح اشتغال‌زا، سالیانی پس از انقلاب، مانند صنعت پایین دستی‌اش کارخانه‌ی «چرم و پوست» از بین رفت و به متروکه تبدیل شد.

آن یکی گریخت و این یکی دستگیر شد و خانم (ر-الف) متهم دیگر پرونده  به دلیل کسالت در دادگاه حضور نیافت و پرونده‌ی متهم ردیف سوم آقای (م- ر) به طورغیابی رسیدگی شد. چون پرده ازسیمای مابقی این جماعت پول‌خوار برافتد، مردم از چهره‌ی نورانی و پیشانی پینه بسته‌شان بهره معنوی خواهند برد. جماعتی که سخن مشهور «برتولت برشت» را نصب العین قرار داده‌اند که؛
«دزدی از بانک کار دزدهای تازه کار است، دزدهای حرفه‌ای، بانک تأسیس می‌کنند.»

اِ طور آخِر دال، بازی دال‌پَلون  /  هاوا مَدِریم، ئو نمه‌کوئِم

شاید حکایت این روزهای بسیاری از مردمان این سرزمین، ترجمانی از سروده‌ی «عزیز بیرانوند» شاعر خوش‌قریحه‌ی هم‌استانی‌مان باشد که در صدر این نوشته آمده است. تصویرسازی شگرف این بیت به‌‌ویژه برای ما که با قوانین و ظرایف بازی «دال پَلون» آشنایی داریم، واقعیات و سرنوشت محتوم زندگی روزمره‌مان را در ذهن متبادر می‌کند.

جنبه‌های مختلف تاریخ اجتماعی و انفرادی بشر به ما نشان داده است با تلاش متفکران و اندیشمندان، بسیاری از راه‌کارهای درست زیستن آموخته شده و از طرفی دیگر انحراف‌ها و ناهنجاری‌های رفتاری گوش‌زد گردیده است.

چند هفته است که تب داغ جام‌جهانی بر گرمای تابستان افزوده است و بیش‌تر مردم دنیا را به خود مبتلا کرده است. تبی که واگیردارتر از هر تبی است. این دوره از این تب، برای ما ایرانی‌ها، حرارت دیگری داشت. در این دوره خیلی‌ها از تیم ملی فوتبالمان راضی بودند. این بازی‌ها، علاوه بر تماشای فوتبال تیم کشور عزیزم ایران و سهیم شدن در لحظات خوش‌حالی و شادی و حسرت و اندوه یک‌صد و شصت میلیون چشم نگران و مشتاق که پس از مدت‌ها همه و همه برای یک هدف، به یک نقطه خیره شده بودند، برای من لذتی دیگر داشت. دیدن هم‌تباران لرم در کنار سایر اقوام ایران، آن‌جا که برگزیدگان کشورم برای سرافرازی میهن جان‌فشانی می‌کنند. حس این‌که این تیم واقعاً ملی است و نه میلی. تیمی که ایران است، تیمی که برای همه‌ی ایرانیان است.

این روزها شاهد افزایش لحظه‌ای قیمت ارز، سکه و طلا و بسیاری از کالاها در بازار هستیم، به‌طوری‌که بسیاری از ناظران بیرونی با احساسی همراه با بیم و امید این موضوع را دنبال می‌کنند. گرچه گروه اندکی امیدوارند و منتفع، ولی گروه زیادی نگران و متضرر به این چشم دوخته‌اند که این بحران به کجا خواهد رسید.

 از حدود پانزده سال پیش که سیمره در دشت‌های سبز و خرم غربِ کشور جاری شد، همواره این آرزو را در سر می‌پروراندم تا یک رسانه‌ی تخصصی و حرفه‌ای نیز برای معرفی و شناساندن آثار گران‌بها و ارزشمند میراث فرهنگی، طبیعی، تاریخی و... این خطه از میهن عزیزمان ایران را راه‌انداری کنم. به دیگر سخن جای خالی یک نشریه‌ی تخصصی در حوزه‌ی گردشگری را که ظرفیت‌های بی‌نظیری دارد، احساس می‌کردم. هربار می‌خواستم دست به کار شوم ترسی همراه با «دلهوله»‌ای عجیب وجودم را دربرمی‌گرفت. ترس از این که یا نباید دست به کاری زد یا باید بستر و زمینه‌های آن فراهم باشد. نمی‌خواستم کاری تکراری انجام دهم که خوانندگان مرا سرزنش کنند بل می‌خواستم کاری باشد کارستان و متفاوت که همگان را خوش آید. بدین روی دست به کار شدم تا هیئت نظارت بر مطبوعات پروانه‌ی نشریه‌‌ای تخصصی به نام «سزار» را صادر کرد. داستان این‌که چگونه «سزار»، «تاف» شد، بماند برای بعد.

 از همان روزیِ که دولت نرخِ ارز 4200 تومانی را برای ثبت سفارش کالاهای وارداتی تعیین کرد، مشخص بود که این سیاست ارزی با توجه به وضعیت کلی کشور و عدم اطمینانی که نسبت به آینده وجود دارد، نمی‌تواند سیاست درستی باشد. چرا که تفاوتِ نرخ ارز دولتی 4200 تومانی با نرخ آزاد آن (که آن زمان حدود 6000 تومان بود) اختلاف فاحشی داشت و طبیعتاً این اختلاف می‌توانست زمینه‌ساز یک بازار سیاه و فساد بزرگ باشد.

تعطیلی کارخانه‌ها در جای‌جای مختلف کشور اتفاق نادر و تازه‌ای نیست. این معضل از سال‌ها پیش آغاز شده و هرچه جلوتر می‌رویم این اتفاق ناگوار پررنگ‌تر می‌شود. در لرستان اما با پیشینه‌ی کهن و تاریخی و موروث‍‍ی که در بی‌کاری و محرومیت دارد داغ تعطیلی کارخانه‌ها بر پیکر اقتصاد ضعیف شده‌ی آن عمیق‌تر و سوزناک‌تر است.
نمونه‌های تعطیل شده دیگر انگشت‌شمار نیستند و بزرگ‌ترین آن‌ها پارسیلون است و به‌رغم خبرهای کاغذی در مورد بهبود اوضاع آن اما در همان روزها که خبر از کنسرسیوم و راه‌اندازی مجدد و اهدای شاخه‌ی گل از سوی کارگران به مدیریت ارشد و میانی بود اما از جاهای دیگر مشاهدات عینی نشان از تبدیل آن به دامداری و جایی برای نگه‌داری دام‌ها خبر می‌داد.

با پایان یافتن جنگ بین عراق و ایران و آغاز فعالیت‌های سازندگی، پروژه‌های بسیاری در این چند دهه شروع شدند.

بخشی از این کارها با تأخیر و هزینه‌های چندبرابری به اتمام رسیده و مورد بهره‌برداری قرار گرفتند اما باید گفت پروژه‌های بسیاری هم به دلایل گوناگون رها شده یا با حرکتی کند و لاک‌پشتی، در حال انجام‌اند.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004