شما اینجا هستید: خانهیادداشت

سیل نخست:

سیل از پدیده‌های طبیعی است. «آب فراوانی که با سرعت جاری شود، و طغیان کرده، پهنه‌ای از زمین را که در شرایط عادی زیر آب نیست، فروگیرد. و نیز طغیان و هجوم آب بدان گونه.

سیل ممکن است، عمارات و خانه‌ها را از بنیان بَر کَنَد و مزارع و باغ‌ها را نابود کند. سیل‌های شدید و ناگهانی، اگر انسان آماده آن‌ها نباشد، سبب تلفات و خسارات سنگینی می‌شود. اگرچه رودها، دریاچه‌ها و دریاها ممکن است طغیان کرده، خشکی را فرو گیرند، رودها بیش از سایرین مسبب سیل می‌شوند.

مفهوم واژه‌های تبعید و مهاحرت اجباری برای مردم چگنی ازدیرباز نامی آشناست. چگنی شهرستانی در استان لرستان و در میانه رشته‌کوه زاگرس به شمار می‌آید. 

عده‌ای ازمردم این دیار در زمان پهلوی اول و دیگر حکومت‌های استبدادی قبل از دوران پهلوی به نقاط مختلفی از ایران از جمله شمال، قزوین، فارس، خراسان و... تبعید یا به مهاجرتی ناخواسته مجبور شده‌اند.

تخریب بیش از یک‌صد دهنه پل‌های کوچک و بزرگ اعم از قدیمی و جدیدساز، ده‌ها کیلومتر جاده‌های اصلی بین‌شهری و فرعی بین روستایی، بسیاری منازل مسکونی، واحدهای تولیدی خانگی مانند محل نگه‌داری دام‌ها و انبارهای آذوقه خانواری، واحدهای تولیدی صنعتی، واحدهای تجاری شهری و حاشیه جاده‌های بین استانی، ده‌ها هکتار اراضی کشاورزی و کشت غلات و جالیزی و باغات، بخش عمده‌ی عوارض جریان سیل اوایل فروردین‌ماه سال جاری هستند.

 علاوه بر آن قسمت زیادی از زیر بناهای عمرانی و اماکن بخش خصوصی نیاز به ترمیم دارند.

 1- نقل است که شخصی بیمار شد و به هوای این‌که نیازی به طبیب و دکتر ندارد، روز به روز درمان خود را به تعویق  انداخت، تا این‌که ضعف بر بدن او عیان، دیدش تار و بسیار لاغر شد؛ به دکتر رفت و از دکتر شنید که «یک توده در سرت وجود دارد که البته خوش خیم است و با عمل جراحی رفع می‌شود.» این شخص باز هم به‌رغم توصیه پزشکان به عمل جراحی برای بهبودی کامل، از ترس «تیغ جراحی» از انجام عمل امتنا کرد. آن‌قدر مقاومت کرد که از پا افتاد و روی ویلچر بود که دوباره به خدمت پزشکان رفت و این بار از آن‌ها شنید که «توده پیش‌رفت زیادی داشته است و قابل عمل جراحی نیست و حال باید چند نوبت شیمی درمانی صورت بگیرد.» باز هم در مقابل انجام شیمی درمانی آن‌قدر مقاومت کرد که نهایتاً موجب فوت وی شد.

سیلاب فروردین ماه 98 لرستان حادثه‌ای بود که علاوه بر تخریب زیرساخت‌ها و بناهای تاریخی و اسباب وسایل زندگی مردم مشکلات اجتماعی را طرح کرد و به‌وجود آورده‌است که اگر به‌درستی مدیریت نشود و یا بر روی آن تامل نشود و سیاست‌گذاری مناسب صورت نگیرد می‌تواند در میان‌مدت و یا بلندمدت باعث پیامدهای منفی گردد. چرا که پدیده‌های اجتماعی و فرهنگی از این رو که در لایه‌های زیرین هر جامعه اتفاق می‌افتند تغییر خود را به آسانی نشان نمی‌دهند ولی به مرور با سست شدن آن‌ها پایه‌های جامعه تضعیف شده و سطح فرهنگی و اجتماعی جامعه تنزل یافته، تضادهایی را در جامعه پی‌ریزی می‌کند. در این‌جا سعی می‌شود برمبنای مشاهدات و تجربیات کسب شده در سیل اخیر پیامدهای محتمل فرهنگی و اجتماعی را مطرح نموده و امیدوار باشیم سیاست‌گذاران و مجریان و نهادهای مردم‌نهاد بر روی این مسایل تمرکز بیش‌تری داشته باشند.

 نمای نخست:

الف- در برهه‌ای از تاریخ بر اوج تپه‌ی تاریخی فلک‌الافلاک که خود موزه‌ای با ارزش در زیر خاک و مملو از لایه‌های تاریخی هزاره‌هاست، دژی بلند قامت با معماری فاخر بنا نهاده می‌شود که دژ شاپورخواست، سپهر سپهران... و در نهایت قلعه‌ی فلک‌الافلاک نام می‌گیرد؛ بخشی از این بنا، بر سطح صخره‌ای و قستمی بر وسعت خاکی متناسب با پرسپکتیو تپه استوار می‌شود.

یک مکان، از اِلمان‌های فیزیکی مختلفی ساخته می‌شود که قابل رویت هستند اما کنش‌گری ما صرفاً بر اساس فیزیک یک مکان نیست؛ آن‌چه که از مکان فضای اجتماعی می‌سازد شیوه‌ی کنش‌گری ماست.

 آخرهای سال 97 و اوایل سال 98 خورشیدی در ایران شاهد بارندگی‌های شدید و سیلاب‌های ویرانگر وکم سابقه‌ای بودیم. این سیلاب‌ها در چندین استان باعث خسارات وسیع به لحاظ مالی، جانی و عواقبی اجتماعی و فرهنگی شده است. سیل واقعه‌ای طبیعی بوده، اما با تاثیرپذیری از عملکرد نابه‌خردانه بخشی از انسان‌ها به دلیل رانت‌خواری و سودجویی یا ناآگاهی شدت و گستره‌ی ‌بیش‌تری یافته است. در این‌گونه حوادث و بحران‌ها نقش حاکمیت به لحاظ تدابیر پیش‌گیرانه و مدیریت بحران از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. در کشور ما متاسفانه این نقش به دلیل‌های مختلف عملکردی ضعیف داشته و دارد. 

 

 

 

نکته‌ی اول:

باران که در لطافت طبعش خلاف نیست /// در باغ لاله روید و در شوره‌بوم خس

سعدی علیه‌الرحمه با ظرافت خاص طبیعت را با طبعش تعریف می‌کند که طبیعت «مهندس» نیست و ذاتی دارد آن ذات با تمام وجود «زیباست» ولو در جایی "وحشی" باشد که این وحشتِ زیبا طبع طبیعی آن است، اما آن‌چه اصل بر این طبعِ طبیعت می‌باشد بسترهای مهندسی شده توسط ابنای بشر است که به واسطه‌ی آن‌چه کرده و می‌کند از چشمان اشک‌آلودِ از روی شوق آسمانِ رحمت، سیلاب تخریب به باغ زندگانی خویش مهمان می‌کند. 

سیل و دیگر پدیده‌های طبیعی اگر به درستی کنترل نشوند می‌توانند موجب پیامدهای انسانی و اجتماعی شوند. در علم جامعه‌شناسی این پدیده‌ها را مصایب جمعی و یا بلایای جمعی می‌گویند. سیل اخیر فرصت و بهانه‌ای شد که لرستان، گلستان و خوزستان در معرض توجه قرار بگیرند، نقاطی که همیشه در گُم‌نامی، فقر و انزوا می‌زیستند امروزه به مدد این حادثه در صدر خبر‌ها قرارگرفته‌اند ولی سوال اصلی این است که چه می‌توان کرد که این شرایط بتواند حامل فرصتی برای توجه مناسب به این مناطق باشد؟ البته این حادثه می‌تواند ناشی از یک عکس‌العمل عاطفی و ژورنالیستی باشد و بعد از مدتی سیل‌زدگان فراموش شوند. ولی مهم این است که بتوانیم از این حادثه فرصتی برای نوسازی و بازسازی ساختار اجتماعی، اداری و سیاسی  استفاده کنیم. سعی می‌کنم در این‌جا نکات و ملاحظاتی را برای کمک به فرایند مدیریت بحران مطرح می‌کنم.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004