شما اینجا هستید: خانهیادداشت

یک مکان، از اِلمان‌های فیزیکی مختلفی ساخته می‌شود که قابل رویت هستند اما کنش‌گری ما صرفاً بر اساس فیزیک یک مکان نیست؛ آن‌چه که از مکان فضای اجتماعی می‌سازد شیوه‌ی کنش‌گری ماست.

 آخرهای سال 97 و اوایل سال 98 خورشیدی در ایران شاهد بارندگی‌های شدید و سیلاب‌های ویرانگر وکم سابقه‌ای بودیم. این سیلاب‌ها در چندین استان باعث خسارات وسیع به لحاظ مالی، جانی و عواقبی اجتماعی و فرهنگی شده است. سیل واقعه‌ای طبیعی بوده، اما با تاثیرپذیری از عملکرد نابه‌خردانه بخشی از انسان‌ها به دلیل رانت‌خواری و سودجویی یا ناآگاهی شدت و گستره‌ی ‌بیش‌تری یافته است. در این‌گونه حوادث و بحران‌ها نقش حاکمیت به لحاظ تدابیر پیش‌گیرانه و مدیریت بحران از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. در کشور ما متاسفانه این نقش به دلیل‌های مختلف عملکردی ضعیف داشته و دارد. 

 

 

 

نکته‌ی اول:

باران که در لطافت طبعش خلاف نیست /// در باغ لاله روید و در شوره‌بوم خس

سعدی علیه‌الرحمه با ظرافت خاص طبیعت را با طبعش تعریف می‌کند که طبیعت «مهندس» نیست و ذاتی دارد آن ذات با تمام وجود «زیباست» ولو در جایی "وحشی" باشد که این وحشتِ زیبا طبع طبیعی آن است، اما آن‌چه اصل بر این طبعِ طبیعت می‌باشد بسترهای مهندسی شده توسط ابنای بشر است که به واسطه‌ی آن‌چه کرده و می‌کند از چشمان اشک‌آلودِ از روی شوق آسمانِ رحمت، سیلاب تخریب به باغ زندگانی خویش مهمان می‌کند. 

سیل و دیگر پدیده‌های طبیعی اگر به درستی کنترل نشوند می‌توانند موجب پیامدهای انسانی و اجتماعی شوند. در علم جامعه‌شناسی این پدیده‌ها را مصایب جمعی و یا بلایای جمعی می‌گویند. سیل اخیر فرصت و بهانه‌ای شد که لرستان، گلستان و خوزستان در معرض توجه قرار بگیرند، نقاطی که همیشه در گُم‌نامی، فقر و انزوا می‌زیستند امروزه به مدد این حادثه در صدر خبر‌ها قرارگرفته‌اند ولی سوال اصلی این است که چه می‌توان کرد که این شرایط بتواند حامل فرصتی برای توجه مناسب به این مناطق باشد؟ البته این حادثه می‌تواند ناشی از یک عکس‌العمل عاطفی و ژورنالیستی باشد و بعد از مدتی سیل‌زدگان فراموش شوند. ولی مهم این است که بتوانیم از این حادثه فرصتی برای نوسازی و بازسازی ساختار اجتماعی، اداری و سیاسی  استفاده کنیم. سعی می‌کنم در این‌جا نکات و ملاحظاتی را برای کمک به فرایند مدیریت بحران مطرح می‌کنم.

در این نوشتار کوتاه به تبعاتِ اقتصادی سیل اخیر پرداخته می‌شود. هرچند در دید اول، ذهنیت همه‌ی افراد بر روی ویرانی‌ها و خسارت‌های سیل می‌رود، اما واقعیت این است که سیلاب‌های اخیر به‌رغم تمام خسارت‌ها و ویرانی‌ها، نکات مثبتی نیز داشته است که در انتهای مطلب به آن‌ها اشاره می‌شود.

1- بعد از مدت‌ها خشک‌سالی، طی دو سه سال اخیر هرازگاه، استان یا دست‌کم بخش‌هایی از آن دست‌خوش پدیده‌ی سیل‌های ویران‌گر با هجوم بی‌امان بر جان و مال مردم، محیط‌زیست و زیربناهای منطقه می‌شود ولی ما هر بار پس از فروکش کردن سیلاب با تصور پایان ماجرا، آسوده‌خاطر به زندگی عادی خود بازمی‌گردیم غافل از آن که به قول شاعر: «آسمانی که می‌بارد/ چیزی برای گفتن دارد/ و آسمانی که نمی‌بارد/ چیزی بیش‌تر» و اگر امروز سیل، با ما چنین می‌کند به خاطر آن است که در مفهوم و معنای آن باریدن و آن نباریدن تعمق نکرده‌ایم؛ همه‌چیز را ثابت فرض کرده و چشم بر آن‌چه ناهنجاری‌های اقلیمی، جابه‌جایی‌های اقلیمی و برگشت‌های دوره‌ای نام گرفته فروبسته‌ایم؛ این بدان مفهوم نیست که ما می‌توانستیم با پیش‌بینی‌های خود مانع همه‌ی خسارت‌ها و آسیب‌های سیل شویم بلکه بحث بر سر این است که می‌ِشد با توجه به تکرار رفتارهای ویران‌گر سیل، با تمهیدهایی، خسارت‌های مالی، فیزیکی و جان باختن انسان‌ها را دست‌کم کاهش داد. چرا که کارکرد سیل هم مثل تصادف، برخوردِ قطعی دو حتمیت است و ما می‌توانیم با برنامه‌ریزی سناریویی بر یکی از این دو، تاثیرگذار باشیم.

در شرایط سخت و دشواری که امروزه مردمان کشورمان با آن روبه‌رو هستند از جمله سیل، گرانی، مشکلات معیشتی، ترس و واهمه از آینده و وضعیت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی حاکم بر شئونات و امورات جامعه، فضایی توام با نگرانی، رخوت و اندوه اجتماعی بر عموم مردم سایه افکنده است.

از عمده‌ترین ویژگی‌های جوامع عقب‌مانده و توسعه‌نیافته «بی‌تفاوتی» مردم نسبت به اموری است که در اطرافشان جریان دارد. این خصوصیت هم دل‌آزار است و هم تاسف‌آور، زیرا که:

1- بی‌تفاوتی عامل اساسی گسستگی یا تاخر فرهنگی است، یعنی حساسیت را نسبت به امور در انسان می‌زداید و در نتیجه پویایی فرهنگی به صفر میل می‌کند و با درجا زدن و سکون زمینه‌ی گندیدگی و فساد نیز فراهم می‌گردد.

 1-بهاری دیگر رسیده است، با رویش سبز گیاهان، شکوفه‌ها و گل‌های رنگارنگ و گونه‌گونه‌ی درخت‌. 

پرسش این است که: چرا ما اغلب، تنها تماشاگر یا مصرف کننده‌‌ و یا تخریب‌گر این مظهرهای طبیعت و بن‌مایه‌ها‌ی زیست هستیم بدون این‌که در ژرفای نظام پیچیده‌ی وجود آن‌ها اندیشه کنیم!.

در این حیطه:

آیا هرگز در یک بذر ریز اندیشه کرده‌ایم،!؟ آیا هیچ فکر کرده‌ایم که این دانه‌ی کوچک،«جهانی است» بنشسته در گوشه‌ای!؟ و آیا آن‌جا که هاتف می‌گوید:«دل هر ذره‌ای که بشکافی/ آفتابی‌اش در میان بینی! مصداقی از آن را در یک دانه‌ی بذر هم نمی‌یابیم!؟.

 در تاریخ و جغرافیای این سرزمین مسبوق به سابق است که "رک‌گویی" چندان به مذاق عده‌ای خوش نیامده است؛ از داستان  "دزدی" که شبانه و ناامید از جاهای دیگر راه کج می‌کند و گذرش به یک خیاطی می افتد به قصد ارتزاق آن شبِ ضرب المثل آفرین(زبان سرخ سر سبز دهد باد ) از دست دوخت‌های آن خیاط و اندک زمانی تماشاگر پنهانی زمزمه‌های ورد زبان خیاط می‌شود و گوش فال می کند به آن‌چه که او می گوید: پناه بردن از شر زبان! و سرانجام خیاط را که صندوقچه‌ای از لباسِ زیبا به همراه دارد، تا قصر حاکم با هدف هدیه دادن همراهی می‌کند و در گوشه‌ای مخفی می‌شود و ......... به قول و تیکه کلامی همکار فردوسی‌پور؛ علیرضا علی‌فر و«....... بقیه‌ی ماجرا» با خوانندگان متن! تا ماجرای  حسادت یک فرد شاعرقدر شیرازیِ زمانِ لسان‌الغیب به ابیات " وی ناپسند"و طعن مستمر به "حافظ "  گویی ما را متذکر می‌شود که « گذشته‌ها » در زمان «حال»  ما هم جا انداخته  و " زمان و جامعه‌ی" ما هردو مقصران عدم نهادینه شدن فرهنگ تحمل و بردباری هستند که ماجرای "عادل" و حذف او از یک برنامه پربیننده انتقادی شاید در استمرار این تاریخ پر از ضدیتِ با رک‌گویی باشد:

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004