شما اینجا هستید: خانهیادداشت

 اين روزها با وجود افزايش مشكلات و بي‌ثباتي اقتصادي، نگاه و رفتار مردم به زندگي تغييرات زيادي داشته است. رفتارهايي كه آدم را در توضيح آن، به تأمل وامي‌دارد؛ مثلاً روزي خود را براي خريدن سكه و دلار به آب و آتش مي‌زنيم و روزي ديگر با شنيدن يك خبر نيمه‌درست حاكي از كاهش قيمت دلار، هراسان و سراسيمه به‌ دنبال فروش آن‌ها هستيم. روزي با شنيدن احتمال كمبود رب‌گوجه فرنگي و يا فلان موادغذايي به فروشگاه‌ها مي‌ريزيم و سراسيمه هرچه رب‌گوجه و چيزهاي ديگر هست خريداري مي‌كنيم و غافل از ا‌ين‌كه آيا اگر مشكلي پيش بيايد، آيا تنها زنده ماندن و نجات پیدا کردن ما مي‌تواند موفقیت‌بخش باشد؟ به عبارتی گاهی چنان رفتار مي‌كنيم كه انگار قرار است خود به تنهايي نجات پيدا كنيم.

 این روزها برخی از کنش‌گران سیاسی و رسانه‌ای نسبت به انتصابات استاندار لرستان آن‌چنان بر طبل اعتراض می‌کوبند که گوش فلک از این اعتراضات کر شده‌است. آن‌ها با انتشار مطالب و بیانیه‌هایی در فضای مجازی نسبت به این رفتار استاندار به شدت اعتراض داشته، انتصابات اخیر او را در راستای سیاست‌های دولت و همراهانش نمی‌دانند.
معترضان برآنند که مدیریت ارشد استان قافیه را به رقیب، بخوانید(اصولگرایان) باخته است و از نیروهای اصلاح‌طلب و هم‌سوی دولت بهره نمی‌برد!
در این‌جا ذکر چند نکته لازم است:
از سال 92 که آقای روحانی با نام دولت تدبیر و امید، سکانِ مدیریتِ این کشور را به دست گرفت، انتظاراتی برای قاطبه‌ی مردم به ویژه جریانِ اصلاح‌طلب به وجود آمد که تا کنون خیلی‌ها از آن انتظارات جامه‌ی عمل به خود نپوشیده‌است.

یکی از شاخص‌های مهم مدیریت داشتن اختیار و برنامه‌ی قانونمند و دارای حقانیت به نفع جامعه است. بنابراین، مقام و مدیری که براساس روابط و نه ضوابط موفق به کسب مقام و پستی می‌شود حتا اگر شخص توان‌مندی هم باشد درعرصه‌ی عمل گوش بفرمانی بیش نخواهد بود. این مدیریا مسئول بی‌اختیار، کلنگی محسوب شده و فاقد هرگونه استقلال و ناتوان از یک برنامه‌ریزی عملی است. این مدیران بیش‌تر، پی‌جوی کسب رضایت کسانی هستند که پست و مقام را به آنان واگذار نموده‌اند و به نارضایتی دیگران توجه چندانی ندارند.
مدیریت کلنگی، به جای حل مشکل و عمل به وعده و شعارهای خویش، به دنبال بهانه‌جویی برای دور زدن مشکل و معمولا ً انداختن آن به گردن دیگری است.

 جناب آقای دکتر خادمی، استاندار محترم لرستان! جناب‌عالی در یکی از تازه‌ترین انتصابات خود، مسئول حراست فرمانداری کوهدشت در دوره‌ی احمدی‌نژاد را به سمت بخشدار کوهنانی منصوب فرموده‌اید که فارغ از شخصیت حقیقی ایشان و فقط با تکیه بر سابقه‌ی سیاسی‌اش، نمی‌توان به سادگی از کنار آن گذشت. این حرکت شما یا نشان از تسلیم است و یا ناآگاهی که هر دو محکوم‌اند و سوال برانگیز. چگونه می‌شود در دوره‌ای که افراد شاخص نزدیک به دولت و به‌طور روشن با دیدگاه اصلاح طلبانه، هم در منطقه‌ی کوهنانی و هم در سطح شهرستان کوهدشت بسیارند، فردی با سابقه‌ی مشخص اصو‌ل‌گرایی باید سکان‌دار مجموعه‌ی دولت در آن بخش باشد‌‌؟

اعتماد، مفهومی انتزاعی است؛ با این حال یکی از کاربردی‌ترین و عام‌ترین پدیده‌های اجتماعی نیز هست که بشر در همه‌ی زمان‌ها روابط، تعاملاتِ اجتماعی و کنش‌های خود را مبتنی بر آن، نظم داده‌است.

هیاهوی کودکانه و شور و شوق نوه‌ی پنج ساله‌ام ‌چون هم‌سن و سالانش در عالم پاک و معصومانه‌ی خویش سیر می‌کنند ضمن تلطیف فضای خانوادگی و حرکات و شیرین زبانی‌های خاص این قشر محفلی را سرگرم کرده و مایه‌ی دلخوشی و امید پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها می‌شوند. بخشی از اوقات خوشی که نوه‌ها برایمان به ارمغان می‌آورند آن‌چنان امید به زندگی را در ما تقویت می‌کند که قابل توصیف نیست. همین مثال را بس که این کودکان معصوم وجوشان خالق عشق و زندگی است.

نَقل است که رییسِ پیشین فدرال رزرو آمریکا (بانکِ مرکزیِ ایالات متحده) خیلی کم در انظارِ عمومی ظاهر می‌شد و در طولِ یک سال، بیش‌تر از یک یا دو مصاحبه با رسانه‌ها انجام نمی داد. جالب این‌که فدرال رزرو مسئولِ تدوین سیاست‌های پولی، پیگیری رسیدن به اشتغالِ کامل، تثبیت قیمت‌ها و رشدِ اقتصادی در آمریکا است. یعنی یک نهادِ بسیار مهم و تاثیرگذار در اقتصادِ آمریکا. حال به راستی چرا رییسِ چنین نهاد مهم و تاثیرگذاری، نباید در معرضِ افکارِ عمومی قرار بگیرد؟
 از رییسِ فدرال رزرو سوال شد که چرا با خبرنگاران کم روبه‌رو می‌شود؟
وی پاسخی بسیار جالب و قابل تأملی داد:
 به این دلیل که حالاتِ چهرهِ من و کلمات و جمله بندی که در لحظه پاسخ به سوالات استفاده می‌کنم، می‌تواند به صورت ناخواسته تاثیر بسزای بر روی متغیرهای اقتصادی ایجاد کند! چرا که به فرض، اگر بنده یک روز گرفتگی و کسالت داشته باشم و یا بر اثر مسائل شخصی درگیر و برافروخته باشم، به صورتِ ناخودآگاه این گرفتگی و کسالت که در چهره‌ی بنده عیان است می‌تواند یک سیگنال منفی به فعالانِ اقتصادی آمریکا و چه بسا سایر کشورهایِ جهان منتقل کند! بنابراین حتی‌المقدور سعی می‌کنم در معرض دید رسانه‌ها واقع نشوم و به همین دلیل هم بسیار کم مصاحبه می‌کنم!

الف) روز جهانی معلم
روز جهانی معلم با روز معلم در ایران متفاوت است. سیزدهم مهرماه برابر با پنجم ماه اکتبر، روز جهانی معلم نام‌گذاری شده است. سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد(یونسکو)، در سال 1945 میلادی پس از جنگ جهانی دوم، این استدلال را داشت که جنگ‌ها نخست در ذهن بشر شکل می‌گیرند؛ از این‌رو برای دفاع از صلح، ابتدا باید از ذهن انسان‌ها شروع نمود، از دل این تعریف، سازمان یونسکو تأسیس شد و به نقش و جایگاه نظام آموزشی با حضور آموزگاران و استادان آگاه در عرصه‌ی بین‌المللی بهاداده شد.
همکاری این نهاد بین‌المللی در زمینه‌های آموزشی، علمی، فرهنگی و تربیتی به منظور احترام به قانون‌مندی، عدالت و حقوق بشر است.

انیشتن فیزیکدان معروف سخنی تعمق برانگیز گفته است که:«سه نیروی عظیم بر زندگی بشر سلطه دارد. حماقت، ترس و حرص».
در مورد نخست باید گفت مشاهده می‌شود برخی از رفتارهای نیندیشیده و نسنجیده ما آدم‌ها جز نادانی و ناآگاهی منشأ دیگری ندارد و هنگامی که ذهن و تفکر انسان در محدوده‌ی خودبینی و خودمحوری قرار گیرد نتیجه‌ی آن نه تنها منفی و مضر است بلکه فرد را به ناهنجاری‌های اخلاقی می‌کشاند. خودبینی و توجه‌‌ی افراطی به منافع فرد و گروه ویژه موجب می‌گردد، زندگی روند طبیعی خود را از دست بدهد و به طرف ترس و حرص و در نهایت به خشونت و وحشی‌گری بینجامد، گویی در چنین ورطه‌ای آدم‌کشی بزرگ‌ترین عشق و تفریح برخی از مردم جهان بوده‌است.

«حدود ۲۴ میلیون یورو به اشخاصی داده شده که وجود خارجی ندارند. متاسفانه این مشکلات در وزارت صنعت، معدن و تجارت بود. ما مکاتبه کردیم بدون مجوز ما این کاغذها وارد نشود. آقای شریعتمداری نامه نوشت که خودمان داریم وارد می‌‌کنیم و مسئولیت با خودمان است و شما دخالت نکنید. این نامه موجود است.
برای آن دو نفری که حدود ۲۴ میلیون یورو برای واردات گرفته‌اند، دو پرونده‌ی قضایی تشکیل شده که هنوز به جایی نرسیده است چون اصلاً این افراد وجود خارجی نداشتند!» خبرآنلاین

اوایل این هفته بود که جملات بالا را دکتر سلطانی‌فر، معاون مطبوعاتی وزیر ارشاد، رسانه‌ای کرد. در این وانفسا که مطبوعات با چنگ و دندان و زدن از مخارج زندگی خود، چون مریضی رو به موت روزگار می‌گذرانند، شنیدن این خبر که24 میلیون یورو برای واردات کاغذ را به دو نفر داده‌اند که اصلا وجود خارجی ندارند برق از سر آدم می‌پراند. به دیگر سخن آدم مات می‌ماند و حیران از این شلم شوربایی که در این کشور وجود دارد! چرا باید این کشور و مردمان آن به این روز بیفتند که جز پول و مادیات به چیزی دیگر نیندیشند؟! چرا برادر سر برادر کلاه می‌گذارد؟! چرا یک روز در صف خرید خودرو و دلار هستیم و یک روز در صف فروش آن‌ها؟!  به راستی ما را چه شده‌ است؟ چرا چنین سردرگم و بی‌هدف هر طور بخواهند ما را به این سوی و آن‌سوی سوق می‌دهند و می‌کشانند؟

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004