شما اینجا هستید: خانهیادداشت

هرگز لحظه‌ای را که در اوج درماندگی‌ام از درمان پسرم پس از 12 مرحله‌ شیمی‌درمانی از صمیم قلب از خداوند بخشیدن سلامتی دوباره را برایش خواستم، فراموش نمی‌کنم و جاری شدن این جمله که «خدایا تو ببخش من هم بخشیدم». پس از آن دریافتم تنها کاری که باید کرد این است که مشتاق عفو و بخشش باشم. خود را دوست بدارم و بپذیرم و تأیید کنم آن‌گاه همه چیز بر وفق مرادم خواهد بود و گویی معجزه‌هایی در همه‌جا منتظرم بودند.
کینه مثل زهر خوردن و در انتظار مرگ دیگری بودن است و البته بخشش و گذشت هم کار آسانی نیست و چه بسا سال‌ها رنجش‌هایی را در دل نگه می‌داریم اما حاضر نیستیم برای رها شدن خود و دیگران آن‌ها را ببخشاییم؛ گذشت شاید کار سختی باشد ولی فشار روانی ناشی از کینه‌جویی خود باعث غم، از دست دادن سلامتی و احساس تنهایی و دل‌تنگی می‌شود.
بخشیدن، رها کردن احساس ناراحتی و رنجش خاطری است که انرژی زیادی از ذهن و توجه را به شخصی که ما را رنجانده دربر گرفته است.
چه خوب است درک کنیم همان‌هایی که باید ببخشاییم با فهم و دانش و هوشیاری که در آن زمان داشته‌اند بهترین کاری را که به عقلشان می‌رسیده در حق ما انجام داده‌اند و حالا بخشش آسان‌تر خواهد بود.
بخشش ابزاری است که از آن می‌توان برای خنثی کردن خشم، کینه و سایر هیجان‌های منفی استفاده کرد از نظر بعضی، بخشش حتا قدرت دارد تا هیجان‌های منفی را به هیجان‌های مثبت تبدیل کند. برای کسانی که به علت اشتباهات و خطاها، بی‌وفایی‌ها یا فریب‌کاری دیگران هیجان‌های منفی به گذشته دارند بخشیدن خیلی مهم است. بخشش به معنای فراموش کردن، اغماض کردن، معذرت و پوزش خواستن از فرد خاطی نیست و هدف از بخشیدن هم لزوماً آشتی و مصالحه نیست بلکه کاری است که شما برای خودتان و به‌منظور کاستن از سطح تنش روان‌شناختی انجام می‌دهید تا از هیجان‌های منفی مسموم خلاص شوید.
تنفر داشتن از کسی مثل دوست داشتن او سرشار از انرژی زیادی است، اگر هیجان و انرژی منفی‌تان را صرف بخشیدن نکنید، باگذشت زمان از نظر سلامتی نتایجی منفی برایتان به ‌بار می‌آید. اما فرد خطاکار برای بخشیده نشدن دچار مشکل نمی‌شود.
ظاهراً با نبخشیدن به خطاکارانی که علیه شما کاری کرده‌اند اجازه می‌دهید تا بارها و بارها و زمان درازی شما را قربانی کنند. بخشش به شما امکان می‌دهد تا دوباره قدرت خود را به دست آورید. بررسی‌ها نشان می‌دهد کسانی که قادر به بخشیدن‌اند در مقایسه با غیربخشنده‌ها از نظر سلامت روانی و جسمانی وضعیت بهتری دارند. بخشیدن متضمن رها کردن تعمدی کینه و نفرت و عملی است که باید فرد بخشنده از روی میل و آزادی انتخاب کند و دیگران نمی‌توانند و نباید فرد را وادار به بخشیدن کنند.
 یکی از فنونی که بخشیدن را آسان‌ می‌کند، نوشتن نامه‌ی بخشش است که در آن خطا یا گناهی که در مورد شما صورت گرفته و نیز هیجان‌ها و احساسات مربوط به آن را شرح دهید سپس قول دهید که خطاکار را می‌بخشید ولی نامه را هیچ‌گاه برای او نفرستید، با این ‌کار قدرت بخشش را تجربه می‌کنید. گاهی افراد نسبت به خود کینه‌ای به دل دارند که در این صورت هم مخاطب نامه‌ی بخشش خود فرد است و یا حتا در مواردی نامه‌ی بخشش خطاب به کسانی است که از دنیا رفته‌اند و خواهید دید در این مورد هم که بازخوردی وجود ندارد، خاصیت درمانی وجود دارد.
شاید نخواهیم ببخشیم اما به محض این‌که صمیمانه بگوییم مشتاق عفو و بخشایش هستیم فرایند شفا آغاز می‌شود. تمرین کنیم و بیاموزیم بخشش را زیرا برای شفای خود ما لازم است که گذشته را رها کنیم و یکایک افراد را ببخشاییم.
به این جمله‌ی تأکیدی از لوییز هی توجه کنید:
«تو را عفو می‌کنم زیرا آن‌گونه که من خواستم نبودی. تورا می‌بخشم و آزاد می‌کنم.»
  
*کارشناس ارشد روان‌شناسی سلامت
منابع:
1- شفای زندگی نوشته‌ی لوییز هی، ترجمه‌ی گیتی خوش‌دل، نشر پیکان تهران ۱۳۹۴.
2- فنون روان‌شناسی مثبت‌گرا نوشته‌ی جینا ال مگیار، ترجمه‌ی دکتر فرید براتی سده، انتشارات رشد، تهران 1391.


 

 

 

 

 

 

 

مهر ماه 1367 بود که برای نخستین بار ابلاغ معلمی را گرفتم. از شوق و ذوق در پوست خودم نمی‌گنجیدم. از بچگی آرزو داشتم معلم بشوم. 15 مهر ماه یک‌راست از جبهه که برگشته بودم به روستای سرطرهان رفتم. مدیر آن مدرسه عمویم بود. من از مرکز تربیت معلم علامه طباطبایی خرم‌آباد فوق دیپلم گرفته بودم. مدیر مدرسه پایه پنجم را برای من در نظر گرفته بود. لابد چون من فوق دیپلم داشتم! اما دیدم آن‌چه در آن به اصطلاح مرکز آموزش معلمی به من یاد داده بودند مشتی تئوری بود که نه به درد خودم می‌خورد نه به درد دانش‌آموزان!! در آن مدرسه همکاری داشتیم که دوسه سال تجربه‌ی معلمی داشت.

کریم خان زند برای حفظ اقتدار خود و مقدمه‌ی رسیدن به پادشاهی ایران مجبور بود دیگر طوایف سرکش زادگاهش، لرستان را همراه داشته باشد. مقاومت‌ها و زد وخوردهای محلی از این دست، موجب کشته شدن محمدخان، عمو و به نقلی برادر کریم‌خان شد. چند سال بعد که وی به پادشاهی ایران رسید، قاتلان محمدخان منتظر تقاصی سخت بودند اما خان زند، بخشش پیشه کرد و اجازه داد محض آسودگی خیالشان، طایفه‌‌ی قاتل به رسم ایلات لُر در مراسم "خون بَس" (صلح توام با عزاداری که در چنین مواقعی اجرا می‌شود) شرکت نمایند.

 یکی از مهم‌ترین مسایل اجتماعی جامعه‌ی شهری که از چالش‌های اصلی فرا روی توسعه‌ی پایدار به شمار می‌آید، حاشیه‌نشینی است. توسعه‌ی فیزیکی شتابان، ناموزون و نامتعادل شهرها، پیامدهاي نامطلوب اقتصادي، اجتماعی و کالبدي فراوانی به همراه داشته‌است. یکی از این پیامدها که مشکلات: اقتصادی، زیست‌محیطی، اجتماعی،‌ امنیتی، ‌آموزشی، ‌بهداشتی و ... را با خود به‌همراه می‌آورد حاشیه‌نشینی است. در واقع می‌توان گفت از عوامل عمده‌ی ایجاد ناپایداري در مناسبات شهري به‌ویژه در کشورهاي در حال توسعه، گونه‌اي شهرنشینی با مشکلات حاد موسوم به اسکان غیررسمی است که بنا به مشاهدات جهانی در حال گسترش فزاینده است. این‌گونه سکونت‌گاه‌ها هرچند جلوه‌اي از فقر را نمایان می‌سازد، بازتاب کاستی‌ها و نارسایی‌هاي سیاست‌هاي دولت نیز محسوب می‌شود.

آتش‌سوزی پلاسکو از نبود فرهنگ شهری و آپارتمان‌نشینی مالکان تا نبود فرهنگ انتخاباتی جامعه
تخریب ساختمان پلاسکو در درجه‌ی نخست تقصیر مالکان و مدیران آن ساختمان است که ایمن‌سازی نکردند و ساختمان را فرسوده و بدون ایمن‌سازی رها کردند. البته شاید ساخت‌وساز آن هم اشکال داشته نمی‌دانم.

حسادت یک واکنش عاطفی درونی ناخوشایند است که سلامت جسمی و روانی را شدیداً تهدید می‌کند. اغلب چنین حالتی نتیجه‌ی نگرانی‌های دائمی به‌خاطر از دست دادن موقعیت خویش است که موجب خراب شدن روابط با دیگران می‌شود. وجود حسادت هرگز ضرورت یک زندگی سالم نیست، بلکه رقابت همراه با رفاقت و خوب‌نگری لازمه‌ی پیش‌رفت است. به‌توضیح ساده‌تر اگر فردی از سلامت روانی برخوردار باشد به تنگ‌نظری نیازمند نیست.

 پور ابراهیمی، رییس کمیسیون اقتصادی مجلس می‌گوید:« مجموعه سهام عدالت را یک باند مافیایی 250 نفره اداره می‌کند که بررسی‌ها نشان می‌دهد که دارایی مالی سهام عدالت به 96 هزار میلیارد تومان رسیده است که به هیچ احد و ناسی پاسخگو نیستند.ا

با توجه به خلقت بشر کسی نمی‌تواند منکر تفاوت‌های فردی شود، کسی هم قادر نیست مدعی داشتن کمال انسانی باشد، زیرا هیچ فردی کامل نیست و هر آدمی نقایصی دارد. تعلیم و تربیت برای آن است ک به‌تدریج نقص یا نقیصه‌ها کم‌تر شود.

از آن‌جا که روز به روز بر شمار مشتاقان کسب پست و مقام در سيستم اداري کشور ما افزوره می‌شود و اکثر آن‌ها نیز شایستگی و دانش لازم برای نشستن بر صندلی خوش رنگ و لعاب مدیریت را ندارند.

در روان‌شناسی، بلوغ (Maturity) به معنای توانایی برای واکنش، مقابله‌ و پاسخ به شرایط و ‌محیط پیرامون به شیوه‌ای مناسب است. در رسیدن به بلوغ‌، یادگیری بیش‌تر از ژنتیک نقش ایفا می‌کند و اعتقاد بر این است که بلوغ حاصل یادگیری از تجارب و نیز ناشی از رشد سالم است. عنصر اساسی بلوغ، آگاه بودن از زمان و مکان مناسب برای رفتار و نیز دانستن نحوه‌ی عمل بر طبق شرایط و فرهنگ جامعه است. هدایت نحوه‌ی مقابله با شرایط هیجانی شرط لازم برای رشد یافتن در زمینه بلوغ و شیوه‌ی شخص برای برخورد با بحران‌ها یا تصمیم‌گیری‌ها نشانه‌ی خوبی برای تشخیص سطح بلوغ در افراد است.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال دهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، چهار راه بانک، کوچه‌ی شهید جلال سرباز