شما اینجا هستید: خانهیادداشتدیروز، امروز، فردا «گذشته‌ سوزی» و «گذشته‌ سازی»!

دیروز، امروز، فردا «گذشته‌ سوزی» و «گذشته‌ سازی»!

پنج شنبه, 21 شهریور 1392 ساعت 20:39 شناسه خبر: 261 1 نظر
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

 وقتی شرایط به هر دلیل شرایط مناسبی نیست و احساس می‌کنی همه چیز به گونه‌ی عجیبی ناامیدکننده است، طبیعی است هر کاری از دستت برمی‌آید انجام بدهی تا آن شرایط به پایان برسد. در واقع ممکن است شرایط تازه‌ای که به وجود می‌آید شرایط آن‌‌چنان ایده‌آلی هم نباشد، اما تجربه‌ای که پشت سر گذاشته‌ای و یادآوری تلخ‌کامی‌های مربوط به آن، باعث می‌گردد به هر آن‌چه بهتر از گذشته باشد تن بدهی و سطح توقعاتت را در همین اندازه پایین بیاوری.


آن‌چه در دو دولت‌ گذشته بر ما رفت دلیل واضحی بود بر رفتاری که در انتخابات نشان دادیم و البته تا حدودی هم قابل پیش‌بینی بود. پس از انتخابات و شروع به کار دولت جدید هم دوگونه رفتار قابل تصور است که به آن‌ها اشاره می‌کنیم:
بر اساس آن‌چه که بدان اشاره گردید؛ یک دسته از مردم تنها و تنها به این دلیل که شرایط تلخ گذشته به پایان رسیده و در هر صورت اوضاعی که بعد از آن حاکم شده، بهتر از گذشته است؛ توقع‌شان را در همین حد نگه می‌دارند و به وضعیت موجود رضایت داده و دل خوش می‌کنند. اینان از یاد برده‌اند که در همین دوران چیزهای بسیاری از دست رفته که تنها و تنها ترمیم آن‌ها پروسه‌ای نسبتاً طولانی و هزینه‌های هنگفتی را در پی خواهد داشت.
تجربه ثابت نموده که در جوامعی که هنوز آگاهی‌های سیاسی اجتماعی در حد مطلوبی نیست، رفتارهایی از نوع آن‌چه مثلاً در انتخابات دیده می‌شود غیرقابل پیش‌بینی و البته سینوسی است. در چنین جوامعی تکرار تجربه‌ها یک اصل همیشگی است و البته این تکرار هرگز باعث عبرت‌گیری نمی‌‌شود. بدین منظور که هرگز گذشته، چراغ راه آینده نمی‌شود مگر به صورت مقطعی و گذرا.
انتخاب کسی مانند محمود احمدی‌نژاد به‌هیچ عنوان انتخاب مناسبی برای یک دهه‌ی گذشته‌ی ایران نبود. از هر نظر که بررسی نماییم متوجه خواهیم شد که عصر، عصر رئیس‌جمهوری چون احمدی‌نژاد و سیاست‌ها و موضع‌گیری‌هایش نبود؛ با وجود این از آن‌جا که با شناخت رفتار و کنش‌های سینوسی ما در موقعیت مناسبی قرار گرفته بود، توانست رئیس‌جمهور ایران شود و شد آن‌چه نباید می‌شد. نگاهی به شریط جامعه پیش از روی کار آمدن وی این واقعیت تلخ را مشخص می‌سازد که به‌هیچ عنوان این انتخاب، انتخاب هوشمندانه و توسعه‌آوری نیست و بازگشت به گذشته در رفتار و منش وی به خوبی مشخص بود. با این حال به نظر می‌رسید روی کار آمدن وی بر اساس آن شرایط، ناگزیر بود و هیچ‌کاری هم نمی‌شد کرد.
اما دسته‌ی دوم کسانی هستند که بر این روند آگاهی بیش‌تری دارند و می‌دانند که بهترین حالت ممکن این است که هر شخصی که روی کار می‌آید، باید کسی باشد که وضعیت موجود را یک پله بهتر و مساعدتر کند. طبیعی است که این طیف سطح خواسته‌هایشان بسیار بالاست، چون می‌دانند که با آن‌چه «ایده‌آل» می‌تواند باشد، فاصله بسیار است و هیچ توجیهی برای دیر جنبیدن و تعلل پذیرفته نیست. گمان نمی‌کنم هیچ منطق و چارچوبی بهبود اوضاع هشت سال گذشته‌ی ایران را نسبت به پیش از آن بپذیرد. کما این‌که بسیاری از مردم از هر حیث بر آن‌چه پیش از این داشتیم و با روی کار آمدن وی از دست دادیم، افسوس می‌خورند و ایده‌آل‌شان به دست آوردن دوباره‌ی آن است و معلوم نیست این ایده‌آل، بازگشت به گذشته است، یا خیز به جلو. این سردرگمی هم شاخصه‌ی جامعه‌ای چون جامعه‌ای است که درگیر رفتارهای اجتماعی- سیاسی سینوسی و غیرقابل پیش‌بینی است.
بنابراین با یک حساب سرانگشتی متوجه خواهیم شد که «بازگشت به شرایط ایده‌آل گذشته» می‌تواند همه‌ی آن‌چه باشد که از دست دولت جدید برمی‌آید و البته برای شرایط موجود، به هیچ عنوان دستاورد اندک و ناچیزی نیست و شاید دو دوره‌ی چهارساله برای نیل به این هدف، زمان زیادی نباشد. اما آن‌چه مهم است این است که بعد از رسیدن دوباره به این شرایط باید منتظر چه چیزی باشیم.
جامعه، هنوز همان جامعه است؛ با همان رفتارها و کنش‌ها و چه بسا بر اساس فرمولی که دائم در حال تجربه کردن‌اش بوده‌ایم، دوباره باعث و بانی شکل‌گیری شرایط تازه‌ای باشیم که اصلی‌ترین وظیفه و هدف‌اش انگار زدودن دستاوردهای گذشته است و البته تخریب همه‌ی آن‌چه وقت، انرژی و هزینه‌ی هنگفتی برای شکل‌گیری‌اش به کار رفته است. در واقع جامعه درگیر دو گرایش «گذشته‌ساز» و «گذشته‌سوز» می‌شود و البته طبیعی است که «آینده» هیچ جایگاهی در تصمیم‌گیری‌های کلان نداشته باشد؛ اگرچه دائم از آن حرف به میان می‌آید و توجیه بسیاری از رفتارها و قانون‌گذاری‌ها قرار می‌گیرد، اما عملاً همه چیز در راستای گذشته و موضع‌گیری مثبت و منفی دائم در مورد آن قرار می‌گیرد.
بنابر این باید بدانیم که آن‌چه امروز در آن به سر می‌بریم برآیند خواسته‌ی دیروزمان است و آن‌چه امروز تصمیم بگیریم، فردای‌مان را می‌سازد. شناخت دقیق گذشته و تحلیل شرایطی که امروز وجود دارد، می‌تواند ما را به سمت و سویی ببرد که تضمین‌کننده‌ی بهبود فردای جمعی‌مان باشد. 

 

 

 

1 نظر

  • پیوند نظر پرويز گراوند پرويز گراوند دوشنبه, 25 شهریور 1392 ساعت 08:40

    با درود بر تاجمهر خوش فکر و خوش قلم و خوش اخلاق؛
    در تببینِ چراییِ نتایج انتخابات ها و چراییِ نتایج سینوسیِ اتخابات ها در ایران، عاملی که از رفتار و تصمیم گیریِ متلاتم مردم اهمیتش به مراتب بیشتر است، رفتار سینوسیِ حاکمیت در انتخابات ها است. اگر در این انتخابات روحانی و عارف تایید صلاحیت نمیشدند، نتیجه چیز دیگری بود و نتیجه ی سینوسی حاصل نمیشد. اگر در انتخابات شورای شهر تهران داس رد صلاحیت ها این قدر تیز نمیشد، حلا ترکیب شورا و شهردار به شکل دیگری بود. اگر در انتخابا مجلس گذشته، حاکمیت با رد صلاحیت عرصه را بر کاندیدا ها تنگ نمیکرد، مجلس و وزرا و شایذ رییس جمهور کنونی به گونه ی دیگری بودند.
    لذا با تاییدنظرِ شما مبنی بر سینوسی بودن رفتار سیاسی مردم، باید اضافه کنیم نتایج سینوسی در حوزه ی سیاست در ایران بیشتر متاثر از حاکمیت است تا مردم.
    زنده و پاینده باشی.

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004