شما اینجا هستید: خانهیادداشتسلامت ما در برابر دولت امید

سلامت ما در برابر دولت امید

شنبه, 23 شهریور 1392 ساعت 17:41 شناسه خبر: 264 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

 مثلی در زبان شیرین فارسی داریم که می‌گوید:« فلفل نبین چه ریزه، بشکن یا (بچین) ببین چه تیزه.»
به کوچکی و خردی یا ظاهر محقر او نظر نکن بلکه در جوهر و لیاقتش تأمل کن تا ببینی چه شایستگی و کفایتی دارد. ناگفته نماند که به مرور زمان واژه‌ی« دیزه » به اشتباه ( ریزه ) تلفظ می‌شود. دیزه به معنی:« نمودن ـ نشان دادن ـ رنگ ـ شبیه و مانند می‌باشد.»


متناسب با مثل فوق، مناظره‌ی چشمه و اقیانوس، قطعه‌ی دل‌فریبی است از ویکتور هوگو که بیانش خالی از لطف نیست در این مقدمه:
« ... اقیانوس، پرجوش و خروش که در دل قایق‌رانان وحشت به پا کرده بود به چشمه‌ی کوچکی که از لای تخته‌سنگ‌های ساحل، به صورت آبشاری کوچک ـ قطره قطره در آن می‌چکید، گفت:«ای دوست گریان، ای رفیق کوچک، از من چه می‌خواهی؟ من سراپا جوش و خروش هستم، آن‌قدر پهناورم که پایانم به آغاز آسمان می‌رسد، آیا می‌پنداری مرا به وجود تو نیازی هست؟ »چشمه گفت:« ای اقیانوس پهناور، من بدون غوغا، آن‌چه تو کم داری به تو می‌دهم: یک قطره آب شیرین، که بتوان نوشید.»
« معاون وزیر آموزش و پرورش در نامه‌ای به معاون وزیر ارتباطات نصب آنتن‌های تلفن همراه را در مدارس به لحاظ مضر بودن تشعشعات آن‌ها در سلامت دانش آموزان تأکید می‌کند که متأسفانه اداره‌ی مخابرات از جمع‌آوری این دکل‌ها خودداری می‌کنند. در پی این خبر مسئولان آموزش و پرورش تقاضا کردند که در نزدیکی مدارس این آنتن‌ها جمع‌آوری شوند. نامه‌ی دانش‌آموزان یک مدرسه در اصفهان خطاب به مسئولان مخابرات و آموزش و پرورش در سال گذشته خواهان جابه‌جایی آنتن BTS تلفن همراه هم‌جوار با کلاس‌های درس خود شدند. در نامه دانش‌آموزان عوارضی هم‌چون فراموشی‌های مکرر، خستگی، خواب‌آلودگی هنگام درس، سردردهای شدید، لرزش بدن، مزاحمت صوتی دستگاه کولر این سایت تلفن همراه را از عوارض و آسیب‌های این BTS اعلام کردند.
اواخر تیرماه امسال نیز احمد حیدری معاون حقوقی و امور مجلس وزارت آموزش و پرورش طی نامه‌ای به معاون حقوقی و امور مجلس وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات تأکید کرده است:« علی‌رغم درخواست مؤکد این وزارت بر تسریع در جمع‌آوری آنتن‌های تلفن همراه، منصوبه در مدارس به دلیل مضر بودن تشعشعات آن برای سلامت دانش‌آموزان، متأسفانه ادارات مخابرات از جمع‌آوری این دکل‌ها خودداری می‌کنند؛ لذا مجدداً درخواست می‌گردد به نحو مقتضی به ادارات مخابرات سراسر کشور اعلام گردد تا هر چه سریع‌تر با هماهنگی ادارات کل آموزش و پرورش سراسر کشور، اقدامات لازم برای جمع‌آوری دکل‌های منصوبه در فضای مدارس را معمول نمایند.»  گل بودیم به سبزه نیز آراسته شدیم.
داستان‌های دکل‌ها با پدیده‌ی نامیمون و شوم ریزگردهای آلوده به مواد شیمیایی کاری کردند کارستان!!!. بیماری و مرگ برای مردم بی‌گناه و انباشت ثروت برای عده‌ی کثیری از پزشکان محترم ره‌آورد این قاتلان بی‌صداست. محیط‌زیست آلوده چنان عرصه را بر مردم تنگ کرده که نمی‌دانند با کدام جبهه نبرد کنند. کارخانه‌های سرب و روی در غرب زنجان خرد و کلان زنجانی‌ها را به ستوه آورده و در این آشفته‌بازار، ماهی‌گیران آب گل‌آلود در بیمارستان‌ها دست به نوعی کلاه‌برداری مدرن زده که گندکار این فرصت‌طلبان با خشم مردم در مقابل استانداری زنجان یک‌شنبه 20 امرداد92 روبه‌رو شد. باری بر تخت‌خواب بیمارستان‌ها قربانیان این دو جریان با سرطان‌های رنگارنگ دست و پنجه نرم می‌کنند. ناگفته نماند طبق نظر پزشکان عوامل فوق محرک بزرگی بر این بیماری‌هاست امشب که با دوست فرزانه‌ام تلفنی صحبت می‌کردم از صدای نحیفش بهت‌زده شدم. در طول 40 سال سابقه‌ی دوستی از دوران سپاه دانش هیچ‌گاه صلابت و شیردلی‌اش اندکی زایل نمی‌شد. در زیر سرم شیمی‌درمانی که هر یلی را می‌افکند در آن‌سوی سیم تلفن بگو و بخندش به ما روحیه می‌داد. اما امشب که صدایش را شنیدم برای عید و چهلم بر مزار پدر گران‌قدرش به زنجان رفته بود دریغ که به قول خودش نتوانسته بود بر مزار پدر حاضر شود و با او گفت‌‌وگویی کند. هوای فوق‌العاده نامساعد و آلوده‌ی زنجان به محض ورود او را راهی بیمارستان می‌کند. صدای نزارش آتش بر وجودم نهاد. با این حال دغدغه‌ی مردم را داشت و مصرانه می‌خواست این اوضاع دهشناک را به گوش دولت امید و اعتدال برسانیم. قول دادم که خواهم نوشت اما این بار با امید نه تیری به تاریکی افکندن!!!
باری در گذری به پارکینگ شهرداری کرمانشاه در دو ماه قبل که مرکز تجمع پزشکان متخصص و فوق تخصص می‌باشد، سیل جمعیت در اتاق‌های انتظار حتا راهرو و مسیر پله‌ها را نیز اشغال کرده بود؛ بیماران عمدتاً از روستاییان و اقشار متوسط جامعه بودند. آسم، تنگی نفس، سرطان خون و مشکلات مربوط به ریه چشم‌گیرتر بود. حق ویزیت 20هزار تومان و زمان معاینه از 20 تا 60 ثانیه تجاوز نمی‌کرد. 5 نفر ـ 5 نفر به اتاق دکتر می‌فرستند و بیماران آن‌قدر منتظر مانده‌اند که دیگر تاب و توان انتظار بیش‌تر را در خود نمی‌بینند در نتیجه با چشم‌غره و سقلمه بیمار را که با پزشک صحبت می‌کند وادار به پایان سؤال و معاینه کرده تا خان اول را که همانا معاینه بیمار می‌باشد طی کرده و خان‌های بعدی را اعم از رادیولوژی، سونوگرافی، آزمایش خون، پاتولوژی، نمونه‌برداری از مغز استخوان و صدها مورد دیگر را که هر کدام مرده و زنده آدم را به ستون یک جلو چشم آدم آورده طی کند تا آن‌گاه درد بی درمان بیمار را به یکی از همراهانش داده تا چند جفت کفش آهنی و چند عصای پولادی به اضافه چند ده‌میلیون‌تومان پول نقد بیمارستان‌های خصوصی را زیر پا بزند شاید فرجی شود و راه نجاتی بیمار را لباس عافیت بپوشاند. ناگفته پیداست در چنین جاهایی پول در راه علاج نقش اول را دارد. انسانیت، کرامت انسانی، هم‌نوع و دردمند در این‌جا معنا و مفهومی مسخره دارد!!! اگر بیمارت رو به قبله باشد. پزشک و پرستار و کادر درمانی با بی‌تفاوتی محض از کنارش گذشته و بنی آدم اعضای یک پیکرند فقط با واریز کردن مبالغ هنگفت به حساب بیمارستان که لیستی بلندبالا برای جراحی بیمارت تقدیمت می‌کند معنا می‌شود روزنامه‌های محلی غرب و جنوب کشور چند سال است که عوارض وحشتناک پدیده‌ی ریزگردها را به گوش مردم و مسئولین نه یک بار بلکه هزاربار تکرار کرده‌اند اما افسوس و دریغ از کوچک‌ترین اقدامی مؤثر در جهت خدمت به مردم و بیمارانی که به علت این ارمغان شوم گرفتار بیمارستان‌ها و هزینه‌های سر به فلک کشیده‌ی آن‌ها شده‌اند. ره‌آورد ویران‌گر آنتن‌های مذکور ـ امواج پارازیتی و ریزگردها علاوه بر مسائل یاد شده. قشر زحمت‌کش و تولید‌کننده عسل به ویژه در منطقه‌ی زاگرس هزاران خانواده را به خاک سیاه نشانده و باعث از بین رفتن زنبورهای‌شان شده است.
با این منطق علمی و تجربی کسی نمی‌تواند منکر این حقیقت شود و گناه را بر دوش زنبورداران بیندازد. امرار معاش این خانواده‌ها فقط از طریق پرورش زنبور و تولید عسل و موم می‌باشد که متأسفانه بیداد عوامل ویران‌گر اشاره شده مرگ و میر بی سابقه‌ی زنبورها را رقم زد. زنبور عسل از غرب، شرق، شمال و جنوب 4 کیلومتر از کندوی خود فاصله گرفته تا به جمع‌آوری گرده‌ی گل‌ها و حمل آن به کندو فعالیت منظم دارد. هر زنبوری که به گلزاری می‌رسد با شاخک‌هایش که در واقع برای ارسال پیام به زنبورهای دیگر از آن استفاده می‌کند دیگر زنبورها را به آن منطقه برای جمع‌آوری گرده‌ی گل‌ها فرا می‌خواند. در برگشت در حالی که هر زنبوری روی صدها نوع گل نشسته و گرده‌ها را که به اندازه‌ی نیمی از وزن خود است همچون دو گلوله در زیر پاهایش با ارسال فرکانس‌هایی توسط همان شاخک‌ها راه کندوی خود را تشخیص و به مقصدش رسیده پس از تخلیه‌ی بار خود دوباره عازم مناطقی می‌شود که دارای گل باشد. اما آنتن‌های ماهواره‌ای، امواج پارازیتی و ریزگردها در انجام ارسال و دریافت سیگنال‌های فرستنده و گیرنده اختلال به وجود آورده و در بیابان‌ها با گم کردن راه و خستگی از پای درآمده و محکوم به مرگ می‌شوند. زنبوداری که 200 تا 300 کندو زنبور عسل داشته اکنون دو، سه کندو برایش باقی مانده و فریادش در حلقومش خفه شده زیرا هیچ مسئولی نه کار خطیر این قشر را درک می‌کند و نه ورشکستگی آن‌ها را که ضایعه‌ی بسیار دردناکی است!
در حوزه‌ی تولید عسل در ایران سلسله جبال زاگرس که مرغوب‌ترین نوع عسل در این منطقه به ویژه استان لرستان و کرمانشاه و ایلام تولید می‌شود دریغ از یاوری، فریادرسی و مسئولین مربوطه که جز به پست‌های بالاتر و زندگی خود به وظیفه قانونی و انسانی خود کم‌ترین دغدغه‌ای نداشته اما غافل از آنند که به قول قدیمی‌ها در بر روی یک‌پاشنه نمی‌چرخد.
در مواردی تأثیر مخرب و تلخ ریزگردها بر سیستم عصبی و مغزی افراد به ویژه نوزادان و کودکان موجب شده است که به بیماری‌های خطرناک و ناعلاجی مبتلا گردیده‌اند که زیر فشار و تأثیر عواملی مخرب اطلاعات مغزی کودکان را دست‌خوش تغییرات عمیقی کرده و سلامت آنان را به مخاطره افکنده است. در یک مورد از دانش‌آموزان اهوازی که به تهران اعزام شد. متأسفانه حافظه و ذهن کودک به طور کلی پاک شده به طوری که از ابتدا همچون طفل شیرخواری با او رفتار می‌شود که آینده چه نتیجه‌ای خواهد داد الله اعلم.
در پایان موارد زیر جهت حل معضل ریزگردها توصیه می‌شود به این امید که دولت تدبیر و امید بدان التفات فرموده و سریعاً اقدام نماید:
1ـ مالچ پاشی و الزام شرکت‌های نفت و ... برای بیابان‌زدایی و جلوگیری از افزایش گرد و خاک
2ـ انعقاد کنوانسیون‌های زیست محیطی با کشورهای همسایه برای همکاری آنان زیر خاستگاه گرد و خاکی که به کشور ما می‌رسد از کشورهای عربستان، عراق و ... است.
3ـ ایجاد کمربند فضای سبز و افزایش سرانه فضای سبز استان‌های جنوبی و غربی و شهرهای مرزی
4ـ هم‌کاری و هم‌سویی بیش‌تر دستگاه‌های مسئول و متولی مانند آموزش و پرورش بهداست و درمان، ارتباطات، جهاد کشاورزی.

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004