شما اینجا هستید: خانهیادداشتبیان حقیقت سیاه‌نمایی نیست

بیان حقیقت سیاه‌نمایی نیست

پنج شنبه, 26 مرداد 1396 ساعت 13:29 شناسه خبر: 2816 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
seymare seymare

(به‌ بهانه‌ی انتخابات کانون بازنشتگان آموزش و پرورش خرم‌آباد)

نزدیک به دو دهه‌ی پیش جمعی از همکاران بازنشسته در معیت فرهنگی تلاش‌گر و درستکار شادروان استاد محمدحسن خشنود اقدام به تاسیس کانون بازنشستگان آموزش و پرورش کردند، شرایط مدیریت این مجموعه در حد توان هيئت مدیره تا کنون بی‌وقفه ادامه یافته است.


آگهی شده است در تاریخ شنبه( 28 اَمردادساعت پنج بعدازظهر) در سالن همایش دبیرستان امیرکبیر برای انتخاب هیئت‌مدیره‌ی جدید رأی‌گیری خواهد شد. در سال‌های گذشته جسته و گریخته برخی از همکاران انتقادهایی نسبت به روند اداره‌ی کانون داشته‌اند. شاید، علت بی‌اعتمادی و دل‌زدگی کلی از شرایط زندگی اقتصادی خویش باشد که خود به خود ایجاد ناهماهنگی می‌کند، بی‌اعتنایی و ناامیدی و نداشتن اعتماد و در پی آن مایوس شدن از تلاش، نتیجه‌ای جز بدتر کردن اوضاع ندارد. افراد مبتکر و پاک‌اندیش در بدترین شرایط توانسته‌اند موجب تحول و تغییر شوند. راقم این سطور از همان سال 80 متوجه شدم که بازنشستگی یعنی فراموشی از طرف دیگران و مسئولین، هرچند به علت مشکلات شخصی نتوانستم تاکنون جز هیئت‌مدیره‌ی کانون باشم. من هم تصور می‌کردم بازنشسته شدن یعنی ظلم مضاعف! هم‌اکنون بازنشستگان فرهنگی همان استخوان خوردکرده‌ها در تعلیم و تربیت با مشکل پاداش وارونه مواجه‌اند، سال‌های سال است مسئولین یکی پس از دیگری نوید اصلاح وضعیت معیشتی و پیاده کردن قانون نظام هماهنگ را می‌دهند اما خبری از اجرا نیست و روز به روز بازنشستگان در تنگنای بیش‌تری قرار می‌گیرند. این روش درست نیست که خدمت‌گزاران یک مملکت به‌صورت کالایی مصرفی انگاشته شوند به ویژه اگر پیشکسوتان فرهنگ و تعلیم و تربیت وطن خود باشند. اگر واقعاً تصمیم چنین سیاستی از پیش گرفته شده‌ باشد باید مطمئن بود چنین روش‌هایی مردم را سعادت‌مند نخواهد کرد! رواج دروغ و فریب بدترین ویروس کشنده‌ی فرهنگی‌ است که در نهایت خشک و تر را با هم می‌سوزاند. معلوم نشده است بی‌احترامی و بی‌توجه‌ای به بزرگان و ریش سفیدان تعلیم و تربیت چه شور دل‌انگیزی برای مروجان آن دارد؟! البته دلیل آن مشخص است، اما بیان آن تکرار مکررات!
می‌دانیم احتمالاً تصورات و توهمات برخی از مسئولین بی‌درد چنین است: این‌ها تنها شده‌اند، حقوقشان کافی است، انتقاد می‌کنند، نق می‌زنند، ایراد می‌گیرند، گذشته و حال را مقایسه می‌کنند، آن‌ها بودند ما را به چنین روزی انداختند، این قشر خانه‌نشین که وقت و توان پول خرج کردن ندارند، آفتاب لب بامند، باید به‌فکر آن دنیا باشند(درست مانند خودشان)، به بازنشستگان چه ربطی دارد که به فرزندان بی‌کار و نوه‌های چشم به راهشان کمک و یا محبتی داشته‌ باشند؛ از آن گذشته این قشر فرهنگی چون همواره سعی می‌کنند حرمت شرایط سنی و رسالت سنگین خود را حفظ کنند سکوت می‌کنند یا اصلاً توان اعتراض ندارند. به هر روی با این توهمات معلوم است دیواری کوتاه‌تر از آن‌ها پیدا نمی‌شود، متأسفانه این همه توهم‌سازی از کسانی دیده می‌شود که همه‌ی زندگی‌شان مدیون معلم‌های آن‌هاست (گرچه هیچ معلمی بدآموزی نمی‌کند) اما آن‌ها همه چیز را فراموش کرده و سر سفره‌ی پیروزی نشسته و با وعده‌های توخالی بازنشستگان را سرگرم می‌کنند اما روی دیگر سکه چیز دیگری را نشان می‌دهد، همین قشر بودند که با ایثار و از جان گذشتگی شما را بر سر سفره‌ی پیروزی نهادند که شاید وضع کلی زندگی یک ملت از هر جهت بهتر شود. فرهنگیان از جمله کسانی بودند که در کنار سایر مبارزها از میهن و شرافت هم‌وطنان خود به‌خوبی دفاع کردند، برای بهبود زندگی همواره هنگام تدریس دانش‌آموزان خود را به راستی و درست‌کاری هدایت می‌کردند اما متأسفانه خود پاسخی زیبنده دریافت نکردند. در برخی موارد مشاهده می‌شود بعضی افراد، ناشناخته و به دور از واقعیت فرهنگیان و سایر مبارزان راه بیداری و ترقی ملت را مقصر همه چیز می‌دانند و این در حالی است که انقلاب‌ها و جنبش‌های رهایی‌بخش ملت‌های مختلف جهان اغلب به انحراف کشانده نشده است و هم‌چنان در راه سعادت ملت خویش می‌کوشند.
بارها روان‌شناسان و رفتارگرایان اعلام کردند کسی سلامت روانی دارد که خود و هم‌نوعان را به شکلی دو جانبه دوست داشته باشد، چنان‌چه هر یک از این دو اصل وجود نداشته باشد قطعاً فرد بیمار است. کسانی که همواره در شیپور دشنام و نفرین به سیاست‌گزاران دیگر کشورها می‌دمند آیا اطلاع دارند که آن‌ها با ریش سفیدان و بزرگان مملکت خویش چه رفتاری دارند؟!
شوربختانه در رهگذر سیاست‌های اشتباه و انحرافی تنها منابع مالی یک ملت نابود نمی‌شود بلکه از آن برتر، کاشت تخم کینه، نفرت، حسادت، دروغ، بی‌انصافی، فرهنگ اعتقادی مردم را هم ضایع می‌کند و این خود هولناک‌تر از سایر بدبختی‌هاست. دزدی، پول‌شویی، اختلاس، اعتیاد، تجاوز به عنف (حتا به کودکان معصوم)، گدایی، کارتن‌خوابی و زنان و دختران خیابانی همگی دست‌آورد فقر مالی و به دنبال آن فقر فرهنگی است. 
اخیراً مشکل جدیدی به مشکلات دیگر افزوده شده است و آن هم از بین رفتن سپرده‌های افراد محتاج است که به امید کم‌تر کردن مشکلات اقدام به چنین کاری کرده‌اند، در این بازار آشفته قشر کم درآمد و تهی‌دست به جای مشاهده‌ی پیش‌رفت، آسایش و نشاط خویش باید نظاره‌گره گرانی‌های هر روزه باشند. آیا بازار آزاد با بازار رها تفاوتی ندارد؟! گویا احتمالاً علت اصلی این همه فلاکت‌های پیاپی، عدم تمرکز در مدیریت و وجود مراکز قدرت متعدد باشد که برای رفع مشکلات مردم تا کنون نتوانسته‌اند هماهنگی ایجاد کنند اما ملت اساطیری و بیدار ایران هم‌چنان امیدوار و تلاش‌گرند و تا آخرین نفس برای حفظ سرزمین و منابع غنی خود ایستاده‌اند و ناامید نمی‌شوند.

 

 

 

 

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال دهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، چهار راه بانک، کوچه‌ی شهید جلال سرباز