شما اینجا هستید: خانهیادداشتدكتر يزدي در آيينه‌ی موافقان و مخالفان

دكتر يزدي در آيينه‌ی موافقان و مخالفان

شنبه, 11 شهریور 1396 ساعت 11:21 شناسه خبر: 2861 2 نظرها
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
seymare seymare

دكتر ابراهيم يزدي سياست‌مدار با تجربه و وزير خارجه دولت موقت بازرگان در سن 86 سالگي در گذشت. در گذشت «آقای سیاست‌مدار» موج شديدي در دو سوي موافقان و مخالفان ايشان برانگيخت و واكنش‌هاي مختلفي را موجب گرديد.

در اين‌جا بدون اين‌كه بخواهيم وارد جزييات استدلال‌هاي اين دو دسته شده و صحت و سقم آن‌ها را كاوش كنيم در حد اين نوشته به دسته‌بندي‌ها و آبشخورهاي فكري موافقان و مخالفان پرداخته، به پاسخ به اين سوال مي‌پردازيم كه چه عوامل و زمينه‌هايي باعث شده كه يزدي در نگاه مخالفان چنين يك‌سره منفي به نظر برسد و چرا موافقان و مخالفان ايشان امكان رسيدن به يك توافق را از دست داده‌اند و اين تصوير ساخته شده در فضاي قطبي بين موافقان و مخالفان تا چه حد با آن‌چه كه يزدي در عمل انجام داد تطابق و سازگاري داشت؟
دسته‌بندي از طيف مخالفين و موافقين دكتر يزدي
گروهي از مخالفان دکتر یزدی معتقدند كه ایشان نقش موثري در پيروز انقلاب اسلامي داشته است و چون  عملكرد اين انقلاب را مطلوب خويش نمي‌دانند بنابراين با نوعي اين‌هماني بين انقلاب و دكتر يزدي سعي در تخطئه ايشان داشته و همه‌ی مشكلات و نواقص انقلاب و نهادهاي موجود در جمهوري اسلامي را از ابتدا تا كنون به پاي ايشان نوشته و با سنگين كردن پرونده‌‌اشان او را متهم جلوه داده و نقش بسيارمنفي به ايشان نسبت مي‌دهند.
گروهي ديگر از مخالفان يزدي كساني هستند كه در ابتداي انقلاب خود نيز در شكل‌گيري و تثبيت آن نقش داشته‌اند و يا در اين مسير فعال بوده‌اند و مسير انقلاب آنان را به نوعي حذف و يا ناكام گذاشته است. اين دسته به نوعي با انقلابي‌گري در آن زمان مخالف هستند و منتقد رفتار خود در آن دوره هستند. اينان با نقد بنيادين دكتر يزدي و متهم كردن ايشان به نوعي گذشته انقلابي خويش را نقد مي‌كنند و با نوعي فرار رو به جلو و گريز از مسئوليت اخلاقي همه‌ی تقصيرها و اشتباهات خود و رهبران و سازمانشان را يك‌پارچه متوجه افراد ديگري مانند يزدي و بازرگان نموده، نقش و سهم تاريخي خود را فراموش مي‌كنند. (چنين افرادي  فراموش مي‌كنند آدم‌ها در سير تاريخي خويش متحول مي‌شوند و در عين حال كه تحول خودشان را بايد ببينند بايد به تحول يزدي نيز باور داشته باشند. چه بسا تحول و تغيير مواضع يزدي بيش از آنان شروع شده بود.)
دسته‌ی آخري از مخالفان كه بيش‌تر جوانان را شامل مي‌شود كساني هستند كه علاقه و فرصت مطالعات تاريخي عميق نداشته و تحولات تاريخي را از دريچه‌ی شبكه‌هاي اجتماعي و اينترنت دنبال مي‌كنند و در شبكه‌هاي اجتماعی فعال هستند و قدرت‌زيادي در این شبكه‌ها دارند. اين‌ها با طرح گزينشي نمونه‌هاي خاص تاريخي از عملكرد يزدي و برجسته كردن آن و با ساختن قالب‌هاي پيش‌ساخته خائن و خادم سعي در نشان دادن يزدي به عنوان خائن به ايران را داشته و امكان بررسي و گفت‌وگوي تحليلي و منطقي در مورد حوادث تاريخي را از بين مي‌برند. اين دسته به‌خاطر سرخوردگي تاريخي و شرايط  به‌وجود آمده اقتصادي و سياسي بعد از انقلاب نگاهي بسيار بدبينانه به كل سردمداران انقلاب دارند. آن‌ها با نوعي نگاه نفرت و شيفتگي به تحولات تاريخي نگاه مي‌كنند. بنابراين درگذشت چهره‌هايي مثل يزدي فضايي را به‌وجود مي‌آورد تا همه‌ی مشكلات انقلاب را بر سر يزدي و طيف ملي- مذهبي‌ها خالي كنند.
دسته‌ی ديگري كه در حد وسط موافقان و مخالفان ايستاده‌اند با نوعي نگاه انتقادي عملكرد يزدي را در دوره‌هاي مختلف تاريخي بررسي مي‌كنند و به هر دوره نمره‌ی خاص خود مي‌دهند و سعي مي‌كنند هر دوره جدا از دوره‌هاي ديگر بررسي شده و تاثيرات آن‌ها بر هم‌ديگر كمتر ديده شود. مثلاً خطاهاي احتمالي يزدي در ابتداي انقلاب نبايد باعث ناديده گرفتن نقش مثبت ايشان در موضع گيري‌هاي دوران جنگ و دوم خرداد و يا دوره‌ی اعتدال روحاني شود. اين دسته به وجود نقاط ضعف و خطاهايي در كارنامه‌ی يزدي اعتراف نموده ولي سعي مي‌كنند عملکرد يزدي را در مجموع سنجش نموده، با توجه به آرمان‌ها و منش و روش ايشان طي زندگي سياسي‌اش كارنامه‌ی او را موفق ارزيابي نموده و او را در مجموع در رديف خادمان و دلسوزان اين مملكت مي‌دانند كه بايستي از انديشه‌ها و روش ايشان براي ساختن ايران بهره گرفت.
دسته‌ی آخر نيز به‌دنبال توجيه عملكرد كل زندگي و انديشه يزدي هستند و خطاها و كاميابي‌هاي ايشان را تا حدي ناديده مي‌گيرند و او را سياست‌مداري كاملاً موفق مي‌دانند كه زمانه بد باعث ناكاميابي ايشان شده است.
پس از دسته‌بندي اجمالي كه از موافقان و مخالفان دكتر يزدي داشتيم بدون آن‌كه بخواهيم وارد درستي و يا نادرستي اين ادعاها شوم مي‌توان گفت: ابراهيم يزدي سياست‌مداري است كه در حدود 60 سال مبارزه‌ی سياسي داشته و طبيعي است كه در كارنامه‌ی سياسي شصت ساله ايشان مي‌توان نقاط ضعف و خطاهاي جدي پيدا نمود. تحليل شخصيت دكتر يزدي در صورتي منصفانه و وافع‌بينانه است كه بتوان كارنامه او را در يك محيط سالم و آزاد و به‌دور از برچسب  و با در نظر گرفتن كارنامه‌ی همه افراد درگير در صحنه‌ی انقلاب بررسي نمود و سهم و نقش مثبت و منفي هريك را نشان داد. در شرايطي كه امكان بررسي نقش تمام كنشگران موجود در صحنه‌ی انقلاب به هردليل وجود ندارد و به اين بهانه كه چون ديگران را نمي‌توانيم نقد كنيم و يا نمي‌خواهيم نقد شوند همه تقصيرات را برگردن يزدي و بازرگان و شريعتي بريزيم و بابت عملكرد انقلاب تنها يك طيف خاصي را كه در يك دوره‌ي كوتاه در انقلاب نقش داشته و اتفاقاً در آن دوره هم منتقد بوده محكوم كنيم. به‌دور از انصاف و اخلاق است.گاهي در بين نقدها متاسفانه تاريخ واژگونه و از حال به گذشته تفسير مي‌شود در اين تحليل خيلي‌ها كاملاً تبريه مي‌شوند و جوري صحبت مي‌شود كه بسياري از كنشگران اعم از شاه و سلطنت‌طلب‌ها و انقلابيون و مردم عادي همه بي‌تقصيرند و اين ابراهيم يزدي بود كه باعث انقلاب شده است. اين تقليل‌گرايي كه همه نقاط منفي انقلاب به پاي يك فرد و گروه نوشته مي‌شود كه در مقطعي كوچك در انقلاب نقش داشته‌اند نه بهره علمي دارد و نه واجد ارزش اخلاقي و اجتماعي است. بنابراين نگارنده بدون داشتن تعلق حزبي و عقيدتي و تنها از منظر يك تحليل‌گر جامعه‌شناسي معتقدم بايد نگاهمان را از مطلق بيني و نگاه اسطوره‌اي و سياه و سفيدبيني در بررسي حوادث تاريخي پاك كرد. عملكرد يزدي و بازرگان هم‌چون ديگران داراي خطاها و صواب بوده وخطاهاي آن‌ها را بايد منصفانه و واقع‌گرايانه نقد كرد و صواب‌ها را هم تحسين كرد و اين ارزيابي بايد در مقايسه با ديگر همراهان و مشاركت كنندگان در انقلاب و در نظر گرفتن زمينه‌ی انقلاب باشد. (اتفاقاً وقتي از منظرمقايسه‌اي به موضوع نگاه مي‌كنيم چه بسا موضع گيري اين‌ها داراي خطا و اشتباه كم‌تري نسبت به هم نسلان خود بوده است. و اگر مسير خطايي هم رفته‌اند زودتر مسير خود را تصحيح كرده اند). تاريخ را نمي‌توان گزينشي و دل‌بخواهانه خواند و تفسير نمود. سنجش و ارزيابي ما بايد بر مبناي لحاظ كردن كل زندگي آن‌ها و مقايسه كردن آن‌ها با هم دوره‌هاي ايشان و در نظر گرفتن جو زمانه و حتا ميزان قدرت آن‌ها در تصميم‌گيري‌هاي اول انقلاب باشد. البته چنين نيست كه با اين روش همه كنشگران انقلابي مبرا از خطا مي‌شوند بلكه در اين روش هر كس سهم و تقصير خود را متناسب با  زمانه بدست مي‌‌آورد. در اين‌جا بحث بر سر يافتن مقصر و تنبيه نيست بلكه بحث بر سر اين است كه بتوان روش‌ها و رويه‌هاي نادرست را شناسايي و اصلاح كرد و از تداوم رويه‌هاي غلط جلوگيري كرد و افراد دايم‌التقصير را نيز از تصميم‌گذاري مجدد كنار گذاشت.
به‌هرحال چه با يزدي موافق باشيم يا نه ولي نمي‌توان در اين نكات ترديد كرد كه ابراهيم يزدي شصت ساله براي ‌آرمان‌ها و اهدافش كه عظمت و آزادي اين سرزمين بود به صورت مسالمت آميز مبارزه كرد. هيچ‌گاه از گفت‌وگو با مخالفانش سرباز نزد. مردي عملگرا و در عين حال اخلاقي و پايبند به اصول و مرام خويش بود. به تشكيلات و سازماندهي سياسي باورداشت. در ميانه عملگرايي و آرمان‌گرايي ايستاده بود. با داشتن دل‌بستگي به قرائت خاص از دين، هيچ‌گاه خواهان كسب قدرت به هر قيمت نبود. در عين حال كه مي‌توانست با فاصله گرفتن از هم‌رزمان قديمي‌اش جايگاه و منزلتي در قدرت كسب كند ولي تا آخر بر سر ميراث بازرگان وفادار ماند. گرچه كامياب نشد ولي عاقبت خوشنام و اميدوار رفت و توصيه‌اش براي همگان در لحظات آخرعمر اميد بود.              روحش شاد باد!
*جامعه‌شناس

 

 

 

 

 

 

 

2 نظرها

  • پیوند نظر  مجتبی ترکارانی مجتبی ترکارانی دوشنبه, 13 شهریور 1396 ساعت 08:04

    سلام. بر شما دوست محترم نادیده ام. خوشحالم که به این مطلب نقد و توجه داشته اید. لازم میدانم در مورد موارد یکه فرموده اید چند نکته عرض کنم. 1- بنده از رویکردی دفاع کرده ام که سیاه و سفید نمی بیند و در عین حال که از خواسته ها و مطلوبات خویش دفاع می کند ولی در عین حال جا را برای صحبت و نقد دیگران باز می گذارد و به خطاپذیری انسانها و تعامل معتقد است. 2-در این یادداشت هم اعتراف می کنم که نگاهم به دکتر یزدی همدلانه بوده است.در عین حال که سعی کردم این همدلی موجب خارج شدن از دایره انصاف و واقع گرایی نشود. 3-اشکال شما به قسمت پایانی یادداشت است."به‌هرحال چه با يزدي موافق باشيم يا نه ولي نمي‌توان در اين نكات ترديد كرد كه ابراهيم يزدي شصت ساله براي ‌آرمان‌ها و اهدافش كه عظمت و آزادي اين سرزمين بود به صورت مسالمت آميز مبارزه كرد. هيچ‌گاه از گفت‌وگو با مخالفانش سرباز نزد. مردي عملگرا و در عين حال اخلاقي و پايبند به اصول و مرام خويش بود. به تشكيلات و سازماندهي سياسي باورداشت........" فکر می کنم هرچه هم با عقاید و رفتار یزدی مخالف باشیم نمی توانیم موارد بالا را کاملا انکار کنیم. اینکه یزدی برای باورهایش مبارزه کرد و اهل گفت گو و دموکراسی بود.و پایبند به مرام مسالمت امیزی بود. (این همان چیزی است که ما در مبارزان سیاسی مان کمتر دیده ایم. نگاه مدنی و مسمالمت امیز) من اگر پایبندی به اصول گفته ام منظورم چنین اصولی بوده و گرنه. داعش به قول شما به اصول خشونت امیزشان پایبند است...بنابراین من در این یادداشت نه از اقدامات یزدی کاملا دفاع کرده ام و نه وارد رد یا تایید استدلال های مخالفان شده ام..

  • پیوند نظر  دوست سیمره دوست سیمره یکشنبه, 12 شهریور 1396 ساعت 00:29

    با عرض سلام خدمت نویسندۀ محترم و سپاس از سیمره؛
    دوست بزرگوار فرض اصلی شما در این بحث دوری کردن از قضاوت ارزشی و گزینشی و عدم نگاه سیاه و سفید به افراد و شخصیتهای تاریخی است. اما متأسفانه در پایان خودتان به قضاوت یکجانبه در رابطه باکارنامۀ سیاسی ایشان پرداخته اید. پایبندی به مرام به خودی خود نمی تواند واجد ارزش باشد. یک عضو داعش هم بر سر مرامش خود را منفجر می کند، مهم آن است که آیا آن مرام ارزش ایستادگی را دارد یا نه.
    نتیجه آن که بنا بر فرض خودتان یا باید اصلاً قضاوت نکنیم و یا اگر نقاط قوت کسی یا چیزی را گفتیم، لااقل اشاره ای هم به دلایل کسانی داشته باشیم که در مخالفت با او سخن گفته اند. در صورتی که شما در بخش پایانی این یادداشت همان رفتاری را کرده اید که منتقد آن هستید.

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال دهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، چهار راه بانک، کوچه‌ی شهید جلال سرباز