شما اینجا هستید: خانهیادداشتبنی آدم و استانداری لرستان

بنی آدم و استانداری لرستان

پنج شنبه, 23 شهریور 1396 ساعت 11:43 شناسه خبر: 2885 1 نظر
این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)
seymare seymare

«طایفه‌ی زندیه ابتدا در کمازان ملایر می‌زیستند. نادرشاه این طایفه را به دره‌گز خراسان تبعید نمود. پس از کشته شدن نادرشاه این طایفه از فرصت استفاده کردند و به محل اولیه‌ی خود باز‌گشتند. آنان از هرج و مرج و انقلاب‌هایی که بعد از کشته شدن نادرشاه ایجاد شده بود استفاده کرده و قدرت را به دست گرفتند و کریم‌خان زند به پادشاهی رسید. در ایامی که کریم‌خان در کمازان ملایر می‌زیست رفیقی داشت به نام حالو (خالو) چهارشنبه.

 حالو چهارشنبه بعد از آگاهی از پادشاه شدن کریم‌خان، موضوع را با زنش در میان گذاشت. زن وی این موضوع را باور نمی‌کرد، اما سرانجام متقاعد شد که قضیه صحت دارد و شوهر را تشویق کرد که به شیراز رفته و از حالو کریم ملاقاتی به‌عمل بیاورد. حالو چهارشنبه چارقی به پا کرد و کوله‌پشتی خود را برداشت و چوپانوار به طرف شیراز عزیمت کرد و خود را به شیراز رسانید ولدی الورود به در قصر کریم‌خان نزدیک شد و خواست وارد شود. نگهبان داد زد: عمو،کجا می‌روی؟

حالو چهارشنبه جواب داد: می‌روم حالو کریم را ببینم.

نگهبان گفت: حالو کریم کیست؟ برو بیرون!

بالاخره حالو چهارشنبه با زبان بی‌زبانی خود به نگهبان حالی کرد که می‌خواهد کریم‌خان را ملاقات کند. یکی از پیش‌خدمت‌های شاهی به کریم‌خان اطلاع دادکه چنان مردی با آن نام و نشان خواستار ملاقات با اوست.کریم‌خان فوراً او را پذیرفت. ابتدا پذیرایی مفصلی از او به‌عمل آورد و سپس او را به حمام فرستاد و دستور داد که پس از حمام یک دست لباس نو برتن او کنند. فرامین همه اجرا شد. کریم‌خان چند روزی او را به عنوان مهمان نزد خویش نگه داشت و چندی بعد به او گفت: «هر کار و شغلی که می‌خواهی من حاضرم به تو بدهم.»

حالو چهارشنبه گفت: «منصب شیخ‌الاسلامی لرستان را به من بدهید.»

کریم‌خان منشی باشی(رییس دفتر) خود را خواست و دستور داد که فرمان لقب و منصب شیخ‌الاسلامی لرستان به نام حالو چهارشنبه نوشته و به او داده شود. فرمان نوشته شد و رییس دفتر به حالو چهارشنبه پیغام داد به دفتر آمده تا فرمانی را که نوشته شده ملاحظه کند که اگر ایرادی در آن ندید به امضای وکیل (یعنی کریم‌خان) برساند.

فرمان را به حالو چهارشنبه دادند که بخواند. او پس از دیدن فرمان نگاهی به آن انداخت و گفت: «من سواد ندارم که آن را بخوانم.»

منشی باشی که وضع را چنین دید مراتب را به عرض کریم‌خان رسانید. کریم خان گفت: «اشکالی ندارد !یک فرمانی هم برای سواد او بنویسید! این کار را هم کردند و حالو چهارشنبه شد شیخ‌الاسلام لرستان.»(1)

اگر ورود رضاه شاه به صحنه‌ی قدرت در ایران را پایان حکومت‌های ملوک‌الطوایفی و آنارشیسم سیاسی در ایران دوره‌ی قاجار به حساب آوریم، باید عبور سپهبد امیراحمدی در سال 1302 شمسی  با 2500 نیرو از تنگ زاهد شیر و فتح خرم‌آباد را آغاز تن دادن اجباری لرستان به دستورات حکومت مرکزی بدانیم.

قصد من بازگو کردن دوران اجاره دادن حکومت لرستان از طرف شاهان قاجار به شاهزادگان و برداشت سهم دلالی اینان از انتقال حکومت به افراد دون‌پایه‌تر و در نهایت نشستن آدم دست چندمی بر اریکه‌ی حکومت لرستان نیست که ذکر مصیبت‌های قبل از مشروطیت خود خون دل مفصل دیگری است، بلکه می‌خواهم از هشتاد سال اخیر که شاکله‌ی حکومت و مدیریت در ایران شکل گرفته است و ایران در مسیر ترقی و پیش‌رفت افتاده و اندک اندک مدیریت علمی و با برنامه باب شده است نقلی کرده باشم.

می‌دانید که در دوره‌ی قاجار به کسانی که امروزه عنوان استاندار را دارند حاکم می‌گفتند در دوره‌ی رضا شاه این کلمه‌ی به فرماندار و سپس فرماندارکل و در نهایت در سال 1343به استاندار تبدیل شد اگر چه تغییر در عنوان چیزی از وظایف آن‌ها کم نکرد بلکه بر  دامنه‌ی آن افزود. پس برای یک‌پارچگی مطلب همه‌ی آن عنوان ها را در این نوشته استاندار می‌گوییم.

 وقتی در همان سال‌ها سپهبد امیر احمدی، شریف‌الدوله بنی‌آدم را برای والی‌گری(استانداری) لرستان به رضاه شاه معرفی کرد، کسی فکر نمی‌کرد جانشینان بنی‌آدم می‌توانند همه‌ی بنی‌آدم باشند! به‌طوری که از سال 1303 تا 1343 یعنی در طول دوره‌ی چهل ساله‌ی تبدیل لرستان از حکم‌ران یا والی به استانداری 32 نفر برجای بنی‌آدم نشستند! و انگار نحوست 13 دامن همه‌ی حاکمان لرستان را می‌گرفت که متوسط حکومت آنان از 13 ماه بیش‌تر نمی‌شد!

وقتی در سال 1343فرمانداری کل لرستان به استانداری تبدیل و امیر پرویز اولین استاندار آن شد، احتمال می‌رفت زمان تکیه زدن براین مسند طولانی‌تر شود. امیدی که با وقوع انقلاب پررنگ‌تر شد اما حضور بیست استاندار در سال‌های بعد از انقلاب نشان می‌دهد به راستی عمر ریاست ایالت لرستان چه‌قدر کوتاه است!

در طول هشتاد سال اخیر 30 نفر با عنوان استاندار، و 30 نفر با عنوان‌های حاکم، فرماندار یا فرماندار کل نماینده‌ی دولت و مجری سیاست‌های آن در لرستان بوده‌اند!

با توجه به این چکیده‌ی تاریخی می‌توان نتایج زیر را استخراج کرد:

*در هشتاد سال اخیر 60 نفر استاندار لرستان بوده‌اند! و این بیان‌گر سهم بالای لرستان در ایجاد اشتغال و کارورزی خواص است.

*تا آ‌‌ن‌جا که راقم این سطوراطلاع دارد به احتمال قوی هیچ‌کدام از استانداران فوق لر نبوده‌اند! و این اهمیت حکومت‌های مرکزی به دادن نقشی به لرها برای آبادانی منطقه‌ی خود و سهم نخبگان آن‌ها در این مهم را نشان می‌دهد.

*متوسط زمان صدارت هر استاندار در مدت فوق یک سال و سه ماه بوده است! و این بازگو کننده‌ی تعدد برنامه‌های بلند مدت یک‌ساله!برای آبادانی لرستان است.

*اگر ماه عسل، شام آخر، دوران کفالت، سرپرستی و نداشتن استاندار را از زمان مذکور کم کنیم این مدت به یک‌سال می‌رسد، معادل دوره‌ای که یک سرباز زمان آش‌خوری‌اش به سر می‌رسد.

*با کاهش تعطیلات، اعیاد، مرخصی‌ها، عدم حضور در محل کار و انجام امور واجب‌تر دیگر! این زمان به 9 ماه تقلیل می‌یابد.

*وقتی استاندار ساعت 8 صبح در محل کار حاضر و ساعت 2 بعد از ظهر تعطیل کند این مدت 5/4ماه می‌شود.

*به حتم  استاندار روزی 2 ساعت از وقت خود را به امور کم‌اهمیت ارباب رجوع! امضای نامه‌ها، گفت‌وگوهای دوستانه! رایزنی عزل و نصب‌ها و اختصاص می‌دهد. پس مدت فوق به3 ماه کاهش می‌یابد.

*حداقل نیمی از وقت استاندار صرف سخن‌رانی، دید و بازدید، حضور در جلسات،  فقط کلنگ زدن! بحث در حیطه‌ی چه بکنیم و ... می‌شود لذا مدت زمان استانداری به یک‌ماه می‌رسد!

*با چشم‌پوشی از مدت کار مفید در ایران و قبول این احتمال که همه‌ی آن زمان مفید بوده است در 80 سال اخیر استان لرستان تنها80 ماه یعنی 5/6 سال استاندار داشته است. پس ما هم اکنون در 80 سال پیش زندگی می‌کنیم!

* بنابر این لرستان اکنون در دهه‌ی اول حکومت رضاه‌شاه است پس طبیعی است که  گردنه‌ها و پیچ جاده‌هایش هم‌چنان مرگ‌آور و ناامن باشد، هر شب صدای رگبار گلوله‌ای شما را از خواب بیدار کند، مختصر دامداری و کشاورزی امید اول مردم برای زندگی و اشتغال باشد، چند ده هزار نفر بی‌سواد وجود داشته باشد، چند صد هزار نفر مقرری قوت روزانه‌شان را از دستگاه حکومتی بگیرند، ملوک‌الطوایفی با نام جدیدی در حیطه‌ی قدرت جناح‌ها باشد، برای پیشواز از والیان منطقه‌ای همه‌ی رؤسای منصوب ادارات به چند کیلومتری شهر بیایند، اختلافات خانوادگی و طایفه‌ای شهری را به هم بریزد و.

در مجموع با عنایت به حضور لرستان در اوایل قرن بیستم و 1300شمسی و بیست سال قبل از جنگ جهانی دوم وضعیت فعلی آن  قابل توجیه و پذیرفتنی است.

*انگار همه‌ی بنیآدم می‌خواهند بعد از «بنی آدم» به عنوان استاندار لرستان بخت خود را برای یک ماه امتحان کنند! چرا شما نه، حالو چهارشنبه!

پی‌نویس:

 (1)- مهدی بامداد، شرح حال رجال ایران، ج5، ص289.

این مطلب در سیمره‌ی شماره‌ی 68 (شنبه12 خردادماه1386) منتشر شده‌است.

 

1 نظر

  • پیوند نظر  سعيد مرتدپور سعيد مرتدپور یکشنبه, 26 شهریور 1396 ساعت 08:23

    عالي بود. استفاده كردم. سپاسگزارم.

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال دهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، چهار راه بانک، کوچه‌ی شهید جلال سرباز