شما اینجا هستید: خانهیادداشتمادر در آب و بابا در جاده، جان داد

مادر در آب و بابا در جاده، جان داد

یکشنبه, 07 مهر 1392 ساعت 09:56 شناسه خبر: 297 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

به بهانه‌ی مرگ 29 نفر در آب و جاده مرگ

خبر تلخ جان دادن 12 زن و کودک در دریاچه ی سد کارون 3 در بخش دهدز از توابع شهرستان ایذه ، چنان تکان دهنده بود که بسیاری را در بهت و ناباوری فرو برد.

 

باز هم در همان منطقه و در روستای فالح خانم معلمی برای تأمین آب آشامیدنی بر اثر استفاده از الکتروپمپ خانگی دچار برق گرفتگی شد و در مقابل چشمان دو فرزند خردشالش جان داد. و باز در اثر تصادف در جاده ایذه -  هفتکل چند نفر کشته شدند و خانواده های داغدار به راه نیامدن فرزندان خود به سوگ نشستند . باز هم در محور ایذه دهدز 11 نفر در فاصله 3 روز در اثر سانحه تصادف کشته شدند و ...

آب و جاده هم‌چنان در این منطقه مانند سایر نقاط استان ما جان می‌گیرند.

شوربختانه چنان آمار حوادث دردناک و تلخ مردم زیاد شده که ، دیگر برای مدیران ما امری عادی شده و « آن‌چه البته به جایی نرسد فریاد است. »

در سال‌های گذشته با هم‌کاران و اهالی مطبوعات بارها و بارها نوشتم و هشدار دادیم و کمتر شنیدند باز هم هشدار می‌دهیم با این امید که گوش شنوایی، فریاد مظلومیت و جان دادن مردم را بشنود و به وظایف خود با نگاهی مسئولانه‌تر بنگرند.

در سال 81 در نامه‌ای سرگشاده به رئیس جمهور وقت، بخش‌هایی از مشکلات استان و تک تک شهرستان‌ها را نوشتم. پس از دوران اصلاحات، دولت مهرورز نیز در سایه‌ی شعار و شلوغی و وعده‌هایی که هیچ‌کدام در عالم عمل دیده نشد گذشت و وضع ما نه بهتر که بدتر شد.حالا امید، که دولت جدید امید و تدبیر بر زخم‌ها و دردهای مردم آن منطقه‌، التیام باشد.

پس از آب‌گیری سد کارون 3 ، حجمی برابر با 3 میلیارد متر مکعب آب و با ایجاد سد کارون 4 معادل 2 میلیارد متر مکعب بالا و پایین دست بخش دهدز را در برگرفته است اما هنوز مردم برای تأمین آب آشامیدنی، باید جان‌مایه خود را دست‌مایه رسیدن به آب نمایند.

شاید مورد مشابهی در جهان وجود نداشته باشد که مردمی بین دو دریاچه سد قرار گرفته باشند ولی از نعمت آب آشامیدنی سالم برخوردار نباشند و هنوز در برخی از روستاها با استفاده از تانکر آب، کام تشنه مردم سیراب می‌شود.

چشمه‌ها یا خشکیدند یا به زیر آب رفتند‌، هم‌چنان که پل ها و جاده‌های دست‌رسی روستاهای بخش دهدز.

مردم آن منطقه از خود می‌پرسند به راستی سهم منطقه، از پروژه‌های سدسازی چه بوده است، حقیقت تلخ و دردناکی است که پس از آب‌گیری سد کارون 3 بخشی از مردم یا مجبور به حاشیه‌نشینی در شهرهای مجاور شدند و با مشکلات، فقر، بی‌کاری و ... دست به گریبان و یا آنان هم که ماندند باید هر روز شاهد جان دادن عزیزان خود در فقدان آب و جاده باشند.

حجم تصادفات و کشته‌های جاده‌ای در محور دهدز ایذه چنان وحشتناک و زیاد است که باور آن بسی سخت به نظر می‌آید. روزی شاهد کشته شدن ده‌ها تن از فرهنگیان استان چهار محال و بختیاری در نزدیکی دهدز بودیم دیگر روز اتوبوس حامل دانش‌آموزان راهیان نور شهرستان بروجن، در همان محور دچار سانحه شد و چندین نفر از فرزندان این سرزمین را به کام مرگ کشاند. پیچ مخوفی که امروز به نام « پیچ کویتی‌ها » از آن نام برده می‌شود چندین نفر از هم‌وطنان زحمتکش ما را ، که پس از ماه‌ها غربت و زحمت در کشور کویت به شوق دیدن خانواده‌های خود عازم شهرکرد بودند و هیچ‌گاه به خانه نرسیدند را قتل و عام کرد خلاصه چه بسیار رانندگان و مسافرانی که در آن جاده کشته شده اند و هنوز فرزندان چشم به راه مانده ، بازگشت پدر را به انتظار نشسته اند اما بابا در جاده جان داد. و این واقعیت بسیار تلخ جاده‌های ماست.

همه می‌دانند بار ترافیکی سنگین، تردد کامیون‌ها و تریلرها استاندار نبودن جاده از محور ایذه اصفهان قتلگاهی برای مردم ساخته است اما مدیران ما تنها سرنوشت و تقدیر را مقصر و مسبب می‌دانند.

تازه مدیران استان ما، به یاد آورده‌اند که شرکت آب نیرو می‌بایست 7 سال پیش به تعهدات خود برای موارد جایگزین، اقدام می‌کرد و هیچ کس از حقوق مردم دفاع و پی‌گیری مطالبات منطقه را نمایندگی نکرد. اگر مکاتبات و پی‌گیریهای جدی برای انجام تعهدات شرکت‌های پیمان‌کار سد کارون 3 در زمان خود انجام می‌گرفت شاید این‌گونه نمی‌شد. ای کاش دادستان محترم در مقام مدعی‌العموم از مدیران خاطی استان اعلام شکایت می‌کرد تا مقصرین و مسببان چنین فجایعی به دست عدالت سپرده می‌شدند. اگر بر اساس تعهدات شرکت آب نیرو، پل‌های ارتباطی و جاده‌های دست‌رسی بخش دهدز ساخته می‌شد 12 زن و کودک چنین سرنوشت تلخی نداشتند.

در نامه سرگشاده اشاره شده برای رئیس جمهور آمده بود که آقای رئیس جمهور در کمترین جاده و آسفالتی از دنیاست که نفت و قیر خوزستان به کار نرفته باشد اما جاده‌های استان من هر ساله صدها نفر را به کام مرگ می کشانند و جا نمایه مردم را دستمایه سفر می سازند اینگونه است که خوزستان دارای بالاترین آمار تصادفات و کشته های جاده ای در کشور است . این گونه است که ما از « بسیار سفر باید ، تا پخته شود خامی » به این باور تازه رسیده ایم که « کمتر سفری باید تا جان به سلامت باد » و یا به قول شاعر ارجمند سید علی صالحی « من از ترس نیامدن است که جایی نمی‌روم »

خوزستان با وجود همه منابع خدادادی و ظرفیت های آبی و خاکی دارای بالاترین نرخ بی‌کاری در کشور است و مهاجرت مردم استان ما به استان‌های دیگر، بیش‌تر به یک کوچ اجباری شباهت دارد. نگاه‌های فقر اندود کودکان، دختران بی‌جهیزه مانده، کارگران گرما زده، پدران به خود ختم شده و نگاه اشک‌آلود مادران، امنیت و آینده مردم را به چالش می‌کشاند و خلاصه این‌جا، آفتاب هم تاوان بی‌کسی است ... مردم دهستان سوسن شرقی از توابع بخش مرکزی ایذه به امید توجه مسئولین چهره‌های تکیده خود را به جعبه جادویی سپردند اما هنوز کودکان آن منطقه، آرزوهاشان را فقط در دفترهای مشق هجا می‌کشند و معصومیت نگاهشان بر شانه‌های زاگرس سنگینی می‌کند.

کارون سخاوتمند از زیر پای مردم دهدز می‌گذرد و گدار نمی‌دهد، اما دختران معصوم، مشک به دوش به مهار عطش می‌روند و دانش آموزان تنها از روی کتاب‌، نان و آب را دفتر دفتر، بخش می‌کنند. دانش‌آموزانی که سارای کتابشان هیچ‌گاه، سینی در سینی نداشته است.

در اثبات فقر عمیق استان من همین بس که بر اساس نامه‌ی شماره 234539/101 مورخ 14/12/81 سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور به هیئت دولت و در اجرای ماده‌ی (8) آیین نامه اجرایی ماده (60)اصلاحی قانون برنامه سوم توسعه‌ی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی شهرستان‌های ایذه -  باغملک و مسجد سلیمان ( لالی ، اندیکا ، هفتکل ) به همراه 6 منطقه دیگر به عنوان محروم‌ترین مناطق کشور معرفی شده‌اند که شاخص‌های توسعه‌ی این مناطق زیر شاخص میانگین کشوری است یعنی خوزستان به تنهایی بیش از 30% از محروم‌ترین مناطق کشور را در خود جای داده است و ...

مسئولین ماهر بار و در هر سفر به آن مناطق، در جملات و واژه‌هایی چون محروم و غیور ما را خطاب قرار داده و ما برایشان، سوت و کف زده‌ایم گویا ما برای محروم بودن هماره به خود بالیده‌ایم.

نمایندگان ما در شوراها و مجلس نیز بیش‌تر از مردم و تنگناهای منطقه فاصله گرفته اند و ساکت نشسته‌اند . در این صورت چه کسی باید صدای مظلومیت و محرومیت ما را به گوش مسئولین برساند؟ آیا در این میانه هیچ‌کس مقصر نبوده است؟

نماینده‌ای که برای فریب مردم با صرف هزینه‌ها و تبلیغات بسیار و نصب بنر و تابلو خبر از افتتاح پروژه‌ی قطار سیرالسیر خوزستان -  اصفهان می‌داد آیا کسی هست که از ایشان بپرسد قطار ایشان در کدامین ایستگاه به خواب رفته است؟

خلاصه این‌که مسئولین باید بدانند شرایط جاده‌های آن منطقه هر روز می‌تواند آبستن یک حادثه تلخ دیگر باشد و ما هم‌چنان امیدوار که در دولت امید و تدبیر با نگاهی ویژه به این مناطق و در راستای توسعه متوازن و پایدار شاهد رفع کاستی ها و مشکلات آن شهرستان‌های محروم باشیم.

از هر کرانه صد تیر دعا کرده‌ام روان                              باشد کز آن میانه یکی کارگر شود.

*کارشناس ارشد تاریخ

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004