شما اینجا هستید: خانهیادداشتهشت‌سال بازي در زمين سوخته، حديث ثاني و صابري و زابلي

هشت‌سال بازي در زمين سوخته، حديث ثاني و صابري و زابلي

شنبه, 20 مهر 1392 ساعت 20:25 شناسه خبر: 306 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

 پايان دولت اصلاحات ختم بهخير نشد! در رقابتي تنگاتنگ، سَرِ آخر، سوت پايان اصلاحات دولتي در ايران زده شد و دكتر احمدينژاد - مردي كه خود را نوكر مردم ميدانست - به خيابان پاستور رفت و رئيس جمهور مردم شد.

 احمدينژاد كه آمده بود تا طومارها بِدِرَد و نَسَقها بِشكنَد! در آغاز راه، اندكي تن به نصيحت بزرگان داد. حزب مؤتلفه كه تا دقيقههاي آخر، سينهچاك لاريجاني بود و پاي بيش از دو درصد آرای دكترلاريجاني كف ميزد، ناگهان در دور ِدوم انتخابات سال 84 نام خود را با نام احمدينژاد سنجاق كرد و از سهامداران واقعي دولت مهروز، به حساب آمد.

در كشاكش لابيگريهاي اصولگرايان تشكيلاتي و طيف شوراي نگهبان و جوانان ستاد احمدينژاد، محسني ثاني استاندار لرستان شد. سبزوار تباري كه ژست تكنوكراتهاي كارگزاران به خود گرفته بود، سابقهي نخستين فرمانده سپاه پاسداران سبزوار و فرماندار آمل و قم و مسئوليتهاي ديگري در پروندهی خود داشت. انگار براي نماندن آمده بود! گويي آمده بود تا فضا را براي پيشبازي مردم از نخستين سفرهيئت دولت به لرستان فراهم سازد و برگردد.

هنوز چند صباحي از صدارت محسني ثاني نگذشته بود كه زلزلهي 6 ريشتري لرستان را لرزاند، با وجود «مهندس بازوند» زلزله مديريت شد و گامهاي خوبي در اين راستا برداشته شد. استانهاي معين آمدند و بهانهاي شد تا خانههاي روستايي «سيلاخور و درود و بروجرد و الشتر» به شكل گستردهاي بازسازي شوند.

هيئت دولت به لرستان سفر كرد، در نخستين سفر، حدود 250ميلياردتومان اعتبارات ارزي براي بنگاههاي زودبازده تخصيص داده شد. اما محسنيثاني سرگرم قلع و قمع مديران اصلاحات شده بود! چشم كه باز كرد 168مصوبهي سفر اول دولت، روي دستش باد كرده و تازه نوبت سفر دوم دولت رسيده و غافلگير شده بود. حضور بيشتر محسني ثاني توجيه نداشت! زيرا وعدههاي سرخرمن رئيس جمهور پس از يك سال، سيلي شد كه محسني ثاني نتوانست در برابر طغيان آن ايستادگي كند، كاسه كوزهها بايد بر سر كسي شكسته ميشد و چه كسي بهتر از محسني ثاني! همين كار انجام شد! جناب استاندار پس از يك سال و شش ماه صندلي را به مرد كرماني تباري سپرد كه «خرمآباد» را «خرماباد» ميگفت!

صابري كه برعكس نامش صابر نبود و يك جوري بدخلقي در ذاتش نهفته بود! انگار ميخواست مثل ارباب خود باشد! هيچكس پيش او حرمت نداشت! همه را به چشم متهم ميديد! كار او تحقير مديران بود! صارميزاده را مجبور به استعفا نمود! مهندس بازوند (استاندارفعلي) را تاب نياورد! گندهتر از خود را برنميتافت! گويي از سرزمين قدكوتاهان آمده بود! هيچ قدبلندي را نميپذيرفت! صابري استاندار نبود او يك پروژهدار بود و تمام افتخار او ساخت زيرگذرهاي خرمآباد بود! در باور او كل لرستان، در خرمآباد خلاصه ميشد! به «سردار زيرگذر» مشهور شد! بسامد واژگانش«خرماباد»بود! صابري عنوان استاندار را يدك ميكشيد اما در حقيقت، معاون عمراني شهرداري خرمآباد بيشتر نبود!

دكتر احمدينژاد، پس از سفر سوم اعلام كرد:« هيچ كاري براي لرستان نشده است و 500 ميليارد تومان اعتبارات ارزي اختصاص يافته به لرستان براي بنگاههاي زودبازده، به خزانه برگشت داده شده است» دكتر احمدينژاد با اين سخن اين بار ميخواست همهي كاسه كوزهها را بر سر صابري بشكند و شكست!

صابري ميزبان دو سفر هيئت دولت به لرستان شد اگرچه عمر كاري داشت اما ماندن او هم توجيه نداشت! در سفر سوم دولت، مردم خواستار عزل او شدند! طومارها نوشتند كه «استاندار را نميخواهيم»پاشنهي آشيل صابري مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامي وي بود كه به دستور خودش، منصوب شده بود! مديركلي كه نه به صغير رحم ميكرد و نه به كبير، انجمنهاي فرهنگي و هنري را همه هفت قفله كرد، آدم پاكي بود! اما براي اين كار ساخته نشده بود! ميخواست با رسانههاي منتقد درافتد، در برابر رسانههاي منتقد استاندار، شمشير از رو بسته بود! سيل حملهي رسانهها به استاندار، راه افتاد! صابري در كشاكش هجمهي برخي رسانهها پس از سه سال و سه ماه، جاي خود را به مردي داد كه او را دهها مرده ميگفتند! در حالي كه او فقط يك مرد بود!

زابلي زادهي روستاي دِمُرده آمد. او دَه مَرده نبود ميگفتند بيشتر از ده است اما او فقط يك مرد بود! مردي كه گاه و بيگاه به دانشگاهي بودن خود افتخار میكرد و در هر جايي كه بزنگاهي مييافت پيشهي پيشين خود را به رخ خلقاله ميكشيد اما معلوم نبود روي چه حسابي بر سكوي خود ننشسته و عطاي دانشگاه را به لقاي او بخشيد بود؟

حبيب ا.. مثل همهي استانداران پيشين خود آغاز فصل نويني را به مردم وعده داد و يكي از سخنان ماندگار ايشان، اين بود كه:«فصل مشترك من و شما منتقدان، توسعه و پيشرفت استان است، شما به خاطر دلبستگيتان به خاك لرستان و من به خاطر پيروزي در مسئوليتم»

دهمرده آمد قول داد كه:« هيچ كلنگي به زمين نزند و هرگز به مردم دروغ نگويد و روي قول خود بايستد!» او علاقه داشت مورد لطف رسانهها قرار بگيرد. درست يادم هست كه حدود چهارماه از صدارتش گذشته بود و در يك كنفرانس خبري از خبرنگاران خواست تا از او بنويسند و يكي از خبرنگاران استان گفت ما تعهدي نداريم از شما بنويسيم! و خبرنگاران از اين كه براي برنامهي« بام خرمآباد»ش اطلاعرساني نميكند، از دستش عصباني بودند!

با اين كه دهمرده، در روزهاي آغازين خود روي كارِ كارشناسي تأكيد ميكرد اما او خود يكي از قهرمانان كارهاي غيركارشناسي استان شد! او مثل ديگران آمده بود تا طرحي را به نام خود آغاز و تمام كند همين! دهمرده مثل صابري فراموش كرده بود كه استاندار لرستان است! او از نظر مردم شهردار خرمآباد بيشتر نبود! صدايي انرژيك داشت، خشن و پرفركانس و با اين سنوسال اين يكي از بهترين ويژگيهاي انساني ايشان بود كه حتا در روز توديع، دكتر رحماني فضلي هم، نتوانست از كنار آن بگذرد.

حبيب ا... سر آخر عهدشكن شد و كلنگ«عليآباد» را به زمين زد. طرحي كه بعدها به نام«چهارده معصوم» ثبت گرديد. هر چند در رسانهها به «بام خرمآباد» مشهور شد. طرحي غير كارشناسي غير علمي و هزينهبر و كم اولويت!

ميلياردها تومان از بودجهي عمراني استان فلكزده هزينهي «مدبه كوه» شد! اين اعتبار اگر در شبيخون هزينه ميشد گلستاني ديدنيتر از آن پيدا نميشد! جادهكشي «مدبه كوه» ارادهي شخص استاندار بود! «بام خرمآباد» كعبهي آمال دهمرده شده بود! تا جايي كه اراده كرده بود ساختمان اداري استانداري را برقاف مدبه كوه بنا كند! اگر تدبير كارشناس فرهيختهي حقوقي و تعلل او براي به مزايده گذاشتن ساختمان كنوني استانداري نبود! معلوم نبود چه اتفاقي ميافتاد! مهمترين مركز تصميمگيري استان را كه پناهگاه بيپناهان و پابرهنگان است و بايد در دسترسترين نقطهي استان باشد، دهمرده اراده كرده بود چون لانهي سيمرغ بر قاف«مدبه كوه»ش بگذارد!

سرآخر زابليزادهي روستاي دِهمُرده[1] كه بعدها دَهمَرده روايتش كردند پس از حدود سه سال و دو ماه تكيه بر صندلي مديريت كلان استان رخت خود بربست و رفت.

دهمرده هم كمكمك بيرونق شد، روز توديع نماهنگي از او در سالن جهاد سازندگي پخش شد، خيلي راحت به عنوان مدير پروژه معرفي شده بود! همهي روشنبينان در آن سالن به اين نكته رسيدند كه ده مرده يك مدير پروژه بيشتر نبوده است. او را در حاليكه لباس غيررسمي پوشيده و به لودرها و ماشينهاي سنگين فرمان ميداد، فيلمي كرده بودند! در آن نماهنگ او را در مصدر تصميمگيري و مديريت استان نشان ندادند، خيلي راحت فراموش شده بود كه استاندار است! دهمرده رفت برخي از حواريونش در روز توديع، برايش كف زدند و برخي ديگر از حواريونش به طمع ماندن درمنصبهاي پوشالي دنيا، حتا پيش پاي او برنخاستند!

ميگويند ما مردمي خوش استقبال و بد بدرقهايم! اين سخن، هم راست  و هم كمي اجحافآلود است! چون ما، هم حق داريم اميدوار و هم حق داريم واقعبين باشيم. ما به تغييرات خيلي اميدواريم اما نميتوانيم نخورده مست باشيم! نميتوانيم براي استانداري كه ميآيد تا كنترلمان كند، ميآيد تا روزگارمان را سپري كند! ميآيد تا خود را بيازمايد، كف بزنيم! ويا هورا بكشيم! به خود حق ميدهيم پايان صدارت مديران، غربال به دست بگيريم و سنگ و كلوخ را از هم جدا كنيم! و اين در حالي است كه در طول هشت سال، لحظهاي سكوت نكرديم! نوشتيم! نقد دلسوزانه كرديم! راهكار داديم! هرچند ميدانستيم گوششان بدهكار حرفمان نيست!

هشت پاييز دولت مهرورزي بر استان لرستان گذشت. در آغاز وعدههاي رياست جمهوري چنان همه را ذوقزده كرده بود كه قند توي دل بدبينترين آدمها آب شده بود! بهويژه آنجا كه دكتر احمدينژاد رو در روي انبوه جمعيتي كه در ورزشگاه تختي به پيشواز او آمده بودند، گفت:«سال آينده يك كارگر بيكار در استان لرستان نخواهيم داشت و اگر كسي كار نكرد خودم بيل و كلنگ برميدارم و كار ميكنم»

هفت پاييز از آن وعدههاي سرخرمن گذشت، نه تنها كاري نشد بيكارها تلنبار شدند! خرمآباد بر سكوي بيكارترين مراكز استانهاي كشور و كوهدشت بر سكوي بيكارترين شهرستانهاي كشور و لرستان با نرخ بيكاري 31درصد برسكوي بيكارترين استان كشور نشست! نه از محسني ثاني كاري برآمد و نه از صابري و زابلي! آنان كه ميشناسند، ميدانند كه عادت اين قلم نيست بر مرده چوب بزند، صاحب اين قلم در پيشگاه خداوند سوگند ميخورد كه همهي مديران كلان، دو ويژگي بارز داشته و دارند: هم دلسوزند و هم دوست دارند موفق باشند! اما اين ويژگيها لازم است و كافي نيست! انتصاب همكاران تئوريك و عملياتي و پاسخگو مهم است! تأكيد بر كار كارشناسي مهم است! داشتن برنامه مهم است! ترميم نظام اداري و جلوگيري از شلختگي مديريت مهم است! تيم بازرسي و ارزيابي دستگاهها مهم است، تقويت خبرنگاران شجاع و كارشناس و رسانههاي منتقد و دلسوز و جلوگيري از رسانههاي مديحهسرا و رپرتاژ خانههاي اداراي و شارلاتانيزم رسانهاي مهم است! و...

تا بزنگاهي ديگر و«سلامي و كلامي» با مرد عمران و آباداني، نخستين والي بومي لرستان، مهندس بازوند، بدرود!

 پینویس:

1- دِه مُرده، {دِهْ مُ دِ} دهي است از بخش ميان كنگي شهرستان زابل، واقع در 20هزار گزي

 

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004