شما اینجا هستید: خانهیادداشتصدایی كه بايد شنيده شود

صدایی كه بايد شنيده شود

چهارشنبه, 20 دی 1396 ساعت 10:18 شناسه خبر: 3207 1 نظر
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
seymare seymare

ناآرامي‌هایی كه در هفته‌ی دوم دی‌ماه 96 در بسياري از شهرهاي كوچك و بزرگ كشور رخ داد و در بعضي مناطق کشور به خشونت كشيده شد و انسان‌های بی‌گناهی نیز قربانی این ماجرا شدند. جدا از اين‌كه چنین حوادثی مي‌تواند دست‌آويز مداخله دولت‌هاي خارجي و گروه‌هاي مخالف حكومت نیز باشد و همیشه چنین اتفاقاتی زمینه‌ساز نفوذ مخالفان و رقیبان نیزبوده است، ولي در اين نكته نیز تردیدی نیست كه چنین رخدادهایی بیش از آن‌که کار بدخواهان خارجی و داخلی باشد، دارای ريشه‌‌هاي عيني و ذهني در داخل کشور است و تا اين ريشه‌ها، علل و زمينه‌ها تغيير نكنند امكان چنين ناآرامي‌هايي در آینده وجود خواهد داشت.


نگارنده لازم می‌دانم در ابتدا روشن کنم که با هرنوع کنش خشونت‌آمیز و غیرمدنی از هرطرف مخالف می‌باشم و معتقدم هرگروهی باید در عین بهره‌مندی از حق اعتراض مدنی خویش نگران هم‌بستگی ملی نیز باشد و این یادداشت صرفاً نگاهی جامعه‌شناختی و علمی از اتفاقات اخیر است. گرچه بنده به عنوان یک شهروند و یا کنش‌گر اجتماعی با بسیاری از مطالبات معترضان هم‌دل هستم و حق اعتراض مدنی آن‌ها را به رسمیت شناخته و هم‌زمان نسبت به بعضی روش‌ها و شعارها منتقد هستم.
در این یادداشت به‌دنبال این هستم که به بررسی علل و زمینه‌های بروز چنین رخدادی اشاره نموده و در پایان به پیامدها و راه‌کارهای بهبود این وضعیت نیز اشاره کنم.
شرایط، علل و زمینه‌ها
1- واقعیت این است مردم داراي يك سري مطالبات حقیقی هستند كه در سال‌هاي اخير نه فقط پاسخ داده نشده است بلكه گاه سرکوب شده و یا با دادن وعده توسط دولت‌های مختلف، اين خواسته‌ها به تاخير افتاده شده است، تا حدی كه امروز همه مشكلات با يك‌ديگر انباشته شده و دولت زير بار خواسته‌ها و انتظارات جامعه و ناكارآمدي و فساد درون خود به نقطه‌‌اي رسيده است كه مردم فكر مي‌كنند در اين شرايط توان برآورده كردن خواسته‌هاي او را ندارد. بنابراین ناامیدی از دولت و تغییر اوضاع می‌تواند زمینه‌ای را برای اعتراض و شورش در جامعه فراهم کند.
2- مطالبات اتفاقات اخیر گرچه در ابتدا از خواسته‌های اقتصادي (مثل اعتراض مال‌باختگان و يا کارگران و اعتراض به فساد..) شروع گردید ولي سريعاً به مطالبات سياسي راديكال رسید. جالب توجه اين است كه شعارهاي اين دوره نسبت به شعارهای اعتراضات سال 88 راديكال شده‌اند و اگر در آن دوره‌ منحصر به انتخابات بود و تا حدي در درون جناح‌هاي نظام، رهبري مي‌شد، در اين دوره گرچه به نوعي با چراغ سبز و نوعي رضايت ضمني يك جناح در داخل حکومت آغاز شد ولي به شدت هم‌چنان‌كه شعارها و روش‌هاي مبارزاتي نشان داد از دو جناح اصلاح‌طلب و اصول‌گرا فراتر رفت. بنابراین در این جامعه مطالباتی از جنس اقتصادی (شغل، بی‌کاری، تورم، فساد اقتصادی و...) و سیاسی  (توسعه و مشارکت سیاسی، داشتن آزادی بیان، داشتن احزاب مستقل) و اجتماعی (خواسته‌های زنان و کارگران و مطالبه سبک زندگی) در همه‌ی اقشار جامعه وجود دارد، شاید اولویت‌بندی و وزن آن برای هریک از اقشار متفاوت‌تر باشد. ولی در این‌که هر سه نوع مطالبه برای همه‌ی اقشار وجود دارد کم‌تر می‌توان تردید داشت.
3- گروه‌ها و اقشاری از جامعه احساس کردند که مطالبات و خواسته‌های آن‌ها در تریبون‌های رسمی دولتی و گفتمان دولت‌مردان و سیاست‌گزاران و حتا در نگاه‌ها و بحث‌های روشن‌فکری وجود نداشت و یا به صورت جدی حمایت نمی‌شود. بنابراین این اقشار وقتی که می‌بینند در هیج جا نه تنها فضایی را برای بیان خواسته‌هایشان نمی‌بییند بلکه کم‌تر احساس هم‌دلی و هم‌راهی را باخود می‌بینند بیش‌تر به این نتیجه می‌رسند که باید خواسته‌شان را با صدای بلند فریاد بزنند. البته در کنار بی‌توجهی دولت باید لبه‌ی انتقاد را به سمت روشن‌فکران و محافل فکری نیز گرفت چرا که این‌گروه کم‌تر در بحث‌ها و دغدغه‌های فکری‌شان جایی برای فقرا و بی‌کاران و اقشار فرودست جامعه وجود دارد
و این نکته در عدم پذیرش رهبری روشن‌فکران در اعتراضات اخیر تاحد زیادی موثر بود.
4- ناآرامي‌هاي اخير گرچه خصوصيات يك جنبش مشخص و کلاسیک مانند رهبري، سازمان‌دهي منظم و اهداف مشخصي نداشت ولي آن را می‌توان در زیر جنبش‌هاي جديد یا حتا به قول آصف بیات (ناجنبش) تعريف كرد. چرا كه توسط شبكه‌هاي اجتماعي سازمان‌دهي مي‌شود و رهبري آن شبکه‌ای بوده و در دست قشر خاصي نيست. اهداف جنبش را به صورت ضمنی و برحسب توان خود تعریف می‌کند. به هر حال در این حرکت‌ها به علت اين‌كه خاستگاه‌شان طبقه‌ی پايين و طبقه‌ی متوسط فقير مي‌باشند به راحتي جنبش‌هاي طبقه‌ی متوسط مهار نمي‌شوند. چرا که اهداف مشخص و رهبری شاخصی نداشته و قابل گفت‌وگو و چانه‌زني هم نيستند. بنابراین پیامدهای معینی نداشته و می‌توانند حتا به سمت خشونت و جنگ‌های داخلی نیز کشیده شوند. حتا مشکل دیگر این نوع حرکت‌ها این است که در صورت سركوب مي‌توانند به شكل‌هاي ديگري خودشان را بروز دهند.
5- بروز چنین نآرامي‌هاي معمولاً غيرمنتظره بود وکم‌تر زمان معینی را می‌توان برای آن‌ها پیش‌بینی کرد. گرچه چنین رخدادهایی مانند یک بشکه باروت هستند که به مرور پر می‌شوند ولی جرقه‌ی آن‌ها به وسیله یک حادثه و یا رخداد خاصی زده می‌شود. گرچه محققان در سال‌هاي اخير به بروز شورش لشکر بي‌كاران و جنبش تهي‌دستان شهري هشدار داده بودند و اين روند نیز با‌توجه به افزايش بی‌کاری جوانان تحصيل‌كرده قابل انتظار بود ولي اين‌كه جرقه چنين جنبشی چگونه زده خواهد شود مشخص نبود. اتفاقاً سر پيش‌بيني ناپذيري اين شورش‌ها در جرقه‌اي است كه در بشكه باروت اين نارضايتي‌ها زده خواهد شد. در مورد اتفاقات اخیر نیز بروز آن غیرمنتظره بود و زمان زيادي گذشت تا سياست‌مداران و روشن‌فكران و حتا تحلیل‌گران بتوانند تحلیل روشنی در این باب داشته باشند. (گروهی آن را به جناح مقابل، گروهی آن را به شورش هدایت شده و گروهی دست‌های خارجی و گروهی دست داعش)
6- البته دولت‌ها حق دارند از منظر خويش چنين حرکاتی را نوعی آشوب و اغتشاش گروهی خرابکار و یا دست‌نشانده‌ی خارجي بدانند و در این هم شكي نيست كه ايران دشمناني دارد كه به فروپاشي آن خوش‌حال و مصمم و کوشا هستند. و از هر فرصتی برای ضربه زدن به آن خودداری نمی‌کنند. ولي آن‌چه دولت‌مردان از آن غفلت می‌کنند این است که معمولاً زمینه‌های داخلی برای چنین حرکاتی وجود دارد که دشمنان می‌توانند بر آن سوار شوند و این زمینه‌ها مبتنی بر علل حقیقی و نیازهای واقعی اقشاری از جامعه است که کتمان شدنی نیست. سال‌هاست كه متفکران و دلسوزان این دیار به گسل‌ها و شکاف‌هایی در رابطه بین دولت و جامعه، به جوانان بي‌كار، فقير، تحصيل‌كرده و ناراضي در جامعه به مثابه‌ی یک بمب ساعتی و به وجود آسیب‌های اجتماعی مانند اعتیاد و فقر و طلاق به مثابه یک موریانه در نظام اجتماعی و حتا به احساس تبعیض، بی‌عدالتی و نارضایتی از فساد اقتصادی در میان مردم هشدار مي‌دهند.
بنابراین چنین زمینه‌های هشدارآمیزی می‌توانند باعث مشکلاتی در درون نظام گردد و حل کردن آن‌ها منوط به راه‌حل‌های واقعی است و نه توصیه به کوتاه آمدن و یا پنهان کردن خواسته‌ها به‌خاطر ترس آنان همواره یادآور شده‌اند كه جوان بي‌كار به هيچ چيز تعلقي ندارد نسبت به دولت خويش خشمگين و طلب‌كار است. سعي مي‌كند خواسته‌هاي خود را ابتدا با زبان مسالمت‌آميز بيان كند ولي بعد از اين‌كه جواب اميدوار كننده‌اي نمي‌يابد به‌دنبال راه‌هاي خشونت‌آميز مي‌رود و در اين شرايط چيزي براي از دست دادن ندارد (تكيه كلام بسياري از جوانان اين بود ما اين‌جا چيزي براي از دست ندادن نداريم با چه رويي مي‌خواهیم به خانه برگرديم. چه كسي در انتظارمان است. نه خانه‌اي نه اميدي و نه شغلي، من چگونه با سي و پنج سال سن بايد محتاج پول جيبي خانواده باشم.) چنين انساني در اين وضعيت مي‌تواند بسيار خطرناك باشد.
7- فعالان اين ناآرامي‌ها را كاملاً نمي‌توان زیر اقشار تهي‌دستان شهري خلاصه نمود، به عبارتي در اين سال‌ها طبقه‌ی جديدي در جامعه ما زاده شده است كه شايد بتوان مسامحتا به عنوان طبقه‌ی متوسط فقير نام برد. اين طبقه‌ی طيفي از گروه‌هاي مختلف جامعه را شامل مي‌شود: از فرزندان طبقه متوسط و بالاي جامعه كه گرچه شغل و درآمدي ندارند ولي با وجود سن بالا از طرف خانواده تامين مالي مي‌شوند، فرزندان طبقه پایین جامعه که تحصیلات و انتظارات بالایی دارند ولی به لحاظ اقتصادی هیچ‌گونه تحرکی نداشته‌اند، جوانان شاغلي كه با وجود تحصيلات بالا داراي شغل مناسب و درآمد كافي نيستند. بنابراین در کنار تهی‌دستان شهری، طبقه‌ی متوسط فقیر نیز پیاده نظام چنین حرکت‌هایی می‌توانند حضور داشته باشند.
پیامدها و نتایج
به نظر می‌رسد نوعی ناامیدی از سیاست انتخاباتی و حرکت به سمت سیاست خیابانی در حال شکل‌گیری می‌باشد. سیاست خیابانی نوعی اعتراض است که شهروندان خواسته‌های خود را به صورت مدنی و یا غیرمدنی در کف خیابان‌ها و نه لزوماً در پستوهای قدرت پیگیری می‌کنند. 

 این نوع اعتراض به صورت ضمنی نوعی گذر از جناح بندی‌های درون حاکمیت است که سال‌هاست خود را در یک چارچوب انتخاباتی محدود کرده‌اند.
شاید بتوان مواجهه اصلاح‌طلبان با این اتفاقات را نشانه عدم رضایت آن‌ها از این نوع حرکت‌ها دانست. البته چنین تغییر پارادیمی در فضای سیاست ایران می‌تواند حامل پیامدهای خاصی و متضمن پیام‌هایی برای حاکمیت و حتا مردم نیز باشد. حکومت باید حفره‌های اجتماعی و سیاسی خود را شناسایی کند و این حفره‌ها را نه با نگاه امنیتی که در جای خود لازم است بلکه با راه‌کارهای اقتصادی و سیاسی و اجتماعی تکمیل کند و در عین حال باید بتواند راه‌های اعتراض مدنی را به روی مردم باز کند تا شهروندان بتوانند صدای خود را به صورت مسالمت‌آمیز به حاکمان برسانند و از شنیده شدن آن مطمئن شوند. در مقابل شهروندان  و فعالان سیاسی و مدنی نیز باید مواظب باشند که اعتراض مدنی آن‌ها توسط افرادی رادیکال به خشونت خیابانی کشیده نشود زیرا در حرکت‌های خشونت‌آمیز این افراد آگاه و مسئول نیستند که رهبری جنبش را به عهده دارند و ممکن است پیامدهای جبران‌ناپذیری برای جامعه به بار داشته باشد.
در پایان امیدوارم دولت‌مردان صدای کسانی را که گاه مجبور می‌شوند برای این‌که صدایشان شنیده شود، فریاد بزنند، خوب بشنود و قبل از آن‌که دیر شود اقدامات اساسی و ساختاری انجام دهد.
 *جامعه‌شناس

** این مطلب در شماره‌ی 436 سیمره نوزدهم دی ماه 1396 چاپ شده‌است.

 

 

 

1 نظر

  • پیوند نظر  ebrahim ebrahim پنج شنبه, 21 دی 1396 ساعت 08:53

    بسیار زیبا و جامع و مبتنی بر واقعیات جامعه.
    ما نیز جزء طبقه متوسطه ضعیف هستیم . کارمند و دارای کار دولتی بوده ولی قادر به پرداخت هزینه های اولیه زندگی نمی باشیم .

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004