چاپ کردن این صفحه

برای سلطان آواهای باستانی

جمعه, 03 آبان 1392 ساعت 19:29 شناسه خبر: 325 1 نظر
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

 

 

 

سال‌هاست در همهمه‌ی حیات آدمیانی که در بخش مهمی از زاگرس میانی زندگی می‌کنند، ترنم آوای سحرآمیزی طنین‌انداز است. آوایی که انگار عصاره‌ی اسطوره‌ها، اضطراب‌ها و اندوه‌های مردمان این دیار است.

این آوای سحرآمیز از حنجره‌ی خنیاگری فریاد زده می‌شد که فرزند چخماق‌های سخت و بلوط‌زارهای تلخ بود. او خود را در جهانی یافته بود که کوه‌ها راه او را بند آورده بودند و رودخانه‌های مهیب، معبری برای عبور به او نمی‌دادند، اما عین‌علی تیموری براین جهان کوچک که او را احاطه کرده بود؛ سلطه یافت. پژواک صدای پرهیبت‌اش، صخره‌های سترگ را به سیطره‌ی خود درآورد و بر رودخانه‌های سرکش نیز ظفر یافت. عین‌علی، سلطان آواهای باستانی شد.
این هوره چر بی بدیل در سال 1317 در روستای بره‌کلک کشماهور از توابع کوهدشت به دنیا آمد. او تنها پسر خانواده‌ای شد که در بدو زندگی پدر و مادرش را از دست داد. او هنوز کودکی بیش نبود که مسئولیت سرپرستی دو خواهر خردسالش را بر عهده گرفت.
در همان سال‌ها یکی از دو خواهر را نیز به خاک سپرد. شاید رنج و اندوهی که در آغاز، زندگی برای عین‌علی به ارث گذاشت، بن‌مایه‌های اندوه‌بار مور و هوره‌هایی بود که فریاد می‌زد.
عین‌علی می‌گفت:«جوهره‌ی صدایم را از مادرم به ارث برده‌ام، گرچه مادرم با مرگش خیلی زود تنهایم گذاشت، اما اندوه صدایش همواره در وجودم طنین‌انداز است.»
عین‌علی گفت:«وقتی که عمویم سرپرستی تنها خواهرم را بر عهده گرفت، تنهایی‌ام را با خودم برداشتم و به کوه و کمر بردم. آن‌جا پژواک صدایم در کوه‌های کشماهور و ناله‌های سیمره درهم آمیخت.
من هم رها شده در سال‌های سرمست جوانی، خود را به هیجان شورانگیز مور و هوره سپردم. با یاغیان شورشگری که در کوه‌های حاشیه سیمره، مأوا گزیده بودند، دم‌ساز شدم.
در یکی از آن سال‌ها در حوالی سنگ سفید کرمانشاه هوره سر می‌دادم. بزرگ روستای سنگ سفید، شیفته‌ی صدایم شد. مرا به روستای خود دعوت کرد. و دختری از بستگان خود را به عقد من درآورد. سال‌هاست که با آن همسرم که او را با سردادن آواهایم به دست آورده‌ام، زندگی می‌کنم.»
عین‌علی تیموری در سال 1348 به کرمانشاه مهاجرت کرد و ساکن آن‌جا شد. او در سال‌های اولیه دفاع مقدس، عضو بسیج عشایری بود. در آن سال‌ها به همراه شادروان اسماعیل ططری در جنگ‌های نامنظم علیه متجاوزین شرکت کرد. در آن سال‌ها، عین‌علی در رادیو «راه شب» که مخصوص رزمندگان جبهه‌های غرب کشور بود، هوره سر می‌داد. بسیاری از رزمندگان آن سال‌ها با مویه‌های شبانه‌ی عین‌علی زندگی می‌کردند.
عین‌علی که دیگر از آن شور و حال سال‌های دور فاصله گرفته است؛ تک‌بیتی از مویه‌هایش را بیان می‌کند تا روز و حال خود را تفسیر کند:
دوران دورم دا هجران پیرم کِرد
                        مَل کویان بیم فلک ژیرم کِرد
معنی: زمانه به سرگردانیم کشاند. غربت، پیرم کرد؛ کوه نشینی بی بدیل بودم، فلک ذلیلم کرد.
روحش شاد و یادش گرامی باد!

 

 

 

1 نظر