شما اینجا هستید: خانهیادداشتمهاجرت: انتخاب فردی با پیامدی اجتماعی

مهاجرت: انتخاب فردی با پیامدی اجتماعی

چهارشنبه, 25 بهمن 1396 ساعت 11:48 شناسه خبر: 3311 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
seymare seymare

مهاجرت تجربه‌ای که ممکن است در زندگی هر فرد اتفاق بیفتد. دور شدن از موطن و زادگاه خویش به اختیار و یا اجبار! می‌تواند دلایلی اقتصادی داشته باشد یا سیاسی و اجتماعی، می‌تواند در درون استان باشد یا در سطح ملی و بین‌المللی..


به هرحال امروز با بالاگرفتن بی‌ثباتی‌های سیاسی و اقتصادی در جهان، مهاجرت به یک مشکل جهانی تبدیل شده است. گروهی جان خود و خانواده را بر سر یک قایق ماهی‌گیری گذاشته و یا سال‌ها خود را در یک اردوگاه پناهنده‌ها محبوس می‌کنند تا شاید بتوانند خود را از شرایط زندگی نکبت بار امروز نجات داده و با به رویایی خویش در ینگه دنیا برسند.
اما مسئله‌ی ما در این یادداشت موضوع مهاجرت در سطح ملی و بین‌المللی نیست که در جای خود یک مسئله‌ی مهم است. مسئله‌ی ما این است که چرا هم‌استانی‌مان و به چه دلیل راه مهاجرت از این دیار را انتخاب می‌کند؟ چرا طبق آمارهای رسمی میزان مهاجرفرستی استان لرستان بسیار بالاست؟ (مقام سوم کشوری طبق آمارهای سرشماری 1390)  این مهاجرت‌ها بیش‌تر کدام قشر اجتماعی را در بر می‌گیرد و هر قشری به چه عللی اعم از اقتصادی و سیاسی و اجتماعی دست به مهاجرت می‌زند و چه پیامدهایی بر این مهاجرت مترتب می‌باشد؟
طبق آمارهای رسمی در نیمه‌ی دوم دهه‌ی 80 حدود7500 نفر سالانه از لرستان مهاجرت کرده‌اند و مقصد بیش‌تر آن‌ها استان‌های البرز و تهران بوده است. طبق این آمارها لرستان در مقام سوم مهاجرفرستی کشور بعد از خوزستان و کرمانشاه قرار دارد. مهاجرفرستی لرستان در نیمه‌ی اول دهه‌ی 90 نه فقط کاهش نیافته بلکه بنا به گفته‌های مسئولان افزایش داشته و تقریباً به 12000نفر رسیده است.(هنوز نتایج سرشماری1395 در زمینه مهاجرت منتشر نشده است) ولی به‌ هر روی این میزان از مهاجرت در جامعه‌ای چون لرستان به لحاظ میزان و نرخ رشد آن یک مسئله اجتماعی جدی می‌باشد که نیازمند بررسی عمیق از زوایای مختلف می‌باشد.
مهاجرت به لحاظ فردی یک تصمیم نسبتاً عقلانی است که فرد برای تغییر وضعیت زندگی خود انجام می‌دهد و در دنیای امروز هر فرد حق دارد در هر جایی که فکر می‌کند، می‌تواند زندگی شرافتمندانه و مطلوبی داشته باشد سکونت نماید. بنابراین نمی‌توان به لحاظ قانونی یا اخلاقی افراد را به مهاجرت اجبار و یا مورد سرزنش قرار داد. اما این انتخاب عقلانی فردی می‌تواند در عین حال که دارای تاثیرات مثبت فردی است درصورت گذر از یک آستانه‌ی خاص دارای پیامدهای منفی اجتماعی باشد. در این حالت است که به عنوان یک مسئله اجتماعی مطرح می‌شود که نیاز به شناخت و بررسی دارد.
در ادبیات نظری مربوط به مهاجرت علل مختلفی برای این پدیده ذکر شده است. از مشهورترین آن‌ها نظریه‌ی جاذبه مقصد و دافعه مبدا تا نظریه فرار مغزها و نظریات اقتصاد دوگانه لوئیس و... می‌توان ذکر کرد. در این یادداشت سعی می‌شود از نگاه خرد و کلان به بررسی پیامدهای مهاجرت در لرستان بپردازد.
در میان عواملی که می‌تواند مهاجرت برون استانی در سطح کلان را تبیین کند نوعی توزیع نابرابر امکانات توسعه‌ای می‌باشد. لرستان به‌دلایل مختلف از فرآیند توسعه جامانده و جز استان‌های کم‌تر توسعه یافته محسوب است و در سال‌های اخیر نیز به‌خاطر افزایش تعداد جوانان در سن اشتغال، خشک‌سالی، رکود اقتصادی و عدم سرمایه‌گذاری مولد وپایدار دچار بی‌کاری شدیدی مخصوصا در سنین 20-35 سال می‌باشد. بنابراین جوانان این استان نه صرفاً به‌خاطر جاذبه مقصد بلکه برای فرار از بی‌کاری و فقر و ناامیدی دست به مهاجرت می‌زنند و معمولاً به‌خاطر نداشتن سرمایه کافی و مهارت‌های لازم در مقصد جذب کارهای ساده مانند کارگری ساختمان و یا خدماتی مانند رانندگی و نگهبانی و.. می‌شوند. شما در هرچهارراه و میدان در تهران و یا کرج روزانه شاهد چنین افرادی هستید که از سر استیصال و درماندگی به غربت کلان شهرها پناه برده‌اند و معمولاً به‌خاطر نداشتن سرمایه‌های اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی نمی‌توانند جذب جامعه میزبان شده و در این جامعه به صورت حاشیه‌ای باقی مانده و جذب آسیب‌های اجتماعی نیز گاهی می‌شوند. محقق از بسیاری آن‌ها شنیده که در تهران با خرید یک پراید به مسافرکشی مشغول هستند و این پراید هم وسیله کسب آن‌ها و محل خورد و خواب و گاه رخت آویز! آن‌ها می‌باشند. بنابراین چنین افرادی به مرور با یک‌نواخت شدن زندگی و نبود تفریح و نداشتن استراحت دچار فرسودگی ذهنی و جسمی شده و امکان جذب آن‌ها به موادمخدر بالا می‌باشد. مخصوصاً وقتی که درک آن‌ها برای فهم زندگی دشوار می‌شود و تناقض‌های ذهنی ناشی از زندگی در این شهری نابرابر افزون می‌گردد، با پناه بردن به مواد مخدر خود را آرام می‌نماید. این‌جاست که فرد غیر از غربت و دلتنگی از دیار باید حس تحقیر و طردشدگی، فقر، تبعیض و ابتلا به آسیب‌ها را هم‌زمان تحمل کند. تحقیر می‌شود چرا که نمی‌تواند خود را با سبک زندگی کلان‌شهری مثل تهران سازگار کند و سر و وضعش نشان‌گر یک غریبه شهرستانی بی‌‌کلاس است که کسی به او توجه نمی‌کند. طرد شده است چرا که با نگاه ترحم‌آمیز و بی‌اعتماد مواجه است که او را آدمی خطرناک و معتاد می‌بینند که در مترو و اتوبوس تاکسی باید مواظب بود جیبشان را نزند. احساس تبعیض نیز می‌کند که چرا از نفت این مملکت و همه جلوه‌های رنگارنگش هیچ سهمی در دیار خود نداشته باشد و حالا مجبور شده برای کسب لقمه‌ای نان چنین رنج غربت و حقارت و سختی را تحمل کند.
این وضعیت به مرور فرد را خشمگین و ناراضی می‌سازد. بنابراین انرژی متراکم شده خشم فرد و احساس نارضایتی او از زندگی او را بر سر دوراهی قرار می‌دهد: یا به سمت خود آزاری اعم از اعتیاد و دیگر آسیب‌های اجتماعی کشیده می‌شود
 و یا به دیگر آزاری اعم از سرقت و خشونت و تخریب و دعواهای گروهی از جامعه کشیده می‌شود و به‌دنبال احساس انتقام از جامعه می‌گردد.
درصورتی که فرد مهاجر خانواده خود را به همراه داشته باشد با مزایا و مشکلاتی در مقصد با خود خواهد داشت. از یک‌طرف فرد به‌خاطر بودن در سیستم خانواده‌ی امکان ابتلا به آسیب‌های اجتماعی کم‌تری دارد و به نوعی خانواده به مرور زمان از یک سرمایه فرهنگی در جامعه شهری بهره‌مند می‌شود ولی از طرف دیگر شرایط اقتصادی خانواده و درآمد وی امکان زندگی سالم و مناسبی به فرد جهت تامین نیازهای زندگی در سطح کلان‌شهر را نمی‌دهد و فرد مجبور است که با محدود کردن خواسته‌های خانواده، حقارت در مقابل زن و فرزندان را تحمل کند. بنابراین مهاجرت تبدیل به یک تراژدی دو سر تلخی برای جوانان در لرستان شده است که هرکدام راه را انتخاب کنند با پیامدهای تلخی مواجه خواهند شد.
مهاجرت غیر از پیامدهای فردی در سطح کلان نیز با مشکلاتی مواجه است. خالی شدن جامعه از نیروهای فعال جامعه یکی از این پیامدهاست. این مشکل مخصوصاً در روستاها به‌خاطر بالارفتن تحصیلات و نبود شغل مناسب به شدت حاد شده است. رشد جمعیت در روستاهای لرستان به شدت منفی شده است. یکی از علل این موضوع مهاجرت نسل جوان  از روستاها می باشد. این نوع مهاجرت باعث بهم خوردن ترکیب سنی و جنسی در روستاها شده است. مردان خانواده به دلایل فرهنگی و اجتماعی شانس بیش‌تری برای مهاجرت دارند و زنان و سالمندان و کودکان امکان کم‌تری، بنابراین ترکیب سنی جامعه روستایی به سمت کهن‌سالی میل نموده است.
علاوه بر این ترکیب جنسی نیز در روستاها به نفع زنان و دختران میل کرده است. بسیاری از دختران به علت نبود شغل و یا عدم ازدواج به‌رغم تحصیلات بالا مجبور شده‌اند درخانه درکنار والدین بزرگ‌سال‌شان بمانند. همین اضافه شدن بار مسئولیت خانواده به دوش دختران در غیاب مردان همراه با گرایش مردان مهاجرشان به ازدواج با بیرونی‌ها، باعث  کاهش ازدواج دختران روستا و حتا شهر شده است. به‌طوری‌که در سال‌های آینده شاهد مشکلات حمایت اجتماعی از این دختران ازدواج نکرده خواهیم بود.
علاوه براین در نبود سرپرست خانواده به‌خاطر مهاجرت آسیب‌های جدی به بنیان خانواده وارد خواهد شد و در زمانه‌ای که افراد به شبکه‌های اجتماعی دست‌رسی داشته و می‌توانند خلأ عاطفی خود را در نبودن در کنار خانواده با افراد دیگری پر نموده و در طی زمان باعث سستی و یا فروپاشی خانواده گردد.
البته علت مهاجرت در طبقات پایین و اقشار جوان‌تر که در بالا ذکر شد بیش‌تر ریشه‌های اقتصادی دارد ولی نوعی از مهاجرت که مختص طبقات متوسط و بالای جامعه است بیش‌تر ریشه‌های فرهنگی و روانی و حتا سیاسی دارد. بیش‌تر بازنشستگان پس از اتمام خدمت خود با میل خود و یا اجبار فرزندان برای کسب سطح زندگی مرفه‌تر قصد مهاجرت می‌کنند. در کنار این دسته بسیاری از مقامات علمی و دانشگاهی و یا حرفه‌ای نیز به محض رسیدن به سطحی از توانایی و توان مالی احساس می‌کنند که در جامعه لرستان بازدهی مطلوبی نداشته و لرستان پاسخ‌گوی نیازهای خود و خانواده‌شان نیست و باید به شهر بزرگ‌تری کوچ کنند تا بتوانند فرصت‌های مناسبی را برای زندگی و پیش‌رفت خود و فرزندانشان خلق کنند. این موضوع به شدت در بین اساتید دانشگاه، مدیران ادارات دولتی (مخصوصاً بعد از کنار گذاشته شدن از پست‌های دولتی!) و پزشکان به چشم می‌خورد. تاجایی که بسیاری از این افراد تعلق کمی به جامعه محلی خود داشته و این‌جا را جایگاهی برای کسب درآمد زندگی و انتقال آن به کلان‌شهرها و حتا خارج کشور می‌دانند. بسیاری ازخانواده‌های اساتید دانشگاه و مدیران و پزشکان به شهرهای بزرگ مهاجرت نموده و خود فرد تنها برای انجام کار به محل خدمت مراجعه نموده و آخر هفته را به کلان شهر برمی‌گردد و تنها به انتقال دهنده ‌یسرمایه از یک استان فقیر به مرکز تبدیل می‌شوند.
طنز ماجرا این‌جاست که با وجود رونق شبکه‌های اجتماعی و امکانات ارتباطاتی، افراد در هر نقطه می‌توانند با هم ارتباط داشته و کم‌تر احساس غربت کنند ولی در عین حال وجود این تکنولوژی باعث بالابردن سطح انتظارات افراد از زندگی شده و احساس محرومیت نسبی را در بین آنان افزایش داده و این موضوع باعث تشدید مهاجرت به شهرهای توسعه یافته و حتا کشورهای غربی در میان طبقات بالا شده است. بنابراین این دو جریان: یکی خالی شدن جامعه از اقشار فعال و جوان و دیگری خروج سرمایه‌های انسانی با سطح کیفیت بالا با سرعت بالا باعث شده که روند توسعه در لرستان بسیار کندتر گردد. چرا که از یک‌طرف  این سرمایه‌های انسانی با خود تجربه و تخصص و همراه با آن سرمایه‌های مالی و اقتصادی را از استان خارج می‌کنند و از طرف دیگر نیز جوانانی که باید بتوانند به عنوان نسل بعدی روند جانشین‌سازی منابع انسانی را تکمیل کنند نیز با گسستی مواجه خواهند شد. این روند در آینده سطح استعداد و توانایی جامعه را تنزل داده و با پیامدهای نگران کننده‌ای روبه‌رو خواهیم شد. چنین مباد!
*رییس دفتر انجمن جامعه‌شناسی در لرستان

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004