شما اینجا هستید: خانهیادداشتمشکل ما فقط راه نیست راه رفتن نیز هست

مشکل ما فقط راه نیست راه رفتن نیز هست

چهارشنبه, 25 بهمن 1396 ساعت 11:53 شناسه خبر: 3312 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
seymare seymare

1-انجمن لرستانی‌های مقیم تهران و 13 انجمن مردم‌نهاد دیگر در نامه‌ای به رییس مجلس شورای اسلامی با اشاره به این که: لرستان از کم‌ترین «تخصیص» در بین استان‌ها برخوردار بوده، خواستار توجه بیش‌تر به این استان و اصلاح بودجه‌ی سال 97 شده‌اند(سیمره- 436-19 دی 96). این نامه با برشمردن کاستی‌هایی در حیطه‌ی تامین اعتبار پروژه‌های عمرانی، فرهنگی، زیربنایی، هم‌چنین بودجه‌ی لازم  برای احیا و حفاظت محیط‌زیست، منابع طبیعی، آب‌خیزداری، حفظ و مرمت و آزادسازی میراث فرهنگی به ویژه قلعه‌ی فلک‌الافلاک، تخصیص منابع آب و بودجه‌ی کافی برای تکمیل و بهره‌برداری از سدهای در دست اجرا و ... تقاضا کردند که حل مشکل‌های مبتلابه لرستان در بودجه‌ی سال 97 مورد توجه قرار گیرد.


2- وقتی نامه را خواندم، خاطره‌هایی در درونم زنده شد و به یاد مصرعی از«آنا آخماتوا» شاعر روس افتادم که می‌گوید:«چه بی‌رحمانه جان می‌خراشند تیغ‌های خاطره!»؛ ... روزهایی در خاطرم زنده شد که با دوستان کمیته‌ی توسعه‌ي خرم‌آباد در انجمن لرستانی‌های مقیم تهران حرف‌هایی از همین جنس، مایه‌ی اصلی نامه‌های‌مان به این و آن مقام بود ولی گویی شاعر حق داشته است بگوید:«بلند و بلند فریاد می‌زنم/ اما صدای من، مثل همیشه به او نمی‌رسد!»
 با این آرزو که نامه‌ی عزیزان، این بار پاسخ مناسب خود را در پی داشته باشد.
نمونه‌ی ده‌ها نامه‌ی انجمن لرستانی‌ها، نامه‌ای بود که در هنگام تهیه‌ی برنامه‌ی چهارم توسعه به رییس‌جمهوری وقت نوشته شد، با این آغاز:«خبرِ ادامه‌ی بررسی برنامه‌ی چهارم در هئیت دولت، بر نگرانی‌های موجود نزد بسیاری از شهروندان{این دیار}... افزوده است؛ این نگرانی‌ها برآیند تهدیدِ ترس‌آور از احتمال تداوم فرآیندهایی است که طی آن{این سامان}در کنار قطب‌های پیرامون خود به شدت به حاشیه رانده شده است و اینک نیز در برنامه‌ی چهارم ممکن است سهم آن، به جای سرمایه‌گذاری، رشد منفی، تولید بازهم بیش‌تر بی‌کار و تعطیلی باز هم فزون‌تر واحدهای باقی‌مانده از گذشته باشد.
 در ادامه‌ی نامه می‌خوانیم: بدین ترتیب می‌بینیم در کشوری که دو برنامه‌ی توسعه در آن به اجرا درآمده و برنامه‌ی سوم در حال اتمام است، بر اساس اعلام شهردار خرم‌آباد: از مجموع 120 نفر ثبت‌نام شده برای رفتگری در شهرداری این شهر، 113 نفر لیسانسیه بودند(کیهان ویژه- 26 آبان 82) و این در حالی است که این افراد نه کارگر ساده بلکه بخشی معدود از تحصیل‌کرده‌های شهرند که تا کنون موفق به مهاجرت از شهر نشده‌اند و باز این در حالی است که این شهر تا سی سال پیش یک بازار پر رونق برای جذب مهاجران و کارجویان شهرهای دور و نزدیک بوده و باز این درحالی است که{...}.
سپس نامه‌ی انجمن لرستانی‌ها به این نکته اشاره می‌کند که: این چالش‌ها، محصول جهت‌گیری‌ها و سیاست‌گذاری‌های نامناسب برنامه‌های توسعه و نگاه تبعیض‌آمیز این برنامه‌ها به منطقه‌ها و شهرهای کشور است. فراگردی که در غیاب هرگونه تدبیر منطقه‌ای به غلبه‌ی الگوی قطب/ حاشیه و آرایش فضایی به شدت آشفته و ناموزونِ سرزمینی انجامیده است.
بر این پایه، نمی‌توان برنامه‌ای را برنامه‌ی توسعه نامید در حالی که آن برنامه با نگاهی غیر توسعه‌ای به سرزمین ملی، بخشی از آن را به حاشیه برآند و انسان‌های زیادی را به خاطر سکونت در محلی خاص از فرصت‌هایی که در اختیار دیگران قرار داده است محروم سازد{...}. مردم بر این باورند که معضل ایجاد شده، حاصل بی‌کاری بخشی از جمعیت و درآمد ناچیز بخش دیگر است که مانع شکل‌گیری بازار سرمایه و بخش خصوصی توانا در آن شده است و حل آن با شعار و تعارف و وعده میسر نیست بلکه اراده‌ای کارساز{...}»
نامه سپس با مصداق‌ها و مستندهایی ادامه می‌یابد با همان به قول رمان‌نویس‌ها«موتیف» یا عنصر تکراری در روایت یعنی تقاضای حل مسئله!.
3- هی مقام‌ها و مسئولان به این استان آمدند و با کلی تعریف از قوم لر و پتانسیل‌های کم مانند استان و سپس وعده‌ی توجه، استان را ترک کردند! هی مدیران ارشد به استان آمدند و درجایگشتی عجولانه دو- سه سال ماندند و گفتند و رفتند و به تعبیر شاعر:«خواب‌های ما در فسفر بیان روزانه‌ی عده‌ای سوخت و جان‌ باخت!» و ما خسته از سرگردان ماندن بین باور و شک کماکان مشکل را بر دوش حمل کردیم چرا که به قول یک صاحب قلم:« مریض با به به و چه چه خودش و دکترش امکان بهتر شدن روحیه‌اش می‌رود اما بهبودی‌اش دست کم تا شروع درمان کار دارد!».
در واقع مشکل ما با آمد و رفت‌ها و توجه مقطعی به بودجه‌ی چند بخش حل نمی‌شود! مشکل ما فقط در راه نیست در راه رفتن هم هست چرا که در تشریح چگونگی کارکرد اندام‌های حرکتی می‌خوانیم:«وقتی کسی باری بر پشت حمل می‌کند، توزیع وزن بار بر پشتش، نقطه‌ی مرکزِ ثقل را تغییر می‌دهد و این تغییر بر طرز حرکت او اثر می‌گذارد؛ شخصی که بار حمل می‌کند معمولاً گام‌های کوتاه‌تر برمی‌دارد، زمان توقف او برای ادامه‌ی حرکت فزونی می‌گیرد و نوسان آونگی پا کوتاه‌تر می‌شود» و چنین است که عنوان این نوشتار مصداق می‌یابد که مشکل ما فقط در راهی نیست که عده‌ای با سرعت در آن می‌رانند و برای ما تبدیل به مال‌رو شده است! مشکل در راه رفتن تحمیل شده بر ماهم هست، با بار سنگینی که بر پشت‌مان جاسازی شده است؛ باری که سنگینی‌اش گام‌های‌مان را کوتاه‌تر و حرکت‌مان را کندتر کرده است. بار سنگینی از:
الف- نبود یا ضعف زیرساخت‌های لازم که اینک مسئولان بدون استفاده‌ی کافی از هولدینگ‌های وابسته به سازمان‌های دولتی، همه چیز را به لطف بخش خصوصی سپرده‌اند! در حالی که نیاز به توجیه و تحلیل ندارد و تجربه‌ای جهانی است که«در یک فرآیند هزینه/ فایده، منطقه‌هایی که دارای زیربناهای آماده‌تری هستند، برای توسعه‌ی فعالیت‌های جدید و جذب سرمایه‌ی بخش خصوصی مناسب‌ترند. این را صرفه‌های مکان، دست‌رسی و ... به درستی تایید می‌کند. چنین چرخه‌ی بسته‌ای، خود موجب تشدید سیکل توسعه در منطقه‌های توسعه‌یافته‌تر و فزون‌گیری شکاف بین این منطقه‌ها با منطقه‌های واپس‌مانده می‌شود.
ب- بی‌توجهی به بار سنگین بی‌کاری که نبود درآمد و فقر را هم در خود مستتر دارد در وضعیتی که«در هر اقتصاد و در هر سطح از توسعه‌یافتگی، افزایش بی‌کاری یا اشتغال ناقص از طریق افزایش شمار کم درآمدها، به تشدید نابرابری درآمد و کاهش استاندارد زندگی کمک می‌کند و بدین خاطر بی‌کاری و اشتغال ناقص به صورت یکی از ویژگی‌های اصلی فقر نمایان شده است(نیلی77).
به گفته‌ی «مَندل» در چنین جامعه‌هایی، اکثریت جمعیت هر آن‌چه را به دست می‌آورد، مصرف می‌کند و قدرت تراکم سرمایه را ندارد، پس‌انداز مردم چیزی جز مصرف به تاخیر افتاده نیست، درآمد و پس‌انداز بر هم اثر «دوری» دارد به گونه‌ای که با پایین بودن درآمد، پس‌انداز و سرمایه‌گذاری نیز پایین خواهد آمد و به دنبال آن، در یک سیکل شوم، درآمد، پایین مانده و پس‌انداز نیز افزایش نخواهد یافت و...
این همه به معنای ضعف جامعه در تشکیل سرمایه و ادامه‌ی اقتصاد معیشتی، که مبنایی است برای افزایش نابرابری‌های سرزمینی و مگر خروجی چنین مدلی همان مهاجرت سرمایه‌ی انسانی و مشکل‌های دیگری نیست که در نامه‌ی انجمن‌های مردم‌نهاد مطرح شده است و البته این بار نه به صورت تک صدایی بلکه با هم صدایی!.
 4- در واقع، نهادهای مدنی در کنار دولت‌ها ولی مستقل از دولت‌ها حلقه‌هایی هستند برای پر کردن فاصله‌ی دولت‌ها و مردم. به نظر «هابز» که در حقیقت تاکیدی است بر نظر افلاطون، فرق قبیله و جامعه این است که جامعه را باید ساخت و آگاهانه هم باید ساخت و وارد آن شد. این است که با وجود برخی مشکل‌ها، طرح خواسته‌های منطقه از سوی نهادهای مدنی حرکتی است در این جهت و قابل تقدیر؛ هرچند به قول«وُلف» برخی مدیران غیرمنعطف وجود نهادهای مدنی و اجتماعی را برنمی‌تابند، حتا گاه دیوان‌سالاری معطوف به هدف، درست‌کار و صادق نیز در رویارویی با گروه‌های اجتماعی محلی، خود را رو در رو با تنش می‌بیند!؟.
5- قلمرو هولناکِ ویروس نابرابری را نباید تنها به دهک‌های درآمدی و هزینه‌ای محدود کرد که هم زمان باید نابرابری‌های جغرافیایی و تفاوت‌های فاحش توسعه بین دو گروه معروف شده به شمال- جنوب یعنی استان‌های برخوردار و غیر آن را نیز آماج برنامه‌های تعادل‌بخشی و نابرابری زدایی قرار داد که این بخش از مسئله، کم اهمیت‌تر از بخش نخست نیست حتا می‌توان گفت این دومنبع، خیلی وقت‌ها تغذیه کننده‌ی یک‌دیگرند.

 

 *سیمره‌ی 441 بیست و پنجم بهمن ماه 96

 

 

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004