شما اینجا هستید: خانهیادداشتاز خاتمی تا روحانی

از خاتمی تا روحانی

جمعه, 03 آبان 1392 ساعت 20:41 شناسه خبر: 332 1 نظر
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

 ساعت از یک بامداد گذشته است و تمام تلاش خود را برای بیدار ماندن و شنیدن نطق رئیس جمهور دولت تدبیر و امید به کار بسته‌ام. آیا بار دیگر شروع گرم و طنین کلمات او از جنس سخنان آن دیگر مرد کویری اردکانی است، آن‌گاه که با تمام قوت و با صدایی گذشته از دالان یک‌صد سال کوشش برای حقوق و عدالت‌خواهی ایرانیان، در صحن علنی سازمان ملل متحد سخنان خود را این‌گونه آغاز کرد: «خانم‌ها و آقایان، عالی‌جنابان من از ایران سر فراز آمده‌ام.»

 سال‌هاست که از آن سخن‌رانی می‌گذرد، اما حرارت و غرور برخاسته از آن کلمات در ذهن و ضمیرم باقی است، اما روحانی بسیار عجیب‌تر از آن‌چه در فضای رسانه‌ای قبل از سفرش گفته می‌شد، ظاهر شد و این تفاوت چیزی نیست جز تفاوت‌های سیدمحمد خاتمی و شیخ حسن روحانی.
تفاوتی از جنس «بینش» و «روش» هر دو رئیس جمهور خود را نماینده و محصول نهضت دمکراسی‌خواهی ایرانیان می‌دانند، اما خاتمی آرمان‌خواه و ایده‌آلیست بود و روحانی عملگرا و رئالیست، خاتمی روشن‌فکری ایده‌آلیست بود که به سیاست، ردایی رمانتیست پوشاند از جنس همان عبای شکلاتی و محاسن حنایی، او حرف‌های مهم، اما مبهمی می‌زد از موضوعات بزرگی چون عدالت و آزادی سخن می‌گفت و بیش از آن‌که در فکر پاسخی برای امروز باشد دوران ریاستش را با «نامه‌ای برای فردا» به پایان رساند.
خاتمی در بلندایی نشسته بود که روشن‌فکران از همان‌جا جهان را رصد می‌کردند از افق ولتر و روسو، پدران انقلاب فرانسه که سخنان آن‌ها را با چاشنی ادبیات شریعتی و آل احمد وطنی ساخته بود، اما روحانی شیخ دیپلماتی است که بی‌هیچ پیرایه‌ای به عالم سیاست آمد، او حقوقدان است نه فیلسوف، دیپلمات است نه روشن‌فکر، در باب فضیلت‌های گم شده‌ای چون آزادی و جامعه‌ی مدنی.
خاتمی هشت سال سخن گفت و به ضرورت و زیبایی جامعه‌ی ما را برای دل کندن از آن‌چه هستیم برای رسیدن بدان‌چه می‌بایست باشیم به تکاپو انداخت، اما پایان ریاستش با بی‌تدبیری پاره‌ای همراهان و نابالغی سیاسی تنی از نامزدهای اردوگاه اصلاح طلبان با بهمنی عظیم مسدود شد. روحانی آمده است تا از جاده‌ی سیاست راهی به آزادی بگشاید و نه از مسیر پر پیچ و خم فلسفه، سیاست با تمام ظرائف و ظرفیت‌های آن که شاید یکی از همین ظرائف دستگاه چانه‌زنی و دیپلماسی فعال او پدیده‌ی محمدجواد ظریف!!! باشد.
راه آزادی و حقوق بشر را نه باید از فلسفه و حکمت که این بار از اقتصاد و سیاست باید جست. روحانی هرگز در مقام یک حکیم ظاهر نشد. او بیش از آن‌که از توشه فلسفی آموخته های خود استفاده کند به دانش فقهی که نزدیک‌ترین علوم دینی به حقوق جدید است و تجربه ی دیپلماسی بین‌الملل تکیه زده است و به جای حرف های کلی و مبهم، بسیار ریز و روشن سخن می‌گوید و به جای طرح کلان تنش‌زدایی و آداب سخن گفتن، رفت و با قدرت‌های سیاسی جهان حرف زد. او به جای طرح کلان جامعه‌ی مدنی به احیای نظام‌های صنفی و حرفه‌ای چون خانه‌ی سینما و انجمن صنفی مطبوعات کمک کرد، به جای دفاع کلان از آزادی و مبارزه با سانسور از ایجاد نهادهای قضاوت صنفی گفت و به جای سخن گفتن از جمالات عدالت اجتماعی می‌کوشد فراخی میدان اقتصاد را به بخش خصوصی و رونق کسب و کار بسپرد.
روحانی چون خاتمی دل نگران دوران گذار نیست و از ملایمت سنت و تجدد و چونی ورود مدرنیته هراسناک نیست بلکه به مدد دانش حقوقی  خود از کنار این مجادلات یک قرنه روشن‌فکران گذر کرده، و لحظه‌ای در دفاع از اقتصاد آزاد، جامعه‌ی باز؛ حقوق شهروندان و بهبود روابط با جهان آزاد تردیدی به خود راه نداده است، بر مجموع این آموزه‌ها لیبرالیسم نام می‌نهند، اما روحانی می‌کوشد بی‌آن‌که نام این مکتب  را بگوید در قوام آن نه در عرصه‌ی اندیشه بل در ساحت عمل خود را نشان دهد.
اگر چه روحانی در تمام سخنان خود به شایستگی از آزادی دفاع می‌کند، اما شاید برای کسانی که به سوابق او می‌نگرند قدری باور نیافتنی بنماید، آری شیخی که بعد از پیروزی انقلاب شکوهمند بیش‌ترین حشر و نشر او با نظامیان بوده و آن‌گاه هم که به پارلمان راه یافت بر ریاست کمیسیون دفاعی مجلس تکیه زد و پس از آن هم طولانی‌ترین دوران تصدی دبیری شورای عالی امنیت ملی را عهده‌دار بود؛ چگونه است که در باب آزادی چنین جهد و جهاد می کند؟ پاسخ به این شبهه همان دغدغه‌ی انسان اجتماعی معاصر است که چگونه هم به ثبات دست یابد و هم تحول و هم از هرج و مرج رهایی یابد و هم به آرامش برسد.
بهانه‌ی حکومت‌های توتالیتر برای استبداد همواره حفظ ثبات و امنیت بوده است، مردمی که از جنگ‌های داخلی و هرج و مرج چون تجربه‌ی سوریه می‌هراسند در نهایت امنیت (حفظ جان، مال و ناموس) را بر آنارشیست و آشوب ترجیح می دهند، اما روحانی با آن‌که چهره‌ای امنیتی است آمده است تا از این واژه هراس‌زدایی کند و تعریف تازه‌ای به نیروهای امنیتی بدهد اونشان داد که امنیت ملی فراتر از امنیت یک جریان است، امنیت ملی پاسداری از حقوق و آزادی همه‌ی شهروندان در برابر بیگانگان است و این ارزش نه از راه جنگ و مخاصمه که از طریق دیپلماسی و مذاکره در دوران جدید حاصل می‌شود، تشکیل کمیته‌ای مرکب از نخبگان برای تدوین حقوق شهروندی نشان از توجه ویژه‌ی ایشان به مفهوم موسع امنیت ملی است که او در طی 16 سال دبیری شورای امنیت ملی پاسدارآن بوده است و اکنون می‌تواند همین زاویه دید را در سطح ریاست جمهوری تثبیت کند، معیار امنیت ملی دفاع از حقوق مشاع آحاد شهروندان در تفویض قدرت به نهاد دولت است، حتا منتقدان نظام سیاسی که رهبر معظم انقلاب اسلامی آنان را به مشارکت  سیاسی فراخواند و رای آنان را حق‌الناس نامید. طرفه آن‌که مردم ایران در انتخابات اخیر نه تنها به رویکرد اعتدال روی خوش نشان داند بلکه از میان همه‌ی آن نامزدها کسی را برگزیدند که کمتر از همه شعار می‌داد و بیش‌تر عملگرا بود و در قیاس با دیگران کمتر در باغ سبز می‌گشود؛ چرا که مردم در یافته بودند آرمان‌گرایی اگر معنایی جز واقعیت‌گرایی بیابد به ناب گرائی و حتا بنیادگرایی  می‌انجامد.          ادامه در ستون سمت راست‌

 

 

 

1 نظر

  • پیوند نظر  لك مراد لك مراد شنبه, 04 آبان 1392 ساعت 09:44

    آفرين قلندر،مقاله ات هم مثل كلامت شيوا و رساست.مخصوصا آنجا كه يادي از سيد فقيد خاتمي كرده اي.باز هم ياد اشعار سهراب افتاديم:
    .
    .
    .
    ....به عاطفه ي سطح خاك دست كشيديم
    و مثل لهجه ي يك سطل آب تازه شديم
    .
    .
    اميد شما آرزوي ماست.زنده باشي و سرفراز

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004