شما اینجا هستید: خانهیادداشتبا زهرماری چه باید کرد؟یادداشتی برتئاتر«زهرماری»به نویسندگی رضابهاروند

با زهرماری چه باید کرد؟یادداشتی برتئاتر«زهرماری»به نویسندگی رضابهاروند

دوشنبه, 24 ارديبهشت 1397 ساعت 09:31 شناسه خبر: 3531 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
seymare seymare

مقدمه‌ی اول:
حضرت حافظ در یکی از غزلیات خود برای جماعت ریاکار پیامی دارد:
باده‌نوشی که در آن روی و ریایی نبود/ بهتر از زهدفروشی که در او روی و ریاست


زهرماری شاید ناخواسته این پیام حضرت حافظ را با خود به همراه داشته باشد، ما در «زهرماری» با دسته‌ی ریاکارانی مواجهیم که بر همه چیز چنبره زده‌اند و به‌رغم این وضعیت برای حفظ موقعیت آن نیستند که هستند و البته مسبب حسرت دیگران هم می‌شوند. آن‌ها دایره‌ای تنگ را برای حفظ موقعیت خود بر دیگران تحمیل کرده‌اند و حتا در آن دایره حاضر هستند، نزدیکان خود را به محاق بفرستند و تبلیغ کنند که کار درست را انجام داده‌اند.

مقدمه‌ی دوم:
کلاس درس مایکل سندل، استاد فلسفه‌ی دانشگاه هاروارد، درخصوص عدالت با سوال‌هایی در مورد این مسئله، در هر جلسه، آغاز می‌شود که اگر شما در یک موقعیت خیالی و سخت قرار گرفته بودید برای برون‌رفت از آن شرایط چه می‌‌کردید؟ کدام عمل مسئله‌ای اخلاقی‌تر برای انجام دادن است؟ و کار درست کدام است؟ کاری که احتمالاً در شرایط عادی ممکن است لزوماً اخلاقی نباشد اما در آن شرایط کاری درست است.
تئاتر زهرماری شما را با همین سوالات و تماشاگر را با این مسئله مواجه می‌کند که «کار درست» و نه لزوماً «اخلاقی» و حتا «قانونی» در آن شرایط کدام است. داستان خانواده‌ای که مادر خود را از دست داده است و میراث او اعضای خانواده را با یک تصمیم روبه‌رو کرده است، آن‌ها هرکدام از یک زاویه به مسئله‌ی رخداده نگاه می‌کنند. دسته‌ی موافقان (دو برادر و یک خواهر) و دسته‌ی مخالف (برادر بزرگ) و هیچ میانه‌ای وجود ندارد. شما باید با یک دسته هم‌دلی کنید. شاید شرایط جامعه به نحوی باشد که با انتهای داستان و به‌رغم این‌که با سوال میلاد (برادر کوچک) به پایان می‌رسد وضعیت حضور خود را در یک سمت قصه معلوم می‌کنید. او می‌پرسد: چه باید کنم؟
سوالی از همان سنخ سوالاتی است که مایکل سندل در کلاس‌های درسش در مورد عدالت می‌پرسد! میلاد برای نجات خانواده مجبور می‌شود برای مقابله با برادر بزرگش دست به کاری بزند که عواقبی سنگین برای او دارد! او این کار را انجام می‌دهد و سپس در مورد عواقب آن‌چه انجام داده است فکر می‌کند! اگر ما در آن شرایط بودیم چه می‌کردیم؟ نویسند‌گان تئاتر را در این‌جا به پایان می‌برد و این سوال را از تماشاگر می‌پرسد که در آن شرایط چه می‌کرد؟ اما رضا بهاروند و احمد سلگی به نحوی پیش از این تماشاگر را به هم‌دردی با دسته‌ی موافقان سوق داده‌اند، البته شاید این وضعیت جامعه‌ی امروز ما باشد که نویسنده به نحوی هوشمندانه از آن بهره گرفته است و تماشاگر را وادار می‌کند که از یک طرف قضیه حمایت کند.
بحث:
زهرماری بار تلخی عجیبی به‌رغم طنز نیش‌دار و هوشمندانه دارد. در موقعیت‌های گوناگون شاهد حاضرجوابی درست و به‌جای شخصیت‌های داستان هستیم و در دو یا سه موقعیت نمایش‌نامه برخلاف پیش‌بینی تماشاگر (دست‌کم در مورد خودم می‌توانم بگویم) شما با یک موقعیتی خلاف انتظارتان روبه‌رو خواهید شد. طنز شخصیت‌های داستان به علاوه بر گفت‌وگوی میان آن‌ها با حرکات آن‌ها هم منتقل می‌شود. شما می‌توانید بدون این‌که گفتاری از یک شخصیت داشته باشید، با حرکت او لبخند را بر لبان خود داشته باشید.
به‌رغم این‌که شاید این نقد را وارد کنید که شما شاهد نمایی از فیلم «ابد و یک روز» هستید، اما باید گفت که زهرماری روایت خود را از موقعیتی دیگر دارد. همان‌طور که در مورد «مغزهای کوچک زنگ‌زده» هم این روایت مردود گفته می‌شد که شبیه فیلم‌هایی نظیر «شهر خدا» و «ابد و یک روز» و «دار و دسته نیویورکی‌ها» است. با وجود این اگر چنین مقایسه‌ای را در ذهن داشته باشیم، تمام فیلم‌ها و تئاتر‌های تاریخی، جنایی، طنز و ...، همه از یک ساخت و یک پیش فرض پیروی می‌کنند و همه‌ی آن‌ها شبیه به هم هستند، اما شما در زهرماری با یک روایتی نو از موقعیتی دیگر روبه‌رو هستید.
زهرماری می‌تواند به سادگی از تماشاگرش خنده بگیرد، بغض بگیرد و البته مهم‌تر از آن از آن‌ها هم‌دردی بگیرد که کلید اصلی نمایش‌نامه است. نویسند‌گان این نیاز را ندیده‌اند که خود را درگیر مسئله‌ای عمیق کنند تا تماشاگرش را به خنده وا دارد، نویسند‌گان به سطحی نزدیک ذهنیت تماشاگر رفته‌اند که به نظرم در این مورد بسیار موفق عمل کرده‌اند. طنز آن‌ها لودگی نیست و در مکان و زمان درست به کار گرفته شده است و ضمناً تکراری هم نمی‌شود که ذهنیت شما را مخدوش کند.
شاید تنها جایی در نمایش‌نامه را که می‌توان به آن نقد منفی وارد کرد، مسئله‌ی وجود و پیداکردن «مخمر» باشد. به نظر می‌رسد شاید نویسند‌گان نتوانسته باشند وضعیت خواهر خانواده را به نحوی از در درست وارد داستان کنند، که البته مسئله‌ای بسیار جدی در نمایش‌نامه است، چرا که خط سیر داستان را تغییر می‌دهد و نویسندگان برای ایجاد یک بخش اساسی در نمایش‌نامه از آن بهره گرفته‌اند. با وجود این آن‌چه در پی این اتفاق خارج شده است، می‌توانست با کمی تیزهوشی بیش‌تر به شکلی دیگر رخ بدهد.
زهرماری با نویسندگی رضا بهاروند و احمد سلگی و مدیریت اجرایی امیر دلفانی و کارگردانی علی احمدی تا نزدیکی‌های جام جهانی اجرا دارد. برای خرید بلیت تئاتر زهرماری می‌توانید از طریق سایت تیوال اقدام نمایید. دیدن این اجرا را حتماً به شما پیشنهاد می‌کنم. شاید هم‌نظر باشیم!
*چاپ شده در شماره‌ی 450(20اردی‌بهشت 97)

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004