شما اینجا هستید: خانهیادداشتاین حجم عظیم... لیک خنثی

این حجم عظیم... لیک خنثی

دوشنبه, 22 مرداد 1397 ساعت 09:19 شناسه خبر: 3770 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
seymare seymare

روند پیش‌رفت در یک پروسه‌ به موازات زمان موضوعیتی عادی می‌باشد. پابه‌پای زمان در حرکت «بودن» لاجرم تغییر را رقم می‌زند و تغییر هم می‌تواند مسیر تکاملی را طی کند و هم «تخریب»را به ظهور برساند.
از هر موضوعیتی به فراخور موجودیت و چگونگی حرکت، انتظار می‌رود که چه تغییری در مسیر زمان بنماید و این تغییر خواه مثبت و تکاملی و خواه منفی و تخریبی چگونه نقشی در جامعه ایفا کند و جامعه‌ی تاثیرپذیر چگونه تاثیری را پذیرفته و به همین نسبت چه تغییری در چه زاویه‌ای بنماید. این پیش گفتار را هر چند اندک و کوتاه داشته‌ باشیم تا بعد.
و اما بعد...


بی‌شک مطبوعات نقش عمده‌ای در فرهنگ و تمدن ایفا می‌نمایند که نیازمند توضیح نیست. البته «چرا» و «اگر» و «مگر» دارد و هرچند در زمانه‌ی ما مطبوعات چون گذشته بی‌هماورد و رقیب و افزون بر این باید در فرم و محتوا چنان دلبری کند که جذابیت لازم را برای جامعه داشته باشد و این جذابیت، جماعت اهل مطالعه را به خرید آن ترغیب نماید و از طرفی این جماعت اهل مطالعه پس از رضایت از جمال و کمال آن ترغیب به خرید آن شده تا نشریه روزانه یا هفتگی و ماهانه و فصل‌نامه در عرصه‌‌ی جامعه ماندگار شود و نام آن در اذهان بماند.
امروزه دیگر مطبوعات مانند گذشته نیست که مثلاً شخص جلیل‌القدری مانند«نسیم شمال» به تنهایی در کُنج حجره‌ای بنشیند و آن را تولید کند و مردم هم تشنه‌ی تجدد و ترقی و آزادی باشند از هرکلام آن یک معنی دل‌خواسته بجویند و با جان و دل آن را خریداری نمایند. امروزه روزنامه‌نگاری یک تخصص مهم و ارزشمند به شمار می‌رود که دست‌اندرکاران عمده‌ی آن علاوه به احاطه به فنون روزنامه‌نگاری و هم در حیطه‌ی قلم‌زنی‌ «ادبیات» لازم است به اطلاعات روز و همه جانبه و چانه‌زنی غیر لازم. هر چند سخن بسیار است اما تا همین جا کافی است و اما بعد...
تا آن‌جا که آمار حکایت می‌کند بیش از چهل نشریه در گستره‌ی لرستان چاپ می‌شوند!... عجب... و چرا؟!... و برای چه...؟! .... و چه تاثیری بر جامعه دارند...؟!.. و این حجم عظیم نشریه توسط چه کسانی و با چه هدف و انگیزه‌ای چاپ می‌شوند...؟!... و ناگفته پیداست که این نشریه‌ها را چه کسانی تهیه و به چاپ می‌رسانند ... و چه کسانی«می‌بایست...!» آن‌ها را تهیه و به چاپ برسانند... و آیا این نشریات که غالباً در قالب هفته‌نامه، دوهفته‌نامه، ماه‌نامه و ... فعالیت می‌نمایند، توسط چه متخصصین فن روزنامه‌نگاری و قلم‌زنان اهل علم و ادبیات و پژوهش‌گران متخصصین و تحلیل‌گران مسلط به مسائل روز تهیه و در دست‌رس مردم قرار می‌گیرند... و آیا چنین است...؟! ... و اگر چنین بود... و «اگر» چنین بود ... می‌بایست تیراژ بالای آن‌ها نسبت به جمعیت لرستان چنان موجب مباهات و چنان جذاب بود که گاهی اوقات بعضی از آن‌ها نایاب می‌شد...

اما غمگین حکایتی است...
آن‌چه که واقعیت است در یک نگاه سطحی چنین می‌نماید که اغلب این نشریات که متاسفانه بیش‌تر آن‌ها به صورت هفته‌نامه بیرون می‌آیند و بر روی پیشخوان دکه‌های روزنامه‌فروشان قرار می‌گیرند یا کپی تمام عیاری از اخبار موجود در اینترنت هستند و به ندرت دیده می‌شود که کسی به عنوان تحلیل‌گر و یا پژوهش‌گر در آن‌ها قلم‌زنی کرده باشد و یا اگر هم درصد اندکی از آن‌ها قلم‌زنی شده است مطالب آن‌ها از نوع مطالب تکراری و یا از مطالبی است که عرصه‌ی مطبوعات جای آن‌ها نیست و کسی رغبت به خواندن آن‌ها نمی‌کند و بعضی درگیر نیز که به کلی نمی‌توان در نام مطبوعات جایی برای آن‌ها در نظر گرفت و این شیوه‌ی عریان بیگانه با روند روزنامه‌نگاری مانند بلایی به جان فرهنگ این مرز و بوم افتاده است، بلایی از جنس عوام‌گرایی و زدوبندهای اقتصادی و عنان گسیختگی مطالب از انتفاع افتاده و اخبار سفارشی و به خصوص افتتاح فلان طرح عمرانی یا فلان کارخانه‌ توسط فلان مسئول صفحات چهار یا هشتگانه این نشریات را چنان به خود اختصاص داده‌اند که هر هفته اگر تعدادی از آن‌ها به دقت وارسی شوند انگار یک نسخه‌ی کپی شده با اندکی تغییر هستند و چیزی در آن‌ها یافت نمی‌شود که بتواند تمام یک مطلب مطبوعاتی بالنده را به خود اختصاص دهد.
سیل رو به تزاید موضوعات عوام‌گرایانه که در چشم اهل نظر جز تلنبار گندیدگی مطالب و تعارفات متداول با مسئولان و گاهی بزرگ‌نمایی یک خبر بدون این‌که حتا در انتخاب«تیترها» ذوقی در آن‌ها به کار رفته باشد، بر سکوی روزنامه‌فروشی‌ها آن‌قدر می‌مانند که عوامل طبیعی مانند آفتاب و یا گرد و غبار در طول هفته آن‌ها را از رنگ و رو می‌اندازد و هر هفته این حکایت تکرار می‌شود و گمان نمی‌رود که بعضی از آن‌ها به فروش رفته باشند و هیئتی هم‌چون بیماران مشرف به موت دارند.
از سویی در پشت این اوراق رنگیِ بی‌مشتری تعدادی هم که به عنوان روزنامه‌نگار دست اندرکارند مضحک‌ترین موضوع را رقم زده‌اند زیرا این افراد نه تنها از اصول اولیه‌ی روزنامه‌نگاری بی‌خبرند بلکه در نگارش فارسی هم چندان که بتوانند قلمی بزنند، واجد چنین شرایطی نیستند و مطالب آن‌ها به خوبی این واقعیت را تفسیر می‌کند. در این آشفته بازار به یاد دارم از حدود بیست سال پیش تا کنون در نهایت موضوعاتی از قبیل بی‌کاری و کمبود امکانات در فلان منطقه برای جوانان و یا ظرفیت‌های استان برای فلان کار از موضوعات عمده‌ای است که تیترهای درشت و روی جلد این «نشریات مُرده» را تشکیل می‌دهد.
پناه بردن به اینترنت و هم‌چنین طویل نمودن خبرهای اداری و گذاشتن غیراصولی و طویل «سوتیتر»های مطالب و بزرگ‌تر نمودن تصاویر مرتبط با خبرهای برگرفته از اینترنت و بسیاری دیگر از این قبیل راه‌چاره‌ها برای پر نمودن صفحات و در اولویت قرار دادن مطالبی که از طرف سفارش‌دهندگان نان و آب داد آن‌ها بدون توجه به اصول و ارزش‌های فرهنگی و عدم وجود تحلیل‌های سیاسی و غیره که می‌تواند خواننده را از خرید روزنامه‌های سراسری بی‌نیاز نماید و در کوتاه سخن غیرقابل قیاس بودن این نشریه‌ها با نشریه‌های سراسری از جمیع جوانب، هر روزنامه‌خوان عادی را به این نتیجه می‌رساند که این نشریات ارزش فرهنگی و علمی ندارند و به همین موازات دست‌‌اندرکاران و تهیه‌کنندگان آن‌ها فاقد وزن علمی و فرهنگی کافی و هم‌چنین روزنامه‌نگاری اصولی می‌باشند.
با نگاهی گذرا به صفحات و تیترهای این‌گونه نشریات و دیدن نام و عنوان قلم‌زنان و تهیه‌کنندگان مطالب آن‌ها بدون هرگونه تردید ذهن هر اهل قلم و خواننده‌ی فهیم در یک لحظه به عناوینی از قبیل روزنامه‌نگار ... پژوهش‌گر ... محقق ... خبرنگار ... کنش‌‌گر ... و متاسفانه مدیرمسئول و سردبیر....! ... دچار نوعی نگرانی و افسردگی می‌شود و متاسفانه در ابتدای عناوین یاد شده و بهتر بگویم قبل از این عناوین مدارک تحصیلی آنان گاهی ذکر شده است که با خواندن چند خط از نوشته‌های اغلب آن‌ها متوجه می‌شویم که مدارک تحصیلی آن‌ها از نوع مدارکی است که «سعدی» اشاره‌ای به اعتراض در موردشان دارد با این مطلع در شعری که :نه محقق بودند نه دانشمند...
از طرفی با برشمردن نام و عناوین و مدارک تحصیلی این حضرات و ناهماهنگ بودن آن‌ها با مطالب منتسب به این حضرات، آدم از این بابت متاثر می‌شود که مثلاً با وجود پرطمطراق عناوین این حضرات چرا باید مطالب ارائه شده‌ی آنان هم به جهت فرم و هم‌ محتوا به گونه‌ای ابتدایی و ناشیانه باشد که با مدرک تحصیلی و عنوان آن‌ها در دو کفه‌ی ترازوی قیاس قرار اگر بگیرد، یک کفه بر زمین و کفه‌ی دیگر در آسمان معلق می‌ماند.
چه اجباری در کار است... چرا وقتی آستین بالا می‌زنیم و داعیه‌ی روزنامه‌نگاری داریم علم و توانایی و تخصص خود را نمی‌سنجیم... و همین امر اغلب دست‌اندرکاران این نشریات را در چنبره‌ی «توهم توطئه» گرفتار نموده که حتا از نوشتن مطالب منطبق با قانون هم واهمه دارند و این موضوع باعث شده که به هیچ نشانی از تحلیل واقعی به چشم نیاید و معمولاً تمام تحلیل‌ها و به خصوص تحلیل‌های سیاسی «خنثی» باشند.
کوتاه سخن این‌که در این خطه بدون تعارف به موازات«کتاب‌سازی» «روزنامه یا نشریه‌سازی» هم به سن بلوغ رسیده است که متاسفانه در این آشفته‌بازار، این فرهنگ است که به قربانگاه می‌رود با کمال تاسف جای «اهل قلم» و «قلم اهل» تقریباً خالی است و اگر هم بعضی از این بزرگواران قدم پیش نهاده‌اند ... راهی جز مماشات با بقیه به امید روزگاران روشن ندارند و تا بازار «عوام‌گرایی» گرم است، وجود اهالی علم را برنمی‌تابند و حجم هنگفت و تیراژ نازل نشریات خنثی در این خطه چنین حکایتی را به نمایش گذاشته و امیدی به بهبود آن متصور نیست زیرا خود محوری و عدم وجود اظهارنظرهای همه جانبه در ابعاد سراسری موجب رویش قارچ‌گونه‌ی این‌گونه نشریات نه در لرستان بلکه در ایران شده است.

*شاعر، ترانه‌سرا و سردبیر پیشین حرف لر
*چاپ شده در سیمره 460(10 اَمرداد97)

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004