شما اینجا هستید: خانهیادداشتتورم، تهدید و سرمایه‌ی اجتماعی

تورم، تهدید و سرمایه‌ی اجتماعی

چهارشنبه, 07 شهریور 1397 ساعت 10:13 شناسه خبر: 3798 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
seymare seymare

این روزها سوژه‌های گفتار روزانه‌ی مردم شبیه به هم شده‌است. وقتی به‌هم می‌رسند از گرانی، تورم و احساس ناامنی و بی‌اطمینانی به آینده سخن می‌گویند. از تهدیدهای بیرونی می‌گویند. از ضعف‌ها و فساد و رانت‌خواری و در پایان با لحنی حاکی از ناامیدی و درماندگی از هم می‌پرسند. به کجا می‌رویم؟!
سوال به کجا می‌رویم جدا از این‌که در آن نوعی ابهام و ناامنی و بی‌اطمینانی نسبت به آینده به چشم می‌خورد. نوعی استیصال، انفعال و درماندگی نیز در آن مشاهده می‌شود. به کجا می‌رویم یعنی ما تماشاگه حرکت کشتی‌ای هستیم که در آن نشسته‌ایم و کسی از درون این کشتی از مقصد این کشتی خبر ندارد و اگر هم کشتی‌بانان از مقصد و مسیر چیزی می‌دانند کم می‌گویند یا اگر بگویند کسی باور نمی‌کند.


به راستی چرا به این درجه از انفعال و درماندگی رسیده‌ایم؟ چرا با چشمانی نگران و دلی مضطرب باید از هم‌دیگر سوال کنیم؟ چرا کسی نمی‌گوید چه باید کرد؟ همه می‌پرسیم چه می‌شود!؟ و از بایدها و مقصدها از سر عاملیت و فاعلیت سخن نمی‌گوید و همه احساس می‌کنیم به نوعی سرنوشت  تقدیرمحتومی شده‌ایم.
واقعیت این است که شکاف دولت و ملت در کشور ما یک شکاف تاریخی بوده‌است که در چند دهه‌ی اخیر روز به روز گسترده شده‌است. اعتماد و هم‌دلی را که باید بین این دو برای گفت‌وگو وجود داشته باشد ضعیف شده و دولت به‌دلایل مختلفی مایل به مشارکت و دخالت مردم در سطوح بالای تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی نیست و مردم نیز احساس می‌کنند دولت تمایلی به گوش دادن به خواسته‌های آن‌ها ندارد. بنابراین هریک کار خود را می‌کنند و از هم دور می‌شوند و هر از گاهی که به‌خاطر مسئله‌ای مانند هم‌بستگی یا موضوعات ملی به هم نزدیک می‌شوند این پیوند دیری نمی‌پاید
مخصوصاً با وجود این‌که مردم احساس می‌کنند نهادهای منتخب آن‌ها توان انتقال صدای آن‌ها را به حاکمیت نداشته و اگر هم صدایی رسانده می‌شود فاقد تاثیرگذاری لازم است و یا حکومت اراده‌ای برای تغییرات اساسی در خود را ندارد. برای مثال در همین مسئله توافق پنج کشور همسایه‌ی شمالی بر سر دریای خزر کم‌تر مشاهده شد که دولت به‌دنبال اقناع جامعه باشد و یا ملت احساس کند که در این توافق به سهم مطلوب خویش رسیده و یا سیاست‌مدارانش در آن‌جا مجدانه از حقوق ملی دفاع کرده‌اند و یا در قضیه‌ی صید ماهی‌ها در دریای عمان توسط چینی‌ها نیز همین بازی تکرار شد و جامعه احساس می‌کند دولت به‌دنبال اقناع و جلب اعتماد مردم نیست و پاسخ مقامات دولتی را قانع کننده نمی‌یابد و یا فاصله‌ی بین آن‌ها چنان زیاد است که کم‌تر صدایی شنیده می‌شود. و هم‌چنین در مورد فساد و رانت‌خواری با وجود بحث‌های زیادی که در این مورد می‌شود جامعه احساس می‌کند که اراده‌ی جدی برای برخورد با این پدیده‌ی مخرب در داخل حاکمیت مشاهده نمی‌شود. باید در نظر داشت که درحالت نبود شبکه‌های اطلاع‌رسانی مستقل و قوی و وجود شبکه‌های مجازی بی‌مرکز، امکان تاثیرگذاری شبکه‌های رسمی دولتی بسیار ضعیف است.
حال باید پرسید در این وضعیت که هرروزه بین دولت و ملت فاصله بیش‌تر می‌شود، چه باید کرد؟
به نظر می‌رسد که این وضعیت باید حاکمان را به تامل بیش‌تری وادار کند. اگر وضع به همین منوال پیش رود با توجه به فشار تحریم‌ها و افزایش مشکلات اقتصادی و تضعیف انسجام اجتماعی باید در ماه‌های بعدی منتظر بدتر شدن اوضاع باشیم و ممکن است کار به جایی برسد که دیگر امکان جمع کردن آن حتا به روش‌های امنیتی نیز وجود نداشته باشد. زیرا ترکیب فقر و فساد و خشک‌سالی و ناامیدی و بی‌اعتمادی می‌تواند برای هر حکومتی بسیار خطرناک باشد.
بنابراین بر حکومت‌گران لازم است که با مشاهده شکاف‌ها و گسل‌های جدی که در جامعه وجود دارد در مسیر پیش رو تأمل نمایند. راه‌های روزمره و معمولی و تکراری جواب ‌نمی‌دهد. وضعیت دشوار به تصمیمات کارگشا و بزرگ نیازمند است. در عین حال که حکومت در چنین مسیری به اعتماد و هم‌دلی مردم بسیار نیاز دارد و وجود این سرمایه‌ی اجتماعی بسیار ضروری است ولی حاکمیت باید بداند که متاسفانه در سال‌های اخیر با این سرمایه‌ی اجتماعی بسیار بدبازی کرده‌است. مشارکت میلیونی مردم را کم‌اهمیت پنداشته و راه را برای تاثیرگذاری مردم محدود کرده‌است. مردم بارها به حکومت اعتماد و سعی کرده‌اند از طریق انتخابات به صورت مسالمت‌آمیز خواسته‌شان را بیان کنند ولی این حضور جدی گرفته نشده‌است و حتا شوربختانه صاحبان سرمایه‌ی اجتماعی و کسانی را که می‌توانستند در شرایط بی‌ثباتی لنگرگاه جامعه باشند، مورد کم‌توجهی و اهانت و طرد قرار گرفته و گروه‌های مرجع نیز اعتبارشان در میان جامعه کم‌رنگ شده‌است و حکومت برای جلب اعتماد مردم تنهاست و کار بسیار دشواری نیز در پیش رو دارد.
بنابراین برای بازسازی اعتماد و سرمایه‌ی اجتماعی، حاکمیت در عین حال که به انسجام درونی خود بسیار محتاج است، درعین حال به تصمیمات بزرگ و سختی برای جلب اعتماد مردم خویش نیاز دارد. بدقولی‌ها و برآورده نشدن خواسته‌ها و استفاده از احساسات و اعتماد مردم برای کسب قدرت و گسترش فساد و ناکارآمدی در این سال‌ها مردم را به شدت از همه‌کس بی‌اعتماد کرده‌است. جهد بسیار بباید تا چنین سرمایه‌ای ترمیم شود. امیدوارم تا دیر نشده چنین اراده و بینشی در حاکمیت  پیدا شود....

*جامعه‌شناس

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004