شما اینجا هستید: خانهیادداشترسالت اجتماعی نخبگان در زمانه‌ی تحریم‌ها

رسالت اجتماعی نخبگان در زمانه‌ی تحریم‌ها

شنبه, 31 شهریور 1397 ساعت 08:01 شناسه خبر: 3858 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
seymare seymare

از زماني که ترامپ با «لغو تعهدنامه‌ی برجام» از آن خارج شده است فضای اقتصادي، اجتماعی و سیاسی ما به شدت تغيير كرده و سير تحولات اقتصادي و اجتماعي چنان به پيش مي‌رود كه جامعه را دچار احساس ناامني زیادی كرده است. براي مثال نرخ ارزش پول ملی به شدت کاهش یافته قیمت سکه به قیمتی باور نکردنی 4.5 میلیون رسیده و قیمت دلار به نزدیک 15000 تومان رسیده است. هم‌چنین قدرت خرید جامعه بسیار کاهش یافته و فضایی همراه با ناامنی و ترس در جامعه ایجاد شده است تا جايي که خیلی‌ها براي تثبیت ارزش دارایی‌شان به‌دنبال تبدیل آن به دلار و سکه و ماشین هستند و همین باعث افزایش تورم شده است.


در این شرایط ناامنی افراد در پارادوکس عمیقی گرفتار شده‌اند: از یک‌طرف اگر برحسب منافع فردی رفتار کنند باید سرمایه و دارایی خود را به دلار و سکه تبدیل کند تا ارزش آن حفظ شود. و همین رفتار خود به نوعی  به کم ارزش شدن پول ملی بیش‌تر دامن خواهد زد و از طرف دیگر اگرهم بخواهند برخلاف منافع فردی رفتار نموده، منافع ملی را بر نفع شخصی ترجیح دهند باید روزانه شاهد کاهش میزان دارایی و آب شدن سرمایه‌شان باشند. این‌جاست که آدم‌ها مطابق نظریه بازی دوراهي زنداني در ميان انتخاب نفع جمعي یا فردي گرفتار شده و انتخاب بسیار دشوار می‌گردد.
اكنون این سوال جدی پیش می‌آید که در چنین وضعیتی که منافع فردی و منافع جمعی با هم تناقض پیدا كرده‌اند و هم‌چنین سرمایه‌ی اجتماعی به شدت افت کرده و اعتماد گروه‌هاي مرجع در راه‌بري و جهت‌دهي به اقشار مختلف جامعه كم شده و تمايل افراد به مشارکت اجتماعی هزینه‌دار كم و گرايش به سواری مجانی ( یعنی رسیدن به هدف با هزینه دیگران ) به شدت افزایش یافته است. در چنین شرایطی روشن‌فکران و نخبگان مدنی و سیاسی و دلسوزان این ملک چه می‌توانند بکنند و چه بايد بكنند؟
1-وضعیت اول این است که چون اين گروه‌ها فكر مي‌كنند فاقد ابزار و رسانه موثر و اتوريته اجتماعي در بين مردم  هستند، منفعل بنشینند و همه چیز را به  گردن دولت بیندازند. به این معنا که دولت چون خودش مسبب این وضع بوده خودش نیز وظیفه دارد آن را جمع کند. نخبگان در این حالت چه از سر انفعال و چه از سر تضاد با دولت  با بیش‌تر مقصر نشان دادن دولت، انتظارات را از آن بالاتر برده و طبعا به‌خاطرناتواني دولت، جامعه را به سمت کنش‌های انقلابی و رادیکال سوق می دهند.
2-وضعیت دیگر آن است که میزان مطالبات جامعه بسیار بالا و توان و اراده پاسخگویی دولت برای برآورده کردن این خواسته‌ها آن‌قدر پایین است که نخبگان و گروه‌هاي مرجع نمی‌توانند در این میانه میانجی‌گری کند. يعني حتا اگرهم بخواهند از میزان مطالبات جامعه بکاهند و یا خواسته‌ها را اولویت‌بندی کنند. چنان فشار مطالبات مردم بالا و فضاي ارتباطي  قطبي است كه اين نخبگان از طرف جامعه به طرف‌داری از وضع موجود متهم شده و طرد می‌شوند و حتا اگرهم بخواهد این خواسته‌ها را با صدای بلند به حاکمیت گوشزد کند از طرف دولت با بی‌اعتنایی مواجه شده و با  باهزینه‌های خانوادگي و شخصی سنگینی مواجه می‌شوند.
3-راه حل دیگر آن است که نخبگان هم‌پا با دولت‌مردان از مردم بخواهند چون در شرایط جنگ اقتصادی قرار داریم این شرایط سخت را تا گذر به  مرحله‌ی آرامش تحمل کنند. ارایه‌ی این راه حل از طرف حاکمان در میان بدنه‌ی جامعه به‌خاطر کاهش اعتماد بین دولت و ملت تاثیرگذاری لازمه را نخواهد داشت. هم‌چنین پذيرش این موضوع از طرف نخبگان فکری و مدنی  مشروط به این است که جامعه باور كند که حاکمان  مسیرهای غلط گذشته را اصلاح نموده وسعی بر بهبود اوضاع بر مبنای اراده‌ی جامعه را دارند. گرفتن چنین تصمیمی نیازمند اجماع و اقتدار و نوعی از خودگذشتگی است که کم‌تر تاکنون مشاهده شده‌است.
4- وضعیت دیگر آن است که نخبگان و گروه‌های مرجع در دریای مطالبات توده‌ها ادغام شده و قدرت راه‌بری خود را از دست داده‌اند و به نوعی به تقدیر ناخواسته تن می‌دهند که دیگران برای ایشان می‌نویسند. این دیگری می‌تواند قدرت‌های خارجی یا انفجارخشم فروخورده توده‌ها باشد. این وضعیت دارای دورنمايي مبهم و نگران کننده‌ای است. درجامعه‌ای که گروه‌های مرجع و روشن‌فکران و نخبگانش قدرت  و اراده‌ی تاثیرگذاری بر روند فرایندها را از دست داده‌اند طبیعی است که گروه‌هایی دیگری که شایسته نیستند برای او تصمیم خواهند گرفت.
5-وضعيت آخر كه تا حدي تجويزي مي‌باشد اين است كه نخبگان مرز بين جامعه و دولت قرار گرفته و منفعل نباشند و سعي كنند به نوعي با دوطيف گفت‌وگو كنند. واقعيت آن است كه بايد از دوطرف جامعه و دولت اعتمادسازي به يك‌ديگر و اقتدار از دست رفته گروه‌هاي مرجع بازافريني شود. لازم‌ی اين كار فضاي مناسب براي بيان شفاف مشكلات اساسي و اصلاح رويه‌هاي و سياست‌هاي غلط موجود در سيستم تصميم‌گيري و تصميم‌سازي و فرايندهاي رانت‌ساز مي‌باشد. در اين حالت هم بايد دولت در اصلاح خويش توانا باشد و هم ملت مطالبات و خواسته‌هاي خود را اولويت‌بندي و در برآورده كردن آن‌ها تامل به خرج دهد. تا اين همكاري و هم‌دلي بين دولت وملت رخ ندهد امكان حل مشكلات روبه تزايد كنوني تحريم‌ها وجود نخواهد داشت.
به هر روی روشن‌فكران، نخبگان مدني و ابزاري، علما ديني و همه گروه‌هاي مرجع كه تاحدي مي‌توانند تاثيرگذار باشند ضرورت دارد از سرمايه‌ی خويش با شجاعت مدني در اين شرايط استفاده كنند تا بتوانند شكاف بين دولت و ملت را ترميم نموده و فشاربالاي ناشي از مطالبات به حق جامعه به صورت مناسبي تعديل نمود تا ضمن برآورده شدن موجب ويراني و تخريب جامعه شود و درعين حال دولت را به سمت پاسخ‌گويي و مسئوليت‌پذيري و كارآمدي بيش‌تر وادار نمايند.

*دکترای جامعه‌شناسی توسعه

** سرمقاله‌ی سیمره‌ی 466 (97/06/27)

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004