شما اینجا هستید: خانهیادداشتبنزین و سیاست‌های اشتباه دولت!

بنزین و سیاست‌های اشتباه دولت!

دوشنبه, 07 آبان 1397 ساعت 20:30 شناسه خبر: 3973 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)
seymare seymare

حدودِ 50 سال است که در ایران به بنزین یارانه تعلق می‌گیرد و این فراورده نفتی هیچ‌گاه به قیمتِ واقعی عرضه نشده و بعضاً در مقاطعی هم به صورتِ دو نرخی عرضه شده است. 

ناگفته پیداست هر کالای که به نرخِ واقعی ارائه نشود و یا به صورت دو نرخی عرضه شود، زمینهِ فساد و رانت را ایجاد می‌کند.

چند روز پیش مهدی ناجی و پویا ناظران، با ارائه آمارِ قاچاقِ بنزین، مقایسه جالبی ارائه داده بودند: «دولت روزانه (بله درست می‎خوانید، روزانه!) بیش از ۴۰۰ میلیارد تومان فقط برای مصرف بنزین یارانه توزیع می‌کند. از این ۴۰۰ میلیارد تومان یارانه، بیش از ۱۰۰ میلیارد تومان به دهک دهم جامعه (ثروتمندترین‌ها) می‌رسد. سهم دهک اول جامعه (فقیرترین‌ها) چقدر است؟

 

- سهم گروه‌های کم‌درآمد از یارانه بنزین نزدیک به ۱۰ میلیارد تومان است.

- سهم قاچاقچیان بنزین از یارانه، روزانه حدود ۸۰ میلیارد تومان است.

- اندازه و اهمیت این اعداد وقتی روشن می‎شود که بدانیم:

- بودجه کمیته امداد روزی ۱۳ میلیارد تومان است.»1 

طبق این بررسی، روزانه80  میلیارد تومان بنزین در مرزهایِ ایران قاچاق می‌شود. وقتی این آمار را با بودجهِ روزانه کمیته امداد که یک نهاد حمایتی و عمومی است (یعنی 13 میلیارد تومان) مقایسه می‌کنیم، عمقِ فاجعه را می‌بینیم!

اما واقعاً چرا به این حجم از قاچاقِ بنزین- که احتمالاً حدود 20 تا 40 میلیون لیتر است- رسیده‌ایم؟ چرا نظارت بر مرزهای ایران به‌ویژه مرزهای جنوب شرقی آن‌چنان ضعیف است که این حجم از بنزین، قاچاق می‌شود؟

پاسخ دو سوالِ بالا ساده است: پس از باز شدن فنر نرخ ارز و جهش بی‌سابقه آن، تفاوتِ بین قیمت بنزین در داخل کشور و کشورهای همسایه بسیار زیاد شد و این فاصله زیاد بین دو قیمت (یعنی هزار تومان در داخلِ کشور و حدود ده هزارتومان در کشورهای همسایه) موجبِ ایجاد فرصتی برای دلالی سودآور از این سرمایه ملی شده است!

از طرفی نظارت بر مرزها هم ضعیف نیست. بلکه سیلِ دلالان و قاچاقچیان آن‌چان زیاد است که قابلِ مهار نیست. حتا اگر تمام مرزهای ایران را از دیوار بتونی ساخته بودند باز هم با توجه به این تفاوتِ قیمتیِ عظیم، نمی توان جلوی قاچاقِ بنزین را گرفت.

در اقتصاد همیشه باید باسیاستِ اقتصادی، به جنگِ قاچاق رفت نه با سیاست‌هایِ پلیسی و امنیتی. چرا که قاچاقِ یک کالا، تا وقتی که برای دلالانش سود دارد به هر نحو ممکنی که باشد رخ می‌دهد و تا وقتی اصلاحاتِ قیمتی رخ ندهد، ادامه خواهد یافت. البته شاید برای مدت محدودی کمی از حجم آن کاسته شود اما یقیناً به مرور زمان، سیاستیِ بی‌نتیجه و پر هزینه خواهد بود. از نظر کارشناسی برای از بین بردن قاچاقِ بنزین، باید تفاوت قیمت این کالا در داخل و خارج، چنان به هم نزدیک شود که کسی از دلالی بنزین ذی‌نفع نشود! یعنی مثلاً قیمت بنزین در ایران به حدود 8 هزار تومان برسد تا با محاسبه هزینه‌های حمل و نقل، دلالان و قاچاقچیان بنزین نتوانند از قاچاق آن سودی به دست بیاورند.

حال دو گزینه پیش‌روست؛ یا قیمتِ داخل را به قیمت مرز برسانیم که به طور میانگین با دلار آزاد، حدود 8 هزار تومان است یا باید به سمت کارتِ سوخت حرکت کنیم. اما آیا در شرایط کنونی می‌توان قیمتِ بنزین را به حدود 8 هزار تومان افزایش داد؟ آیا جامعه ظرفیت این شوک قیمتی عظیم را دارد؟ مسلماً نه.

 بنابراین تنها گزینه رفتن به سمت احیای کارتِ سوخت است.

متأسفانه 4 سال متوالی است که هر لیتر بنزین به قیمت 1000 تومان در اختیار مصرف‌کنندگان قرار می‌گیرد. مشخص نیست که سیاست‌گذار از این تثبیت مصنوعی قیمت 4 ساله، چه در سر داشته است؟ چرا برای مدت زیادی قیمت را مصنوعی کنترل می‌کند و در مواقع حساس این‌چنینی که توانایی کنترل را از دست می‌دهد، برخی به فکر آزاد کردن فنر قیمت بنزین می‌افتند و به جامعه شوک وارد می‌کنند؟!

چرا در طول این 4 سال، قیمتِ بنزین نیز مانند سایر کالاها و نهاده‌ها به صورت آرام و پلکانی تغییر نکرده است تا از تغیر ناگهانی آن و بروز شوک در جامعه، جلوگیری به عمل آید؟ چرا با وجود هزینه سرسام آور نصب دستگاه‌های کارتِ سوخت در جایگاه‌ها، استفاده از کارتِ سوخت در طول چند سال اخیر به بوته فراموشی سپرده شد؟ این‌ها سوالاتی هستند که باید سیاست‌گذرانِ عرصه انرژی ایران پاسخ دهند.

 سال 85 را به یاد بیاوریم که مصرفِ بنزین حدود 73 میلیون لیتر در روز بود اما بعد از راه‌اندازی سامانهِ کارتِ سوخت در سال 86  میانگین مصرف روزانه به 64 میلیون لیتر رسید و 10 میلیون لیتر از مصرفِ روزانه بنزین کاهش پیدا کرد. 

تجربه سال 86 نشان می‌دهد با ایجاد سامانه کارت سوخت مصرف روزانه 10 میلیون لیتر کم شد. ما اکنون با این حجم قاچاق چاره‌ای جز احیای کارتِ سوخت نداریم. 

البته حرکت مجدد به سمت دونرخی کردن بنزین و احیای کارت سوخت، نه به معنای اعتراف به معجزه دو نرخی کردن سوخت در کاهشِ مصرف، بلکه از روی ناچاری است! وضعیت اقتصادی جامعه به حدی ناگوار و نگران کننده است که هر گونه افزایش قیمت بنزین، حتا اگر با مانعی از سوی مجلس مواجه نشود، اثر روانی بر روی جامعه دارد و دولت نمی‌تواند این ریسک را بپذیرد.

البته با احیای کارت سوخت و سهمیه بندی مجدد بنزین، نباید فکر کنیم که قاچاق این کالای استراتژیک به طور کامل از بین خواهد رفت! چرا که تا وقتی تفاوت قیمتی فاحشی با مرزها داشته باشیم، قاچاق بنزین هم صورت خواهد گرفت!

مسلماً پس از مدت کوتاهی از سهمیه‌بندی، خواهیم دید که کارت‌های سوخت، در جایگاه‌ها خرید و فروش می‌‌شود! اما چاره‌ای جز این نیست و در حال حاضر، این سیاست هزینه‌هایِ کم‌تری در پی دارد و جلوی بخش قابل توجهی از قاچاق بنزین را در مرزهای ایران می‌گیرد.

*دکترای اقتصاد بین‌الملل

** این یادداشت در سیمره‌ی شماره‌ی 741 (1397/08/05) چاپ شده‌است

 

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004