شما اینجا هستید: خانهیادداشتگدایی نمره

گدایی نمره

سه شنبه, 22 آبان 1397 ساعت 19:49 شناسه خبر: 4000 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
farzad hatamzade farzad hatamzade

«گدایی نمره» برای خوانندگان ارجمند شاید قدری غریب جلوه نماید، اما اگر لختی از معنای رایج واژه‌ی گدایی که عموماً دلالت بر «تکدی» دارد، فاصله بگیریم و هر نوع کامیابی و موفقیتی که بدون کوشش تحصیل شود، برآن، عنوان گدایی اطلاق کنیم، وانگهی به کار بردن«گدایی نمره» پر بی‌راه نخواهد بود. این تلقی از گدایی را راقم این سطور از مرحوم اقبال لاهوری- در کتاب «اقبال‌شناسی» که تألیف و ترجمه‌ی سیدغلام‌رضا سعیدی است-وام گرفته است.


مرحوم اقبال که در مسیر فکر انسانی سهم بزرگی داشته -و به حق از طرف مرحوم شریعتی به «ایرانی‌‌ترین خارجی» و«شیعه‌ترین سنّی» لقب گرفته است- مؤ‌لفه‌هایی را در تقویت و تضعیف «خودی»؛ یعنی همانم«هسته‌ی مرکزی شخصیت انسانی» بیان می‌‌دارد. اجمالاً ایشان عواملی چون: عشق، فقر- در مفهوم بی‌اعتنایی مطلق به پاداش‌های این جهانی-، تحمل و بردباری(تولرانس)، کسب حلال و شرکت در فعالیت‌های خلاقانه را موجب تقویت«خودی» یا ذات بشری، معرفی می‌کند و پارامترهایی چون: ترس،«گدایی»، بردگی، نسب پرستی یا غرور نژادی را موجب تضعیف خودی می‌داند.
چنان‌که گفته شد، اقبال معتقد است که هر نوع کامیابی و موفقیتی که بدون جدّ و جهدی به‌دست آید در ظل و زیر واژه‌‌ی گدایی قرار می‌گیرد و منافی و مضر به حال «خودی» است.
ایشان تا آن‌جا پیش می‌رود که می‌گوید:«پسر مرد ثروتمندی که مترصد است تا ثروتی را از پدر به ارث ببرد گداست و نیز هر فردی که افکارش را عیناً از دیگران اقتباس می‌کند، در همین حکم است و لذا آن را در تنافی و در تضاد با پرورش خودی می‌داند؛ بنابراین می‌توان گفت که هر گونه «پخته خواری»،«مفت سواری»(free rider)و«رانت‌خواری «مصداق» اکل به باطل» و نافی اعتلای روح انسانی است.
آن‌چه گفته شد بر سبیل مقدمه بود و غرض اصلی از بیان این مقدمه پرداختن به آفت و پدیده شومی است که دامن‌گیر اکثر جوامع دانشگاهی شده است که بنده آن را «گدایی نمره» می‌نامم.
این پدیده‌ی شوم می‌رود تا هم‌چون موریانه‌ای مخرب ساختمان آموزش و پرورش را در سطوح مختلف از درون پوک و پوچ، و خالی از محتوا کند و مدرک‌‌‌گرایی صرف را به بار آورد. دادن هرگونه امتیاز به دانشجویان من غیر حق خیانتی نابخشودنی، ارتجالاً به این واژه مقدس-دانشجو- و خالی کردن آن از محتوا و بارمفهومی آن، و در مراتب بعدی خیانت به خود دانشجو و جوامع دانشگاهی و در یک کلام کل جامعه است. این پدیده‌ی نامیمون و نامبارک آثار زیان‌بار متعددی را به همراه دارد؛ از جمله‌ی این آثار سوء، سلب روح تلاش و فعالیت در دانشجویان با استعداد و رواج تبعیض در نظام آموزشی است.
 قائل شدن به تبعیض آموزشی از جهتی باعث ازاله قبح تبعیض درمیان این گروه از دانشجویان می‌شود. بنده بر این باورم که دور از انتظار نیست گدایان امروزی نمره، مفسدان اداری و اقتصادی فردای جامعه باشند، چون آن‌ها در این فرآیند می‌آموزند که چگونه به جای «ضابطه‌» از «رابطه» استفاده کنند. از طرفی رواج این پدیده باعث سلب انگیزه و حتا اعتماد در دانشجویان کوشا از مدرسین و تعمیم این بی‌اعتمادی حتا به مدرسین مشفق و دلسوز می‌شود و ما بارها از این دانشجویان شنیده‌ایم که:«ما هر چه تلاش بکنیم از دانشجویانی که حتا یک بار در کلاس حضور نداشته‌اند و کتاب را هم باز نکرده‌اند کم‌تر نمره می‌گیریم.»
شنیدن این گلایه‌ها برای کسانی که ذره‌ای احساس عدالت و انصاف را در ذهن و ضمیر خود سراغ دارند بسی دردناک و سوزناک است. دردناک‌تر از این زمانی است که دانشجویانی که به این شکل واحدهای درسی را پاس می‌کنند، اگر به مطلوب خود دست نیابند گویی از حقی مسلم محروم شده‌اند و نسبت به اساتید مشفق از سر ناآگاهی بدبین و حتا متاسفانه شاهد هتاکی‌ها و تهدیدها وگاه ایجاد اغتشاش و اختلال در نظم کلاس از طرف آن‌ها هستیم که البته در چنین وضعی باید گفت:
پیرهنی گر چاک شد در عالم رندی چه باک
 جامه‌ای در نیک نامی نیز می‌باید درید.

آسیب‌شناسی موضوع:
حال سوال این‌جاست که به لحاظ علت‌شناسی و اتیولوژی چه فاکتورهایی در شکل‌گیری این پدیده می‌تواند ذی‌مدخل باشد. اگر از زوایای مختلف بر تاریکی‌های این معضل پرتوافکنی کنیم، خواهیم دید که بخشی از معضل ساختاری و منبعث از سیستم و نظام آموزشی است و بخشی دیگر معلول عدم تعهد و شفقت مدرسین  و بخش بزرگی از این سیکل معیوب را نحوه‌ی تلقی دانشجویان تشکیل می‌دهد. حال به نقش هریک از این عناصر و آیتم‌ها در شکل‌گیری این پدیده خواهیم پرداخت:

الف) نقش ساختارآموزشی:
به لحاظ ساختاری در بعد آموزشی اشکالاتی چند به نظر می‌رسد:
۱- تغییر نگاه از کیفیت‌‌گرایی به کمیت‌گرایی در جذب و پرورش دانشجو؛
۲- نگاه صرف مادی و سودگرایانه در ایجاد واحدهای دانشگاهی و تقلیل شان دانشگاه و مؤسسات آموزش عالی به بنگاه‌های مالی؛
۳-عدم رعایت حداقل استانداردهای لازم در جذب دانشجو به لحاظ پایه‌ی علمی؛
۴-عدم نظارت کافی و انجام بازرسی‌های لازم در کیفیت نمره دادن و امتیازدهی اساتید و مدرسین؛
۵- دور شدن برخی دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی از وظایف ذاتی و کارکرد اصلی خود- که همانا تعلیم و تربیت است- و سپردن اداره‌ی آن‌ها به دست افرادسیاسی کاری که فقط متاسفانه به دنبال مطامع شخصی خود می‌باشند. به عنوان مثال انتخاب افرادی به عنوان مدیر گروه یک رشته که به لحاظ تخصص و حتا مدرک هیچ‌گونه سنخیتی با آن رشته ندارند و هم‌چنین عدم رعایت رتبه‌ی ‌علمی در این مناصب، نمونه‌ای از سیاسی‌کاری و تبدیل شدن همین افراد به رابطین گدایان نمره و گاهی مورد غضب قرار گرفتن اساتید مشفق از طرف این افرد وقطع رابطه کاری با آن‌هاست.
هریک از این موارد به نحوی پیدا و پنهان در شکل‌گیری و ظهور پدیده‌ مدنظر دخالت دارند.

ب) نقش مدرسین:
برخی از مدرسین نیز متاسفانه در ظهور و بروز این معضل بی‌تقصیر نیستند. این مدرسین شامل چند تیپ فکری هستند:
۱- برخی هیچ مطلبی را تحویل دانشجو نداده و حتا برخی اساتید در برخی واحدها متا‌سفانه از شانزده جلسه یک جلسه به گواهی دانشجویان در کلاس حاضر نشده و به اصطلاح «مدرس و دانشجو با هم کنار آمده» و مدرس چاره‌ای جز نمره‌ی مفت دادن ندارد.
۲- برخی از مدرسین اسیر رابطه‌ی عاطفی دوستی و یا فامیلی شده و از باب «احسان» و «کرم» به دانشجویان من غیر حق نمره و امتیاز بذل و بخشش می‌کنند و از این طریق در گدایی نمره نقش‌آفرینی می‌کنند. فارغ از این که ملاک واصل در اداره «جامعه» بر خلاف روابط«فردی» در هر سطحی «عدالت» است نه تفضل و بخشش و کرم (العدل سائس عام و الجود عارض خاص).
۳- برخی دیگر مدرسین وکیل و یا ارباب رجوع اداراتی هستند که با کمال تاسف جهت اقبال و استقبال کارمندان از آن‌ها در ادارات و جهت جذب پرونده به توسط دانشجویان نه تنها اقدام به دادن نمره به آن‌ها می‌کنند؛ بلکه رابط بین این سری از دانشجویان و سایر مدرسین قرار می‌گیرند و از این طریق باعث نزول شا‌ن جامعه‌ی وکلا و مدرسین می‌گردند.

پ) نقش دانشجویان:
دانشجویانی که به این نابه‌هنجاری آموزشی دامن می‌زنند، چند تیپ فکری مختلف را تشکیل می‌دهند:
۱- برخی متاسفانه اخذ نمره از این طریق را به غلط حمل بر زرنگی و داشتن روابط قوی اجتماعی میدانند؛ فارغ از این که با همین افکار عمری خود را بدهکار افراد سودجو می‌کنند و اگر بعداً در جایی مشغول کار شوند و بخواهند بنا را بر پاک‌دستی بگذارند و به کسانی که به آن‌ها نمره‌ی مفت داده‌اند  خدمت ارائه‌ ندهند از جانب آنان مورد شماتت قرار گرفته، سرکوفت می‌خورند؛
۲- برخی دیگر فقط به فکر کسب مدرک هستند و عزیزترین دوران عمر خود را صرف اخذ یک برگ کاغذ به نام «مدرک» می‌کنند و به صِرف داشتن مدرک دانشگاهی مباهی و مبتهجند و لذا به انواع لطایف حیل در گدایی نمره متوسل می‌شوند؛
۳- برخی دیگر از دانشجویان عزیز نیز به‌رغم تلاش و مطالعه همیشه مضطرب و اعتماد به نفس پایینی دارند و دائماً متوسل به دیگران برای سفارش می‌شوند و چنین کسانی اغلب خود موفق به اخذ نمره حتا درحد عالی می‌شوند ولی بی‌جهت خود را رهین منت دیگران می‌کنند؛
در نهایت همه‌ی ما باید بدانیم که آموزش وپرورش سالم، تعهد و تخصص و«درست‌دانی»و«درست‌کاری» لازمه‌ی صلح، عدالت، امنیت و توسعه در ابعاد زندگی اجتماعی و فردی است، این پدیده‌ی شوم به نفع هیچ‌کسی نیست مگر افراد بی‌وجدان و بی‌عاطفه‌ای که فاقد سرمایه‌ی اجتماعی و خیر جمعی‌اند و فقط و فقط به دنبال منافع نامشروع خود هستند. بیاییم همه با هم در جهت رضای خدا و برای ساختن مملکتی آباد به مبارزه و مقابله با این پدیده‌ی نامیمون که در حال گسترش روبه تزاید و تبدیل به یک«اپیدمی» است، بپردازیم و از آن به یک«سونامی خزنده وخطرناک» و«جنگ نرم، فرهنگی» یاد کنیم. تلقی حقیر این است که تولید لیسانس، فوق‌لیسانس و دکترا با چنین روند و کیفیتی نه تنها توفیقی برای آموزش عالی کشور نیست؛ بلکه تولید حجم انبوهی از افراد واجد مدرک بیکار و ناراضی است که فردا خود را طلب‌کار دستگاه حاکمیت دانسته و در شان و منزلت خود نمی‌بینند که غیر از پشت میزنشینی به کار دیگری بیندیشند.
نقد حاضر از سر دردمندی و انجام وظیفه‌ی شهروندی است، امید است که اگر اصابتی به واقع دارد مطمح نظر متصدیان دلسوز و درد آشنا قرارگیرد و در این راستا چاره‌ای اندیشیده شود. خدایا به همه‌ی ما مجاهدت با نفس و شفقت بر خلق عطا بفرما.


*وکیل پایه‌ی یک دادگستری و مدرس دانشگاه

 

 ** چاپ شده در شماره‌ی472  سیمره (1397/08/12)

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004