شما اینجا هستید: خانهیادداشتدانایی و آگاهی را گُم کرده‌ایم

دانایی و آگاهی را گُم کرده‌ایم

سه شنبه, 29 آبان 1397 ساعت 11:31 شناسه خبر: 4016 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
آفرین پنهانی آفرین پنهانی

در روزگاری نفس می‌کشیم که هرروز تابوت دانایی و آگاهی بردوش، کوله‌باری از جهل و بی‌خبری را به خانه می‌بریم. روزگاری که کتاب، این پدیده‌ی شگفت همه‌ی اعصار، مظلوم‌ترین ابزار بشری و بی‌اهمیت و آسان از کنار آن می‌گذریم بی‌آن که احساس مسئولیت نسبت به پیکر بی‌جانش داشته باشیم. پیکری که نویسنده، شاعر، مؤلف، مورخ و پژوهشگران در پروراندن آن عمرشان را می‌نهند تا به ثمر برسد تا ناشر با استرس هرچه تمام روانه بازارش کند شاید به درون گنجه‌ی دل و افکار آدمیان بخزد و آرام آرام مشعل‌دار نورانیت به اتاق خیال، به خانه‌ی تفکر، به سرای اندیشه آن‌ها باشد.


در روزگاری به‌سر می‌بریم که فکرکردن مشکل‌ترین کار، اندیشیدن بزرگ‌ترین جرم و دانایی و آگاهی را در پس و پیش بی‌برنامگی‌ها، بی‌توجهی‌ها و بی‌اهمیت جلوه دادن  به ژرف‌نگری و عمیق شدن درمسائل مختلف جامعه، گم کرده‌ایم.
ما گمشدگان کدام قرن‌ایم که تا اعماق جهان، در دالان‌های پیچ درپیچ سطحی‌نگری و بی‌عبور از ایستگاه‌های تنفس روحی روانی بوی نای و ماندگی گرفته‌ایم که این چنین خود و شناسنامه‌هامان سردرگم و یله شده در بادهای کولی شده است؟!
مابه سوگ نشستگان کدام مردگان‌ایم که به زوال خویشتن چنان قانع شده‌ایم که برگرد تابوت خویش، در سکوت و بغضی ممتدِ بی پرسش که درون‌مان را می‌کاود بی‌آن که چاره‌ای اندیشه کنیم؛ دست به مویه می‌چرخانیم.
 ما مردگان این فصل. این ماه. این سالیم اگر برنخیزیم و با کتاب مأنوس نشویم. ما بی‌تفاوت‌های روزگاریم اگر فرزندان‌مان را به اختیار خود که ریشه درناآگاهی دارد به خواب هزارساله نسپریم.
ما فراموش شدگان جهانیم اگر دغدغه‌ی کتاب نداشته باشیم، لذت از خواندن را درک نکنیم و روح و روان خود را جلا ندهیم به غوطه‌ورشدن در اقیانوسی آرام به نام کتاب...
کتاب، این یارمهربان ماندگار و ارزشمند خیلی وقت است با نامهربانی خو کرده و مواجهه شده و ما به اندرونی اسرارآمیزی چون تفکراندیشی راهش نمی‌دهیم. پشت درهای زمستان بی‌تفاوتی، روبه‌روی زمهریر بی‌مهری به سکوت و سکون نشسته‌است و ما ناغافل به استقبال و میزبان اهریمن جهل و بی‌خردی شده‌ایم که برای بی خبری ازخویش و روزگارخویش به بند دخیل وهمی بزرگ از خودبرتربینی دچارشده‌ایم.
باخودمان روراست و صادق باشیم حالا اگر می‌خواهیم از کابوس بی‌نهایت ساله خود برخیزیم و به شاخصی دست یابیم که در توسعه‌ی همه‌جانبه‌ی جامعه نقشی مهم دارد، به بالابردن و ارتقای سطح کیفی مطالعه و کتاب‌خوانی کمک کنیم، کتاب و کتاب‌خوانی را جز ضروریات زندگی و درکنار سبداقتصادی خانواده قراردهیم، به کودکان و نوجوانان‌مان یاددهیم چگونه مهارت فکرکردن، مهارت زندگی کردن و خوب زندگی کردن را فراگیرند، قدرت تفکراندیشی را در خود و جامعه بالا ببریم، به خود و حضورخود در جامعه ارج بنهیم و در روند رو‌به‌رشد جامعه نقش‌آفرین باشیم، تلاش کنیم به طور عمیق در راستای نهادینه کردن توانایی خواندن، درست و مفیدخواندن و مطالعه مفید، مهارت‌آموزی و مهارت‌های اساسی که می‌تواند در ارتباط بخشی درست با یک‌دیگر، با جهان پیرامون و جهان بیرون ازخود مؤثر واقع شوند؛ تلاش کنیم تا سهمی در ترویج، توسعه و تعمیق آن و نهادینه کردن آن در وجود تک‌تک افراد داشته باشیم.
اگر می‌خواهیم هرساله دست و دل‌مان نلرزد از برگزاری نمایشگاه‌های کتاب که مبادا با بی‌مهری مواجهه شود و حضور هزاران کتاب که به مرکز استان گسیل می‌شود و تعداد چشم‌گیر ناشران و بیم و دلهره‌ی هزاران نویسنده و شاعر، پژوهشگر و مؤلف، با خودمان روراست و صادق باشیم و بپرسیم آیا این نمایشگاه خروجی یک سال دغدغه‌ي کتاب خواندن و برنامه‌ریزی در جهت کتاب‌خوانی است؟ یک سال تلاش برای ورود کتاب به درون جامعه، حاصل عملکرد محتوایی و برنامه‌ریزی شده یا تنها جرقه‌ای است که با بادی کم سو و با گردبادی خاموش می‌شود؟
اگر می‌خواهیم مُهر پایتخت کتاب شدن برپیشانی این شهر شناسنامه‌دار و تاریخی ثبت شود آستین همت بالا بزنیم و آن چنان که شایسته است به کمک بشتابیم شاید روزنه‌ای باشد برای انتقال دغدغه‌ها و داشته‌های این سرزمین...
اگر می‌خواهیم آشتی‌پذیرترین افراد جامعه با کتاب باشیم و دست مهربانی به‌سویش دراز کنیم به فرزندان‌مان، به کودک نوجوان این سرزمین کمک کنیم تا یاد بگیرند که فکرکنند و مطالعه را از ضروریات زندگی خود بدانند اگرچه باوردارم و اعتقاد راسخ که کودکان و نوجوانان کتاب‌خوان‌ترین مردمانند اگر هوای دل‌های بزرگ و سن کوچک‌شان را داشته باشیم و هدایت‌گران خوب و آگاهی برای‌شان باشیم.
اگر می‌خواهیم مشعل‌داران نور و روشنی باشیم  دانایی و آگاهی گم شده درغبار ناآگاهی را درکوچه‌های تاریک پیداکنیم، به استقبالش برویم و پذیرایش باشیم پیش از آن که بانک برآورند خدایش بیامرزاد می‌توانست باشد، می‌توانست یاریگر باشد، یا می‌توانستیم به یاری‌اش بشتابیم اما...!!!

*چاپ شده در سیمره 474 (27 آبان97)

 

 

 

 

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004