چاپ کردن این صفحه

چرا به این روز افتاده‌ایم؟!

شنبه, 01 دی 1397 ساعت 09:00 شناسه خبر: 4089 1 نظر
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
kianush rostami kianush rostami

*برداشت یک:

من در یک آپارتمان پنج‌طبقه زندگی می‌کنم. حدود 2 سال است که ما (مالکان) این ساختمان می‌خواهیم برای بررسی و حل مشکلات ساختمان مذکور جلسه‌ای در حد یک ساعت با هم داشته باشیم اما هنوز نتوانسته‌ایم دور هم جمع شویم! گویی هربار از خدا می‌خواهیم که این جلسه تشکیل نشود و نمی‌شود... به هرروی جلسه را به وقتی دیگر موکول می‌کنیم. با خود فکر می‌کنیم: خوب، کارها که فعلاً خود به خود انجام می‌شوند؛ دیگران انجام می‌دهند و... اما بی‌خبر از آنیم که حادثه خبر نمی‌کند و آن موقع است که دیگر دیر شده‌است...

 

گاهی با خودم می‌اندیشم، نمی‌دانم چرا اوضاع این مملکت، شبیه ساختمان ما شده‌است؛ البته در یک مورد با هم تفاوت داریم و آن برگزاری جلسات متوالی و پشت سر هم دولتیان برای حل به اصطلاح مشکلات مردم است! جلساتی که بعضاً جز وقت‌کشی و حرف‌های تکراری حاصلی برای مردم در بر ندارد!

به راستی چرا ما به این روز افتاده‌ایم؟ چرا هم‌گرایی و هم‌اندیشی دیگر در این کشور جایی ندارد؟ چرا چنین بی‌انگیزه شده‌ایم؟ چرا همواره منتظریم یکی از راه برسد و مشکلات‌مان را حل کند؟ چرا سودجویی، رانت‌خواری، گریز از قانون‌گرایی، منفعت‌طلبی، فرصت‌طلبی، بی‌انصافی و... برای ما هنجار شده‌است؟

چرا نسبت به هم‌نوعان خود احساس مسئولیت نمی‌کنیم؟ چرا نسبت به محیط‌زیست بی‌توجهیم؟ چرا شیفته‌ی زندگی اعیانی شده‌ایم؟ چرا منافع ملی را فدای منافع شخصی می‌کنیم؟ چرا تحمل سختی‌های زندگی را نداریم؟ چرا بی‌انگیزه هستیم؟ چرا همه‌چیز را مسخره می‌پنداریم؟ چرا به شدت بی‌حوصله شده‌ایم؟ چرا نامردی و رندی در این کشور موج می‌زند؟ چرا تعهد و مسئولیت اجتماعی نداریم؟ چرا عصبانی‌ترین مردم جهان معرفی شده‌ایم؟ چرا مدیران ما ضعیف‌اند؟ چرا احزاب ما ناکارآمدند؟ چرا رسانه‌های ما خنثی شده‌اند؟ چرا معلمان ما بی‌انگیزه‌اند؟ چرا نمایندگان ما نماینده‌ی واقعی مردم نیستند!؟ چرا هیچ‌چیز ما سرجایش نیست؟ و چراهای دیگر...

 

*برداشت دو:

در روزهای اخیر شاهد دو رفتار متفاوت از دو نماینده‌ی مجلس بودیم؛ اولی اعتراض بروجردی نماینده‌ی بروجرد نسبت به معاون عمرانی استانداری لرستان، مرادپور، دیگری برخورد نامناسب و استفاده از ادبیات خشن و بی‌ادبانه‌ی نماینده‌ی سراوان در برخورد با مامور گمرگ که همه‌ی مردم به مدد رسانه‌های اجتماعی از ماجرا باخبرند و هنوز داستان آن بر سر بازار‌هاست.

اول؛ علاء‌الدین برجرودی، رییس پیشین کمیسیون امنیت ملی، در خطبه‌های نماز جمعه‌ی بروجرد بر معاون عمرانی استانداری لرستان می‌تازد و او را پیمان‌کاری غیرمتخصص در کار خود می‌داند. و به انتصاب ایشان در منصب فعلی خرده می‌گیرد. در این خصوص مطالب و نقدهای زیادی نگاشته شد و ما این‌جا نمی‌خواهیم تکرار مکررات کنیم. ولی این نکته را نباید از یاد برد اگر فریاد و انتقاد نماینده به خاطر مردم است، مردمی که به وی رای داده‌اند، خوب، عالی است. این از وظایف نمایندگان است که دردهای مردم را گوش‌زد کنند. اما به صراحت باید اذعان کرد مردم به نمایندگان خودشان اعتماد ندارند زیرا هنر بیشینه‌ی نمایندگان چیزی غیر از منافع ملی و جمعی است، هر گاه منافع خود و اطرافیانشان به خطر می‌افتد رجز می‌خوانند و بر سر و روی خویش می‌کوبند که وامصیبتا!!

البته ما در این یادداشت هدفمان این نیست که از معاون عمرانی استانداری و نحوه‌ی انتصاب ایشان دفاع کنیم و سنگشان را بر سینه بزنیم، چه آقای مرادپور عاشقان سینه چاک زیادی دارند و نیازی به دفاع امثال من ندارند! از طرفی دیگر مگر در این کشور همه‌ی انتصاب‌ها وفق قانون و از روی شایسته‌سالاری و نخبه‌پروری است! که آقای بروجردی فریاد وامدیریتا سر داده‌اند! آن‌چه در این مملکت جایگاه و پایگاهی ندارد نخبگی و تخصص است و بس!  خود حضرت‌ بروجردی بهتر از بنده می‌دانند که رانت، فامیل‌سالاری و رفیق‌بازی و قوم‌گرای از ملاک‌های تعیین‌کننده‌ی انتصاب‌ مدیران به شمار می‌رود. به انتصاب داماد ارجمند ریاست محترم جمهوری بنگرید و دیگر دامادهای مسئولان معظم! خود گواهی است بر این ادعا.

جای این پرسش هست که آقای بروجردی باید پاسخ‌گو باشند، چرا شما سال‌های پیش چنین سر و صدا  نمی‌کردید؟ چرا شما هشت‌ماه پیش که مرادپور معاون عمرانی استانداری لرستان شد، نگفتید این شخص رابطه‌ی استخدامی با دولت ندارد؟

چرا برای حوزه‌ی انتخابیه‌اتان چنین دل نمی‌سوزانید؟ به‌راستی در طول دوران نمایندگی‌تان که هنوز هم ادامه دارد، چه گلی به سر مردم لرستان، به‌ویژه شهرستان بروجرد، زده‌اید؟!

 

*برداشت سه:

و اما کلیپی که از نماینده‌ی سراوان پخش و دیالوگ‌هایی که بین او و آن کارمند گمرک رد و بدل شد شر‌م‌آور است. نماینده‌ی مجلس که به عبارتی عصاره و چکیده‌ی ملت است چرا باید چنین از کوره دربرود و آن الفاظ رکیک را بر زبان خویش جاری و ساری سازد که اکنون نقل مجالس جهان شود؟! گیرم که با او خوب برخورد نشده است اما باید سعه‌ی صدر می‌داشت و در برابر چشمان بیدار جامعه (رسانه‌های اجتماعی) چنین آبروریزی نمی‌کرد؟ از طرفی باید به قدرت بی‌رقیب رسانه‌های مدرن و اعجاز آن‌ها ایمان آورد که حرکات و رفتار خیلی‌ها را زیر نظر دارند و باید مواظب این نظارت‌‌گر قدرتمند باشیم که نکند خطایی از ما سر بزند.

باید پرسید چرا ما را به این روز انداختند که نماینده‌ی مجلسمان زور می‌گوید و با چنین ادبیاتی سخن بر زبان می‌راند؟! دریغا و دردا! قرارمان این نبود، قرار بود شما خادم باشید؟!       

جای شگفتی است که فردی به عنوان قانون‌گذار، در ملأعام، مرتکب جرم توهین می‌شودآن‌گاه طلبکار هم هست! و شگفت انگیزتر و تأسف‌بارتر این که سایر قانون‌گذاران در مجلس نیز چشم بر جرم توهین همکارشان می‌بندند و خواهان برخورد با کارمندی می‌شوند که مشغول انجام وظایف قانونی‌اش بوده است.

چنان‌چه در فیلم آمده‌است کارمند گمرک در پاسخ به اصرار نماینده‌ی مجلس که «گیت را باز کن من بروم داخل»، می‌گوید که من باید اجازه بگیرم و سپس گیت را باز کنم. نماینده اصرار می‌کند و کارمند با کلمات «نمی‌توانم عزیز من، برادر من، ما که از شما دستور نمی‌گیریم» پاسخ می‌دهد. این‌جاست که نماینده شروع به توهین می‌کند و می‌گوید:« تو ..... می‌خوری از من دستور نمی‌گیری! تو غلط می‌کنی از من دستور نمی‌گیری! مرتیکه‌ی عوضی.»

این است خدمت به مردم؟ شما وام‌دار مردم‌اید یا مردم وام‌دار شما؟ جالب است نماینده‌ی مجلس به جای پوزش به خاطر ادبیات سخیفی که به‌کار برده، از موضع قدرت رو‌به‌روی دوربین حرف‌هایی می‌زند و طلب‌کارانه موضوع را به قومیت و مذهب ربط می‌دهد، هم‌چنین در مجلس برای یارکشی می‌گوید: «فردا نوبت همه‌تان می‌شود» این‌جاست آدم درمی‌ماند و خشکش می‌زند که وای بر ما چرا چنین شدیم و به این روز افتادیم!

آقایان نماینده! مسئولان ارجمند! به خدا دیگر تحمل مردم حدی دارد. به تنگ آمده‌ایم از این همه دورنگی، از دوگانگی در رفتار و گفتارتان. گفتار و کردارتان نشان می‎دهد با مردم نیستید، حرف مردم را نمی‎شنوید! 

*سرمقاله‌ی سیمره‌ی 478 (28 آذر 97)

1 نظر