چاپ کردن این صفحه

پسته «لب بسته» و بازار پر رونق لب گشوده‌ها

شنبه, 01 دی 1397 ساعت 17:28 شناسه خبر: 4093 2 نظرها
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
فیضی‌پور فیضی‌پور

در تنهایی و در سکوت شب «خوش و بش» چله، با پسته‌ای لب‌بسته هم‌نگاه شدیم، دلی پر داشت! قصه بردن دل و مفاهمه  با صرف نگاه بود نگاهی که: کلیم کاشانی آن را هم ابزار «دل بردن» می‌داند: به تکلم، به خموشی، به تبسم، به نگاه/ می‌توان برد به هر شیوه دل آسان از من.

 

از او نگاه معنادار از من هم این نگاه! از تنهایش با سکوت و با نگاه فریاد می‌زد، درد داشت دردش این بود که به توصیه‌ی همه‌ی اهالی اهل دانش و بینش که«سکوت طلاست» سکوت کردم لبانم را بستم به این باور که اهل معرفت در وادی سکوت سیر می‌کنند، اما قضاوت «آدم‌ها» نمک بر خراش تن بی‌نمکم می‌ریخت که این: بی‌مغز است مغز برای خوردن ندارد!! غافل از این‌که «مغزم» سال‌هاست به کنج لب فروبستن و به اندیشه‌وری آن‌چنان لب برای گشودن دارد تا هر عابری بی‌توجه را مستانه سوی« خوردن» خویش نماییم، دردم این است که لبان همیشه باز با زبان دراز مشتری دارند ... به آن‌هایی که زبانی خوش با چهره‌ای خوش، خوش‌مغزند و برای شادی دل خودنمایی می‌کنند مشکلی ندارم، دردم بی‌مغزان لب همیشه بازی است که بازارشان گرمِ گرم است .....

در آخر با نگاهش گفت: درازای شب چله هم گذشت، دور هم نشینی‌های این شب هم با آرزوی رویش و زایش نور و گرما به پایان رسید، امید آن‌که در درازای روزهای پرنور پیش‌رو، مردمان خسته از شب‌نشینی آن‌شب خوابشان نبرد! و منِ پسته‌ی لب بسته خوش‌مغز را هم در انزوای سکوت، فقط خوب ببینند هر چند خوردنی نیستم، اما ارجی گذارند که مالک اصلیم من را به «عِرض» سکوت در لب بستنم قیمت گذاشته است و نه ارز دلالان بازار ارزها !!

 

2 نظرها