شما اینجا هستید: خانهیادداشتحادثه‌های طبیعی در نبود نگاه راه‌بردی

حادثه‌های طبیعی در نبود نگاه راه‌بردی

سه شنبه, 07 اسفند 1397 ساعت 08:18 شناسه خبر: 4257 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
صادق سیفی صادق سیفی seymare

 1- با این‌که حدود یک ماه از جریان سیل بنیان‌کَن خرم‌آباد و برخی دیگر از شهرها و روستاهای استان می‌گذرد ولی بحث‌های رسانه‌ای مربوط به آن، هنوز ادامه دارد؛ سیلی با این هشدار که زندگی در دو پس‌کرانه‌ی رودخانه‌ی خرم‌آباد در شرایطی که طی ده‌ها سال، دیدی راه‌بردی بر توسعه‌ی شهر حکم نرانده، با چه ریسک‌هایی همراه است آن‌گونه که در لحظه‌های بحرانی مرگ و تخریب سیل، هرکس در پی آن‌که چگونه جان خود و عزیزانش را بردارد و از مهلکه برهاند ولی ناتوان از این کار. فرماندار خرم‌آباد در این مورد اظهار می‌دارند: «به دلیل شدت بارندگی و وقوع سیلاب در سطح شهر، ساکنان 100 واحد مسکونی که نجات‌شان با قایق یا ماشین آتش‌نشانی هم امکان‌پذیر نبود، به وسیله‌ی(لودر) جابه‌جا شدند»(همشهری، 10 بهمن‌97) و در کنار خطرهای جانی، خسارت‌های مالی به مغازه‌ها و خانه‌ها؛ به گفته‌ی مدیرکل مسکن استان، به 100 خانوار در سیل آسیب جدی وارد و زندگی آن‌ها نابود شده‌است به نحوی که افرادی تا 400 میلیون تومان خسارت دیده‌اند(همشهری، 30 بهمن 97).

 2- خبرها حاکی از آن است که در این مدت، بحث، تنها بر سر چگونگی جبران خسارت آسیب‌دیدگان بوده که البته اولویت و گام مهم نخست است ولی در نگاهی به آینده، این حادثه، باید آغازی باشد برای ارزیابی نقش کارکِردها، کوتاهی‌ها و بایدها و نبایدهایی که در غیبت‌ آن‌ها کار بدین غایت رسیده است و بر این اساس، آیا سزاست که مسئولان، از این پس نیز بی هیچ دیدگاهِ سناریویی، آسوده‌خاطر بمانند! یا در اقلیم نو پدید، هر لحظه ممکن است این بختک بی امان دوباره و چند باره سرزده بر جان و مال مردم فرود آید و باز هم دستگاه‌های مسئول غافل‌گیر و منفعل! و حداکثر کار، چند مصاحبه و بیان تاسف و وعده‌ی جبران خسارت و بعد، همه‌ی آب‌ها از آسیاب بیفتد به روال: امشب به قصه‌ی دل من گوش می‌کنی؛ فردا مرا چو قصه فراموش می‌کنی؛ ان‌ءشاالله که این بار چنین مباد!.

3- باید دید آیا این مشکل راه‌حلی هم دارد یا ما فقط قهرمانان ارائه‌ی راه‌حل‌ها از زرا‌دخانه‌ی حرف‌های تکراری هستیم!؟

در این زمینه نماینده‌ی پل‌دختر و معمولان به درستی اظهار داشته‌اند:«با توجه به توپوگرافی لرستان اگر[در بالادست] سد احداث شود در بارندگی‌های شدید مشکلی‌ پیش نمی‌آید»(همشهری، 29 بهمن 97)، مسئله‌ای که سال‌هاست در جنگ بین مطالبه و نیاز مردم از یک سو و مقاومت و انکار دستگاه مسئول از سوی دیگر دست به دست می‌شود و پایانی هم برای حل آن متصور نیست و اگر به این مهم توجه می‌شد، هر بار شاهد این همه خسارت به زیرساخت‌ها و زندگی مردم و حتا تلفات انسانی نبودیم؛ به سرنوشت سدهای معشوره، مخمل‌کوه، تنگ‌ شبیخون  و... توجه کنیم که چگونه سال‌هاست با سد محکمی از مخالفت‌ها و یا با برخورد محترمانه‌تر، عدم تامین اعتبار روبه‌رویند؛ مخالفت‌هایی که هیچ حقی برای مناطق نمی‌شناسند و مرغ یک پا دارد، هرچند چنین دیدگاهی به نابودی زیربناها و زندگی مردم بیانجامد!. یک صاحب‌نظر در این خصوص می‌گوید: «سیلاب‌ها همواره برای لرستان و شهر خرم‌آباد خطرآفرین و زیان‌بار بوده است و به دلایل[زیاد] می‌توان به راحتی استنباط کرد در سال‌های آینده، در مسیر رودخانه‌ی خرم‌آباد قطعاً خطرات و آسیب‌های سیلاب بیش‌تر خواهد شد مگر این‌که اقدامات لازم فوراً انجام شود»(همشهری، 13 بهمن 97).

درواقع این روندی است که بارها تکرار شده‌‌است و در وضعیت اقلیمی جدید باید هرگونه احتمال را از نظر دور نداشت و در آن صورت، به قول «ماو برون»:«احمقانه است از کاری تکراری، توقع نتیجه‌ی غیرتکراری داشته باشیم» و روندها بر این گفته مهر تایید می‌زند. نگارنده، بارها درباره‌ی رودخانه‌ی خرم‌آباد و ادامه‌ی روندهای تخریبی در آن، مطلب نوشته و هشدار داده است از جمله در شماره‌ی 11 آبان سال 90 صدای ملت، آماری از خسارت‌ها و تلفات سیل این رودخانه طی دوره‌ی 84-37 ارائه داد که بر پایه‌ی آن از 76 فقره سیل مشاهده شده در رودخانه‌های لرستان تعداد 19 فقره یعنی 25 درصد آن‌ها مربوط به رودخانه‌ی خرم‌آباد بوده است. هم‌چنین از تلفات انسانی 3 درصد، از شمار مجروحان انسانی 50 درصد و از واحدهای مسکونی آسیب‌دیده 5/59 درصد به رودخانه‌ی خرم‌آباد تعلق داشته است که اگر دیدی راه‌بردی بر توسعه‌ی منطقه حکم می‌راند، این آمارها که بدون شک در اختیار دستگاه مسئول هم قرار داشته است، هر مسئولِ مسئولی را به چاره‌اندیشی وا می‌داشت ولی به تعبیر یک همکار: «گفتن حق همه است و جواب ندادن هم حق مسئولان!.» و اگر هم گاهی دری به تخته خورده و اندیشه‌ای راه‌بردی در پی حل مشکل برآمده، در مدتی کوتاه پر پر زده و به تبع آن حاجی حاجی مکه! حتا گاه مسئول بعدی کمر همت به تخریب اندیشه‌های قبلی بسته‌است!؟ برای نمونه در سال 83 پس از تلاش استاندار و مدیر آب استان اعلام شد:«برای مهار سیلاب و احیای رودخانه‌ی خرم‌آباد و شکوفایی قابلیت‌های سیاحتی دره‌ی خرم‌آباد افزون بر ساخت سد مخمل‌کوه، کار احداث سد تنگ شبیخون هم در دست بررسی است»(کیهان، 6 خرداد 83). تیرهایی که هیچ یک به هدف نخورد و اگر حمل بر سیاه‌نمایی نشود می‌توان با مرور آن‌چه در این شهر روی داده به این نتیجه رسید که دولت‌ها به این دیار، نگاهی ویژه داشته‌اند به گونه‌ای که در توزیع سرمایه و امکانات نه میزان جمعیت آن برای‌شان اهمیت داشته، نه وسعت، نه جایگاه شهر در تقسیمات کشوری، نه موقعیت جغرافیایی و نه وضع مالی و اقتصادی آن، حتا گاه کار به جایی می‌رسد که مردم این دیار بدهکار هم می‌شوند؛ برای مثال طبق گزارش ایسنا در سال 85 بر اساس نتایج بررسی خط فقر در شهرهای کشور که توسط وزارت رفاه انجام شد، خرم‌آباد به علت برخورداری از ثروت و درآمد بالا و فاصله‌ی ریاد با خط فقر، در گروه 4 یعنی در گروه شهرهای تهران، شیراز، اهواز و رشت جای گرفت(صدای ملت، 6 دی 85) و این در حالی است که یک سال قبل از بررسی مشعشع طنزگونه‌ی وزارت رفاه، امام‌جمعه خرم‌آباد

در جلسه‌ی تودیع و معارفه‌ی استانداران پیشین و جدید لرستان در حضور وزیر کشور اظهار داشته بودند: «مهندس سعادت برای پیوند خرم‌آباد به عنوان عضو قطع شده از پیکر کشور تلاش فراوان کرد اما به نتیجه نرسید»(صدای ملت، 21 آبان 84) و این حکایت هم‌چنان باقی؛ به اعتبار 100 هزار تومانی برای احداث سد مخمل‌کوه‌(بهای حدود یک کیلو گوشت گاو) و تخصیص صفر آن توجه کنیم و حدیث مفصل بخوانیم از این مجمل؛ بدین ترتیب، در حالی که هر روز خبر از اتصال یک مرکز استان به راه‌آهن منتشر می‌شود،«صدای رسا» تیتر زده بود ناقوس مرگ روی ریل خرم‌آباد- اندیمشک، هم‌چنین در شماره‌ی 24 دی 97 در تیتری اعلام کرده بود:«پیش‌بینی صدای رسا درست از آب درآمد، راه‌آهن تعطیل شد!» و داستان ناتمام منطقه‌ی ویژه‌ی اقتصادی، نیروگاه سیکل ترکیبی، بندر خشک، پارک سافاری و ... واحدهای تعطیل شده‌ی پرس ایران، ژنراتورسازی، پوست و چرم، یخچال‌سازی، ماشین‌سازی، پارسیلون و...!

معلوم نیست با این نگاه کلان، انتظار ساخت سد برای مهار سیلاب‌ها تا چه حد با فرمول‌بندی‌های موجود هم‌خوانی دارد هرچند مسئله حیاتی باشد و هرگونه کوتاهی در این امر، نتایجی بس گران‌ به بار آورد.

در واقع، طی دهه‌ها، متولیان توسعه‌ی شهر، بدون هیچ درکی از اکوسیستم با ارزش چند عاملی رودخانه‌ی خرم‌آباد به عنوان ستون فقرات شهری که در دو بازوی آن شکل گرفته است و بدون ارزیابی زیست‌محیطی، با بارگذاری نامتناسب و تداخل مرز محیط شهری و محیط طبیعی و چشم‌ بستن به میزان تاب‌آوری رودخانه، هر بلایی خواسته‌اند بر آن آوار کرده‌اند و به قول استاندار پیشین:«هرجا کم آورده‌اند به سراغ این رودخانه رفته‌‌اند.» آن‌گونه که اینک جریان سیل در آن، به کاشت یک درخت تنومند بلوط در یک گلدان گلی شباهت پیدا می‌کند و بی‌جهت نیست که شاعر می‌گوید: «چه کسی گفته‌ است دایناسورها منقرض شده‌اند!؟ آن‌ها از بین نرفته‌اند؛ از شکلی به شکل دیگر درآمده‌اند!»

 و حال پس از این همه داده و تجربه، برای گریز از روزمرگی و دور شدن از تن دادن به ریسک‌های ویران‌گر که غرامت آن را مردم می‌پردازند، باید نگاه را از حاشیه‌ها به متن آورد؛ متنی با هدف حل ریشه‌ای مشکل، در غیر این صورت به قول «مونتنی»:اگر ناخدایی باشیم که به بندر مقصود نیندیشد هیچ بادی موافق نیست!.

 

 *سرمقاله‌ی سیمره‌ی 487 (1397/12/4)

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004