چاپ کردن این صفحه

تبعاتِ سیلِ اخیر بر اقتصادِ نحیفِ ایران!

دوشنبه, 23 ارديبهشت 1398 ساعت 18:01 شناسه خبر: 4355 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)
دکترمصطفا شکری دکترمصطفا شکری seymare

در این نوشتار کوتاه به تبعاتِ اقتصادی سیل اخیر پرداخته می‌شود. هرچند در دید اول، ذهنیت همه‌ی افراد بر روی ویرانی‌ها و خسارت‌های سیل می‌رود، اما واقعیت این است که سیلاب‌های اخیر به‌رغم تمام خسارت‌ها و ویرانی‌ها، نکات مثبتی نیز داشته است که در انتهای مطلب به آن‌ها اشاره می‌شود.

 

1- بدون شک خسارت‌های هنگفت سیل اخیر بر بخش‌های مختلف اقتصادی از جمله کشاورزی، دامداری و صنعتی غیرقابل کتمان است. هم‌چنین سیلاب اخیر موجب از بین رفتن راه‌ها و پل‌های زیادی شد و راه ارتباطی شهرها و روستاهای زیادی را مسدود کرد. تخریب ساختمان‌ها و زیرساخت‌های شهری در شهرهای که در مسیر سیل بوده‌اند از دیگر پیامدهای سیل است. بازسازی تمام این راه‌ها و پل‌ها اولاً زمان‌بر است و ثانیاً هزینه‌ی زیادی را بر دوش اقتصاد ایران خواهد گذاشت. مثلاً 1000 مدرسه در سیلاب اخیر دچار خسارت شده‌اند و قریب 100 مدرسه به‌طور کامل تخریب شده‌اند. یقیناً جبران این خسارت، آن‌هم با توجه به وضعیت فعلی بودجه، خیلی سخت به نظر می‌رسد.

2- در این زمینه می‌توان گفت که سیل اخیر موجب هدر رفت «ثروت» زیادی از کشور ایران شده است. اما مهم‌تر از هدر رفت ثروت، این سیلاب موجب از دست رفتن شغل‌های زیادی نیز شده است و زندگی بسیاری از شهروندان ایرانی را به مخاطره انداخته است. کشاورزانی که دیگر کِشتی ندارند، دامدارانی که دام‌هایشان را از دست داده‌اند و صنعت‌گرانی که سازه‌های صنعتشان را آب برده است. همه و همه شغل‌های بالفعلی بوده‌اند که از بین رفته‌اند و بازیابی آن‌ها در کوتاه مدت امکان‌پذیر نیست و در بلندمدت نیز مستلزم صرف هرینه‌های سنگین است.

3- دولت بارها تاکید کرده است که خسارات مناطق سیل‌زده را جبران خواهد کرد. اما واقعیت این است که دولت به هیچ عنوانی نمی‌تواند تمام خسارت‌های سیل اخیر را جبران کند. از رییس‌جمهور محترم نقل است که با توجه به مشکلات اقتصادی دولت و وضعیت بودجه، مجوز برداشت دو میلیارد یورو را از صندوق توسعه‌ی ملی، جهت بازسازی مناطق سیل زده اخذ کرده است. اما واقعیت این است که خود این کار در صورت تحقق، تحریک پایه پولی محسوب می‌شود و در نهایت، موجب رشد قیمت کالاها و افزایش تورم خواهدشد. معادل این کار در بازپرداخت بدهی‌های موسسات مالی غیرمجاز صورت گرفت و تورم سنگینی بر همه‌ی آحادِ مردم ایران تحمیل شد و چه بسا که یکی از دلایل نابه‌سامانی‌های اخیر اقتصاد ایران نیز همان رشد نقدینگی «بدون قاعده» بوده است.

4- یکی دیگر از مشکلات سیل اخیر، ایجاد تبعات «روحی و روانی» سنگین برای سیل‌زد‌گان است. به عبارت دیگر سیلاب، شادی و سرزندگی مردم سیل‌زده را با خود برده است. بازیابی این نشاط و امید، هم زمان زیادی می‌خواهد و هم بدون هزینه نخواهد بود. از تبعات «روحی و روانی» می‌توان به مواردی چون افزایش افسردگی، بی‌انگیزگی، افزایش خشونت، افزایش طلاق و افزایش بزه‌کاری‌های اجتماعی اشاره کرد. در این وضعیت «مهاجرت» افزایش چشم‌گیری می‌یابد و موجب عدم توازن در سرمایه‌ی انسانی جوان و تولید کننده در بخش‌های مختلف اقتصادی به‌ویژه درکشاورزی و دامداری روستاها و شهرهای کوچک می‌شود. 

5- از موارد فوق بگذریم سیلاب اخیر نکات مثبتی نیز داشته است. دریاچه‌ی ارومیه احیا شد. تلاب‌های شادگان و هورالعظیم غرق آب شدند. هیرمند سیستان به آب افتاد. چشمه های خشک شده بسیاری دوباره جوشیدن گرفتند. یقیناً برخی از این امور با صرف هزینه‌های سنگین هم عملیاتی نبود. یعنی دولت هرچقدر هم هزینه می‌کرد، نمی‌توانست دریاچه‌ی ارومیه را به حالت امروز درآورد. یا نمی‌توانست تلاب‌های خشک شده خوزستان را که منبع اصلی ریزگردها هستند، سیرآب کند. اما سیل اخیر، این کارها را کرد.

6- از طرف دیگر این سیل اخیر یک کلاس درس نیز بود. دولت با بروکراسی ناکارآمدی که دارد هرچقدر هم هزینه می‌‌کرد، نمی‌توانست جلوی ساخت و سازهای مسیر رودخانه‌ها را بگیرد، اما این سیلاب درسی بود برای همگان که رودخانه، خانه‌ی رود است و نباید به خانه‌‌اش تجاوز کرد. 

*دکترای اقتصاد بین‌الملل

** چاپ شده در شماره‌ی 491 سیمره (دوم اردی‌بهشت ماه 98)