شما اینجا هستید: خانهیادداشتآرامگاه واقعی ترکه‌میر کجاست؟

آرامگاه واقعی ترکه‌میر کجاست؟

شنبه, 18 خرداد 1398 ساعت 09:37 شناسه خبر: 4441 6 نظرها
این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)

دوست فرهیخته و شاعر گرانقدر جناب آقای علی نظری

با عرض درود و خسته نباشید 

احتراما جهت اطلاع جناب‌عالی و همه‌ی آن‌هایی که دل در گرو تاریخ، فرهنگ و ماهیت قومی و انسانی خویش دارند، به ویژه مردم لک‌زبان و به دنبال نقد و نظر حضرت‌عالی در خصوص مکان واقعی قله و قلعه چهر ذکر نکاتی را در این خصوص ضروری می دانم.

 

 در خصوص موقعیت جغرافیایی قله (چور) همان‌طوری‌که جناب‌عالی اشاره کرده‌اید این قله در منطقه‌ي جلالوند بخش فیروزآباد با ارتفاع 2هزار متر واقع و آثار یک بنای تاریخی عظیم و کهن در بالای آن مشهود است. خطای دیگرانی که آن قله را در چهر هرسین ذکر کرده‌اند به‌دلیل اشتباهی بوده که مرحوم غضنفری امرایی در کتاب گلزار ادب لرستان مرتکب شده است و کسانی چون آقای دکتر کنجوری و خانم دکتر مرادخانی را نیز به اشتباه انداخته است.

اقای نظری گرامی! متاسفانه جای افسوس و دریغ دارد این‌که در ادامه همان روند اشتباه کاری و بی‌توجهی اخیرا هم آقای بهادر غلامی در کتابی تحت عنوان دیوان ترک‌امیر که نه می‌توان نام دیوان بر آن نهاد و نه نام ترک‌امیر باز هم این اشتباه را در خصوص قله چور تکرار کرده است و علاوه بر آن ایشان گویی بر حسب عادتی معمول در بی‌توجهی و نیز عارف نبودن به منطقه در خصوص محل آرامگاه شادروان ترک‌امیر شاعر لک‌زبان نیز همین اشتباه و خطا را مرتکب شده است که باید به ایشان متذکر شد تنها با تکیه بر یک تشابه اسمی نمی‌توان واقعیت تاریخ را جعل و تحریف کرد.

بی‌گمان ده‌ها ترک‌امیر نام دیگر در ادوار مختلف در خطه‌ي زاگرس زیسته‌اند که نمی‌توانند ترک امیر شاعر باشند.

گذشته از این‌ها آرامگاه زنده یاد ترک‌امیر و خاندان آن شادروان در قبرستانی قدیمی در چندکیلومتری شهر کرمانشاه با تمام علائم و نشانه‌ها و سنگ قبرها واقع است و تردیدی در آن نیست و بازماندگان آن زنده‌یاد حی و حاضر در مقام شاعر و نویسنده حضور دارند.

و اما .... درست است که مرحوم غضنفری امرایی با انتشار کتاب گلزار ادب لرستان در سال 1364 خدمت بزرگی به فرهنگ این سرزمین و به ویژه قوم بزرگ لک کرده است ولی اثر ایشان خالی از خطا و اشتباه نبوده و نیست که یکی از اشتباهات آن هم در مورد موقعیت جغرافیایی کوه و قلعه چور می‌باشد که در این خصوص دچار اشتباه شده است. همان‌طور که گلزار ادب شعرای لک را بنا به تقسیمات کشوری گلزار ادب لرستان ذکر نموده که جفا به شعرا و مردم لک بوده است، چرا که تمامی اشعار این کتاب به زبان لکی است و حق نبود تنها به دلیل این‌که استانی به‌نام لکستان وجود ندارد این حق بدیهی را از شعرا و مردم لک سلب نمود.

اما این خطا و اشتباه‌ها ذره‌ای از بار مسئولیت آن‌هایی که به خود اجازه نداده‌اند چند کیلومتر آن طرف‌تر پیرامون خود را کاوش کنند و ببیند قله و قلعه چور کجاست و یا آرامگاه شادروان ترک‌امیر در کدام نقطه واقع است، کم نخواهد کرد تا با مشاهده‌ی قلعه چور در جلالوند و نیز آن‌چه در محتوای آن اشعار هست دستگیرشان شود. این قلعه و قله تنها و تنها با هیبت قله 2هزارمتر بلندای چور واقع در جلالوند هم‌خوانی دارد و نه با رشته کوه کم‌رنگی در نزدیکی پل چهر هرسین که کم‌ترین اثری از قلعه در آن‌جا وجود ندارد؟! یا آرامگاه زنده یاد ترک امیر که دریغ از حتا سنگ قبری یا وجود بیت شعری که نشان دهد قبری در آن‌جا متعلق به آن مرحوم می‌باشد؟! و یا از خانواده ایشان کسی باقی مانده باشد و ده‌ها سوال بی‌پاسخ دیگر و تنها با تکیه بر جعلیات آن مکان را آرامگاه این شاعر بزرگ قرار داد؟! و با چیدن تعدادی سنگ و احداث گنبدی بر روی آن بر این خطای تاریخی و فرهنگی اصرار ورزید.

جناب غلامی این بار محل آرامگاه ترک‌امیر را نیز به یوغ زشت و ناپسند تحریف تاریخی کشانده و با جعلیاتی که مورد قبول حتا بچه‌های دبستانی هم نیست اقدام به تحریف مکان آن کرده است؟!! و در خصوص ویژگی‌های شخصیتی این شاعر شوریده احوال نکاتی را مرقوم فرموده است که دور از شان و شخصیت یک انسان فرهیخته و مدعی پژوهش است و باید به صراحت به آقای غلامی متذکر شد که شادروان ترک‌امیر نه جن‌گیر بوده و نه هر سپیده دمان از غیب پول زیر سرش گذاشته شده است.

وی نه حافظ قرآن بوده و نه اعتقادی به علم لدون داشته است. شادروان ترک‌امیر فردی ساده روستایی بوده که با تکیه به دانش بومی و فرهنگ شفاهی رایج در میان زاگرس‌نشینان و نیز استعداد ذاتی خود چون ده‌ها شاعر دیگر اشعاری سروده است و در یارسانی بودن ایشان کم‌ترین تردیدی وجود ندارد و همه‌ی آن‌چه در خصوص وی در این کتاب و از این باب‌ها آمده است جفای به او و در درجه دوم ستم به تاریخ و فرهنگ خلقی است که باید شاهد چنین گفتار و نوشتاری آن هم در قرنی که بشر گام در کرات دیگر نهاده است باشند؟!

در جای دیگر از کتاب محقق محترم جناب غلامی می‌نوییسند: تردیدی نیست که ترکمیر بر مذهب جعفری بوده و .... ص 5 کتاب 

و در دو صفحه بعد کتاب ص 7 می نویسد: اهالی منطقه وی را در هفت دون گوناگون مشاهده کرده‌اند...؟!!

که در این‌جا باید گفت آقای غلامی یا معنی مذهب جعفری را ندانسته و یا با مفهوم دون بیگانه است؟!

 جای تاسف است که کتاب فوق به قدری دچار تناقض‌های آشکار و پراکنده گویی‌های مفرط می‌باشد که هر گونه نقد و نظر منطقی بر آن عبث و بیهوده است.

متاسفانه نه فقط کتاب مورد اشاره بلکه  چند سالی است شاهد بروز معضل خطرناکی هستیم که آغاز شده و در حال گسترش است و آن جعل واقعیات، تحریف و سطحی نگری به ویژه در میان قلم به‌دستانی است که ادعای خدمت به فرهنگ قوم لک را دارند تا جایی که گویی این عده قصد دارند بی‌توجه به اصول و آرمان‌ها و پایه‌های علمی تحقیق و پژوهش و امانت‌داری به این رویه اشتباه خود تا جایی ادامه دهند که نه تنها خود بلکه قوم لک را در دیدگاه دیگران مردمی سطحی نگر، بی‌مسئولیت و باری به هر جهت و در نتیجه بی‌بها جلوه دهند و در این راه گویی با هم رقابت و عجله دارند؟!

 

*کیومرث امیری. اردی‌بهشت 98. کرمانشاه

 

 

 

 

6 نظرها

  • پیوند نظر  احمد کنجوری احمد کنجوری یکشنبه, 26 خرداد 1398 ساعت 12:47

    مقاله‌‌‌ی بنده که پیش‌تر با عنوان "زندگی ترکه‌میر و ساختار مناجات‌نامه وی" که در هفته‌نامه سیمره درج شد، سبب شد که آقای کیومرث امیری کله‌جویی در نیمه‌های مهرماه ۱۳۹۷ نقدی بر آن بنویسد؛ بدون ارائه‌ی هیچ مدرک و استنادی. جوابیه بنده به نقد انکارگرایانه‌ی ایشان که همان‌ زمان در رسانه‌های مجازی منتشر شد، در اینجا نیز درج می‌شود؛ بدان امید که همگی عالمانه و روشمند قلم‌‌فرسایی کنیم تا "کورانه عصاها نزنیم و لاجرم قندیلها را نشکنیم".




    ۱.نقدی بر مطلب "بیایید بیشتر از این در حق ترکه‌میر جفا نکنیم."
    دکتر احمد کنجوری
    مدرس دانشگاه


    درود بر تمام لک‌تباران و لک‌زبانان ارجمند
    پس از گذشت یک سال از نگارش مقاله "زندگی ترکه‌میر‌، محتوا و ساختار مناجات نامه او" که در هفته‌نامه سیمره (شهریور ۱۳۹۶) چاپ و نشر شد، جناب آقای کیومرث امیری کله‌جویی مطلبی با عنوان "بیایید بیشتر از این در حق ترکه‌میر جفا نکنیم" در نقد مقاله بنده نوشته‌اند که ضمن سپاس از ایشان، بر خود می‌دانم مواردی را به عنوان جوابیه ارائه دهم.
    ۱. نقد نوشتن بر مقالات و جوابیه‌ها همیشه مرسوم بوده و هست؛ اما برخلاف ادعای آقای کیومرث امیری کله‌جویی مبنی بر اینکه بنده به برخی از دوستان ایشان گفته‌ام نظرشان را درباره مقاله یاد شده بنویسند، با یقین کامل می‌گویم که هیچ گاه در هیچ امر و زمینه‌ای جویای نظر آقای امیری کله‌جوبی نبوده‌ام. از آقای امیری کله‌جوبی انتظار می‌رود قائلان را معرفی کنند تا هر دو بر کوس رسوایی‌شان بکوبیم. بنده ضمن احترام به دیدگاه‌های افراد مختلف، برای نقد پژوهش‌های روشمند، هیچ گاه ۰از افراد غیرآکادمیک خواهان ارائه نظر نبوده‌ام. البته پس از چاپ و نشر هر مقاله‌ای، هر کس می‌تواند نقد و نظرش را ارائه دهد و نویسنده مختار است بپذیرد یا نپذیرد. نقدها را پاسخ دهد یا ندهد.
    ۲. بنده بر اساس مستندات و شواهد موجود همچنان برآنم که ترکه‌میر هم آزادبخت است و هم موموند؛ حال اگر جناب امیری کله‌جوبی ترکه‌میر دیگری سراغ دارند که نه آزادبخت است و نه موموند و نه در روستای ترکه‌میر آرامیده است، باید مستندات خود را ارائه دهند. فراموش نکنیم که روش علمی و آکادمیک آن نیست که با مطلبی فقط مخالفت کنیم بی بیان دلایلی. در رد هر نظر "دلایل قوی باید و معنوی..."
    ۳. آقای امیری گفته‌اند، نگارنده فقط تناقض‌ها را گردآوری کرده‌ است و بس!
    در این باره فرهیختگان و سخن‌سنجان را به مقاله‌ام ارجاع می‌دهم که در آن تناقض موموند یا آزادبخت بودن ترکه‌میر بررسی و با مستندات این تناقض رفع شده است.
    نیز به ایرادها و تناقض‌های مرتبط با تاریخ دقیق وفات ترکه‌میر پرداخته شده و با اسناد و تحلیل‌های خاصِ پژوهش‌های علمی، روز و سالِ وفات ترکه‌میر مشخص شده و اینکه به آسمان پیوستن ملاترکه‌میر در زمان کدام پادشاه رخ داده است. خیلی موارد دیگر نیز تبیین شده است که دوستانی که مقاله را خوانده‌اند، بر آنها واقفند.
    ۴. آقای امیری کله‌جوبی نوشته‌اند که هیچ دلیل و نشانی دال بر مشخص شدن هویت ترکه‌میر و اشعارش (!) ارائه نشده است.
    نخست اینکه بویژه در بخش زندگی ترکه‌میر به ابعادی از هویت ترکه‌میر اشاره شده است. دیگر آنکه مقاله یاد شده فقط به بررسی مناجات‌نامه ترکه‌میر می‌پردازد نه تمام اشعار او.
    مقاله، محتوا و ساختار مناجات‌نامه را بررسی کرده و ضمن اشاره به اختلاف نسخه‌های موجود، ایرادهای آنها را برشمرده است.
    ۵. امیری کله‌جوبی، ترکه‌میر را بر آیین یارسان می‌داند و نه شیعه (؟) و به همین دلیل مناجات‌نامه را منتسب به ترکه‌میر دانسته است. در این باره باید گفت که یارسانی بودن با شعر سرودن و سخن راندن در مدح چهارده معصوم منافات ندارد؛ چنانکه نمونه‌های فراوانی در دست هست.
    دیگر آنکه عرفا معمولاً آفاقی فراخ‌تر را به تماشا می‌ایستادند و "جنگ هفتاد و دو ملت را همه عذر می‌نهادند." آنها همواره بر آن بودند که "سخت‌گیری و تعصب خامی‌ است/ تا جنینی کار خون آشامی‌ است" برای نمونه، مولوی سنی مذهب است؛ اما از سویی با نگاهی انتقادی، برخی تفکرات اهل سنت را به چالش می‌کشد و از سویی دیگر معروف‌ترین شعر عاشورایی را می‌سراید:
    کجایید ای شهیدان خدایی
    بلاجویان دشت کربلایی

    کجایید ای سبک روحان عاشق
    پرنده‌تر ز مرغان هوایی

    کجایید ای شهان آسمانی
    بدانسته فلک را درگشایی

    کجایید ای ز جان و جا رهیده
    کسی مر عقل را گوید کجایی...

    حال با این اوصاف چرا باید مناجات‌نامه را که در تمام نسخ آمده است و هنوز هم نوادگان ترکه‌میر در دلفان، بیت به بیت آن را در ذهن خود ثبت کرده‌اند و هر بام و شام آن را زمزمه می‌کنند، از آنِ ترکه‌میر ندانیم؟ کدام مستندات زبان‌شناسانه، سبک‌شناسانه، جمال‌شناسانه این استنباط را پشتیبانی می‌کند؟
    اینکه ترکه‌میر و تمام مردم لک و لر همزمان با او را شیعه ندانسته‌اید (؟) بحثی جداست؛ اما مطالبتان، ادعایتان را پشتیبانی نمی‌کند. نوشته‌اید که لک‌ها و لرها "بعدها تحت تاثیر و با زور و تهدید والیان لرستان به مذهب تشیع گرویدند."
    چون والیان لرستان از زمان شاه‌عباس صفوی تا زمان رضاشاه حکمرانی کرده‌اند و با توجه به آنچه در مقاله آورده و اثبات کرده‌ام که مرگ ملا ترکه‌میر در زمان فتحعلی‌شاه رخ داده است، می‌توان نتیجه گرفت که در زمان ترکه‌میر، والیان بر لرستان و ایلام حکومت کرده‌اند و با توجه به این همزمانی به کار بردن واژه‌ "بعدها" به دلیل عدم ارجاع و به دلیل نامشخص بودن مبهم و ناگویا است. ضمناً اگر این مطلب‌تان را بپذیریم، چرا نباید بپذیریم که روی‌آوردن ترکه‌میر به تشیع مورد نظرتان (؟) تحت اعمال فشاری بوده است که از آن سخن رانده‌اید؟
    ۶. جناب امیری کله‌جوبی، امروزه پژوهش علمی هزینه دارد. چه از نظر زمانی چه در بعد مالی برای هر مقاله باید هزینه کرد. در نهایت نتایج هم هر چقدر علمی باشد، به مذاق بسیاری خوش نمی‌آید؛ چرا که ممکن است نظرهای آنها را به چالش بکشد. از زبان مولوی به تمام آنان باید گفت:
    می‌کنم لا حول یعنی چاره نیست
    چون ترا در دل به‌ضدم گفتنیست

    چون‌که گفت من گرفتت در گلو
    من خمش کردم تو آن خود بگو

    اما گفتنی درخور و بهتر بایسته است نه صحبتی از سرِ انکارِ بی‌دلیل.
    تفکر جزم‌اندیشانه‌ی "این است و جز این نیست" راه را بر هر گونه کشف علمی و مستدل و مستند می‌بندد. متاسفانه "پول‌پرستی و دنیاپرستی" را در جوار ساحت بلند "محقق و هنرمند" نشانده‌اید. این دو قیاس ساحت سرگین‌غلتان و ساحت سیمرغ است که بسی از هم دورند. هفت وادی نه هفتاد وادی از هم دورند.
    امروزه پژوهش‌ علمی و آکادمیک جز جور و سختی و تحمل مضیقه‌های موجود، چه مادیاتی در چنته دارد؟ شاید بتوان با سوار شدن بر موج احساسات برای دوختن کلاه، پشمی یافت؛ اما برای تفکر سنجیده و روشمند باید هزینه کرد.
    ۷. جناب امیر‌کله‌جوبی، در ابتدای سخنتان خواسته‌اید یک بار برای همیشه به تناقض‌های موجود درباره ترکه‌میر پایان بدهید. مشتاقانه مطلبتان را تا پایان خواندم اما پایان سخنتان آغاز تناقض‌های بی‌شماری بود که مطرح کرده‌اید و هیچ کدام تبیین نشده‌اند.
    ۸. تندیسگران و مینیاتورپردازان هم برای هنرپردازیشان دلایلی ژرف دارند که خارج از حوصله این نوشته است.

    رنگین‌ترین روزهای سرشار از سرور را برای تمام پویندگان و جویندگان حقیقت آرزو دارم.






    ***



    ۲.دومین جوابیه

    دکتر احمد کنجوری



    مطلب "این خلایق تا کی..." از آقای امیری مهر با سبک و سیاقی متفاوت و با محتوایی نامهربانانه و سرشار از عتاب و خطاب که از گفتمان‌های علمی بعید است، در فضای مجازی نشر شد. آنچه در پی خواهد آمد، ره‌آورد سلسله گفتمان‌هایی‌ است که مدتی‌ است مقاله بنده با موضوع "زندگی ترکه‌میر، محتوا و ساختار مناجات‌نامه او" ایجاد کرده است. این گفتمان‌ها را باید به فال نیک گرفت؛ چرا که در صورت مدیریت درست، روشنی‌بخش خواهد بود و بر فرزانگی و فرهیختگی خواهد افزود. درباره مطلب "این خلایق تا کی..." به ذکر چند نکته بسنده می‌‌شود:
    ۱. بیت زیبای مولوی علی‌رغم ویرایش دوباره، همچنان نازیبا و ناموزون نوشته شده است. بار نخست به صورت:
    آفتاب آمد دلیل آفتاب
    چون آفتاب دیدی رخ برمتاب

    بار دوم مطلب به صورت:
    آفتاب آمد دلیل آفتاب
    گر دلیلت باید روی بر متاب
    ویرایش شد‌ه است. اگر اندکی وزن عروضی بدانیم خواهیم دانست که وزن مصراع دوم خلل‌ناک است.
    صورت درست بیت مولانا چنین است:
    آفتاب آمد دلیل آفتاب
    گر دلیلت باید از وی رو متاب
    (مثنوی معنوی، ج ۱، بیت ۱۱۶)
    ۲. آقای امیری گفته‌اند هیچ و مدرک و سندی دال بر دلفانی بودن ترکه‌میر یا مدارکی دال بر وجود آرامگاه او در روستای ترکه‌میر ندارید.
    نخست آنکه محمدرضا والی‌زاده‌معجزی نویسنده کتاب نام‌آوران لرستان اذعان دارند که هم محل تولد و هم مکان آرامگاه او در دلفان است. محی‌الدین صالحی در "سرود بادیه" نیز به این امر اشاره کرده‌اند.
    دیگر آنکه روستای ترکه‌میر ملک تملیکیِ ملاترکه‌میر بوده است. (قباله آن موجود است) در قبرستانی که مقبره‌ ترکه‌میر در آن بنا نها شده است، با توجه به وجود سنگ قبر لک‌امیر (که بر روی آن نوشته شده لکمیر فرزند کدخدا ترکه‌میر ماموند...) و نیز با وجود سنگ قبری که بر آن نوشته شده است: "بابامیر ابن مرحوم لکمیر موموند" و چند مزار دیگر، پیداست که قبرستان خانوادگی آنان است. نوادگان ترکه‌میر هم در دلفان حی‌ و حاضرند و همگی اذعان دارند که مزار ترکه‌میر را حتی بزرگانی چون آیت‌الله شیخ فرج‌الله کاظمی نیز زیارت کرده‌اند.
    ۳.آقای امیری گفته‌اند: همه (!) نخبگان عالم، کودکان گریزپای مکتب بوده‌اند. آیا این شمول و کلیت دارای دقت و تقوای علمی لازم است؟
    ۴.مطلب عبدالحسین ابوقداره که او هم ترکه‌میر را موموند دانسته است، از آن بنده نیست. اگر در مقاله دقت کرده باشید در پایان مطلب به کتاب سرود بادیه از محی‌الدین صلاحی ارجاع داده شده است و العهده علی الراوی.
    ۵.آقای امیری بیان کرده‌اند که "ایده و موسس نخستین دانشگاه در جهان یک دانشگاه نرفته بود."
    از ایرادهای نگارشی این عبارت -از جمله آوردن "ایده و موسس" با هم در جایگاه نهاد، بدون حرف اختصاصی- که بگذریم باید گفت که از بدیهیات است که نخستین موسس دانشگاه جهان، انسانی دانشگاه‌نرفته باشد. اگر دانشگاه رفته بود که موسس "نخستین دانشگاه جهان بودن" برایش تناقضی آشکار است. انتظار دور از ذهنی است که از چنین کسی انتظار داشته باشیم در دانشگاه‌های جهانی دیگر تحصیل کرده باشند!
    ۶. آقای امیری پرسیده‌اند: "تناقض هم مومه‌وند بودن و هم آزادبخت بودن ترکه‌میر را چگونه توجیه می‌کنید؟"
    اگر اندک اطلاعی از "مال مومه" و فرزندان و اعقاب مومه داشته‌باشیم و اگر آزادبخت‌ها را به درستی بشناسیم، خواهیم دانست که این دو عموم و خصوص مطلقند و با هم منافاتی ندارند.
    هم‌چنین روستای ترکه‌میر در کنار سرزمینی است که از گذشته‌های دور بدان «آزه‌وخت/ آزووخت» (آزادبخت) گفته می‌شود. ناگفته پیداست که بسیاری از طوایف ساکن کوهدشت، اصالتاً دلفانی هستند. چرا که اکثراً از منطقه‌ی دلفان به طرهان کوچ نموده‌اند. درباره کوچ آزادبخت‌ها از دلفان به طرهان کتاب قوم لر در آینه تاریخ را بخوانید (رحمتی، 1386: 126) 
    کوهدشت و طرهان پایگاه زمستانی دلفانیان بوده‌ است که در گذر زمان و پس از اسکان عشایر برخی این سوی و برخی آن سوی اقامت کرده‌اند. در این باره بنگرید به: ص۱۶۵ کتاب قوم لر (پژوهشی درباره پیوستگی قومی و پراکندگی جغرافیایی...) نوشته سکندر امان‌اللهی بهاروند؛ نیز ص ۲۳۸ کتاب "عشایر لرستان" اثر حاجی رضا خدابخشی؛ همچنین ص ۱۸۸ کتاب "خرم‌آباد در گذر جغرافیای انسانی" از هدایت‌الله رشیدیان؛ نیز ص ۴۲۸ کتاب "سفرنامه لرستان و خوزستان" از کلمنت اوگاستین دو بد، ترجمه محمدحسین آریا و... .
    ۷. آقای امیری بارها گفته‌اند هر کس مقبره ترکه‌میر را می‌‌خواهد بیاید تا نشانش دهم.
    بسم‌الله! بی‌صبرانه مشتاقیم که ترکه‌میر مورد نظرتان را به ما بشناسانید و آرامگاهش را نشانمان دهید.
    دوستان واقفند که در همایش بزرگداشت ترکه‌میر که در سال ۱۳۹۴ همزمان با سالروز درگذشت ترکه‌میر، با حضور استادان دانشگاه، صاحب‌نظران، ادیبان و سخن‌سنجان لک‌زبان در دلفان برگزار شد، بنده نخستین سخنران همایش بودم و مطالبم را با این بیت آغاز کردم:
    ما را نه غم دوزخ و نه حرص بهشت است
    بردار ز رخ پرده که محتاج لقاییم
    شناخت راستین اندیشه‌های شخصیت‌هایی همچون ترکه‌میر و درک آثار آنان را مهم‌تر از جنگ بر سر تصاحب شخصیت‌ها و مصادره افکار آنان می‌دانم.
    ۹.بنده در حد توان خویش در این وادی قلم‌فرسایی کردم. دلایل و برهان‌های خویش را نموده‌ و دِین خود را شخصیت والای ملا ترکه‌میر ادا کرده‌ام. به آقای امیری یا هر عزیز دیگری که بر آن است که راه را درست نپیموده‌ام، می‌گویم: "گر خطا گفتیم اصلاحش تو کن" اما بی‌دلیل انکارش نکن.
    نی‌لبکی را که -در پرده یا به زعمتان! خارج از پرده- در آن دمیده‌ام، وارونه می‌کنم و می‌گویم: "گر تو بهتر می‌زنی بستان بزن."

  • پیوند نظر خواننده سیمره خواننده سیمره یکشنبه, 26 خرداد 1398 ساعت 12:39

    جناب آقای رستمی انتظار میرود پاسخ آقای غلامی را در سایت منتشر کنید اینگونه عدالت را بیشتر رعایت کرده ای
    رستمی: با درود حتما هم در سایت و هم در سیمره منتشر میشود.

  • پیوند نظر  بهادر غلامی بهادر غلامی شنبه, 25 خرداد 1398 ساعت 18:17

    ( یا مالک الملک لامکان یانه)
    جوابیه ای بر رد انتقادات کیومرث امیری کله جویی و امثالها
    با سلامی سرشار از مهر و محبت و عاری از کینه و کدورت به همه دوستداران فرهنگ و ادبیات سرزمین ایران به ویژه مشتاقان فرهنگ و ادبیات لکستان
    با آنکه بر آن بودم دروازه سکوت را بر روی جواب غرض ورزان ببندم اما به الحاح یاران بر آن شدم تا دریچه جوابی بر روی مغلطه بازان بگشایم به امید اینکه رهنمون راه آینده آنان گردد.
    ضمن پذیرش انتقادات شایسته و تقبل پیشنهادات بایسته در خصوص کتاب " دیوان ترکمیر موموند" در جواب آقای: کیومرث امیری کله جویی متخلص به " لک امیر" و امثالها باید گفت که:
    1. اسناد مکتوب و اقوال مشهور و آثار مشهود بر این است که موطن و مدفن ترکمیر موموند ابن خواجه میر ابن قرتن بگ ابن خداداد ابن آزادبخت ابن مومه در روستای ترکمیر در نزدیکی قمش ایوتوند جنوبی از توابع شهرستان دلفان است که هم این روستا را کماکان ترکمیر می خوانند و هم دره ای به نام دره آزادبخت در نزدیکی آن وجود دارد و هم اینکه اغلب نوادگان ترکمیر در شهرستان دلفان سکونت دارند.
    2. قبر ترکمیر موموند در جوار فرزندش لک امیر وجود دارد که فاصله زمانی وفاتشان دو سال می باشد چنانکه در مرداد ماه 1395 سنگ مزار ایشان در حضور مسئولین ادارات و مردم فرهنگ دوست از دل خاک بیرون آورده شد و نگهداری شد تا پس از تکمیل آرامگاه ایشان بر روی مزار ایشان منصوب گردد.
    3. اسناد مکتوب به مهر و نام و نشان و خط ترکمیر موموند نشانگر اثبات حیات و ممات ایشان و بیانگر رد ادعای بی ثبات نااهلانی است که نمی دانند " الدلیل علی المدعی و الیمین علی من انکر " زیرا اسناد مندرج در پایان کتاب دهانبندی محکم برای هر شخص نامسلم است.
    4. ای کاش آقای: امیری کله جویی تحصیلات دانشگاهی می داشت تا از شیوه تحقیق و پژوهش آگاهی پیدا می کرد و برهمین اساس درمی یافت که تخیلات و موهومات ذهنی در برابر مشهودات و بدیهیات عینی جایگاهی ندارند یعنی در آنجا که آقای امیری کله جویی فرموده: در صفحه 5 کتاب بین مفهوم اهل حق بودن و بر مذهب تشیع بودت ترکمیر موموند تناقض وجود دارد با امعان نظر می دید که بنده عبارت نقل قولی مشخصه از صفحه 156 کتاب حدیقه سلطانی آورده ام و سپس نظر خود را دال بر شیعه جعفری بودن ترکمیر موموند اظهار داشته ام.
    5. از آنجایی که تمام مکتوبات نوشتاری و اغلب نظرات گفتاری بر این بوده که قلعه چهر در شهرستان هرسین است فلذا بر این ایده استوار بودم و علی رغم نظر معدود مردمانی آنرا جزو جلالوند ذکر نکرده ام و حال اگر به قول آقای: امیری کله جویی قلعه ای به نام " قلعه چور" هم در جلالوند هست الحمدالله والمنه.
    6.ترکمیر موموند علی رغم نظر این بزرگوار هرگز روستازاده ای ساده نبوده زیرا اطلاعات وافر ترکمیر موموند از آیات و احادیث و اقوال و حکایات و ... به حدی است که هر عقل سلیمی درمی یابد که هم حافظ قران بوده و هم کسب علم کرده و هم اینکه شاگردش به نام محمدتقی موموند به این نکات اشاره داشته و امیدوارم آقای: امیری کله جویی دامنه مطالعات خود را زیادتر نماید تا بیشتر از لطایف حکمی و نکات قرانی سر در بیاورد و همچنین دریابد که در خصوص علم لدنی داشتن ترکمیر موموند در اول پاراگراف آورده ام که: اظهارات عوام بر این است ...
    7. در صفحه 6 و 7 کتاب حکایاتی تحت عنوان " حقیقت یا مجاز؟" از قبیل: ارتزاق ترکمیر موموند از خوان نهانی، جن گیری و ... آورده ام که این حکایات ورد زبان نوادگان ترکمیر موموند و اهالی منطقه است و امری طبیعی است که برای شاعران بزرگ در طول تاریخ حکایت هایی آمیخته با حقیقت و مجاز ساخته و پرداخته گردد و در اینجا آقای: امیری کله جویی به عنوان " حقیقت یا مجاز؟" توجه ننموده و به عبارت " الله العلم" در پایان عبارات دقت نکرده تا سطحی نگری آشکار ایشان مرتفع گردد.
    8. در پایان امیدوارم جناب آقای: کیومرث امیری کله جویی ضمن خروج ذهن خویش از عالم موهومات بیشتر به واقعیات توجه نماید زیرا با ساخت تخلصی شعری تحت عنوان " لک امیر" نمی تواندخود را فرزند حضرت ترکمیر عارف بداند چون سه قرن با حضرت مستطاب فاصله زمانی دارد و از طرفی دیگر شایسته نیست که سمند بی زین و افسار سخن را در هر میدانی به جولان دربیاورد زیرا لازمه سوارکاری داشتن لگامی استوار و زینی پایدار است و بهتر است به جای نقد و تحلیل آثار دیگران بیشتر به تصحیح عبارات رنج آور مندرج در شعر خودشان تحت عناوین: " لک خوینیاور" و اشتباهات تاریخی به کار برده و رعایت اوزان عروضی و ... بپردازد تا هم نان و نام بیابد و هم به بزرگیشان احترام گذاشته شود.
    خاک پای یار و اغیار
    بهادر غلامی

  • پیوند نظر  رضاییان رضاییان جمعه, 24 خرداد 1398 ساعت 10:57

    این مطالب طبلی تو خالی است.

  • پیوند نظر ا. ا. جمعه, 24 خرداد 1398 ساعت 00:19

    جناب آقای لک امیر با سلام، لطفا یکی از آن ده‌ها ترکه‌میری که می‌شناسید معرفی کنید. مطلب علمی نوشتن استناد و ادله می‌خواهد.

  • پیوند نظر  لک حسنوند لک حسنوند شنبه, 18 خرداد 1398 ساعت 22:20

    درود خدا بر دوستاران و مدافعان دلسوز فرهنگ و ادب قوم بزرگ لک و لکستان
    اول به لکستانی بودن خودم می بالم و افتخار میکنم شعرا و ادبای قوم بزرگ لک را دوست دارم و از خدای منان برای تک تک آنها آرزوی موفقیت و سربلندی را دارم ، لک و لکستان با شعر و ادب و فرهنگش با مهرورزی با نیک اندیشی و با تمام داشته هایش زیباست ، موفق باشید

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004