شما اینجا هستید: خانهیادداشتخشونت و بي‌تفاوتي ما

خشونت و بي‌تفاوتي ما

چهارشنبه, 22 خرداد 1398 ساعت 09:29 شناسه خبر: 4453 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
دکتر ترکارانی دکتر ترکارانی سیمره

خبرهاي نگران كننده‌اي كه اين روزها در سطح ملي و محلي در باره‌ي خشونت و قتل به گوش مي‌رسد، بسيار نگران كننده است. از قتل يك زنِ جوان توسط همسر دولت‌مردش و يا كشته شدنِ يك امام جمعه توسط يك شهروند عادي و نزاع دسته‌جمعي دو طايفه و كشته شدن چند نفر در اين ميان همگي باعث مي‌شود با نگراني در احوالات جامعه بيش‌تر دقت كنيم و به‌دنبال علت اين پديده و پيامدهاي زيان‌بارش باشيم. 

مشاهدات نشان مي‌دهد كه امروزه شكل و ميزان خشونت به نسبت در بين گروه‌هاي مرجع (دولتمردان، وكلا و روحانيون) چه به عنوان سوژه يا ابژه خشونت درحال افزايش است و قبح خشونت نيز در بين مردم كاهش يافته است تا جايي كه گاهي متهمان با آرامش و خون‌سردي روايت قتل خويش را بازگو مي‌كنند. اين عادي شدن خشونت و انتشار گسترده‌ی آن در رسانه‌ها خود مي‌تواند به دامن زدن به خشونت و تيز كردن چاقوي خشونت منجر شده، ما را به نقاط خطرناكي برساند.

البته كه خشونت در همه‌ی جوامع وجود دارد ولي اندازه و ابعاد آن متفاوت است. آن‌چه كه در جامعه‌ی ما اين وضعيت را متمايز مي‌سازد شكلِ خشونت و بي‌تفاوتي و عادي شدن نگرش جامعه نسبت به  اشكال خشونت است. جدا از آن‌كه تعدادِ حوادثِ خشونت‌آميز در جامعه‌ی ما افزايش يافته و يا نه كه اين گزاره نياز به آمارهاي دقيق دارد ولي آن‌چه واضح است، عادي شدن خشونت از منظر افراد جامعه و نوعي هم‌دلي مردم با فاعلان و قاتلان است. وقتي جامعه‌اي با قاتل، پرخاشگر و خودكشي‌كننده هم‌دلي مي‌كند و حق را به او مي‌دهد، اين خطر را در پي دارد كه اگر فرد در آن موقعيت قرار بگيرد خود نيز چنين كاري را مرتكب شود.

البته براي خشونت مي‌توان دلايل رواني، اجتماعي، سياسي، بيولوژيكي، اقتصادي و فيزيولوژيكي را بيان كرد ولي در اين‌جا فرصت بسط هركدام از اين عوامل را نداريم اما مي‌توان به فرايندي اشاره كرد كه چگونه زمينه را براي به‌وجود آمدن خشونت فراهم كرده و آدميان را به صورت بالقوه به موجوداتي پرخاشگر بدل مي‌كند تا با پديد آمدن زمينه‌ي منازعه به قرباني خشونت بدل شوند. (قاتل و مقتول هر دو قرباني خشونت هستند.)

يكي از دلايل بروز خشونت در هرجامعه‌اي وجود محروميت نسبي در آن‌جا مي‌باشد. در جامعه‌اي كه مردم احساس كنند توان رسيدن به اهداف و خواسته‌هايشان را ندارند و يا مسيرهاي رسيدن به اهداف و موفقيت به شدت محدود يا بسته است و چشم‌انداز روشني در اين باب نمي‌بينند، بيش‌تر دست به خشونت مي‌زنند. واقعيت اين است كه امروزه درصد بالايي از جامعه‌ی ما در حوزه‌ی اصلي زندگي يعني اقتصاد از رسيدن به حداقل خواسته‌شان يعني شغل به‌رغم داشتن توانايي ناكام هستند. (نرخ بيكاري بالا در بين جوانان تحصيل‌كرده خود گواهي بر محدود بودن اين مسير است.)

در اين‌جاست كه وقتي افراد احساس محروميت نسبي در اين حوزه داشته و امكان موفقيت در آن را بسيار پايين ببينند و بدانند كه با تلاش و كوشش فردي امكان رسيدن به حداقل خواسته‌هايش را ندارند و هم‌زمان با ناكامي فردي، شاهد احساس تبعيض و نابرابري شديد اجتماعي هم باشند و بينند كه ديگراني هستند كه نه با تلاش بيش‌تر بلكه با روابط بهتر، مسير بالا رفتن و برنده شدن را به راحتي طي مي‌كنند بنابراين اين‌جا افراد در همان چارچوب متعارف باقي نمانده و دست به انتخاب‌هاي متفاوتي مي‌زنند. انزوا و شورش و پرخاشگري و مهاجرت و اعتياد مي‌تواند اشكال پاسخ‌دهي به چنين وضعيتي باشند. گرچه بنا به وضعيت جامعه و قدرت دولت مي‌تواند سهم هريك از اين اشكال متفاوت باشد. ولي آن‌چه كه عموميت دارد بالارفتن ميزان انفعال و پرخاشگري باشد. يعني در افراد خشمي به‌وجود مي‌آيد كه گاهي نوك پيكان تخليه اين خشم به درون است و گاهي به برون. (خشم درون يعني خودكشي و افسردگي و اعتياد و خشم برون به پرخاشگري و قتل و بدزباني و..)

 از طرفي ديگراين خشم و ناكامي وقتي با نيروي جواني و فرهنگ مردسالارانه تركيب مي‌شود مي‌تواند شكل مخربي به خود بگيرد. اين‌جاست كه روزانه شاهد صحنه‌هايي از داد و فرياد و فحش‌پراكني جوانان در خيابان هستيم. چنين صحنه‌هاي منازعه‌آميز مي‌تواند به راحتي به خشونت تبديل شوند. مخصوصاً در جاهايي كه با خرده‌فرهنگ جوانان و فرهنگ رقابت و چشم و هم‌چشمي‌هاي محلي و طايفه‌اي تركيب مي‌شود. طنز تلخ آن‌جاست كه بزرگان قوم نه فقط كنترل كننده‌ی جوانان نمي‌شوند بلكه تحريك‌گر آن‌ها شده و ناتواني و يا خواسته‌هاي سركوب شده‌ی خود را ازطريق انرژي سرگردان اين جوانان به پيش مي‌برند. 

جوانان در اين زمينه به راحتي به عنوان عامل خشونت قرار مي‌گيرند چرا كه با داشتن توانايي و استعداد هيچ زمينه مشروع و مناسبي را براي نشان دادن توانايي و اثبات  خود نمي‌بينند و در كم‌تر عرصه‌اي مورد تحسين  ديگران قرار مي‌گيرند و تنها عرصه‌اي كه درآن مورد تحسين افراد هم طايفه و گروه‌هاي هم‌سالش قرارگرفته و ديده مي‌شوند در پرخاشگري و نزاع‌هاي جمعي و خياباني است. چنين جواناني مايلند كه بتوانند خشم فروخورده‌شان را بر سر فرد گم‌نامي تخليه كنند و زنده و يا مرده‌شان مورد تحسين ديگران قرار گيرد (نگارنده از بعضي از اين جوانان شنيده كه دوستدار اين است كه در چنين  نزاع‌هاي جمعي كشته شده و بعد از مرگ حجله‌اش را بر سر خيابان نصب كنند و رهگذران با گذر از كنار آن با خوردن افسوس از او ياد كنند!!!)

 بنابراين آن‌چه مايه‌ی نگراني است روند روبه رشد افزايش جواناني است كه در هيچ ميداني جز ميدان خشونت بازيگر نيستند و تنها عرصه‌اي كه مي‌توانند خود را نشان دهند عرصه‌ی خشونت و پرخاشگري است و در بقيه عرصه‌ها فضا براي رشد و رقابت و موفقيت آن‌ها بسيار محدود مي‌باشد(در عرصه‌ی ورزش به‌رغم وجود موفقيت افراد نادر ولي به‌خاطر رخنه‌ی فساد و نفوذ امكان تحرك و موفقيت افراد عادي محدود شده است. در عرصه‌ی سواد و تحصيلات كه  تحرك افراد نسبتاً مسدود است. در عرصه‌ی سياست و سازمان نيز همين‌طور و...)

افراد در اين شرايط، ديگران را رقيب و گاه دشمن خود مي‌پندارند و نه فقط با ديگران احساس هم‌دلي و شفقت و دل‌سوزي نداشته بلكه فكر مي‌كنند با عبور از روي ديگران و جا گذاشتن آن‌ها و رد شدن از روي آنان است كه مي‌توان به مقصد خود رسيد. در بهترين حالت گاهي با بي تفاوتي صحنه‌هاي درد و رنج ديگران را دست‌مايه سلفي‌هاي خود كرده و با گرفتن تصويري راه خود را مي‌گيرند و مي‌روند.

در پايان بايد گفت كه قصدم از نگارش اين يادداشت اين بود كه تبييني از مسئله‌ی خشونت در جامعه‌مان داشته باشم. شايد از منظر بعضي واقعيت به اين اندازه سياه و تلخ نباشد ولي بايد گفت تحقيقات و مشاهدات و ژرف‌انديشي‌هاي محققان نشان مي‌دهد كه زيرپوست جامعه بسيار تلخ و نگران كننده است گرچه اين لايه زيرين هنوز بسياري از خروجي‌هايش را نشان نداده و فعلاً بعضي ميوه‌هايش چنان تلخ وسياه نباشند ولي در صورتي كه براي اين مشكلات تدبيري انديشيده نشود اين خشونت خودش را به شكل‌هاي مخرب‌تري نشان خواهد داد. گرچه اشكالي از خود ويرانگري و دگر ويرانگري نيز در حال نمايان شدن است.

 

 

*جامعه‌شناس

 

**چاپ شده در شماره‌ی 496 سیمره (11 خرداد 1398)

 

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004