شما اینجا هستید: خانهیادداشتچرا می‌نویسیم؟

چرا می‌نویسیم؟

سه شنبه, 01 مرداد 1398 ساعت 15:05 شناسه خبر: 4517 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
صادق سیفی / سیمره صادق سیفی / سیمره

انتشار 500 شماره، در قواره‌ی کیفی سیمره، آن هم بر بستری چون فضای بندبازی که با هر لغزش حتا کوچک می‌تواند به سقوطی آزاد بینجامد، کاری ساده نیست و بنابر این باید بر این همت و سخت‌جانی ارج نهاد. 

ظریفی می‌گوید: روزنامه‌نگاری شبیه غرق شدن در اقیانوس شکلات است؛ با رضایت‌مندی و لذت بردن از آن‌چه به امید اثرگذاری می‌نویسی ولی معلوم نیست این شکلات خوش‌مزه در کجا تو را به موج‌های خروشان و پرتلاطم خود بسپارد! 

 

در کنار چنین تصویری، نگاه از بیرون به کار روزنامه‌نگاری هم درخور مداقه است. بارها گفته شده است: خاصیت این نوشتن‌ها چیست و این همه مطلب تاکنون چه تاثیری بر تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران توسعه‌ی منطقه داشته است و در حالی که هرکس به راه خود می‌رود «تا چند زنی به روی دریاها خشت!؟»

اینک باید دید آیا هم‌سو شدن با این «استفهام انکاری» در حیطه‌ي توسعه‌ي منطقه که مورد نظر پرسشگران است چه مشکلی را حل می‌کند!؟.

1- نویسنده به عنوان یک شهروند می‌خواهد در توسعه‌ی کشورش و شهر و دیارش سهمی داشته باشد. ابزار او سرمایه و زمین و تکنولوژی نیست بلکه قلمی است که با آن، خود را به جامعه پیوند می‌زند و بدین ترتیب او در شرایطی که ناسوری از عدم تعادل، پیکر زادگاهش را چرکین کرده است محکوم به نوشتن است. به گفته‌ی «اگزوپری»: بی‌پروایی او به حدی نرسیده است که بتواند در چنین موقعیت‌هایی خود را راحت و بی‌اعتنا احساس کند و «کامو» به درستی می‌گوید: مجبور نبودم بنویسم اگر جهان پاک و شفاف بود.

سخن آن استاد دانشگاه که هر هفته برای تدریس به خرم‌آباد می‌آمد عبرت‌آموز است؛ وقتی از او پرسیده بودند این همه رنج سفر چرا!؟ پاسخ داده بود: من با کنگرهای کوه‌های دوروبر این شهر و در میان این مردم رشد کرده‌ام و این تنها، سهمی ناچیز از دین من به این سرزمین و مردم آن است.

و به راستی که این نوستالژی، گاه موتورِ حرکت بسیاری از اندیشه‌ها می‌شود؛ افرادی هستند که احساس می‌کنند نمی‌توانند به سرنوشت سرزمین‌شان بی‌تفاوت بمانند چراکه بدون پیوند با آن دیار، از هم می‌گسلند، آن‌ها نیاز به بودن دارند و برای اثبات آن باید بگویند و بنویسند.

برای عده‌ای نوشتن، زندگی است. به قول «یوجین اتیل»: زمان حال یک میان‌پرده است که در آن از گذشته و آینده می‌خواهیم به زنده بودن ما شهادت دهند.

پس چرا نباید نوشت! از این زنده‌بودن، از شادی‌های مردمی که ما از جنس آن‌هاییم، از غم‌ها و رنج‌های‌شان، از توان‌های خیره‌کننده‌ی این سرزمین و از جفایی که در مسیر بی‌توجهی، به این توان‌ها تحمیل شده‌است. به قول فرزانه‌ای: فقط به این خاطر که نمی‌توانیم انتهای جاده را به وضوح ببینیم، دلیل قانع کننده‌ای برای شروع نکردن سفر نداریم.

گاه یک نوشته، جرقه‌ای می‌شود برای خلق یک اندیشه‌ی نو، یک تحول، یک حرکت دوران‌ساز به سوی به‌کردِ نقش و جایگاه سرزمین.

گاه جوهر قلم با آبیاری برهوت کاغذ، بر آن، بوته‌های زندگی می‌رویاند، درست مثل قالی‌باف‌هایی که با سر انگشت خود نقش و نگارهایی ماندگار می‌آفرینند. پس چرا نباید نوشت!؟.

2- در توسعه‌ی هر منطقه، عرصه‌ای دو وجهی فراروی هدف قرار دارد که در یک وجه آن دولت است و دستگاه‌های مسئول، و در وجه دیگر مردم‌اند و باز هم مردم. 

در حیطه‌ی نخست، «مک‌کله‌مند» به نقش محرک‌ها و فرصت‌هایی اشاره می‌کند که موجب پذیرش سریع تحول می‌شوند، محرک‌ها و فرصت‌هایی که انگیزه‌ی استفاده از خود را به‌وجود می‌آورند.

بر این پایه، نقش سرمایه‌گذاری‌های توسعه‌زا، در ایجاد تحول‌های فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی در یک جامعه، جایگاهی بارز می‌یابد و نمی‌توان از جامعه‌ای فقیر، توقع خیز اقتصادی و تحول اجتماعی داشت. در نتیجه، آن‌جا که دولت‌ها، سرمایه‌ها را هدایت کرده‌اند، همراه با آن، فرهنگ و اقتصاد را هم هدایت کرده‌اند. چرا که اگر دولت‌ها با محرک‌‌های القایی و ایجاد فرصت‌های نابرابر، برای برخی کانون‌ها، «مُهره» را بر «تاس» نمی‌نشاندند اینک آن همه « نَراد» به عنوان قطب‌های رشد و توسعه در کشور شکل نمی‌گرفت و در برابر، این همه استعداد، در کانون‌های دیگر به حاشیه نمی‌رفت.

با وصف این، زیر بار سنگین این وجه، وجه دیگر که مردم‌اند نباید به فراموشی رود. این وجه به تعبیر روان‌شناسان «میل به خودیابی» است و اگر این میل در ما ‌وجود نداشته باشد هیچ چیز تغییر نخواهد کرد.

بسیاری هستند که نسبت به وضع موجود استان انتقاد دارند ولی حاضر نیستند اندیشه‌های خود را برای توسعه‌ی این دیار به‌صورت سیستماتیک تدوین و ارائه دهند و پیگیر آن‌باشند و آن دسته هم که می‌نویسند در معرض این پرسش‌اند که چرا می‌نویسند؟! در حالی که به قول «همفری» باید به جای نگرانی نسبت به آینده، برای ساختن آن بکوشیم، همه با هم در یک هم‌افزایی برای این هدف، چرا که« کوه تنها با صدای ما صدا دارد.»

می‌گویند پیری، کالایی از دکانی برداشت و پا به فرار گذاشت. استادکار، با عجله شاگرد جوانش را به دنبال او فرستاد ولی شاگرد بعد از مدتی با دست خالی بازگشت. استاد از او پرسید چگونه تو با این جوانی حریف آن مرد پیر نشدی؟! شاگرد پاسخ داد: علت این بود که او به خاطر خودش می‌دوید ولی من به خاطر دیگری! 

آری عزیز! هنوز هم باید پذیرفت که: کس نخوارد پشت من جز ناخن انگشت من!

درست است که در بعضی جامعه‌ها وجود عامل مدیریتیِ گاه ناکارآمد و غیرمنعطف، هیچ پیشنهاد و نقدی را برنمی‌تابد و در نتیجه به قول «ولف»، حتا دیوان‌سالاری معطوف به هدف، درست‌کار و صادق نیز در رویارویی با هر نقد، خود را رو در رو با تنش می‌بیند ولی مگر برای مردم این جامعه‌ها راه دیگری جز نقد و مطالبه‌گری باقی می‌ماند؟! 

این که توجه نکردن به نوشته‌ی یک نویسنده از سوی دستگاه‌های مسئول تا چه حد می‌تواند از او سلب مسئولیت کند قابل بحث است. با این وصف، این را باید افزود که ممکن است در مقطعی، یک مدیر، یک کارشناس، یک تصمیم‌گیر را در حوزه‌ی آن‌چه دغدغه‌ی نویسنده است به اندیشه وادارد. مگر پاسخ‌های برخی دستگاه‌ها را به نوشته‌های مطبوعات نمی‌بینیم؟!

مهم نیست که گاه پاسخ‌ها حتا در حد تقابل‌اند؛ مهم این است که بالاخره طرف وارد بازی می‌شود و می‌داند که طرف دیگری نیز هست و باید پاسخ بدهد و اتفاقاً نوعی از توسعه هم، به تدریج در کوران همین تعامل‌ها اتفاق می‌افتد. آن را نباید دست‌کم گرفت؛ پس باید گفت و نوشت آن‌چنان که « پابلونرودا» می‌گوید: هم‌چنان به عشق، عشق می‌ورزیم / و به رسم خودمان،/ بی‌هیچ پرده‌پوشی‌/ دروغ‌گویان را به خاک می‌سپاریم و با آنان که حقیقت را می‌گویند زندگی می‌کنیم.

*چاپ شده در شماره‌ی 500 سیمره (1398/04/29)

 

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004