شما اینجا هستید: خانهیادداشتنه هرکه سر بتراشد قلندری داند!

نه هرکه سر بتراشد قلندری داند!

شنبه, 07 دی 1398 ساعت 09:54 شناسه خبر: 4789 1 نظر
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
دکتر کیانوش رستمی دکتر کیانوش رستمی

چند سالی است که رسانه‌های مکتوب لرستان را در پایان هفته از منظر محتوایی و شکلی بررسی می‌کنم. تصادفی چند نمونه را انتخاب می‌کنم، از این کار دو هدف دارم: یکی این‌که، کار هم‌کاران را ببینم شاید نکته‌ای تازه بیابم و بیاموزم و دو دیگر کتاب تاریخ مطبوعات لرستان را آماده‌ی چاپ دارم، تا اگر عمری باقی باشد و اوضاع نشر بهبود یابد، به سرانجامش برسانم.

 

روز یک‌شنبه، اول دی‌ماه، گذرم به ارشاد لرستان افتاد. تعدادی از نشریات مکتوب را تهیه کردم. آن‌ها را با دقت بررسی کردم و خواندم. چیز تازه و نکته‌ی قابل تاملی نیافتم؛ عکس‌های تکراری و بی‌کیفیت مدیران، رپورتاژ و چند گزارش از ادرات که نه «جالب» بودند و نه «خواندنی»! به هر روی ضعف ساختاری مطبوعات محلی خاصِ لرستان نیست، تقریباً این ضعف بنیادین در سراسر ایران کم و بیش دیده می‌شود. بحث در این باره را به مجالی دیگر وامی‌گذارم...

اما هنگام گشت‌وگذار در بین صفحات کسل‌کننده‌ی مطبوعات نگاهم به سه مطلب به «سرقت رفته» از هفته‌نامه‌ی سیمره افتاد که نه خبری از نام نویسندگان مطالب بود و نه یادکردی از منبع اصلی(سیمره)!! این مطالب سیمره در یک‌ نشریه‌ی محلی چاپ شده‌بودند. البته پیش‌تر هم یکی از رسانه‌های مکتوب استان تیتر یک سیمره «فلک‌زده‌ای به نام فلک‌الافلاک»1 نوشته‌ی استاد صادق سیفی را، تیتر یک خود کرده بود بدون اشاره‌ای به منبع اصلی و حتا نام نویسنده‌ی گرامی مقاله. هم‌چنین واپسین روزهای اردی‌بهشت‌ماه امسال به الشتر رفتم تا در همایش بزرگ‌داشت دوست فرهیخته و ارجمندم استاد علی‌مردان عسکری‌عالم، شرکت کنم؛ بدین روی گزارشی تهیه و در سیمره چاپ کردم.2 چند روز بعد آن گزارش را مثله شده در نیم‌تای پایین یکی از نشریات محلی دیدم که فاکتوری هم روی آن الصاق کرده به ارشاد تحویل داده بودند!! 

خوب جای تعجب ندارد! در این کشور و در این اوضاع شیر تو شیر، همه‌چیز امکان‌پذیر است. وقتی به راحتی آب خوردن غیرمطبوعاتی‌ها مطبوعاتی می‌شوند، وقتی ورود به این عرصه بسیار آسان است! وقتی با داشتن تنها یک‌برگ لیسانس می‌توان صاحب‌امتیاز و مدیرمسئول شد! وقتی به راحتی پایان‌نامه‌ی فوق‌لیسانس و دکترا و صندلی بهترین دانشگاه‌های ایران در رشته‌های پزشکی فروخته می‌شود! وقتی که دانش و سواد، خوار می‌شود و جادویی ارجمند! به قول حکیم توس: «هنر خوار شد جادویی ارجمند /  نهان راستی آشکارا گزند» و این‌ها مشتی است از خروار... چه انتظاری می‌توان داشت که طرف اخلاق حرفه‌ای را رعایت کند و تعهد اجتماعی را سرلوحه‌ی کار خویش قرار دهد! 

آیا مدیران نشریاتی که از دست‌رنج دیگران بهره‌ می‌برند، یک‌بار قانون مطبوعات را تورق کرده‌اند؟ آیا می‌دانند به استناد بند 9 و تبصره‌ی 1 ماده‌ی 6 همان قانون، چاپ مطالب بدون ذکر منبع جرم است و سرقت ادبی محسوب می‌شود؟ آیا کتاب اخلاق روزنامه‌نگاری کارن سندرز ترجمه‌ی علی‌اکبر قاضی‌زاده را خوانده‌اند؟ آیا فرق روزنامه‌داری و روزنامه‌نگاری را می‌دانند؟ آیا این دوستان می‌دانند که روزنامه‌نگار باتجربه و متعهدی چون استاد صادق سیفی، کار روزنامه‌نگاری را پلکانی و از دوران دانش‌آموزی با روزنامه‌دیواری آغازیده و پنج دهه سابقه‌ی قلم زدن در نشریات محلی و ملی دارد؟ این مرد شریف برای نوشتن یک یادداشت و مقاله بسیار وقت می‌گذارد. برای تک‌تک واژگانی که در متن نوشته‌اش به کار می‌برد حساب و کتاب دارد، حتا نگران علایم نگارشی چون ویرگول، نقطه ویرگول و.... است. آیا رواست مطلب ایشان را خیلی راحت برداریم و در نشریه‌ی خود چاپ و نامش را نیز حذف کنیم؟!

نشریه‌داری چپاندن تعدادی خبر و گزارش از این خبرگزاری و آن رسانه و تعریف و تمجید از فلان و بهمان مدیر نیست! «روزنامه‌نگاران باید امین، درست‌کار و با شخصیت باشند.»3

رسانه‌نگاری، سوادرسانه‌ای می‌خواهد، زحمت می‌خواهد، شب‌نخوابیدن می‌خواهد، خون دل خوردن می‌خواهد... روزنامه‌نگاری و کار مطبوعاتی آسان نیست؛ سخت‌ترین کار دنیاست. «روزنامه‌نگاری علم و تجربه است.»4 البته در ایران این حرفه را بسیار ساده فرض کرده‌اند بدین‌روی هرکسی آن‌گونه که در بالا گفتیم می‌تواند بدون مهارت و پشتوانه‌ی علمی و عملی وارد این وادی پیچیده شود. حاصل آن، چه می‌شود؟ روشن است و نیازی به گفتن نیست. 

جالب است خبرنگارانی که به مدد شبکه‌های اجتماعی و اینترنت «خبرنگار» شده‌اند و به راحتی از دست‌رنج دیگران کپی‌پیست می‌کنند، قرب و ارج‌شان نزد مدیران بی‌سواد و ضعیف بیش‌تر است. هر دولتی بیاید و برود آنان بر خر مراد خود سوارند و می‌تازند. همیشه اوضاع وفق مرادشان هست. اما نقش متولیان فرهنگ در این بین چیست؟ آیا نباید سره از ناسره تشخیص داده شود؟ آیا نباید ارشاد مطالب این نوع رسانه‌ها را با کمک یک تیم کارکشته و باتجربه بررسی محتوایی کند؟ چرا فرهنگ و ارشاد اسلامی با این افراد برخورد قانونی نمی‌کند؟ انتظار می‌رود ارشاد اسلامی چشمانش را روی این نوع تخلفات نبندد! زیرا سرقت ادبی جرمی است بارز ....

من نمی‌دانم وزارت فرهنگ چرا دلش را به «آمار» خوش کرده‌است؟ هر هفته تعداد زیادی مجوز فله‌ای صادر می‌کند؟ این رسانه‌ها چه دردی را از جامعه‌ی ما درمان می‌کنند؟ چقدر مردم را آگاه می‌کنند؟ این مجوزها را چه کسانی تصاحب ‌می‌کنند؟ تا کی باید آمار بی‌پشتوانه برایمان مهم باشد؟ مگر رسانه رکن چهارم دموکراسی نیست؟ چرا چنین ناشیانه تیشه به ریشه‌ی آن می‌زنید؟ 

همه‌ی ما به آموزش نیاز داریم. امیدواریم ارشاد اسلامی لرستان  با همکاری دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌های وزارت ارشاد اقدام به برگزاری کارگاه‌های مقدماتی و تکمیلی روزنامه‌نگاری کند.

ای مسئولان بدانید که «مطبوعات ضعیف، نه می‌توانند در خدمت توسعه باشند، نه به منافع عمومی خدمت کنند و نه گرهی از کار فروبسته‌ی دولت بگشایند. در چنین فضایی، زد و بند و بده‌بستان با منابع خبری، بی‌توجهی به مسایل و خواست‌های کیفی جامعه و مردم محلی، سطحی‌نگری، از دست دادن مخاطب، بریدن و چسباندن مطلب از منابعی غیر از خبرنگاران، تن دادن به توقعات و انتظارات نامعقول، سکه‌ی رایج روزنامه‌نگاری می‌شود...»5 تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل...

سخن را با بیتی نغز از حافظ شیرین سخن به پایان می‌بریم:  «هزار نکته‌ی باریک‌تر ز مو این جاست

نه هرکه سر بتراشد قلندری داند.»

 

پی‌نویس‌ها:

1-تیتر یک هفته‌نامه‌ی سیمره شماره‌ی 494 بیست‌وششم اردی‌بهشت 1398.

2-چاپ شده در شماره‌ی 495 سیمره یکم خرداد ماه 1398.

3- بدیعی، نعیم و حسین قندی، «روزنامه‌نگاری نوین»، تهران: انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی، 1382.

4- همان، صفحه‌ی217

5-مجموعه مقالات چهارمین سمینار بررسی مسایل مطبوعات ایران، جلد اول، آبان‌ماه 1391، صفحه‌ی 50.

*چاپ شده در سیمره519(7 دی‌ماه 98)

 

 

 

1 نظر

  • پیوند نظر  احمد لطفی احمد لطفی دوشنبه, 09 دی 1398 ساعت 10:30

    استادگرامی، نوشته ی حضرتعالی را به دقت مطالعه کردم، متن این مقاله درد و دغدغه ی اهل فضیلت و دانایی است، که از قلم شما تراوش پیدا کرده است. واقعیت این است که در کشورهای جهان سوم هیچ چیزی سرجای خودش نیست. از قدیم گفته اند اصالت بسیار با ارزشتر از تربیت است. خیلی هستند برای حرفه ای تربیت شدند، و یا جایگاهی را پر کرده اند، اما اصالت و شایستگی آن کار و شغل را ندارند . بطور مثال رانتی که چشم عقل و وجدان را نابینا می کند و افراد ناتوان را در کرسی دانشجوی رشته ی پزشکی جا می دهد و یابا سرقت مقاله ی دیگران بدون رعایت حداقل اخلاق حرفه ای نام اورا هم ذکر نمی کند اینها همه دردهایی هستند که در سرتاسر مشاعل این کشور قابل مشاهده هستند ، وقتی متولیان گسترش فرهنگ چنان تخلفاتی را انجام می دهند پس وای به حال دیگران.
    به قول سعدی شیرازی؛
    هرچیز که بگندد نمکش می زنند
    وای به روزی که بگندد نمک
    درچنین دنیای آشفته بازاری فریادها به جایی نمی رسند، درجهان سوم روشنگری و خرد در چنبره ی قدرت و ثروت اسیر است، با تبلیغات کاهی را کوه و یا کوهی را گاه می کنند. شاید سالها پیش ان شاعر هم به این شناخت و افراد بی اخلاق پی برده است، که فرموده؛
    هرکه را اسرار حق آموختند
    مُهر کردند و دهانش دوختند

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004