شما اینجا هستید: خانهیادداشترابطه‌ی کوزت و تتلو

رابطه‌ی کوزت و تتلو

دوشنبه, 15 ارديبهشت 1399 ساعت 00:35 شناسه خبر: 5120 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
الهام خوشنام‌وند الهام خوشنام‌وند سیمره

احتمالاً آن رییسی که قبلاً هم رییس بود اما الان رییس‌تر شده، سعی می‌کند خنده‌های قاه‌قاهش را با تتلوی خالدار در زمان ادای تکلیف به یاد نیاورد اما عیان شده سازی را که موقع رای‌خواهی، ناکوک می‌نواخت با پر و بال دادن به بی‌ریشه‌ها، اکنون صدایش آبروی هنر و فرهنگ مملکت را به باد داده است! می‌دانم اقتضای سیاست بی‌پیر همین است.

نیازش داری می‌پذیریش به همان شکلی که هست؛ با موهای رنگ‌شده و رژلب‌های جیغ بنفش یا خال‌کوبی‌هایی که مستندهای صدا و سیمایتان هربار در تحلیل‌هایی عجیب، هزار نکته‌ی باریک‌تر ز مو از آن کشف و پخش می‌کنند. اما امان از وقتی که لازمش نداری! دو حالت دارد یا ون‌های گشت ارشاد و تعهد و توبیخ یا پرده جلوی چشم‌کشیدن و ندیدن.

سرنوشت آن فکل‌های رنگ‌شده و روسری‌های عقب‌رفته طبیعتاً به راه‌حل اول و دوستان دیروزین و پرده‌دران امروز چون تتلویِ جان به راه‌حل دوم ختم می‌شود.

از آن‌جایی که روان‌شناسان معمولاً همیشه ریشه‌ی تمام رفتارهای کج و ناهنجار آدمیان را به چاله‌هایی در کودکی ربط می‌دهند ما هم به سیاق عقلای آن قوم، عرض می‌داریم که اگر مسئولان عزیز در دوران کودکی دهه‌ی مشهور به شصتی‌ها آن‌قدر فیلم‌های مادرمردگی با تم بدبختی و بیچارگی به خورد کودکان نمی‌دادند، محصولش تولید غده‌های قلمبه‌ی عقده چون تتلو نمی‌شد.

بی‌انصاف‌ها این‌قدر اوشین و پرین و هاچ‌ها را در حلق چشم ما فرو کردند و اشک‌های گوهربار از دیدگان خون‌شده برای کوزت و هایدی ریختیم که بیش‌تر هم‌دهه‌ای‌های‌مان نیمه‌کور شدیم و نیمه‌ی دیگر بینایی را در صف‌های بلند سوء‌تغذیه از دست دادیم؛ به همین سوی چراغ قسم!

ما نسلی بودیم که ساعت‌ها در صف نانوایی‌ها، کوپن‌ها و پیت‌های رنگارنگ، انتظار کشیدیم بدون هیچ توقعی و سن، البته فقط یک عدد بود. از بچگی کارگری در شهرهای بزرگ و دوندگی پابه‌پای بزرگ‌ترها برای گذران زندگی، عادت نه که خصلت‌مان شده بود. باور کنید اگر برنامه داشتید و می‌خواستید، به راحتی می‌توانستید از نسل ما کشوری بسازید که دنیا را به حیرت وادارد اما دریغ که ما فقط وقتی به کار می‌آییم که پای صندوق‌های... رای در میان باشد. این شد که آن همه صبر و رنج و خودساختگی به هدر رفت و آن‌ها که پا و پول داشتند گریختند و اکنون به آباد کردن ممالکی مشغولند که با آغوش باز می‌پذیرندشان. ما هم که ماندیم خیلی‌هایمان در کنج خانه‌ها افسرده و افیونی، خیلی‌ها همآغوش خاک... و از پرده‌دری و عصیانمان تتلوها زاییده شدند!

اشخاصی که محصول عملکرد اشتباه مسئولان در حوزه‌ی پرورش توانایی‌ها، علاقه‌مندی‌ها و تقسیم منابع‌اند. ما رها شدیم بی‌مدیریت و خودرو رشد کردیم و نتیجه‌ي آن رهاشدگی، طبیعتاً میدان‌دارشدن تفکراتی است که تتلوها را می‌زاید. اوضاع حتا بدتر شده با رسیدن کودکان و نوجوانان تعلیم‌نیافته‌ای که در برابر این کپه‌های عقده و حقارت، هیچ حفاظی ندارند و آموزشی ندیده‌اند. پدر و مادرها که ما باشیم هم-با آن سابقه که ذکرش رفت-از صبح تا شب در ادامه‌ی روزهای کودکی از صفی به صف دیگر می‌دویم تا زندگی نباتی خالی از معنی‌مان بگذرد  و فرزندان بی‌دفاع‌مان در پستوی خانه‌ها با گوشی و تبلت به دهان پلید سواستفاده‌گران فضای مجازی هل داده می‌شوند. 

در این میان مسئولانی که قبل‌تر به خاطر رای اندوختن به هر دستاویزی چنگ می‌زدند، امروز چشم‌های خود را بسته‌اند بر روی جنایاتی از قبیل  تشویق بچه‌ها به استعمال مواد مخدر، فحشای آن‌هم زیر سن قانونی و هنجارشکنی‌هایی که حتا در غربی که آقایان مدعی فروپاشی قریب‌الوقوع‌اش به خاطر فساد هستند، هم این‌قدر پررنگ نیست؛ و گوش‌های خود را کر کرده‌اند بر فریادهای دل‌سوزانی که بر تفکرات سهل‌انگار آن‌ها که این‌گونه افراد را می‌سازد هشدار می‌دهند.

از بیرون که نگاه می‌کنی احساس می‌کنی عنان همه‌چیز از دست مسئولان خارج شده فرهنگ، هنر، آموزش، اقتصاد و سیاست اما از آن‌جایی که هدف، بلندمدت نیست و نهایت برنامه‌ریزی هر مدیر، دوره‌ی مسئولیت خودش است؛ نتیجه می‌شود ریگی، می‌شود تتلو، می‌شود آبان ۹۸؛ پر از نارضایتی، از خشم و کینه و نفرت. بی‌آن‌که دست تدبیری از رودخانه‌ی برنامه و امیدواری، آبی بر این آتش همه‌گیر بریزد.

از آن ناامیدکننده‌تر، جهان‌بینی میلیون‌ها کودکی‌ست که طی سالیان گذشته، هزاران میلیارد سرمایه‌ی کشور به نام تربیت آن‌ها در جلسات و کاروان‌ها دود شد و به هوا رفت اما اکنون چشم به دهان متعفن تتلویی دارند که خود مصداق بارز عقده‌های روانی و جسمی و جنسی‌است و شب را با فرمان بق‌بقوی او به صبح می‌رسانند!

برای این نسل، دیگر سوباسا، پرین و حتا ایکیوسان هم -با سانسورهایشان- جواب نمی‌دهد؛ طرحی نو باید انداخت قبل از آن‌که انفجار فاجعه‌ای حتمی، دودمان همه را به باد فنا دهد.

کاش نسل ما آن‌قدر قانع و پذیرا نبودیم تا شما این اندازه بی‌خیال نمی‌شدید حضرات مسئول!

 

 

  چاپ شده شماره‌ی 530 سیمره (1399/02/13)

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004