چاپ کردن این صفحه

شکاف فرقِ «عدالت» با دست «جهالت»

چهارشنبه, 24 ارديبهشت 1399 ساعت 15:17 شناسه خبر: 5160 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
حمزه فیضی‌پور حمزه فیضی‌پور سیمره

در دلِ روز  کار و تلاش نهفته  است (جَعَلْنَا النَّهارَ مَعاشاً / نبا : 11 ) اما چهره‌ی شب آرامش بخشِ در سکوت برای توان‌افزایی  قوای جسمانی  برای فردای روز دیگر است (جَعَلْنَا اللَّيْلَ لِباساً / نبا : 10 ). در ماه رمضان یک دگرگونی در کارکردِ شب و روز به‌وجود می‌آید :«بیداری و داد»  در ظلمتِ شب  و  « سکوت» در روز روشن. اما چرا در شبِی که باید زمان سکوت و آرامش باشد (جَعَلْنا نَوْمَكُمْ سُباتاً / نبا : 9) زمان ناله و داد گشته است؟

 

پاسخ : ناله از بیدادِ جهل در آغاز روز آن‌هم به وقت سجده‌ی از روی "علم وآگاهی" برخاک است.  در این ساعات  از لیالی و ایام  یک مجموعه نقش‌ها و صفات  «عینیت» دارند:  انسان، هوس، انسانیت، شیطان  و جهالت .

 انسانِ هوس‌آلوده وعده و وعیدها ( ابن ملجم)

انسانیتِ معصوم یافته و «بابِ شهرعلمِ»  سر بر سجده  تواضع (علی «ع»)

فرشته‌ی شیطان شده  به تحریکِ «هوس»، تهییجِ «غرور» و تذهیبِ «جهل»

نقش یکی از سر غرور و دمیدن هوس برای «نفس» است تا  انسان به ظاهر دیندار را  به سمت دردمندی برای دین  وسوسه نماید!!

 نقش دیگر یک «انسان» است: سمبل تواضع، نماد شجاعت، شیر خدا و زبان گویایِ «عدالت»

نقش سوم  باز یک انسان است:  نماد دینداریِ، راوی دینداریِ "پوسته بدون مغز": جهالتِ محض........

«یک طرف: دستِ جهالت و طرف دیگر: مغزِ عدالت»

 در لحظات آغازین روزِ و نمایشِ سجده  خرد بر نامِ «خرد آفرین»؛ جهالت  به رقص درمی‌آید،  پوسته‌ی بدون مغز راویِ  "ناله در شبِ آرامش"  و  "سکوت در روزِ تلاش" برای همه اعصار می گردد و  شیطان اغواگر پایبند به قسمش در اصرار بر انحراف، اظهار بر شاهدِ بازاریِ جهل  و پرده نشین شدنِ خرد .

  آن‌گاه از دست جاهلِ جاعل، خنجر «کینه» و تیغِ «عقده»  بر فرقِ سر نهاده بر سجده عشق  فرود می‌آید، شروع  روزِ تلاش با غروب تدریجی خورشید عمرِ سمبل جهاد و معاش  همنوا می‌شود: از آن پس به وقت لیالی و ایام رمضانی قدر،  شب و روز در هم تنیده می‌شوند (یولج النهار فی الیل....) روزها در عزای شکافتن فرق عدالت؛ روزه سکوت و حیرت می‌گیرد و هم‌چنان مرثیه‌گو: حیرت از  کارآمدی «جهل» در نبرد با  «خرد» و شب‌ها روزه  ناله  و بیداری از بیداد جهل!!  و "تنزل فرشتگان" در  دل این شب‌ها.

 یکی به قسم سودای سر در پایین  و به نام قرآن گمراه شد و گمراهیِ جهل آفرید و دیگری در بی‌نهایت تواضع  و به قسم سودای سر در بالا برای همیشه نمادِ عدالت و خرد گشت: هردو؛  تا به ابدالدهر به مثال شب و روز خواهند بود !

زان که از قرآن بسی گمره شدند

زان رَسَن قومی درون چَه شدند

مَر رَسَن را نیست جرمی ای عنود

چون تو را سودای سربالا نبود